١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٢ از ٨ تا ٢٢ مرداد

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
انقلاب اسلامى: اينك بنگريم اين اطلاعات، در مطبوعات خارجى چگونه بازتاب جسته‏اند؟:

رفسنجانى «ژوكر سياه» رژيم و مردى كه دوست دارد امريكا او را به شاهى ايران منصوب كند!:

 

 

 

 فيگارو (9 ژوئيه 2003) گزارش - تحليل فرستاده خود از ايران، كلود لوريو Claude Lorieux، را انتشار داده‏است. عنوان گزارش، «رفسنجانى «ژوكر سياه» رژيم» است. نكات اصلى گزارش عبارتند از:

  منفور، ترسناك اما همواره طرف مراجعه بخاطر قدرتش، رفسنجانى مى‏تواند ژوكر يك جمهورى اسلامى مورد انزجار در داخل و تحت فشار از بيرون، «ژوكر سياه»، رژيم باشد. در زمانى كه كوچه‏هاى ايران، از خشم و محروميت، مى‏غرد و جوانان، نسبت به اهل سياست، بى تفاوتى تحقيرآميزى را ابراز مى‏كنند، بازگشت به جلو صحنه شخصى كه تجسم گذشته‏است، بيش از حد غير قابل فهم مى‏نمايد.

     اما اين مرد آنقدر پولدار و سر سپرده و تجربه دارد كه او را به داشتن موقعيتى خاص نزد خامنه‏اى، رهبر جمهورى اسلامى، توانا كنند. موقعيتى كه موضوع قيل و قال در مساجد و قهوه خانه‏هاست. يك ايرانى نزديك به رژيم بدون شادى، اين امر را تصديق مى‏كند. او مى‏گويد: «رفسنجانى تنها كسى است كه جرأت آن را دارد مسئله سخت حساس روابط با امريكا را طرح كند بدون اينكه موجب تغير رهبر شود. وقتى او تشخيصى مى‏دهد، به تشخيص او توجه مى‏كنند. زيرا ديگران دورتر را نمى‏بينند او مى‏بيند».

  عطريانفر، مدير سابق روزنامه همشهرى، امر خارق عادتى را باز مى‏گويد: «خاتمى كه دو سال ديگر دوران رياست جمهوريش بپايان مى‏رسد، تقريباً هيچ اختيارى ندارد حال آنكه رفسنجانى 6 سال است كه ديگر رئيس جمهورى نيست. با وجود اين، اين احساس وجود دارد كه او آينده‏اى پيش روى خود دارد». يك خارجى مقيم ايران نيش زنان مى‏افزايد: «اين آدم دوست مى‏دارد كه امريكا او را به شاهى ايران منصوب كند».

  مدت 8 سالى كه جنگ ايران و عراق ادامه داشت، على اكبر هاشمى رفسنجانى «صاحب قدرت» آية الله خمينى در شوراى عالى دفاع بود. بخاطر طولانى كردن بيهوده جنگ بعد از پايان دادن به اشغال خاك ايران از سوى قواى عراق، مورد سرزنش نيز هست.

      در 1989 به رياست جمهورى انتخاب شد. يك غربى خاطر نشان مى‏كند كه او «ايران را در راه تجدد (مدرنيته) قرار داد». در پى انتخاب ظفرمندانه جانشين او، خاتمى، در 1997، او مى‏توانست مقام برجسته‏اى پيدا كند. اما با توجه به اين امر كه او رسواى عام بود، اصلاح طلبان كه خود نيز طرفداران ناب اصالت انسان نبودند، او را به دنبال غازچرانى فرستادند. برخى فكر مى‏كنند اصلاح طلبان اشتباه كردند. چرا كه او رئيس مجمع تشخيص مصلحت شد و جواب رفتار تحقيرآميز آنها را با جلوگيرى از تصويب بخش بزرگى از لوايح آنها داد.

      رأى دهندگان نيز با او خوش رفتار نبودند. در انتخابات سال 2000 مجلس، در تهران، در آخرهاى فهرست قرار گرفت...

  ايرادهايى كه به هاشمى رفسنجانى گرفته مى‏شوند، عبارتند از:

 * نقش او در ترورها و سركوبگريهاى جمهورى اسلامى در ايران و در خارج از ايران؛

 * لاقيدى او نسبت به مسائل حقوق بشر. و

 * بخصوص شهرت خانواده او به فساد كه سرآمد اعضايش، پسران اويند. برادر او محمد هاشمى به اين «دروغ بزرگ» اعتراض مى‏كند و مى‏افزايد: «خانواده رفسنجانى از انقلاب بدين سو، ثروتمند نشده‏اند».

  چندين سياست مرد براى رفسنجانى سينه مى‏زنند زيرا از اينكه برخى از اصلاح طلبان كج راهه رفض نظام را در پيش گرفته‏اند، مى‏ترسند. ب. نوبخت كه نماينده و از بانيان حزب «ميانه روى و توسعه» است كسانى را افشا مى‏كند كه «از برنامه، چيزى جز شعارهاى تحريك‏آميز ندارند». امير محبيان، سرمقاله نويس روزنامه رسالت، توضيح مى‏دهد كه «جامعه ايرانى مذهبى است. حداقلى كه مى‏توان توقع داشت، اينست قوانين پيشنهادى و بخصوص اصلاحات به اسلام صدمه وارد نكنند». محمد هاشمى، «آقاى برادر»، همان سخن را باز مى‏گويد: «جمهوريت و اسلام دو اصل موازى هستند و ايرانيان جدا كردن اين دو را از يكديگر بر نمى‏تابند».

  مسئولان رژيمى كه در كوچه مورد مخالفت و اعتراض است، در دانشگاهها مورد اعتراض است و حتى در سطح روحانيت نيز انتقاد مى‏شود و از آن سو، امريكا نيز با آن بدرفتار است، سخت در پى نسخه‏اى هستند كه گرداب بحرانى را پيش گيرد، كه دارد بر مى‏خيزد. آنها در وراى مرزها به نسخه هائى چشم دوخته‏اند كه ديگران بكار برده‏اند. دو نسخه مورد نظرند: نسخه چين و نسخه تركيه.

     مسئله‏اى كه اين مسئولان مى‏خواهند حل كنند، متحول كردن كشور است بدون اينكه به قلب نظام جمهورى اسلامى كه آيةالله خمينى بنا گذاشته، يعنى حاكميت اسلام، دست بخورد:

 * الگوى چين اصلاحات اقتصادى است با احترام به ايدئولوژى رسمى. سوريه، متحد رژيم ايران كه چون ايران زير فشار واشنگتن است، اين نسخه را بكار گرفته‏است.

 * نوبخت مى‏گويد نسخه حزب اسلام گراى تركيه به رهبرى طيب اردگان - نخست وزير كنونى تركيه - است. اين حزب مى‏كوشد اسلام و تجدد را با يكديگر وفق دهد. او تنها نيست. هرچند اختلاف جو تهران با آنكارا و پكن، سخت نمايان است.

      نوبخت مى‏افزايد كه «رفسنجانى، بخاطر ميانه رويش، نقش تعيين كننده‏اى در بيرون بردن كشور از وضعيت كنونى، مى‏تواند بازى كند». محمد هاشمى جلوتر مى‏رود. او برادر خود را «منجى، كسى كه كشور را از افراط گرايان دو جبهه، رها مى‏كند»، توصيف مى‏كند. اما اين ادعاها، زهر خند نه تنها بر لبان اصلاح گرايان افراطى كه بر لبان بسيارى از ايرانيها مى‏آورند. اينان مى‏گويند: رفسنجانى نه تنها در ميان اهل سياست، در شمار منفورترينهاست، بلكه تحت تعقيب بين المللى، بنا بر حكم دادگاه، بخاطر قتل رهبران كرد، در برلين، در رستوران ميكونوس، نيز هست.

       حتى محافظه كارى چون امير محبيان نيز اين ادعاها را نمى‏پذيرد و مى‏گويد: «اينها آدمهائى هستند كه مى‏خواهند مسائل ايران امروز را به روشهاى گذشته حل كنند». يك كارشناس ايران مى‏افزايد: «رفسنجانى بهمراه رژيم ملايان از ميان خواهد رفت».

       اما رژيم هنوز برجا است. و از كسى كه همان كارشناس «ماهى بزرگ در مرداب سياست ايران» توصيفش مى‏كند، بسا سخن بميان خواهد آمد. پرزيدان خاتمى ايرانيان را مغبون كرده‏است. ايرانيها بدنبال شاخه‏اى هستند كه بدان بچسبند. يك روشنفكر مذهبى اعتراف مى‏كند: «ما ايرانيها ضعفى داريم و آن اينست كه از حل مسائل در محدوده نهادهاى خاص خود، ناتوانيم. ما «مستبد» خلق مى‏كنيم. حال مستبد يا رفسنجانى است و يا يكى ديگر...»

 انقلاب اسلامى: بدينسان، اطلاع صحيح است: هاشمى رفسنجانى همچنان در پى «ائتلاف بزرگ»، با حذف «افراطيهاى دو طرف» است. او وعده مى‏دهد كه اصلاحات را انجام دهد بدون اينكه به «قلب نظام» صدمه‏اى وارد شود. مدعى است كارى را كه خاتمى نتوانست او خواهد توانست. چرا كه حالا جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى به اين نتيجه رسيده‏اند كه بايد اصلاحات انجام بگيرند اما بدست خود آنها!

       اما دروغ ادعاى او عيان است. زيرا الف - رژيم فساد و خيانت و جنايت دست ساخت آنها و جبهه آنهاست و ب - فساد اصلى و ريشه فساد ولايت مطلقه فقيه است چرا كه بنا بر اين اصل، هيچ چيز جز قدرت (= زور) كار برد ندارد. و ج - اصلاح بنيادى يا انقلاب، انتقال ولايت به جمهور مردم است و اين انتقال در بخشى بزرگ، به تغيير طرز فكرها و رفتارها و در بخشى ديگر به مردم سالار كردن ساخت دستگاه ادارى و نظامى انجام مى‏گيرد. با اين تغييرها، محلى عملى براى ملاتاريا نمى‏ماند تا هاشمى رفسنجانى، كسى كه در رأس هرم جنايت و خيانت و فساد گستران قرار گرفته‏است ،آن را اشغال كند.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر