١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۰ از ۷ تا ٢٤ تير

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359

واكنش امريكا نسبت به گزارش آژانس بين المللى انرژى اتمى:
ايران "بحران بزرگ سياست خارجى امريكا"؟:


حكومت بوش در واكنش نخستين خود (برابر گزارش واشنگتن پست 7 ژوئن)، گزارش را مايه "نگرانى عميق" توصيف كرد. از ديد حكومت بوش، قول روحانيان حاكم بر ايران، مبنى بر اينكه كه ايران در كار بهره بردارى از معادن غنى اورانيوم است و تجهيزات غنى كردن اورانيوم را دارد اما از اورانيوم غنى شده تنها در توليد انرژى اتمى استفاده مى‏كند و اينگونه استفاده از تكنولوژى اتمى حق او است، اطمينان آور نيست. چرا كه كارشناسان اسلحه اتمى تأكيد مى‏كنند كه اين تجهيزات مى‏توانند در توليد بمب اتمى نيز بكار روند.
سخنگوى وزارت خارجه امريكا، ريچارد بوچر گفت:
برنامه اتمى محرمانه ايران بطور جدى براى ثبات منطقه خاورميانه و جامعه بين المللى و منع گسترش اسلحه اتمى، زيانمند است.
در 11 ژوئن، رامسفلد، وزير دفاع امريكا از اتحاديه آتلانتيك شمالى خواست راه‏هاى جديدى براى جلوگيرى از فعاليتهاى اتمى ايران بيابد. برنامه توليد اسلحه كشتار جمعى هم براى اروپاى پير و هم براى اروپاى جوان خطرناك است.
او كه در بايرن سخن مى‏گفت، نسبت به آلمان، لحنى بس آشتى جويانه بكار مى‏برد. دست، پتر استراك، وزير دفاع آلمان، را بگرمى فشرد و گفت:
"ما مثل يك خانواده، بعضى مواقع در همه امور با يكديگر موافق نمى‏شويم. با هم بگو مگو هم مى‏كنيم اما دوباره، يكى مى‏شويم. چنانكه بعد از ترورهاى 11 سپتامبر يكى شديم". اين اظهارات كه بيانگر نياز امريكا به همكارى اروپا، بخصوص در مقابله با برنامه اتمى ايران است، رامسفلد را در اين موقعيت قرار داد كه در سخنان ديگرى خطاب به گروهى از دانشجويان بگويد:
ايران در پوشش برنامه استفاده صلح‏آميز از انرژى اتمى، برنامه توليد سلاح اتمى خود را پيش مى‏برد. دواير اطلاعاتى امريكا و ديگر كشورهاى جهان مكرر گفته‏اند ايران سلاح اتمى ندارد. اما هم آنها گزارش مى‏كنند كه ايران برنامه توليد اسلحه اتمى را دارد و در مدت نسبتاً كمى داراى اين اسلحه خواهد شد.
در واشنگتن، يك مقام حكومت بوش گفت:
امريكا از آژانس بين المللى انرژى اتمى خواسته است اطلاعات خود را پيرامون فعاليتهاى مظنون ايران، به شوراى امنيت گزارش كند. او گفت گزارش آژانس نظر ما را در باره برنامه سرى توليد اسلحه اتمى ايران، تأييد مى‏كند.
ايران بسيارى چيزها، از جمله رآكتورهاى توليد آب سنگين را به آژانس اطلاع نداده‏است.
رامسفلد، در مراسمى كه وزراى دفاع كشورهائى چون آلبانى و آذربايجان و اسلوانى و اوكرائين نيز در آن حاضر بودند، گفت:
بزرگ‏ترين خطرى كه جهانيان را تهديد مى‏كند، از سوى "دولتهاى لاتى" است كه به اسلحه كشتار جمعى مجهز مى‏شوند و با سازمانهاى تروريستى اتصال دارند. اگر ملتهاى آزاد ما مانع از گسترش اسلحه كشتار جمعى نشوند، اين خطر وجود دارد ظرف چند سال آينده، در جهان ما، تعداد دولتهائى كه داراى اسلحه اتمى خواهند شد، دو برابر امروز شوند و برخى از اين دولتها تروريست خواهند بود.
در 15 ژوئن، واشنگتن پست مقاله‏اى در باره سياست حكومت بوش در ايران، انتشار داد. در اين مقاله توضيح داده مى‏شود چرا ايران "بحران بزرگ سياست خارجى امريكا است":
در ژانويه 2001 بمحض اينكه ژرژ دبل يو بوش به رياست جمهورى رسيد، مشاوران او دركار تهيه استراتژى شدند كه حكومت او در قبال دولت راديكال اسلامى مى‏بايد اتخاذ مى‏كرد كه آن را از ديرگاه واشنگتن حامى تروريسم بين المللى و توليد اسلحه كشتار جمعى مى‏دانست.
دو سال بعد از آن، رئيس جمهورى دستور داد از چند راه كار كه مشاوران بوش برگزيده بودند، شوراى امنيت ملى مطالعه و راه كارى را پيشنهاد كند. پس باز حران عراق، كارشناسان درون و بيرون حكومت، بر سياست امريكا در ايران، بمثابه بحران سياسى بعدى و بزرگ امريكا، متمركز شدند. بخصوص كه بنظر كارشناسان، ايران تا 2006، به توليد اسلحه اتمى توانا مى‏شود. انتقادها از چپ و راست در اين باره كه چرا كار تهيه استراتژى نا تمام مانده‏است، بيانگر اين واقعيت است كه در حكومت بوش، همآهنگى بر سر سياستى كه امريكا مى‏بايد در قبال رژيم ايران، رژيمى در پيش بگيرد كه بوش آن را عضو كليدى محور شر مى‏داند، وجود ندارد.
فلينت ل. لورت Leverett، مشاور بوش در امور خاورميانه كه شوراى امنيت ملى را ترك گفته و اينك در مؤسسه بروكينگس Brookings كار مى‏كند، مى‏گويد:
"سياست ما در ايران، نه همكارى با رژيم و نه تغيير آنست." اما ميكائيل لودين، متخصص امور خاورميانه در مؤسسه اينترپرايز، مى‏گويد:
حكومت بوش مى‏بايد يك سياست واقعى در قبال رژيم ايران اتخاذ كند. لودين، همراه با ديگر محافظه كاران جديد جانبدار اتحادى براى دموكراسى در ايران است. اين اتحاد مى‏بايد يك انقلاب دموكراتيك را بوجود آورد كه به حاكميت ملاها بر ايران پايان مى‏بخشد. مقامات بلند پايه حكومت بوش حاضر نيستند پيرامون چند و چون سياست اين حكومت در ايران، سخن بگويند. نه بدين خاطر كه سرى است بلكه مى‏گويند آنها موفق شده‏اند افكار عمومى جهانيان را بر ضد برنامه اتمى ايران بسيج كنند. بطور مسلم قصدشان تهديدهائى است كه روسيه بتازگى كرده‏است. روسيه تهديد كرده‏است كمكهاى خود را در زمينه اتمى قطع مى‏كند. آژانس بين المللى انرژى اتمى نيز آماده است ايران را مجازات كند در صورتى كه ايران گزارش برنامه اتمى خويش را بطور شفاف گزارش نكند.
زمانى، سياست حكومت بوش بر "تغيير رژيم" ايران نبود، حمايت از انتخابيها در قبال غير انتخابى‏ها بود. اما سياستى كه كلين پاول پيشنهاد كرد اين بود كه امريكا بطور مستقيم با مردم ايران سخن بگويد تا اين مردم بدانند ما با آنها هستيم. انقلاب اسلامى:
اما معنى سخن گفتن مستقيم با مردم ايران، سخن گفتن از زبان زورپرستانى نيست كه مردمى با انقلابى بزرگ خود را از شر آنها آسوده‏است. سخن گفتن مستقيم با مردم ايران، يعنى پاك كردن حكومت از تبهكارانى نظير ميكائيل لودين و آلت فعل او رضا پهلوى و عده‏اى فاسد كه امروز چندين بوق تبليغاتى در اختيارشان است و يكى از عوامل گسترش جنبش مردم براى استقرار مردم سالارى و فاصله گرفتن از آنهاست. بحثها در درون و بيرون حكومت در اين باره كه با ايران چه بايد كرد، با افشاگريهاى اخير در باره برنامه اتمى ايران، داغ شده‏اند. فردا، در وين، اجلاس آژانس بين المللى اتمى است و موضوع برنامه اتمى ايران (بكار بردن رآكتورهاى آب سنگين براى توليد پلوتونيوم كه در غنى كردن اورانيوم بكار مى‏رود) در دستور كار است. واشنگتن تهران را به پناه دادن به سران القاعده متهم مى‏كند كه ترورهاى اخير رياض را رهبرى كرده‏اند. البته دليلى در باره همكارى ايران با القاعده در دست نيست. اما برنامه اتمى ايران و سوءظن به ايران در باب پيوندهايش با تروريستها، اختلاف بر سر سياستى كه مى‏بايد در قبال ايران در پيش گرفت را تجديد كرده‏است. در گذشته، وزارت خارجه جانبدار گفتگو با اصلاح طلبان بود و وزارت دفاع طرفدار از ثبات انداختن رژيم. اختلاف بدانحد از شدت رسيد كه هر طرف ،طرف ديگر را متهم مى‏كرد اطلاع مى‏سازد و در اختيار رسانه‏هاى گروهى مى‏گذارد تا مانع از پذيرش و اجراى سياست طرف ديگر بشود. وزارت دفاع كوندولزا رايس، مشاور امنيتى بوش را انتقاد كرد كه چرا به بحثها پايان نبخشيده و سياستى را كه حكومت مى‏بايد در پيش گيرد، تهيه نكرده‏است. و پاول به روزنامه نگاران گفت، سياست امريكا در ايران تغيير نكرده‏است.
بوش اجازه داده بود در زمينه محدودى با ايران گفتگو شود. اين گفتگوها در ژنو و پاريس، توسط زلمى خليل زاد بعمل مى‏آمدند. اما بعد از انفجارها در عربستان، در 12 مه، قطع شدند.
بحثها بر سر سياست امريكا در ايران، در حال حاضر، ميان متخصصان اسلحه اتمى و تحليل گران امور خاورميانه و ايرانيان تبعيدى به امريكا بعمل مى‏آيند. كنگره نيز با پيشنهاد كمك 50 ميليون دلارى به فرستنده‏هاى تلويزيونى و راديوئى كه ايرانيان تبعيدى ايجاد كرده‏اند و فعاليتهائى كه براى رسيدن به مردم سالارى بعمل مى‏آيند. پيشنهاد اين كمك را سناتور براون بك بعمل آورده‏است. كميته روابط خارجى با پيشنهاد او مخالف است. او مى‏گويد:
"ما خواهان حمله نظامى به ايران نيستيم. قصد كمك به كسانى كه براى استقرار مردم سالارى در ايران مى‏كوشند و از جمله دانشجويانى است كه بار ديگر به خيابانها ريخته‏اند.
در باب اندازه حمايت نيز اختلاف نظر وجود دارد. برخى استدلال مى‏كنند كه ايران در آستانه انقلاب است. برخى ديگر برآنند كه هيچ معلوم نيست كه تا سه سال ديگر (زمان دست يافتن به سلاح هسته‏اى) تغيير بنيادى در رژيم ايران روى دهد. برخى كارشناسان انتشار اسلحه اتمى برآنند كه پيش از دست يافتن رژيم به اين اسلحه، انقلاب روى نمى‏دهد. بنا بر اين، امريكا مى‏بايد بر طبق استراتژى "جنگ پيشگيرانه"، تأسيسات اتمى ايران را از ميان بردارد.
روئل مارك گرشت، افسر سابق سيا و عضو كنونى مؤسسه اينترپرايز مى‏گويد:
ترديدى نيست كه نيروهاى هوادار مردم سالارى در ايران قوت مى‏گيرند اما اين بدان معنى نيست كه امريكا در باب اسلحه اتمى و حمايت ايران از تروريسم، سياست صبر و انتظار در پيش بگيرد. برخى از تحليل گران بر اين نظرند كه حمايت مالى و تبليغاتى امريكا از جنبش دموكراسى در ايران، نتيجه معكوس ببار مى‏آورد. كاوه احسانى روزنامه نگار ايرانى هوادار اصلاحات كه اينك از امريكا ديدن مى‏كند، مى‏گويد:
"اين كار موجب مى‏شود كه سخت سران رژيم استدلال كنند كه ايران در خطر خارجى است و بنام وحدت ملى، خفقان ايجاد كنند. يك نوع وحدت نامقدس ميان حكومت بوش و سخت سران ايران وجود دارد".
و س. روب سبحانى، دستيار در دانشگاه جورج تون و از بانيان اتحاد براى دموكراسى در ايران، مى‏گويد:
"ما كاستن از تنش را آزموديم، سياست مهار ايران را آزموديم و تعهد را آزموديم. همه اين سياستها به شكست انجاميدند. با بكار بردن قدرت، چه از دست مى‏دهيم؟" انقلاب اسلامى:
اين شخص كه به تابعيت امريكا در آمده‏است، مزدورى است كه خود را نامزد ايفاى نقش كرزى در ايران كرده‏است! در حقيقت، امريكا از اعمال قدرت بجائى نرسيده‏است. پس، زمان آنست كه به مردم ايران اطمينان كامل بدهد كارى به كار اين مردم، در اداره امور كشور خود ندارد. دشمنان اين مردم يعنى مزدوران خود را رها كند، روابط پنهانى با اين و آن جناح رژيم را قطع كند تا كه جنبش همگانى مردم ايران ميسر شود.
كاخ سفيد از اتخاذ موضع در قبال پيشنهاد سناتور برون بك خود دارى مى‏كند. در حمايت از دموكراسى در ايران، به برنامه‏هاى راديوئى بر ضد ملاهاى حاكم بسنده مى‏كند. جز اينكه رايس مى‏گويد:
اجراى برنامه توليد اسلحه كشتار جمعى توسط ايران را امريكا غير قابل قبول مى‏داند و نمى‏توان آمد و رفت افراد القائده به ايران را تحمل كند. او همچنين ايران را به ايجاد تحريكات در ميان شيعه عراق متهم كرد.
در 18 ژوئن، بوش اظهارى كرد كه بسيار سخت توصيف شد. او گفت:
"دنيا بايد به ايران روشن بفهماند كه ما روا نخواهيم ديد دولتش سلاح اتمى بسازد و خطرى براى امريكا بگردد".
انقلاب اسلامى:
بدين قرار، امريكا سياست جلو انداختن اروپا و روسيه را در اعتراض و فشار به رژيم، در پيش گرفته است. اين سياست موفق بوده‏است و تا كامل شدن انزواى ايران و يا گرفتن امتياز مورد نظر، ادامه خواهد يافت. جز اينكه چنين سياستى وقتى با حمايت از زورپرستان رقيب رژيم همراه مى‏شود، از موانع گسترش جنبش همگانى در ايران مى‏گردد.

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر