١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦۷ از ٢٢ ارديبهشت تا ٦ خرداد

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
و از آنجا كه در "شنود اشباح"، خواننده نمى‏توان بفهمد ماجراى طبس چه بود و چگونه انجام شد، در زير، چكيده‏اى به نقل از گزارش مفصلى كه در شماره انقلاب اسلامى (شماره‏هاى 25 و 26) درج است و با مراجعه به اطلاعات و مدارك ديگر، مى‏آوريم:


عمليات براى "آزاد كردن گروگانهاى امريكائى" يا "ماجراى طبس":


* فكر آزاد كردن گروگانهاى امريكا، يك روز بعد از گروگانگيرى در 13 آبان 1358، در حكومت كارتر پيدا شده و بميان گذاشته شده‏است. برژنسكى تاريخ 6 نوامبر را بدست مى‏دهد.
* تدارك نقشه و بحث پيرامون آن از 21 مارس شروع و در 11 آوريل، به نتيجه مى‏رسد و تصميم به اجراى آن گرفته مى‏شود. در 22 مارس 1980، نقشه عمليات، در جلسه‏اى با حضور كارتر، رئيس جمهورى و برژنسكى، مشاور امنيتى او و وانس، وزير خارجه (كه مخالف بوده‏است) و براون، وزير دفاع و جونس، رئيس ستاد ارتش و دريادار ترنر، رئيس سيا و جودى پاول و آرون Aaron بر رسى مى‏شود.
* در 15 آوريل، جلسه محرمانه شوراى امنيت ملى تشكيل و طرح نهائى را تصويب مى‏كند. در 16 آوريل، كارتر تصميم نهائى را مى‏گيرد. پيش از اقدام، كارتر مشاور خود، هاميلتون جردن را به پاريس، براى ديدار با قطب زاده مى‏فرستد. ملاقات در بعد از ظهر 18 آوريل انجام مى‏گيرد. قطب زاده امريكا از دست زدن به عمل نظامى برحذر مى‏دارد.
* جوردن، در 19 آوريل، گزارش مى‏كند كه گروگانها به اين زوديها آزاد نخواهند شد.
* كارتر دستور اجراى عمليات را مى‏دهد و عمليات در 24 آوريل شروع مى‏شود. مصر پايگاهى در اسوان در اختيار مى‏گذارد. عربستان و اسرائيل نيز همكارى مى‏كنند.
*در ماههاى پيش از شروع عمليات، جاسوسهاى امريكائى وارد ايران مى‏شوند. از آنجا كه شبكه سيا از ميان رفته بوده، مأموران سيا، با استفاده از گذرنامه‏هاى كشورهاى ديگر به ايران وارد و مشغول تدارك اسباب موفقيت عمليات مى‏شوند.
* آنها موفق مى‏شوند تعدادى از دانشجويان خط امام و پاسداران را بخرند و از طريق آنها، از محل دقيق نگاهدارى گروگانها در سفارت امريكا و وزارت خارجه آگاه بگردند.
* نقشه چنان طراحى شده بود كه نياز به كشتن پيدا نشود. در شب عمليات، مى‏بايد 15 پاسدارى كه در داخل و خارج سفارت امريكا كشيك مى‏داده‏اند، از افراد خود فروخته به امريكا مى‏بودند. با وجود اين، كارتر موافقت كرده‏بود در صورت مداخله سپاه پاسداران و ديگر قواى نظامى و انتظامى، همه، از جمله پاسداران خود فروخته را بكشند.
* 400 تن در عمليات شركت داشتند.
* باند طبس را امريكائيها در 1945 ساخته بودند. بنا بر اين، آن را خوب مى‏شناخته‏اند.
* 6 فروند هواپيما، و نيز، 3 فروند 031- Cحامل سوخت با دو هواپيماى MC - 031 و 8 فروند هلى كوپتر سى كورسكى، 100 امريكائى و 20 "ايرانى" و تجهيزات آنها را مى‏بايد به طبس منتقل مى‏كردند.

* 8 كاميون مى‏بايد آنها را به محلى در نزديكى مسگر آباد مى‏برد كه اسم رمز آن "چارلى" بود.
* شب اول: كماندوها مى‏بايد به تيم‏ها تقسيم مى‏شدند و از راه بزرگ راه سيد خندان وارد بزرگ راه مدرس شده و پس از عبور از ميدان رضائيها، به خانه‏هاى امن رسيده و در آنها مخفى مى‏شدند. مأموران امريكائى و "ايرانى" سيا، مى‏بايد آنها را در اين نقل و انتقال، راهنمائى مى‏كردند.
بنا بر اطلاعاتى كه برخى از "دانشجويان پيرو خط امام"، در اختيار مأموران سيا گذاشته بودند، شبها 15 پاسدار از داخل و خارج از سفارت، پاسدارى مى‏كرده‏اند. به مأموران سيا اطلاع داده بودند كه تله انفجارى و مين گذارى اطراف سفارت دروغ هستند. محل دقيق گروگانها را در ساختماهاى سفارت نيز گزارش كرده بودند.
* شب دوم: زمان عمليات، 10 دقيقه بعد از نيمه شب. معين شده‏بود. در آن ساعت، برق و تلفنهاى ساختمان سفارت بايد قطع مى‏شدند. براى ورود به ساختمان، در صورت غير خودى بودن پاسدارهاى كشيك، لازم بود تنها يك پاسدار را بكشند. اما در صورت لزوم، همه پاسدارها از "خودى" و غير خودى كشته مى‏شدند. سرهنگ شارل بك ويث، باگفتن كلمه رمز "دينامو"، به هلى كوپترها - كه بر آنها پرچم ايران چسبانده شده بود - دستور مى‏داد به استوديوم امجديه وارد شوند. گروگانها را با عبور دادن از عرض خيابان، به امجديه برده و سوار كنند. تمامى عمليات مى‏بايد ظرف نيمساعت به پايان مى‏رسيدند.
يك تيم ديگر مى‏بايد به وزارت خارجه مى‏رفت و سه امريكائى را رها كرده مى‏برد. هلى كوپترهاى حامل گروگانها و افراد تيمها مى‏بايد در ايستگاه منظريه قم، به زمين مى‏نشستند. از آنجا، هواپيماهاى C - 141، مخصوص حمل و نقل بيمارستانى، آنها را سوار مى‏كرد و مى‏برد.

* اقدامات احتياطى:
- در صورت آگاهى و اقدام به عمل، مى‏بايد به پايگاه هوائى يكم تهران، حمله مى‏شد. براى حمله به اين پايگاه، 48 جنگنده اف - 14 و A - 6E در ناو هواپيما بر كورالسى و 24 فروند A -6E در ناو هواپيما بر نيميتز دستور گرفته بودند باندهاى پايگاه را بمباران كنند.

- در صورتى كه اف - 4ها موفق به پرواز مى‏شدند، 24 فروند هواپيماهاى اف - 14 ناو نيميتز مى‏بايد آنها را در هوا، هدف قرار مى‏دادند.
- در صورت تجمع مردم، هدستان "ايرانى" كه به لباس پاسدار ملبس مى‏شدند، مى‏بايد مردم را متفرق مى‏كردند. مى‏بايد به مردم مى‏گفتند: امريكائيها آمده‏اند گروگانها را ببرند و يا كودتا شده است و ما مشغول دستگيرى آنها هستيم. مردم متفرق شويد تا ما كارمان را بكنيم.

- اگر كنترل جمعيت از دست تيمها خارج مى‏شد، هواپيماهاى AC - 031كه مجهز به 4 توپ 105 ميليمترى و 4 مسلسل سنگين بودند، مردم را به توپ و مسلسل مى‏بستند.

* در عمل، از 8 هلى كوپتر، يكى نقص فنى پيدا كرد. از 7 هلى كوپتر كه به راه افتاد، دو فروند، نقص فنى پيدا كردند و بازگشتند. در فرودگاه طبس، بر اثر طوفان شن، يكى از هلى كوپترها با هواپيماى حامل سوخت تصادم كرد و انفجار بوجود آورد. 8 تن كشته شدند و 3 تن سوختگى پيدا كردند.
* فرمانده عمليات كسب تكليف كرد و كارتر دستور نيمه تمام گذاشتن مأموريت و بازگشت را داد. در بازگشت، هلى كوپتر را از ميان بردند. در پاسخ پرسش كارتر، سرهنگ بك ويث علت را خطر انفجار و صدمه وارد شدن به هواپيماها ذكر كرد. بخشى از يادداشتها و نقشه‏ها و مدارك را نيز نبردند. چرا؟ توضيحى جز شتاب زدگى ارائه نكردند.
* گروه تحقيقى كه بنى‏صدر معين كرده بود، با استفاده از مدارك بجا مانده و اطلاعات ديگر تعدادى از عاملان و خود فروختگان را، در ارتش و بيرون از ارتش يافت. مسلم كرد كه در سپاه پاسداران و نزد "دانشجويان پيرو خط امام" نيز خود فروختگانى وجود داشته‏اند و همكارى مى‏كردند. گزارش براى تعقيب قضائى در اختيار دادرسى ارتش گذاشته شد. رى شهرى بجاى آنها همه، سرلشگر باقرى را دستگير كرد. مأموران اصلى همانها بودند كه بعد در "كودتاى نوژه" نيز شركت كردند. بطوريكه در بررسى "كودتاى نوژه" آمد، پس از آن كودتا نيز، مهره هائى تحت تعقيب قرار نگرفتند و همدست ملاتاريا در ايران گيت شدند.
* در بهار 1360، گلزاده غفورى و 10 "نماينده" ديگر مجلس اول خواستند نتايج تحقيق‏ها و رسيدگى قضائى، در اختيار مجلس قرار گيرند. اما متصدى‏ها را تغيير دادند و هاشمى رفسنجانى، به تقاضاى "نمايندگان" ترتيب اثر نداد.
* از آنجا كه "نقص فنى"ها و ديگر مشكلها كه در مجموع موجبات شكست عمليات را فراهم آوردند، "مى‏توانستند" عمدى باشند، دو سال بعد، ترنر، رئيس سيا، به استناد اطلاعاتى كه سيا گردآورى كرده بود، خواستار تشكيل كميسيون تحقيق شد. اما ريگان و ژنرال جونس با آن مخالفت كردند. با توجه به اين واقعيت كه شركت كنندگان "ايرانى" در عمليات طبس در "كودتاى نوژه" و بعد از آن، در معامله پنهانى ميان خمينى و دستياران او و ريگان - بوش و دستيارانشان (اكتبر سورپرايز) و باز در خريد اسلحه براى رژيم ملاتاريا همدست ملاتاريا و حكومت ريگان - بوش (ايران گيت) شدند، احتمال خرابكارى در عمليات، بيشتر از 90 درصد بوده‏است. اگر عمليات موفق مى‏شدند، كارتر در انتخابات 6 ماه بعد، به رياست جمهورى انتخاب مى‏شد و ريگان شكست مى‏خورد و ريگانيسم دامنگير امريكا و جهان نمى‏شد و... بهر رو، غير از افرادى نظير قربانى فر و آلبرت حكيم و... در كادر رهبرى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، كسانى چون بهزاد نبوى و محسن رضائى و جواد منصورى و... دستيار ملاتاريا در اكتبر سورپرايز و ايران گيت شدند. اما واقعيتهاى مهم و سخت در خور اهميت اينها هستند:
1 - آندسته از "دانشجويان پيرو خط امام" و پاسداراها كه خريدارى شده‏اند، يك روزه خريدارى نشده‏اند. با توجه به تحقيق مارك هولبرت (صاحب كتاب اينترلوك چاپ 1982) كه بنا بر آن، گروگانگيرى طرحى امريكائى، ساخته آنهائى بوده‏است كه ريگان را به رياست جمهورى امريكا رساندند، بسا در ميان آن دانشجويان، خريدارى شده‏ها وجود داشته‏اند و اين طرح، از طريق آنها به "دانشجويان پيرو خط امام"، پيشنهاد و تصويب و اجرا شده‏است. باز باتوجه به اينكه اينگونه "دانشجويان" با حسن آيت و محمد موسوى خوئينى، و با توجه به نقش آنها و پاسدارانى از نوع آنان در طرح تعطيل دانشگاه شركت داشته‏اند، مى‏بينيم رشته عملياتى (گروگانگيرى، تعطيل دانشگاهها، طرح "كاسه برنج"، كودتاى نوژه، جنگ افروزى در كردستان، تجاوز عراق به ايران و جنگ 8 ساله‏و كودتاى خرداد 60 و اعدامها و...) كه در ايران، موجب حاكميت خمينيسم و در امريكا سبب به حكومت رسيدن ريگانيسم و اينك بنيادگرائى و محافظه كارى جديد گشتند، در ايران و امريكا، بطور مداوم، همان بازيگران را داشته‏اند.
2 - در حال حاضر نيز، در ايران، ايران گيتيها دور را يكسره از دست "اصلاح طلبان" خارج كرده‏اند و همپالگيهاشان در امريكا نيز، در دستگاه بوش، مقامهاى حساسى را يافته‏اند. بنا بر اين، ايرانيان بايد از خود بپرسند: آيا مى‏بايد بنشينند و نظاره گر تجديد ماجراهائى باشند كه طى ربع قرن روزگار ايران را سياه كرده‏است يا بايد برخيزند و سرنوشت خود را در دست بگيرند؟ انقلاب اسلامى: ايران گيتيهائى كه بر ايران حاكم هستند سياستى را اجرا مى‏كنند كه "بنياد گرا" بمثابه كسى كه قدرت را هدف مى‏شناسد و دين را وسيله توجبه بكار بردن زور مى‏كند، همان سياست را اجرا مى‏كنند كه ائتلاف بنيادگراها و محافظه كاران جديد، يعنى حكومت بوش، در امريكا اجرا مى‏كنند. اما آيا اين دو سياست كه از لحاظ ماهيت يكى است از لحاظ جهت همسو يا ناهمسو هستند و برخورد را اجتناب‏ناپذير مى‏كنند:

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر