١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٦ از ٨ تا ٢٢ ارديبهشت

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
از مذاكره با امريكا بى غيرتى يا حماقت است تا بايد با امريكا مذاكره است:

انقلاب اسلامى: در شماره گذشته، قول هاشمى رفسنجانى در موافقت با گفتگو با امريكا را آورده‏ايم. از آن پس، ابراز نظر و واكنشها فراوان شده‏اند:
در نماز جمعه 22 فروردين، روزى بعد از انتشار سخنان هاشمى رفسنجانى و برخى از اصلاح طلبان و نيز سخنان منتسب به خاتمى (سايت رويداد آن را منتشر كرد و "تكذيب" شد)، خامنه‏اى همانطور سخن گفت كه در گزارش مندرج در شماره پيش، آمده بود. او كه در مقام بيان بود، در مورد گفتگو با امريكا سكوت كرد. او به روش خمينى عمل كرد: مذاكره بكنيد اما اسمش را مذاكره نگذاريد! و
* خليل زاد، نماينده بوش در افغانستان و عراق، با نماينده ايران در سازمان ملل گفتگو كرده‏است. در باره اين گفتگو، سخنگوى كاخ سفيد گفته است:
در 22 آوريل، آرى فليشر، سخنگوى كاخ سفيد گفته‏است:
ايران مثال خوبى براى دموكراسى نيست. دولت ايران نوع ديگرى از دولت ديكتاتورى است.
او درباره مذاكره نماينده ايران در سازمان ملل با زلماى خليل زاد گفته‏است: امريكا و ايران كانال هاى ارتباطى خود را دارند، چنانكه اين دو دولت در كنفرانس بن راجع به افغانستان صحبت كردند. انقلاب اسلامى: روابط پنهانى از "كانالهاى ارتباطى"، بى غيرتى و حماقت است يا نيست؟ پاسخ هرچه باشد، نظر هاشمى رفسنجانى مصداق قول خامنه‏اى (بى غيرت و احمق) است. اما خامنه‏اى او را "رئيس مجمع تشخيص مصلحت" كرده‏است. پيش از اينكه ببينيم خامنه‏اى خود نيز مصدق قول خود شده‏است يا نه، كنشها و واكنشهاى ديگر را نيز بخوانيد:
گفته شده‏است: معاون وزير خارجه انگليس، بهنگام سفر به ايران، پيامى از سوى آمريكا به رژيم ملاتاريا داده است: در صورت رفع نگرانيهاى امريكا به ويژه در باره تلاش ايران در دستيابى به سلاح هسته‏اى، مسائل موجود قابل حل خواهد بود. كالين پاول، وزير خارجه مريكا، گفته‏است: واشنگتن برنامه‏اى براى تكرار سناريوى عراق در ايران و سوريه ندارد. ما نگرانى هايى در باره سوريه داريم كه به اطلاع مقام‏هاى سورى رسانده‏ايم. ما همچنين از برخى از سياست‏هاى ايران نگرانيم كه ايرانى‏ها نيز بطور كامل از آن اطلاع دارند. اما در حال حاضر هيچ فرصت و برنامه جنگى براى سرنگونى حكومتى و يا تحميل دموكراسى خود به كشورهاى ديگر نداريم.
در 18 آوريل، ريچارد پرل و هم گروه او، ولفوويتز، معاون وزير دفاع، گفته‏اند:

* پرل: در ايران، بهيچرو صحبت از مداخله خارجى نيست، نه از سوى آمريكا و نه از سوى هيچ كشور ديگرى. مردم منطقه از حوادث عراق الهام خواهندگرفت.

* پل ولفوويتز، در مصاحبه‏اى با فاكس نيوز،: برخورد با ايران بيشتر سياسى است تا نظامى. تلويزيون SBC درباره ثروت خانواده هاشمى گزارش تهيه مى‏كند؟:
بازتاب خبر مى‏دهد: شبكه SBC امريكا اعلام كرد تصويربردارى گزارش از ثروت خانواده هاشمى به پايان رسيده و اين گزارش در مرحله تدوين است.
گفته مى‏شود در اين گزارش - كه با بودجه قابل توجهى تهيه شده‏است - به ميزان ثروت خانواده هاشمى و وضعيت مالى مسؤولان ايران، پرداخته شده‏است.
منابع خبرى مى‏گويند: در جريان تهيه اين گزارش،SBC چندين نفر از عوامل خود را به عنوان بازرگان و طرف تجارى وارد ايران كرده است و از چگونگى مذاكره آنان با طرف‏هاى ايرانى، تصاويرى به صورت مخفيانه برداشت كرده‏اند.
واردات اتومبيل‏هاى لوكس اروپايى به تعداد زياد براى برخى ارگان‏ها و نهادها نيز از جمله موضوعات طرح شده در اين گزارش است. 28 فروردين 82، محسن رضايى به خبرگزارى فارس گفته‏است: آمريكايى‏ها طالب مذاكره نيستند وگرنه چراغ سبزهايى در زمان رياست جمهورى آقايان هاشمى رفسنجانى و خاتمى به آنها داده شده‏است:
* در دوران هاشمى، تورگت اوزال و نخست وزير ژاپن به ما گفتند اگر شما به آزادى گروگانها در لبنان كمك كنيد، امريكا نيز سياست خود را تغيير خواهد داد. اما پس از تحقق اين امر، هيچ اتفاقى نيفتاد.

* در دوران خاتمى هم به نهادهاى دولتى دستور داده شد كه در پادگان‏ها و مراكز دولتى پرچم آمريكا را آتش نزنند. و همچنين ما در بحران افغانستان و عراق هم دخالتى نكرديم اما در ازاى آن هيچ امتيازى نگرفتيم. نظر شخصى من اينست كه ديپلماسى ايران در قبال امريكا بايد تغيير كند اما ديپلماسى يك طرفه بدون امتياز فايده‏اى ندارد. ايران علاوه بر سلاح‏هاى نظامى از توانايى‏هاى ناشناخته‏اى برخوردار مى‏باشد و نمونه آن حزب الله است كه جزو اولين كشور عربى بود كه توانست اسراييل را شكست دهد و مصداق آن هم در ايران وجود دارد و اگر مسوولان استراتژى مناسبى‏را به موقع اتخاذ كنند امريكاييان نمى‏توانند از طريق نظامى به اهداف خود برسند. تواضع بيش از حد ايران در مقابل سياست‏هاى آمريكا باعث شد تا معاون وزير خارجه انگليس به ايران سفر كند و اين بزرگترين توهين به كشورى مى‏باشد كه متواضعانه برخورد كرده است. موضع ايران در رابطه با سوريه با عراق كاملاً متفاوت است مسوولان سياسى در ايران بايد به اين تفاوت‏ها توجه داشته باشند و از سوريه دفاع كنند. خاتمى، در واكنش نسبت به پيشنهاد هاشمى رفسنجانى (رفراندوم براى گفتگو با امريكا)، گفته‏است: رفراندوم در مسايل خارجى اصلاً معنا ندارد و كار، كار تخصصى و مراجع مشخصى دارد و مصالح كشور بايد تشخيص داده شود.
خاتمى در واكنش نسبت به تهديد سوريه از سوى امريكا، گفته‏است: جمهورى اسلامى با اين كشور همراه است و از آن دفاع مى كند. البته نه از راه نظامى! توضيح هاشمى رفسنجانى در باره مصاحبه‏اش با مجله راهبرد: مصاحبه من دو ماه پيش انجام شده بود و موضوع آن هم وظايف مجمع بود و اينكه مجمع براى وفاق چه مى‏تواند بكند تا اختلافات حل شود. اما به حاشيه كشيده شد. آمريكاييها ايران را شناخته‏اند، خام نخواهند شد كه در ايران ماجراجويى كنند. بنا بر اين بايد تلاش كنيم كه در سوريه هم اتفاقى نيفتد. عوارض ماجراجويى به قدرى است كه بايد اميد وار بود كه ديگر تكرار نشود. مزروعى، سخنگوى فراكسيون مشاركت در مجلس، در گفت‏وگو با خبرنگار "بازتاب": ما به دنبال رابطه با آمريكا بوده و هستيم. سياست تنش زدايى در عرصه سياست خارجى مى‏بايست با همه لوازم و مقتضياتش پذيرفته و اجرا شود... در شرايط خاصى كه ما با آن روبرو هستيم، تنها راهى كه مى‏تواند براى ما در عرصه سياست خارجى پاسخگو باشد، همان سياست تنش زدايى است. متأسفانه يك جريان متشكل از برخى افراد نظامى پس از روى كار آمدن آقاى خاتمى هم به صورت نظرى با اين سياست مخالفت كردند و هم عملاً نگذاشتند كه در عرصه سياست خارجى، اين مسأله به درستى اعمال شود و همواره به دنبال اين بودند كه اين سياست را شكست خورده جلوه دهند... به دليل مسايل و مشكلات و بينش‏هاى خاصى كه در كشور وجود داشت، هيچگاه اجازه داده نشدكه بحث رابطه با آمريكا اجرا شود و حتى در اين زمينه بحث و تبادل نظر شود و عملاً ما اين فرصت را از دست داديم. اما در زمان كنونى، به نظر مى‏رسد كه در رابطه با آمريكا بايد اقدام جديدى صورت گيرد و بتوانيم متناسب با رفتار و عمل آنان، اقداماتى را در جهت عادى سازى روابط انجام دهيم كه البته در اين رابطه ما نياز به مجموعه سياست‏هاى خاصى داريم كه شايد بهتر باشد اول از نهادهاى مدنى مثل مجلس آغاز شود بعد نهادهاى حكومتى اين سياست را انجام دهند. در مجلس هم اكثريت موافق اين مسأله هستند، كما اينكه پيشتر هم بحث رابطه با آمريكا مطرح بود و بنا به دلايلى مسكوت ماند.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، در باب مذاكره با امريكا، خامنه‏اى سكوت كرده‏است. اما سخنگويان دو جبهه با آن موافقند. بديهى است در جبهه خامنه‏اى، گرايش مخالفى وجود دارد و او را بخاطر موضعش سرزنش كرده‏است (شريعتمدارى و برخى از سر دسته‏هاى "انصار حزب الله") اما مخالفت آنها گوياى بازى دو گانه خامنه‏اى است. بنا بر گزارش از ايران، در پى فروپاشى رژيم صدام، ترس شديدى بر ملاتاريا حاكم گشته‏است. گردانندگان در سكوتى عميق فرو رفته‏اند. همه منتظرند ببينند اوضاع عراق چگونه تحول مى‏كند. اينست كه خامنه‏اى در همان حال كه "اجازه داده است" مذاكره با امريكا پيشنهاد شود، نمى‏خواهد تا پيش از روشن شدن افق سياسى عراق، مذاكره انجام بگيرد. هم به اين خاطر كه اعتبارش را نزد شيعه عراق مى‏برد و هم بدين خاطر كه مى‏داند بايد از خود مايه بگذارد. با وجود اين، برخى از مشاورانش به او گفته‏اند: فردا دير است. زيرا از سوئى براى امريكا راهى جز تعيين تكليف رژيم ايران نمانده‏است و از طرف ديگر، تحول اوضاع عراق هر جهت را كه پيدا كند، نظام جمهورى اسلامى بازنده‏تر است. زيرا اگر در جهتى تحول كند كه مخالف سياست امريكا باشد، آن نظر در امريكا و اسرائيل قوت مى‏گيرد كه مدعى است ريشه در ايران است و تا اين ريشه كنده نشود، خاورميانه روى "آرامش" به خود نمى‏بيند. و اگر وضعيت عراق بر وفق مراد امريكا تحول كند، اين نظر قوت مى‏گيرد كه چرا نبايد تجربه را در ايران تكرار كرد؟ بنا بر اين، تا اوضاع بحرانى است و جنبش شيعه قوى است (اربعين در كربلا) و امريكا در موقعيت تكرار جنگ در عراق نيست، مى‏بايد مذاكره و معامله كرد. انقلاب اسلامى: خامنه‏اى نزد "خواص" رژيم، با مذاكره موافقت كرده و مصداق حكم خود (طرفدار مذاكره با امريكا يا احمق است و يا بى غيرت) شده‏است. بنا بر قاعده، دير يا زود، در علن نيز مصداق آن حكم مى‏شود. اما اگر او و دستيارانش مى‏توانستند عقل خويش را آزاد كنند، تن به آزادى و مردم سالارى مى‏دادند و اختيار كشور را به مردم باز مى‏گذاشتند و نيازمند مذاكره با امريكا، از موضع حماقت و بى غيرتى نمى‏شدند. امريكا در برابر يك دولت منتخب مردم و مردم سالار، ناگزير از تمكين به حقوق مردم ايران مى‏شود.


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر