انقلاب اسلامى: اينك بنگريم اين اطلاعات، در مطبوعات
خارجى چگونه بازتاب جستهاند؟:
رفسنجانى «ژوكر سياه» رژيم و مردى كه دوست دارد
امريكا او را به شاهى ايران منصوب كند!:
فيگارو (9 ژوئيه 2003) گزارش - تحليل فرستاده خود
از ايران، كلود لوريو Claude Lorieux، را انتشار دادهاست. عنوان گزارش، «رفسنجانى
«ژوكر سياه» رژيم» است. نكات اصلى گزارش عبارتند از:
منفور، ترسناك اما همواره طرف مراجعه بخاطر قدرتش،
رفسنجانى مىتواند ژوكر يك جمهورى اسلامى مورد انزجار در داخل و تحت فشار از بيرون،
«ژوكر سياه»، رژيم باشد. در زمانى كه كوچههاى ايران، از خشم و محروميت، مىغرد و جوانان،
نسبت به اهل سياست، بى تفاوتى تحقيرآميزى را ابراز مىكنند، بازگشت به جلو صحنه شخصى
كه تجسم گذشتهاست، بيش از حد غير قابل فهم مىنمايد.
اما اين مرد آنقدر پولدار و سر سپرده و تجربه
دارد كه او را به داشتن موقعيتى خاص نزد خامنهاى، رهبر جمهورى اسلامى، توانا كنند.
موقعيتى كه موضوع قيل و قال در مساجد و قهوه خانههاست. يك ايرانى نزديك به رژيم بدون
شادى، اين امر را تصديق مىكند. او مىگويد: «رفسنجانى تنها كسى است كه جرأت آن را
دارد مسئله سخت حساس روابط با امريكا را طرح كند بدون اينكه موجب تغير رهبر شود. وقتى
او تشخيصى مىدهد، به تشخيص او توجه مىكنند. زيرا ديگران دورتر را نمىبينند او مىبيند».
عطريانفر، مدير سابق روزنامه همشهرى، امر خارق
عادتى را باز مىگويد: «خاتمى كه دو سال ديگر دوران رياست جمهوريش بپايان مىرسد، تقريباً
هيچ اختيارى ندارد حال آنكه رفسنجانى 6 سال است كه ديگر رئيس جمهورى نيست. با وجود
اين، اين احساس وجود دارد كه او آيندهاى پيش روى خود دارد». يك خارجى مقيم ايران نيش
زنان مىافزايد: «اين آدم دوست مىدارد كه امريكا او را به شاهى ايران منصوب كند».
مدت 8 سالى كه جنگ ايران و عراق ادامه داشت، على
اكبر هاشمى رفسنجانى «صاحب قدرت» آية الله خمينى در شوراى عالى دفاع بود. بخاطر طولانى
كردن بيهوده جنگ بعد از پايان دادن به اشغال خاك ايران از سوى قواى عراق، مورد سرزنش
نيز هست.
در 1989 به رياست جمهورى انتخاب شد. يك غربى
خاطر نشان مىكند كه او «ايران را در راه تجدد (مدرنيته) قرار داد». در پى انتخاب ظفرمندانه
جانشين او، خاتمى، در 1997، او مىتوانست مقام برجستهاى پيدا كند. اما با توجه به
اين امر كه او رسواى عام بود، اصلاح طلبان كه خود نيز طرفداران ناب اصالت انسان نبودند،
او را به دنبال غازچرانى فرستادند. برخى فكر مىكنند اصلاح طلبان اشتباه كردند. چرا
كه او رئيس مجمع تشخيص مصلحت شد و جواب رفتار تحقيرآميز آنها را با جلوگيرى از تصويب
بخش بزرگى از لوايح آنها داد.
رأى دهندگان نيز با او خوش رفتار نبودند. در
انتخابات سال 2000 مجلس، در تهران، در آخرهاى فهرست قرار گرفت...
ايرادهايى كه به هاشمى رفسنجانى گرفته مىشوند،
عبارتند از:
* نقش او در ترورها و سركوبگريهاى جمهورى اسلامى
در ايران و در خارج از ايران؛
* لاقيدى او نسبت به مسائل حقوق بشر. و
* بخصوص شهرت خانواده او به فساد كه سرآمد اعضايش،
پسران اويند. برادر او محمد هاشمى به اين «دروغ بزرگ» اعتراض مىكند و مىافزايد:
«خانواده رفسنجانى از انقلاب بدين سو، ثروتمند نشدهاند».
چندين سياست مرد براى رفسنجانى سينه مىزنند زيرا
از اينكه برخى از اصلاح طلبان كج راهه رفض نظام را در پيش گرفتهاند، مىترسند. ب.
نوبخت كه نماينده و از بانيان حزب «ميانه روى و توسعه» است كسانى را افشا مىكند كه
«از برنامه، چيزى جز شعارهاى تحريكآميز ندارند». امير محبيان، سرمقاله نويس روزنامه
رسالت، توضيح مىدهد كه «جامعه ايرانى مذهبى است. حداقلى كه مىتوان توقع داشت، اينست
قوانين پيشنهادى و بخصوص اصلاحات به اسلام صدمه وارد نكنند». محمد هاشمى، «آقاى برادر»،
همان سخن را باز مىگويد: «جمهوريت و اسلام دو اصل موازى هستند و ايرانيان جدا كردن
اين دو را از يكديگر بر نمىتابند».
مسئولان رژيمى كه در كوچه مورد مخالفت و اعتراض
است، در دانشگاهها مورد اعتراض است و حتى در سطح روحانيت نيز انتقاد مىشود و از آن
سو، امريكا نيز با آن بدرفتار است، سخت در پى نسخهاى هستند كه گرداب بحرانى را پيش
گيرد، كه دارد بر مىخيزد. آنها در وراى مرزها به نسخه هائى چشم دوختهاند كه ديگران
بكار بردهاند. دو نسخه مورد نظرند: نسخه چين و نسخه تركيه.
مسئلهاى كه اين مسئولان مىخواهند حل كنند،
متحول كردن كشور است بدون اينكه به قلب نظام جمهورى اسلامى كه آيةالله خمينى بنا گذاشته،
يعنى حاكميت اسلام، دست بخورد:
* الگوى چين اصلاحات اقتصادى است با احترام به ايدئولوژى
رسمى. سوريه، متحد رژيم ايران كه چون ايران زير فشار واشنگتن است، اين نسخه را بكار
گرفتهاست.
* نوبخت مىگويد نسخه حزب اسلام گراى تركيه به رهبرى
طيب اردگان - نخست وزير كنونى تركيه - است. اين حزب مىكوشد اسلام و تجدد را با يكديگر
وفق دهد. او تنها نيست. هرچند اختلاف جو تهران با آنكارا و پكن، سخت نمايان است.
نوبخت مىافزايد كه «رفسنجانى، بخاطر ميانه
رويش، نقش تعيين كنندهاى در بيرون بردن كشور از وضعيت كنونى، مىتواند بازى كند».
محمد هاشمى جلوتر مىرود. او برادر خود را «منجى، كسى كه كشور را از افراط گرايان دو
جبهه، رها مىكند»، توصيف مىكند. اما اين ادعاها، زهر خند نه تنها بر لبان اصلاح گرايان
افراطى كه بر لبان بسيارى از ايرانيها مىآورند. اينان مىگويند: رفسنجانى نه تنها
در ميان اهل سياست، در شمار منفورترينهاست، بلكه تحت تعقيب بين المللى، بنا بر حكم
دادگاه، بخاطر قتل رهبران كرد، در برلين، در رستوران ميكونوس، نيز هست.
حتى محافظه كارى چون امير محبيان نيز اين
ادعاها را نمىپذيرد و مىگويد: «اينها آدمهائى هستند كه مىخواهند مسائل ايران امروز
را به روشهاى گذشته حل كنند». يك كارشناس ايران مىافزايد: «رفسنجانى بهمراه رژيم ملايان
از ميان خواهد رفت».
اما رژيم هنوز برجا است. و از كسى كه همان
كارشناس «ماهى بزرگ در مرداب سياست ايران» توصيفش مىكند، بسا سخن بميان خواهد آمد.
پرزيدان خاتمى ايرانيان را مغبون كردهاست. ايرانيها بدنبال شاخهاى هستند كه بدان
بچسبند. يك روشنفكر مذهبى اعتراف مىكند: «ما ايرانيها ضعفى داريم و آن اينست كه از
حل مسائل در محدوده نهادهاى خاص خود، ناتوانيم. ما «مستبد» خلق مىكنيم. حال مستبد
يا رفسنجانى است و يا يكى ديگر...»
انقلاب اسلامى: بدينسان، اطلاع صحيح است: هاشمى
رفسنجانى همچنان در پى «ائتلاف بزرگ»، با حذف «افراطيهاى دو طرف» است. او وعده مىدهد
كه اصلاحات را انجام دهد بدون اينكه به «قلب نظام» صدمهاى وارد شود. مدعى است كارى
را كه خاتمى نتوانست او خواهد توانست. چرا كه حالا جبهه خامنهاى - هاشمى رفسنجانى
به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد اصلاحات انجام بگيرند اما بدست خود آنها!
اما دروغ ادعاى او عيان است. زيرا الف - رژيم
فساد و خيانت و جنايت دست ساخت آنها و جبهه آنهاست و ب - فساد اصلى و ريشه فساد ولايت
مطلقه فقيه است چرا كه بنا بر اين اصل، هيچ چيز جز قدرت (= زور) كار برد ندارد. و ج
- اصلاح بنيادى يا انقلاب، انتقال ولايت به جمهور مردم است و اين انتقال در بخشى بزرگ،
به تغيير طرز فكرها و رفتارها و در بخشى ديگر به مردم سالار كردن ساخت دستگاه ادارى
و نظامى انجام مىگيرد. با اين تغييرها، محلى عملى براى ملاتاريا نمىماند تا هاشمى
رفسنجانى، كسى كه در رأس هرم جنايت و خيانت و فساد گستران قرار گرفتهاست ،آن را اشغال
كند.