|
از مذاكره با امريكا بى غيرتى يا حماقت است تا بايد با امريكا مذاكره است:
انقلاب اسلامى: در شماره گذشته، قول هاشمى رفسنجانى در موافقت با گفتگو با امريكا را آوردهايم. از آن پس، ابراز نظر و واكنشها فراوان شدهاند:
در نماز جمعه 22 فروردين، روزى بعد از انتشار سخنان هاشمى رفسنجانى و برخى از اصلاح طلبان و نيز سخنان منتسب به خاتمى (سايت رويداد آن را منتشر كرد و "تكذيب" شد)، خامنهاى همانطور سخن گفت كه در گزارش مندرج در شماره پيش، آمده بود. او كه در مقام بيان بود، در مورد گفتگو با امريكا سكوت كرد. او به روش خمينى عمل كرد: مذاكره بكنيد اما اسمش را مذاكره نگذاريد! و
* خليل زاد، نماينده بوش در افغانستان و عراق، با نماينده ايران در سازمان ملل گفتگو كردهاست. در باره اين گفتگو، سخنگوى كاخ سفيد گفته است:
در 22 آوريل، آرى فليشر، سخنگوى كاخ سفيد گفتهاست:
ايران مثال خوبى براى دموكراسى نيست. دولت ايران نوع ديگرى از دولت ديكتاتورى است.
او درباره مذاكره نماينده ايران در سازمان ملل با زلماى خليل زاد گفتهاست: امريكا و ايران كانال هاى ارتباطى خود را دارند، چنانكه اين دو دولت در كنفرانس بن راجع به افغانستان صحبت كردند.
انقلاب اسلامى: روابط پنهانى از "كانالهاى ارتباطى"، بى غيرتى و حماقت است يا نيست؟ پاسخ هرچه باشد، نظر هاشمى رفسنجانى مصداق قول خامنهاى (بى غيرت و احمق) است. اما خامنهاى او را "رئيس مجمع تشخيص مصلحت" كردهاست. پيش از اينكه ببينيم خامنهاى خود نيز مصدق قول خود شدهاست يا نه، كنشها و واكنشهاى ديگر را نيز بخوانيد:
گفته شدهاست: معاون وزير خارجه انگليس، بهنگام سفر به ايران، پيامى از سوى آمريكا به رژيم ملاتاريا داده است: در صورت رفع نگرانيهاى امريكا به ويژه در باره تلاش ايران در دستيابى به سلاح هستهاى، مسائل موجود قابل حل خواهد بود.
كالين پاول، وزير خارجه مريكا، گفتهاست: واشنگتن برنامهاى براى تكرار سناريوى عراق در ايران و سوريه ندارد. ما نگرانى هايى در باره سوريه داريم كه به اطلاع مقامهاى سورى رساندهايم. ما همچنين از برخى از سياستهاى ايران نگرانيم كه ايرانىها نيز بطور كامل از آن اطلاع دارند. اما در حال حاضر هيچ فرصت و برنامه جنگى براى سرنگونى حكومتى و يا تحميل دموكراسى خود به كشورهاى ديگر نداريم.
در 18 آوريل، ريچارد پرل و هم گروه او، ولفوويتز، معاون وزير دفاع، گفتهاند:
* پرل: در ايران، بهيچرو صحبت از مداخله خارجى نيست، نه از سوى آمريكا و نه از سوى هيچ كشور ديگرى. مردم منطقه از حوادث عراق الهام خواهندگرفت.
* پل ولفوويتز، در مصاحبهاى با فاكس نيوز،: برخورد با ايران بيشتر سياسى است تا نظامى.
تلويزيون SBC درباره ثروت خانواده هاشمى گزارش تهيه مىكند؟:
بازتاب خبر مىدهد: شبكه SBC امريكا اعلام كرد تصويربردارى گزارش از ثروت خانواده هاشمى به پايان رسيده و اين گزارش در مرحله تدوين است.
گفته مىشود در اين گزارش - كه با بودجه قابل توجهى تهيه شدهاست - به ميزان ثروت خانواده هاشمى و وضعيت مالى مسؤولان ايران، پرداخته شدهاست.
منابع خبرى مىگويند: در جريان تهيه اين گزارش،SBC چندين نفر از عوامل خود را به عنوان بازرگان و طرف تجارى وارد ايران كرده است و از چگونگى مذاكره آنان با طرفهاى ايرانى، تصاويرى به صورت مخفيانه برداشت كردهاند.
واردات اتومبيلهاى لوكس اروپايى به تعداد زياد براى برخى ارگانها و نهادها نيز از جمله موضوعات طرح شده در اين گزارش است.
28 فروردين 82، محسن رضايى به خبرگزارى فارس گفتهاست: آمريكايىها طالب مذاكره نيستند وگرنه چراغ سبزهايى در زمان رياست جمهورى آقايان هاشمى رفسنجانى و خاتمى به آنها داده شدهاست:
* در دوران هاشمى، تورگت اوزال و نخست وزير ژاپن به ما گفتند اگر شما به آزادى گروگانها در لبنان كمك كنيد، امريكا نيز سياست خود را تغيير خواهد داد. اما پس از تحقق اين امر، هيچ اتفاقى نيفتاد.
* در دوران خاتمى هم به نهادهاى دولتى دستور داده شد كه در پادگانها و مراكز دولتى پرچم آمريكا را آتش نزنند. و همچنين ما در بحران افغانستان و عراق هم دخالتى نكرديم اما در ازاى آن هيچ امتيازى نگرفتيم. نظر شخصى من اينست كه ديپلماسى ايران در قبال امريكا بايد تغيير كند اما ديپلماسى يك طرفه بدون امتياز فايدهاى ندارد. ايران علاوه بر سلاحهاى نظامى از توانايىهاى ناشناختهاى برخوردار مىباشد و نمونه آن حزب الله است كه جزو اولين كشور عربى بود كه توانست اسراييل را شكست دهد و مصداق آن هم در ايران وجود دارد و اگر مسوولان استراتژى مناسبىرا به موقع اتخاذ كنند امريكاييان نمىتوانند از طريق نظامى به اهداف خود برسند. تواضع بيش از حد ايران در مقابل سياستهاى آمريكا باعث شد تا معاون وزير خارجه انگليس به ايران سفر كند و اين بزرگترين توهين به كشورى مىباشد كه متواضعانه برخورد كرده است. موضع ايران در رابطه با سوريه با عراق كاملاً متفاوت است مسوولان سياسى در ايران بايد به اين تفاوتها توجه داشته باشند و از سوريه دفاع كنند.
خاتمى، در واكنش نسبت به پيشنهاد هاشمى رفسنجانى (رفراندوم براى گفتگو با امريكا)، گفتهاست: رفراندوم در مسايل خارجى اصلاً معنا ندارد و كار، كار تخصصى و مراجع مشخصى دارد و مصالح كشور بايد تشخيص داده شود.
خاتمى در واكنش نسبت به تهديد سوريه از سوى امريكا، گفتهاست: جمهورى اسلامى با اين كشور همراه است و از آن دفاع مى كند. البته نه از راه نظامى!
توضيح هاشمى رفسنجانى در باره مصاحبهاش با مجله راهبرد: مصاحبه من دو ماه پيش انجام شده بود و موضوع آن هم وظايف مجمع بود و اينكه مجمع براى وفاق چه مىتواند بكند تا اختلافات حل شود. اما به حاشيه كشيده شد. آمريكاييها ايران را شناختهاند، خام نخواهند شد كه در ايران ماجراجويى كنند. بنا بر اين بايد تلاش كنيم كه در سوريه هم اتفاقى نيفتد. عوارض ماجراجويى به قدرى است كه بايد اميد وار بود كه ديگر تكرار نشود.
مزروعى، سخنگوى فراكسيون مشاركت در مجلس، در گفتوگو با خبرنگار "بازتاب": ما به دنبال رابطه با آمريكا بوده و هستيم. سياست تنش زدايى در عرصه سياست خارجى مىبايست با همه لوازم و مقتضياتش پذيرفته و اجرا شود... در شرايط خاصى كه ما با آن روبرو هستيم، تنها راهى كه مىتواند براى ما در عرصه سياست خارجى پاسخگو باشد، همان سياست تنش زدايى است. متأسفانه يك جريان متشكل از برخى افراد نظامى پس از روى كار آمدن آقاى خاتمى هم به صورت نظرى با اين سياست مخالفت كردند و هم عملاً نگذاشتند كه در عرصه سياست خارجى، اين مسأله به درستى اعمال شود و همواره به دنبال اين بودند كه اين سياست را شكست خورده جلوه دهند... به دليل مسايل و مشكلات و بينشهاى خاصى كه در كشور وجود داشت، هيچگاه اجازه داده نشدكه بحث رابطه با آمريكا اجرا شود و حتى در اين زمينه بحث و تبادل نظر شود و عملاً ما اين فرصت را از دست داديم. اما در زمان كنونى، به نظر مىرسد كه در رابطه با آمريكا بايد اقدام جديدى صورت گيرد و بتوانيم متناسب با رفتار و عمل آنان، اقداماتى را در جهت عادى سازى روابط انجام دهيم كه البته در اين رابطه ما نياز به مجموعه سياستهاى خاصى داريم كه شايد بهتر باشد اول از نهادهاى مدنى مثل مجلس آغاز شود بعد نهادهاى حكومتى اين سياست را انجام دهند. در مجلس هم اكثريت موافق اين مسأله هستند، كما اينكه پيشتر هم بحث رابطه با آمريكا مطرح بود و بنا به دلايلى مسكوت ماند.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، در باب مذاكره با امريكا، خامنهاى سكوت كردهاست. اما سخنگويان دو جبهه با آن موافقند. بديهى است در جبهه خامنهاى، گرايش مخالفى وجود دارد و او را بخاطر موضعش سرزنش كردهاست (شريعتمدارى و برخى از سر دستههاى "انصار حزب الله") اما مخالفت آنها گوياى بازى دو گانه خامنهاى است. بنا بر گزارش از ايران،
در پى فروپاشى رژيم صدام، ترس شديدى بر ملاتاريا حاكم گشتهاست. گردانندگان در سكوتى عميق فرو رفتهاند. همه منتظرند ببينند اوضاع عراق چگونه تحول مىكند. اينست كه خامنهاى در همان حال كه "اجازه داده است" مذاكره با امريكا پيشنهاد شود، نمىخواهد تا پيش از روشن شدن افق سياسى عراق، مذاكره انجام بگيرد. هم به اين خاطر كه اعتبارش را نزد شيعه عراق مىبرد و هم بدين خاطر كه مىداند بايد از خود مايه بگذارد.
با وجود اين، برخى از مشاورانش به او گفتهاند: فردا دير است. زيرا از سوئى براى امريكا راهى جز تعيين تكليف رژيم ايران نماندهاست و از طرف ديگر، تحول اوضاع عراق هر جهت را كه پيدا كند، نظام جمهورى اسلامى بازندهتر است. زيرا اگر در جهتى تحول كند كه مخالف سياست امريكا باشد، آن نظر در امريكا و اسرائيل قوت مىگيرد كه مدعى است ريشه در ايران است و تا اين ريشه كنده نشود، خاورميانه روى "آرامش" به خود نمىبيند. و اگر وضعيت عراق بر وفق مراد امريكا تحول كند، اين نظر قوت مىگيرد كه چرا نبايد تجربه را در ايران تكرار كرد؟ بنا بر اين، تا اوضاع بحرانى است و جنبش شيعه قوى است (اربعين در كربلا) و امريكا در موقعيت تكرار جنگ در عراق نيست، مىبايد مذاكره و معامله كرد.
انقلاب اسلامى: خامنهاى نزد "خواص" رژيم، با مذاكره موافقت كرده و مصداق حكم خود (طرفدار مذاكره با امريكا يا احمق است و يا بى غيرت) شدهاست. بنا بر قاعده، دير يا زود، در علن نيز مصداق آن حكم مىشود. اما اگر او و دستيارانش مىتوانستند عقل خويش را آزاد كنند، تن به آزادى و مردم سالارى مىدادند و اختيار كشور را به مردم باز مىگذاشتند و نيازمند مذاكره با امريكا، از موضع حماقت و بى غيرتى نمىشدند. امريكا در برابر يك دولت منتخب مردم و مردم سالار، ناگزير از تمكين به حقوق مردم ايران مىشود.
|
|