|
|
|
رامسفلد: ممكن است اسلحه كشتار جمعى پيدا نشوند و ولفوويتز: اسلحه كشتار جمعى عراق دست آويزى ادارى بود!!:
در 28 مه، نخست رامسفلد، وزير دفاع امريكا بود كه گفت: ممكن است هرگز اسلحه كشتار جمعى عراق پيدا نشوند. زيرا ممكن است صدام و رژيم او، در روزهاى پيش از حمله، آنها را از ميان برده باشند.
و چون اين ادعاى رامسفلد، دروغى افتضاح آميز بود، روزنامه گاردين (29 مه) آن را سخنى چنان افتضاح آميز توصيف كرد كه گوينده آن مىبايد استعفاء كند.
در 29 مه، پل ولفو ويتز، سخنى گفت كه بحران پديد آورد: "وجود اسلحه كشتار جمعى، بهانهاى ديوان سالارانه، بيش نبود"!!
لوموند (30 مه) پى آمدهاى اين سخنان را اينسان گزارش مىكند:
امريكا و انگلستان وجود اسلحه كشتار جمعى را انگيزه و دليل اصلى جنگ با عراق كردند و اينك اظهارات معاون وزير دفاع، تونى بلر، نخست وزير انگلستان را با بحران روبرو كردهاست. مسئولان امريكائى و انگليسى كوشش مىكنند مسئله وجود يا عدم وجود اسلحه كشتار جمعى را در عراق، كوچك جلوه دهند. اما در هر دو كشور، اعتراضها به جعل دليل براى توجيه جنگ توسط دو حكومت بوش و بلر، وسعت مىگيرند:
* در انگلستان، در همان روز، 29 مه، كه تونى بلر، از قواى انگلستان در بصره ديدن مىكرد، اعتراض به دروغگوئى دو حكومت وسعتى بتمام يافت. روبين كوك، وزير روابط با مجلس در حكومت بلر، كه بخاطر اعتراض به حمله به عراق استعفاء كرد، خواستار تشكيل "كميسيون تحقيق" از سوى مجلس شد. او گفت:
"براى ما توضيح دادند كه صدام حسين اسلحه كشتار جمعى آماده براى استفاده ظرف 45 دقيقه دارد. و حالا 45 روز است كه جنگ پايان يافته و ما هنوز هيچ چيز پيدا نكردهايم. اينك روش است كه صدام هيچ سلاحى كه به وى امكان حمله به ما را بدهد، نداشتهاست. جنگ بر ضد عراق بر پايه حمله پيشگيرانه به ما فروخته شد. و رژيم صدام امكان چنين حملهاى را نداشتهاست."
در 4 ژوئن مجلس موافقت كرد كه "كميسيون تحقيق "مورد نظر كوك تشكيل شود.
تونى بن Benn، وزير پيشين از حزب كارگر، كه يك چهره تاريخى بحساب مىآيد، نيز به انتقاد كنندگان پيوست. او گفت:
"باور من بر اينست كه نخست وزير به ما دروغ گفتهاست. باز و باز، دروغ گفته است. و اين دروغگوئى، در دراز مدت، به مردم سالارى خسران وارد مىكند. اگر نتوان به آنچه وزيران مىگويند باور كرد، تمامى روند دموكراسى است كه در خطر است."
در بصره، بلر ناگزير شد به اين انتقادها پاسخ گويد اما به اين اندازه اكتفا كرد كه: "من آگاهم كه در كشورها بسيارى ايرادها و اعتراضها به عقلانى بودن تصميم من در گذر به عمل، وجود دارد."
* در امريكا، در برابر موج اعتراض كه برخاست، رامسفلد تكذيب كرد كه امريكا "به دليلى قلابى" دست به جنگ زدهاست. حال آنكه دو روز پيش از آن، او خود توضيح داده بود كه "ممكن است عراق اسلحه شيميائى و بيولوژيك خود را پيش از جنگ، از ميان برده باشد". اين ضد و نقض گوئى اعتراض عمومى وسائل ارتباط جمعى را بر انگيخت:
رامسفلد گفت: "ما فكر مىكرديم و همچنان فكر مىكنيم عراقيها اسلحه بيوشيميك دارند - داشتهاند - و برنامه توليد اسلحه اتمى نيز داشتهاند اما اين اسلحه را نداشتهاند." رامسفلد تكذيب كرد كه اين تسليحات بدانخاطر يافت نشدهاند كه وجود نداشتهاند . ما فكر مىكنيم اين اسلحهها وجود دارند. كمى زمان لازم است تا يافت شوند."
رامسفلد، اظهارات معاون خود را نيز تصحيح كرد. ولفو ويتز، در مصاحبه با Vanity Fair در باره "حلقه متفكران بوش"، گفته است: تصميم امريكا در دليل گرداندن اسلحه كشتار جمعى عراق براى توجيه حمله به اين كشور، بنا بر دلايل ادارى، اتخاذ شد". به سخن ديگر، مجموع مسئولان امريكا در بند ملاحظات ادارى بودهاند. در حقيقت، ولفو ويتز توضيح دادهاست: "ما در باره يك موضوع به توافق رسيديم و آن اسلحه كشتار جمعى بود. زيرا تنها دليلى بود كه با آن همه مىتوانستند موافق باشند. اما دليل ديگرى نيز وجود داشت و مهم اما پوشيده و آن از ميان برداشتن رژيم صدام بود." سرنگون كردن رژيم صدام به امريكا امكان مىداد قواى خود را از عربستان بيرون ببرد. حضور اين قوا از مهمترين انگيزههاى شبكههاى ترور القاعده است. ولفوويتز در اهميت بيرون بردن قواى امريكا از عربستان مىگويد: "برداشتن بار حضور قواى امريكا از دوش سعوديها، به تنهائى، درب خاورميانه را به روى صلح مىگشايد". مجله سخنان ولفوويتز را "رازگوئيهاى شگفت آور" توصيف مىكند.
اما كوه، موشزائيد !: در ماههاى آوريل و مه دو كاميون كوچك "كشف شدند". وقتى صداهاى اعتراضها بلند شدند، در 30 مه، سيا و اطلاعات وزارت دفاع امريكا اعلان كردند كه از آزمايش هر دو دستگاه به اين نتيجه رسيدهاند "هدف منطقى و محتمل" از اين آزمايشگاهها، توليد اسلحه شيميائى و بيولوژيك، است گرچه مىتوانند بكارهاى ديگر نيز بيايند!!
لوموند (2 ژوئن) از بالا گرفتن جدال زبانى و قلمى در امريكا، بر سر، پيدا نشدن اسلحه كشتار جمعى در عراق، خبر مىدهد. اين بار، در 29 مه، كارشناسان سابق سيا و وزارت خارجه امريكا هستند كه به بوش نامه نوشته و خواستهاند پيش از آنكه لطمه وارده به اعتبار امريكا غير قابل جبران شود، بگذارد هيأت بازرسى سازمان ملل متحد به عراق بازگردد و بكار خود ادامه دهد. در اين نامه، به بوش هشدار دادهاند "كاهش اعتماد جامعه به اطلاعاتى كه شما و مشاوران شما مستند خويش در توجيه جنگ كردهايد، روز افزون است." امضاء كنندگان خاطر نشان مىكنند كه 6 هفته جستجو بدون يافتن اثرى از اسلحه كشتار جمعى نشان مىدهد كه "يا اسلحه وجود ندارند و يا به اندازهاى كه بتوانند عراق را خطرى براى امنيت كشور ما جلوه دهند و جنگ را واجب بسازند، وجود ندارند. اگر امريكا چنين اسلحهاى را به ترتيبى كه محل اعتراض باقى نگذارد، نيابد، ناكاميش در يافتن اين اسلحه در خارج از امريكا، انتقادى را وسعت تمام مىبخشد كه هم اكنون گستردهاست. مىگويند و بيشتر خواهند گفت كه انگيزه جنگ جز آن بودهاست كه حكومت شما بدان، جنگ را در نظر مردم امريكا و مردم جهان، موجه جلوه مىداديد. پيش از اين نيز، به علل سياسى، دست كارى در اطلاعات و جعل اطلاعات انجام مىشد اما هيچگاه تا اين اندازه نظام واره در فريب نمايندگان منتخب مردم براى دادن اجازه جنگ، انجام نگرفته بود.
برخى از نظاميان نيز شكهاى خويش را ابراز مىكنند. از جمله، ژنرال جيمس كنوى Conway، فرمانده سپاه اول دريائى، شگفتى خويش را از اينكه اسلحه شيميائى پيدا نشد، ابراز مىدارد. او خطاب به روزنامه نگاران گفت: فكرش را بكنيد! بنا بر اطلاعى كه ما مىبايد بر اساس آن، عمل مىكرديم، به افراد گارد جمهورى، اسلحه شيميائى داده شده بود و افراد ما، روزها با ماسك و پوشش ضد گاز، خواب و بيدارى خود را گذراندند. اينست كه شگفت زده شدم و هنوز هم هستم از اينكه مىبينم چنين اسلحههايى پيدا نشدند!
دو هفته پيش، در محله نيو يوركر New Yorker، روزنامه نگارى بنام سيمور هرش، پرده را دريد و دستگاه دروغ سازى را نشان داد: در وزارت دفاع امريكا، تحت نظر معاون رامسفلد، پل ولفوويتز دفترى ايجاد كردهاست بنام "دفتر طرحهاى ويژه Special PlansOffice of" . اين دفتر كه بعد از ترورهاى 11 سپتامبر تشكيل شده، كارش اينست اطلاعاتى را كه سيا و اطلاعات نظامى در اختيار مىگذارند، تحليل مىكند و يك جمع بندى بدست مىآورد و آن را در اختيار حكومت بوش مىگذارد. "جمع بنديهاى مربوط به عراق" را با كمك افراد چلبى ساخته است: عراق اسلحه كشتار جمعى دارد و صدام با القاعده ارتباط دارد.
در اروپا، در اين باره از كلين پاول، وزير خارجه امريكا، پرسش شد و او پاسخ داد بايد منتظر تحقيقات كنگره و سيا شد. در حقيقت، كميسيونهاى تحقيق كنگره تشكيل شدهاست.
انقلاب اسلامى: اما اين رازگوئىها بروز دادن ضعفهاى بزرگ امريكا نيز هستند. تكرار كنيم كه عقل قدرتمدار با تخريب خود شروع مىكند و عقل محافظه كار جديدى كه ولفوويتز است نيز با تخريبها شروع كردهاست:
1 - مىپذيرد كه زير فشار القاعده حاضر به تخليه عربستان شدهاست. آيا تبليغى بيشتر از اين، در اهميت ترور متصور است؟ حال آنكه اگر عقل خويش را آزاد مىكرد، مىگفت: امريكا به اين نتيجه رسيدهاست كه تروريسم فرآورده روابط سلطه گر - زير سلطه است و امريكا بار سنگين سلطه گرى است كه از دوش بر مىدارد. و
2 - اگر شرط تخليه عربستان سرنگون كردن رژيم صدام بودهاست، پس نبايد در عراق، يك دولت نيرومند پديد آيد. و اين مهمترين "رازگوئى" يكى از نظريه سازان رژيم بوش و بازگو كردن همان واقعيتى است كه بنىصدر، دو دهه است، به تكرار، توضيح مىدهد: "تعادل ضعفها". امريكا بمثابه قدرت در حال انحطاط، تنها با دولتهاى ناتوان كه يكديگر را ضعيف نگهدارند، مىتواند به غارت منابع كشورهاى ما ادامه دهد. از اين رو مجازات 12 ساله رژيم عراق، در واقع مجازات مردم عراق شد و جنگ با رژيم صدام، جنگ ويرانگرى شد كه عراق را از پا درآورد و... و
3 - بنيادگرائى زور را مدار كردن و زور دروغ بزرگ است. بنا بر اين، بنيادگراها دروغ را كه يكى از اشكال زور است، روش عمومى مىشمارند. بوش و حكومت او به "ملاحظات ادارى" دروغى را ساخته و با آن، مردم امريكا را فريب دادهاند. و
4 - دو آزمايشگاه كوچك در دو كاميون را چرا امريكا حاضر نشد بدهد هيأت بازرسى سازمان ملل مورد آزمايش قرار دهد؟ زيرا مىداند كه اولاً، بر فرض كه اين دو آزمايشگاه بكار توليد اسلحه شيميائى و بيولوژيك مىآمدند، فرق است ميان آزمايشگاه و اسلحه شيميائى و بيولوژيكى كه ظرف 45 دقيقه قابل استفادهاند! و ثانياً، حكومت بوش مىداند كه دروغ مىگويد. بر رامسفلد است كه بگويد: چطور شد از اسلحه كشتار جمعى كه به قول او، رژيم صدام پيش از حمله از ميان بردهاست، هيچ اثرى نماند و چطور اين دو كاميون را از ميان نبردند؟ دستگاه بوش مثل هر دستگاه بنيادگرائى از جعل ابلهانهترين دروغها نيز رويگردان نيست.
5 - امريكا از عربستان به قطر و بحرين نقل مكان مىكند. بنا بر اين، مشكل برجا مىماند. افزون بر آن، قرار دارد در عراق بماند:
|
|
|