١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٥ از ٢٤ فروردين تا ٨ ارديبهشت

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
سازمان بازرگانى جهانى هم كشك!- گريز از سرمايه گذارى و خطر ركود ديرپا؟:

انقلاب اسلامى: ايرانيان كه "اقتصاد مال خر است" خمينى را تجربه كرده‏اند، مى‏تواند بفهمند بنيادگرائى بوش چه بلائى مى‏تواند بر سر اقتصاد امريكا و اقتصاد جهان آورد اگر مردم امريكا و مردم جهان نتوانند او و حكومتش را مهار كنند. با وجود اين، اين اطلاعات را به نقل از لوموند (6 آوريل 2003) و اكونوميست (5 آوريل) از نظرشان مى‏گذرانيم: در تحول اقتصاد جهان، چندين شاخص جهت را نشان مى‏دهند:

* سازمان بازرگانى جهانى زمين گير شده‏است و جاى آن را موافقتهاى دوجانبه گرفته‏اند. افزايش سالانه مبادلات بين المللى از حدود 10 در صد در سال، به حدود 2 در صد كاهش يافته‏است.

* سرمايه گذاريهاى بين المللى از خطر مى‏گريزند. به استثناى چين كه سرمايه جذب مى‏كند، سرمايه گذاريها در كشورهاى غنى بعمل مى‏آيند. چهار منطقه بزرگ پولى (دلار، اورو، ين ژاپن و يوآن چين) دست اندر كار جنگ جهانى پولى از راه رقابت در كاهش ارزش پول شده‏اند. دولتهاى كشورهاى پيشرفته، از نو، به نقش دولت در اقتصاد بها مى‏دهند. پيش از اين، سلامت اقتصاد در گرو نبود و يا اندك بودن كسر بودجه بود اما اينك ايجاد كسر بودجه روشى جلوگيرى از بى رونق شدن اقتصاد تلقى مى‏شود و بكار مى‏رود. در برابر بحرانى كه در برخى از بخشهاى اقتصاد بروز كرده‏است، براى رفع بحران، دولت مداخله مى‏كند: برنامه حمايت از كشاورزى و برنامه حمايت از صنعت آهن و برنامه كمك به حمل و نقل هوائى در امريكا و حمايت اروپا از كشاورزى و دفاع از صنعت در آلمان و ملى كردن بانكها در ژاپن، نمونه هائى هستند كه گزارش مى‏كنند بازگشت از عدم مداخله ليبرالى را به مداخله گرائى باز ليبرالى.

* رئيس نخستين قدرت روى زمين، به مؤسسات بين المللى كه در 1945 تأسيس شده‏اند، پشت مى‏كند. تمامى كشورهاى رشد يافته بودجه‏هاى نظامى و پليسى خود را افزايش مى‏دهند تا كه با تروريسم و ناامنى مبارزه كنند. اين گرايش قابل فهم است بشرط آنكه از ياد نبريم كه اين پولهاى بى حساب از حساب سرمايه گذاريهائى كاسته مى‏شوند كه مى‏توانند سرنوشت انسانها را بهتر مى‏كنند. خطر ركود و اين پرسش كه آيا پايان دور ليبرال فرا رسيده‏است؟

* مرحله اول جهانى شدن اقتصاد در قرن بيستم با جنگ اول جهانى در 1914 تا 1918، و بحران سخت 1929 پايان يافت. از آن پس، جهان يك دوران نيم قرنى حمايت گرائى (حمايت از محصول داخلى در برابر رقابت خارجى) و ملى گرائى به خود ديد.

* مرحله دوم جهانى شدن از 1945 آغاز شد. در سالهاى 80، كاستن از حقوق و موانع گمركى و توسل به سياست مالى (كاستن از كسر بودجه و مبارزه با تورم و...) سياست اقتصادى مطلوب گشت.

* اينك موقعيت جهانى ايجاب مى‏كند چرخشى، بسا كوتاه مدت، بعمل آيد. تمايل ديروز اين بود كه هرچه بيشتر بطرف ليبراليسم برويم. امروز تمايل وارونه شده‏است. سياستهاى ملى از نو اهميت بدست مى‏آورند و آموزه‏هاى ليبراليسم يا مورد تجديد نظر قرار مى‏گيرند و يا رها مى‏گردند. در كشورهاى در راه رشد اين آموزه‏ها رها مى‏شوند. در حقيقت سياستهاى اقتصادى ليبرال (تعديل اقتصادى شامل خصوصى كردن اقتصاد، رياضت اقتصادى، ليبراليزه كردن) رها مى‏شوند كه صندوق بين المللى پول تجويز مى‏كرد و از اين پس، ضرورتهاى محلى، سياسى، اجتماعى در نظر گرفته مى‏شوند. در كشورهاى رشد يافته نيز بر سر سياست‏هاى پولى و مالى (بودجه) كشماكش است: بحث بر سر ركود و كاهش قيمتها ميان اقتصادهاى فرانسوى. بنظر اين اقتصاد دان‏ها جريانى بوجود آمده‏است كه اقتصاد دنيا را بطرف يك مدار بسته بحران مى‏برد كه مفر نيز ندارد. زمان اعلان خطر گذشته و ما با خطر روبرو هستيم هم اكنون اقتصادهاى ژاپن و آلمان و هنگ كنگ در معرض ويرانى هستند. بنا بر اين مى‏بايد از اين ويرانى و توسعه آن جلوگيرى بعمل آورد.

* كاهش قيمت ها ضد تورم است. كاهش زياد و طولانى قيمتها است. عوامل مختلفى دست به دست مى‏دهند تا چنين پديده‏اى بوجود مى‏آيد: سقوط نرخ بهره و قرضه عاملان اقتصادى افزايش مى‏يابد و ورشكستگيها بيشتر مى‏شوند. در نتيجه، تقاضاى عاملان كاهش مى‏پذيرد و اقتصاد گرفتار ركود مى‏گردد و قيمتها رو به كاهش مى‏گذارند. اقتصاد ژاپن 10 سال است كه گرفتار اين وضعيت است.

* راه حل كدام است؟ راه حل مداخله مستقيم دولت است. از سه راه: يا بانك مركزى سهام و اوراق بهادار را مشكوك را مى‏خرد. يا آنها را به بهائى بالاتر از قيمت آنها در بورس مى‏خرد تا به مؤسسات كمك كند. و يا دولت مؤسسات دارى مشكل را ملى مى‏كند. ژاپن روش سوم را بر گزيد و 70 ميليارد دلار خرج مؤسسات بانكى در حال ورشكستگى كرد.

* از ديد بسيارى از اقتصاددان‏ها آلمان نيز در وضعيتى نظير وضعيت ژاپن است. ضربه اتحاد دو آلمان و جانشين مارك كردن اورو، آلمان را در وضعيت سختى قرار داده‏است. بانك مركزى اروپا نرخهاى بهره خود را با توجه به اقتصاد تمامى اتحاديه اروپا تعيين مى‏كند. اين سياست به حال صنعت آلمان مساعد نيست. زيرا بيشتر از اقتصادهاى ديگر از فشار جهانى شدن گرفتار تنگ نفس شده‏است. چرا كه قيمتهاى فرآورده‏هاى چين بر تمامى قيمتهاى صنعتى دنيا در جهت پائين آمدن، فشار وارد مى‏كند. چاره اينست كه دولت بانكهاى آلمان را حمايت مالى كند. با توجه به اوضاع و احوال اقتصادى، چاره جز اين نيست كه احكام جزمى رها شوند و سياستهاى پولى جديد توانا به ايجاد رونق اقتصادى، اتخاذ شوند. به سخن ديگر، ليبراليسم رها شود. شاخصهاى اقتصادى امريكا و اروپا و ژاپن و كانادا، گوياى جهتى است كه اقتصادهاى غرب و ژاپن يافته‏اند:

* شاخصهاى اقتصاد امريكا: شاخص داده صنعتى از 5/50 در ماه فوريه به 2/46 در ماه مارس پائين آمده‏است. علت بى اطمينانى است كه جنگ عراق ببار آورده‏است. از 1980 بدين سو، ديده نشده بود آنچه در سه ماه اول سال 2003 ديده مى‏شود. از فوريه 2002 تا فوريه 2003، ميزان فروش در امريكا 1/2 افزايش يافته است حال آنكه در 12 ماه پيش از آن، 5 درصد افزايش يافته بود.

* اروپا: نرخ بيكارى در اروپا از 6/8 درصد در ماه ژانويه به 7/8 درصد در ماه فوريه افزايش يافته‏است. نرخ بيكارى در فرانسه، از 1/9 درصد در ماه ژانويه به 2/9 درصد در ماه فوريه افزايش يافته‏است. نرخ بيكارى در ايتاليا نيز از 9/8 در صد در دسامبر 2002 به 9 درصد در ژانويه 2003 افزايش يافته‏است.

* در ژاپن، از ميزان بيكارى كاسته شده‏است: از 5/5 درصد در ماه ژانويه به 2/5 درصد در ماه فوريه كاهش يافته است.

* در كانادا، ميزان دستمزد كارگران 8/1 درصد در سال گذشته افزايش يافته‏است. اما در واقع، 6/2 درصد كاهش يافته است. انقلاب اسلامى: و مى‏دانيم كه در حكومت هاشمى رفسنجانى، ليبراليسم اقتصادى سياستگزار شد كه براى عدالت اجتماعى نيز محلى از اعراب قائل نبود. اينك كه در همه جاى جهان آن اقتصاد فاجعه ببار آورده‏است و در منطقه ما، استبداد خشونت گستر و جنگ و ترور و ناامنى ابعاد فاجعه را بزرگ‏تر كرده‏است، هر ايرانى بايد بداند تا وقتى سياست اقتصادى ترجمان آزادى و استقلال و رشد بر ميزان عدالت اجتماعى نباشد، غارت ثروتهاى كشور از سوئى و فقر و خشونت از سوى ديگر تشديد مى‏شود.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر