|
اثرهاى جنگ عراق را از اثرهايش بر ايران - دنباله مطالعه شماره پيش - شروع مىكنيم:
استحاله زورمدارها به ضد هويت ادعائى - مسابقه؟- اثر جنگ بر تمايلها:
انقلاب اسلامى: در عراق، گروه رجوى تسليم قواى امريكا شد. ضد امريكائيهاى ديروز، امروز، طرفداران مذاكره با امريكا شدهاند! پهلوى طلبها كه دم از ضديت با بنياد گرائى دينى مىزدند، اينك مدعى يكسانى هدف حكومت بنيادگرا - محافظه كار جديد بوش و "مردم سالارهاى ايرانى" در ايران هستند. در قسمت اول، خبرهاى گوياى اين استحاله را مىخوانيد. در قسمت دوم استحاله ملاتارياى ايران گيتى را مىخوانيد: ديروز مىگفت: آنها كه طرفدار مذاكره با امريكا هستند، يا احمقند و يا بى غيرت و امروز خود احمق و بى غيرت شدهاند.
استحالهها: تسليم گروه رجوى به قواى امريكا - طرفدارى برخى از اصلاح طلبها از امريكا - سينه چاك كردن پهلوى طلبها براى بنيادگراهاى امريكائى:
سرنوشت مجاهدين خلق تحت رهبرى رجوى:
نيويورك تايمز (17 آوريل 2003) نيروى هوائى امريكا پايگاههاى مجاهدين خلق را در خاك عراق بمباران كرد. در پى آن، نيروى زمينى امريكا افراد اين سازمان را مورد حمله قرار دادند.
نيويورك تايمز (20 آوريل): مسئله مهم اين است كه آيا اعضاى اين گروه به ايران بازگردانده مىشوند يانه؟ مجاهدين خلق در جنگ اخير آمريكا عليه عراق با نيروهاى آمريكاى نبرد نكردهاند. اما طى دهه 70 در ايران چندين نيروى نظامى آمريكايى را كشتهاند و بعد از انقلاب نيز حملات تروريستى را عليه ايران تدارك ديدهاند. اين گروه در ليست سازمانهاى تروريستى وزارت امور خارجه آمريكا قرار دارد. براساس كنوانسيون ژنو، درصورتى كه اعضاى اين گروه به عنوان زندانى جنگى شناخته شوند، بايد به كشور اصلى خود بازگردانده شوند.
ميشل ليندرمن، يكى از فرماندهان نيروهاى دريايى آمريكا گفت تصميم گيرى درباره وضعيت اين گروه به وزارت خارجه بستگى دارد. اما از آنجايى كه سازمان مذكور و شاخه نظامى آن از حمايت گسترده كنگره آمريكا برخوردار است، اوضاع پيچيده تر مىشود. براساس موافقتنامه آتش بس و تسليم كه سه شنبه گذشته ميان مجاهدين خلق و نيروهاى آمريكايى منعقد شد، اعضاى اين سازمان تسليم شده اند. آمريكا از آنها خواسته است پايگاههاى خود را ترك كنند و در بقوبه در 25 كيلومترى شمال بغداد استقرار پيدا كنند. پايگاه اشرف اينك در دست قواى امريكاست.
هفته نامه آلمانى فوكوس (18 آوريل 2003) خبر داد: با پايان جنگ عراق، رهبران سازمان مجاهدين خلق سعى دارند وارد آلمان شوند.
تحقيقات سرويس هاى اطلاعاتى آلمان در رابطه با امكان فرار رهبران نظامى عراق به اين كشور نيز به دنبال ورود يك گروه از مجاهدين به اين كشور صورت مى پذيرد.
چندى پيش يك گروه يازده نفره از اعضاى مجاهدين از طريق اردن وارد فرودگاه فرانكفورت آلمان شدند. اين افراد برغم دستگيرى توسط پليس مرزى آلمان به جرم مظنونيت به اعمال تروريستى توانستند از دادگاه ادارى شهر فرانكفورت جواز ورود به آلمان را دريافت كنند.
در 21 آوريل، واشنگتن تايمز گزارشى در باره بمباران ويرانگر پايگاه اشرف انتشار داد. در اين گزارش، سخن از 7 كشته و دهها زخمى و نابودى 15 تا 20 تانك و خودروهاى بسيار و... بميان است. و اينكه مقامات نظامى امريكا شمار اعضاى سازمان مجاهدين را چند هزار متمركز در 3 پايگاه و آنها خود تعداد را 15000 و مستقر در حدود 10 پايگاه مىگويند.
در 22 آوريل خبرگزارى فرانسه گزارش كرد: قواى امريكا تأييد كردند توافق آتش بس با سازمان مجاهدين خلق بعمل آمدهاست. سرتيپ ونسنت بروكس افراد سازمان اسلحه خود را دارند اما "بدون آرايش جنگى" هستند. امريكا اين سازمان را يك سازمان تروريستى مىشناسد. تا وقتى تغيير نظر ندادهاست، ما با آنها معامله تروريست مىكنيم.
هفته پيش، ژنرال مايرس، رئيس ستاد ارتش امريكا گفت: قواى ما پايگاههاى سازمان مجاهدين را بمباران كردهاند. زود است بگوئيم ضربههاى امريكا به اين سازمان، چه اثرى بر روابط امريكا با ايران مىگذارد. بروكس مىگويد گفتگوها بر سر تعيين سرنوشت اين گروه ادامه دارند.
و رحيم صفوى ،"فرمانده كل" سپاه پاسداران، از امريكا خواسته است صداقت خود را در مبارزه با تروريسم، با تحويل افراد سازمان مجاهدين خلق به ايران اثبات كند!
انقلاب اسلامى: الف - بدينسان، سازمانى كه با كشتن مستشاران نظامى امريكائى وارد مبارزه شد، با قواى نظامى امريكا، قرارداد تسليم امضاء كرد. بناى ما تنها خاطر نشان كردن قاعده ايست كه همواره تكرار كردهايم: آنها كه قدرت (= زور) را هدف و وسيله مىكنند، به وارونه هدفى مىرسند كه در آغاز اعلام مىكنند. آيا پند مىگيرند؟ ب - اين امر كه امريكا سازمان تحت رهبرى رجوى را تروريست خواندهاند، دليل آن نمىشود كه آن را تحويل يك رژيم تروريست بدهد. و ج - رفتن به عراق و دست نشانده رژيم صدام شدن و كار را به اينجا رساندن، مسئوليتى است بر دوش رجوى و دستياران او. اما دفاع از حقوق انسانى ايرانيانى عضو اين سازمان، مسئوليتى است بر دوش هر انسانى كه مىداند حقوق انسان چيست و مىداند بهيچ مجوزى نبايد دفاع از حقوق انسانى هيچ انسانى را مهمل گذاشت.
پرونده سازى و جعل قول بر اساس يك قاعده:
از قول شكورى راد، عضو هيئت رئيسه فراكسيون مشاركت در مجلس در همايش سالانه جامعه اسلامى دانشجويان انتشار دادند: "عباس عبدى اطلاعات سوخته نظامى را ارائه داده بود كه البته بيشتر از او، اطلاعات را، قاضى پرونده افشا كرد. و عبدى اعتراضى در اين مورد نداشت."
شكورى راد توضيح دادهاست كه آنچه انتشار يافته، قول او نيست. او به قاضى و دادگاه طعنه مىزدهاست و دروغ سازى را فاش مىكردهاست. و
سايت امروز 2 ارديبهشت به نقل از جوان (2/2) نوشهاست: "عباس عبدى منابع دريافت اطلاعات خود را در سازمان ها و نهادها به شرح ذيل معرفى كرده است: اسناد وزارت خارجه از م - ص، مجلس از م.ر.خ و اسناد نفت از ك - اردبيلى ارتباط با آية الله منتظرى از طريق احمد منتظرى ، رابط او با انگليس، فردى به نام زرنگ عضو روابط عمومى حزب مشاركت و روزنامه نوروز. ضمنا مبلغ 50 هزار دلار از حسين عليخانى، مسئوول دفتر كنفرانس قبرس دريافت شده است تا گزارش در مورد لانه جاسوسى نوشته شود. جمع آورى اسناد طبقه بندى شده نيروگاه اتمى بوشهر، نقشه مناطق راهدارى كشور، فيلم هائى از مراكز نظامى و عكس هائى از ادارههاى يك منطقه جنوبى كشور، مختصات امنيتى تهران و ... در زمره گوشهاى از اقدامات انجام شده در اين پرونده است."
انقلاب اسلامى: بديهى است كه سايت امروز نيز، در مقام تصديق قول نشريه جوان، "خبر" آن را انتشار ندادهاست. با وجود اين، موقع خاطر نشان كردن اين واقعيت است كه هم جعل براى آن انجام گرفتهاست كه نشان دهند "تسخير كنندگان لانه جاسوسى"، به استحاله، ضد آن شدهاند كه بودند و هم بنا بر قاعده، بر اصل زورمدارى، آدمى وارونه آن مىشود كه مدعى بود هست و به وارونه هدفى مىرسد كه زور را بخاطر رسيدن به آن بكار مىبرد.
يك بام و دو هواى پهلويچيها:
بوقهاى تبليغاتى پلهويچيها شب و روز، بر ضد اسلام تبليغ مىكردند و مىكنند. اسلام را در "انتگريسم" خلاصه مىكردند و مىكنند. مدعى تجدد و سكولاريسم بودند و هستند. تا اينكه زمان امتحان فرا رسيد: كسى به رياست جمهورى امريكا رسيد كه يك بنياد گراست و بصراحت مدعى مىشود مأمور خداست و آنچه مىگويد و مىكند خدا بر زبان و دست او جارى مىكند. اين بار، مخالفان بنيادگرائى و... بدون احساس كمتر دغدغه خاطر، ستايشگر اين بنياد گرا و مبلغ قشون كشى امريكا به ايران شدند. مدعى شدند و مىشوند كه ايرانيان با حكومت بوش هم مقصد شدهاند. زيرا بوش خواستار مردم سالارى در ايران است و ايرانيان نيز همين را مىخواهند. بنا بر اين بايد با حكومت بوش همكارى كرد!
اقلاب اسلامى: البته اگر مردم سالارى را با خفت تسليم يك ملت و دولت دست نشانده امريكا برابر بدانيم، پهلويها و پهلويچيها همواره با امريكا "هم هدف" بودهاند. نوكرهاى باغيرتى هستند كه غيرتشان به اربابهاى امريكائى و انگليسى از خود آنها بيشتر است. براى نمونه از "گويا نيوز" قسمتى از گزارش منتشره در گاردين را كه سعيد سلطانپور به فارسى برگرداندهاست، نقل مىكنيم:
مبارزه با تروريسم نيست كه شعار محورى و محركه جورج بوش است بلكه شعار هائى مانند "تخريب سازنده" و يا "جنگ تمام عيار" است كه شعار اصلى است. اين شعارها هم در "نشنال رويو اند لاين"، توسط مايكل لدين، يكى از تئوريسين هاى راست آمريكا توضيح داده شدهاست. وى مىگويد: "ما نبايستى بهيچرو از نشان دادن قدرتمان، براى براندازى، ديكتاتورها ملاحظه كنيم. با همين شيوه هست كه ما بهترين نتيجه را مىگيريم.
اين مأموريت، بطور طبيعى بر عهده ما است. براى اينكه ما انقلابى ترين كشور دنيا هستيم. همانگونه كه در 200 سال گذشته بودهايم. " تخريب سازنده "روش مااست. ما آن را بطور خود كار انجام مىدهيم و بدين دليل است كه ديكتاتورها از ما متنفر هستند و مىخواهند به ما حمله كنند."
جنگ تمام عيار كه آقاى لدين نوشته است، توسط موسسه انتشاراتي آدام مرسى ريوو منتشر شده است . وى جنگ تمام عيار را در تقابل با جنگ محدود بررسى مىكند. در آن جنگ، از ارتش به منظور بدست آوردن يك هدف مشخص در سياست خارجى استفاده مىشود. بدون به حركت در آوردن يك ملت و با حداقل تلفات انسانى.
جنگ تمام عيار يعنى "جنگى كه نه تنها نيروى نظامى دشمن را نابود مىكند بلكه ملت دشمن را نيز به نقطه اى مىرساند كه بايد تصميم بگيرد. چنين ملتى بايستى دگرگونى فرهنگى را كه زمينه ساز جنگ شده است، بپذيرند.
استراتژى جنگ تمام عيار الزاماً نبايد در برگيرنده اهداف غير نظامى باشد. ولى حفظ جان انسانها هم در اولويت قرار ندارد ... هدف اصلى بايد استمرار فشار بر روى ملت ديگر بايد باشد.
در جنگ محدود، سربازان بر ضد سربازان مىجنگند. ولى در جنگ تمام عيار، ملت بر ضد ملت و حتى فرهنگ عليه فرهنگ مىجنگد.
اينگونه نظرها ممكن است كه نشان دهنده ديوانگى قدرت باشد. ولى نكته اصلى اينست كه بر سياست گذارى امريكا چه اندازه اثر دارد.
بسيارى از اين مبلغان جنگ تمام عيار و تخريب سازنده پيام هايشان را از طريق مؤسسهاى بنام بنادور و همكاران كه ترتيب مصاحبه اى تلويزيونى و سخنرانى ها را مى دهد، پخش و در روزنامه هاى مختلف درج مىكنند.
اين موسسه كه دفاتر مختلفي درنيويورك و لندن و پاريس دارد، توسط خانم النيا بنادور يك زبانشناس متولد پرو اداره مىشود. تجارت خانم بنادور از سال 2002 رونق قابل توجه اى پيدا كرده است. شركت خانم بنادور برنده چاپ كتابهاى درسى افغانستان در 2002 شد و هفته گذشته قرار داد سازماندهى آموزش در عراق را با كاخ سفيد امضاء كرد (مترجم)
وى اسم 10 مبلغ ديگر رابه ليست مشتريان خود اضافه كرده است. در 13 فوريه، در يك ضيافت ناهار مجانى، پرسش و پاسخ با شركت ريچارد پرل، از خط دهندگان اصلى پنتاگون، ترتيب داد. بعلاوه وى يك سرويس پست الكترونيكى را راه اندازى كرده است كه هر مشترك مىتواند تا 6 روزنامه را مجانا دريافت كند. هر كسى مىخواهد خط فكرى محافظه كاران نوين آمريكائى را دنبال كند، بشرط آنكه در مقابل تهاجم آنان ساكت بماند، مىتواند فرم اشتراك را دريافت كند.
خانم بنادور در شبكه سياسى هم بسيار فعال است . هرچند جزئيات زيادى در دسترس نيست . سايت باب گازادى يك ملاك ساكن پنسيلوانيا و طرفدار اسرائيل تصاويرى از يك مهمانى با شركت رضا پهلوى و سناتور جوزف ليبرمن (سناتور يهودى كانديد معاونت ال گور براى رياست جمهورى) و جوزف هافل نماينده كنگره و دانيل پايپز (متنفر از مسلمانان آمريكائى) را نمايش مىدهد.
تعدادى از اين مبلغان و متخصصان سقوط رژيم ايران را بعد از عراق حتمى مىدانند چه از طريق تلاشهاى آمريكا يا از طريق جوانان شورشى. حداقل يك نفر از اين جمع احتمال شاه شدن رضا پهلورى را در ايران مىدهد: مايكل روبين مىگويد "جاى تعجب نيست كه رضا پهلوى، از انزوا، به يكى از رهبران مخالف تبديل شدهاست. نه تنها بين ايرانيان لس آنجلس بلكه بين ايرانيان كه تحت سلطه ملا ها قرار دارند." روبين قبلا پيشنهاد داده بود كه ملك عبدالله پادشاه اردن، پادشاه عراق هم بشود.
آقاى روبين يك مقاله نويس و از مشتريان خانم بنادور، چند ماهى است كه ساكت شده است و سكوت وى بدليل مامور شدن وى در پنتاگون به عنوان مشاور در طرحهاى ويژه عراق و ايران است. وى تا ا كتبر 2003 در دسترس نخواهد بود.
البته كسانى ديگرى هستند كه جاى روبين را پر كرده اند. سايت خانم بنادور 220 مقاله را منتشر كرده است. از جمله 50 مقاله در "نيشنال ريويو، 42 در واشنگتن تايمز، 37 مقاله در واشنگتن پست، 18 مقاله در نشنال پست و 17 مقاله در وال استريت ژورنال و 15 مقاله در لس آنجلس تايمز و 8 مقاله در نيويورك پست و جوراسلم پست و 6 تا در نيويرك تايمز و 2 تا مقاله در فاينانشال تايمز لندن و 1 مقاله در ديلى تلگراف لندن.
* اسامى مبلغين همكاران ليست موسسه بنادور ا بشرح زيراست:
- ا.م. روزنتال (روزنامه نگار نيوريورك تايمز- م)
- الكساندر هيگ (وزير دفاع سابق آمريكا و عضو هيئت مديره شركت ساختمانى بلتك كه قرار داد 680 ميليون دلارى بازسازى عراق را برنده شد. - مترجم)
- امير طاهرى (سردبير كيهان -م)
- فريدون هويدا (عضو هيئت مديره كميته ملى براى سياست خارجى آمريكا- سخنرانى هاى وى درمورد سينما و حقوق بشر، ايران و اسلام و خاور ميانه است -م)
- آذر نفيسى (استاد دانشگاه جان هاپكينز - م)
- اسماعيل جم (وزير امور خارجه قبلى تركيه و مؤسس حزب تركيه نو- م)
- ح. جيمز ولسى ( رئيس سابق سيا و معاون شركت سرمايه گذارى كرسنت - شريك شركت حقوقى شىآ و اردنر در واشنگتن- م)
- ريچارد پرل (مشاور مستعفى پنتاگون -م)
- ريجارد پايپپز استاد تاريخ دانشگاه هاروارد - م)
- تشبية سيد (رورنامه نويس و تلويزين در پاكستان - كارشناس اسلا م بنياد گرا - م)
- منصور ايجاز ( مؤسس و رئيس موسسه سر مايه گدارى كرسنت در آمريكا، جيمز ولسى معاون موسسه باتفاق ژنرال بازنشته جيمز آبرا هامسون - مسول تحققيقات دفاعى رونالد ريكان-م)
- شيخ هشام كعبانى (معمم با حق فتوا، اهل لبنان ، عضو رهبرى مجمع عالى مسلمانان آمريكاست كه از 1991 در آمريكا اقامت كرده است -م.)
- خاليد دوران (مراكشى - كارشناس مسائل اسلام -م)
- آرناد دى بورچ گريو، بارى روبينؤ چارلز جكوبز، چارلز كراتامر (واشنگتن پست -م)
- خدير حمزه (مسئول سابق پروژه اتمى عراق- م)
- آرنولد دى بورچ كريو (مجله نيوز ويك كارشناس سياست خارجى آمريكا و مدير موسسه مطالعات استراتژيك و بين المللى - م)
- كنعان مكيه (استاد دانشگاه. عراقى و مهندس كارهاى ساخنمانى در خاورميانه - م)
- استا نلى اچ كاپلان (كار شناس مسائل آموزشى و موسس موسسه كاپلان- م)
- ماكس بوت (كار شناس مسائل امنيت ملى و سر دبير مجله هفتگى استاندارد- م)
- فرانك جى گافنى پسر (مؤسس مؤسسه سياستهاى امنيتى در واشنگتن و مقاله نويس واشنكتن پست - يهودى - م)
- جورج جوناس (كارشناس مسائل خاورميانه و تروريسم و مقاله نويس نشنال پست كانادا - م)
- هيلل فرانكلين (دكتراى مسائل اسلامى و يهود و رئيس موسسه مطالعاتى اخلاقيات و سياستهاى اجتماعى - م)
- مارتين كرامر رئيس سابق موسسه مطالعاتى موشه دايان براى خاور ميانه و آفريقا - استاد دانشگاه كه در موضوعات اسلام و تروريسم و مسائل خاورميانه سخنرانى مىكند - م)
- خانم ميراو ورمسر (دكتر در علم سياست . نويسنده چند كتاب در مورد اعراب، اسرائيل و صهيونيسم - م)
- مايكل ا. لدين (دكتراى فلسفه و تاريخ - كارشناس مسائل ايران و تروريسم - مقاله نوبس وال استريت ژورنال - و "مرورى بر دنياى يهوديان" - م) و ايران گيتى كه همراه مك فارلين به ايران رفت و بتازگى نيز سخنرانى كرده و گفتهاست: سرنگون كردن رژيم ايران نياز به قشون كشى امريكا ندارد.
- مايكل روبين (در حال حاضر در پنتاگون مشغول مشاوره در مرود ايران و عراق است -م)
- مايكل گور فين گيل (يك يهودى ارتدكس كه در مسائل ارتباطات جهان. مذهب و فرهنگ مىنويسد. وى در فرانسه زندگى مىكند و براى وال استريت جورنال و تايمز لندن مى نويسد . وى عضو كميته اسرائيل فرانسه است و 8 سال رئيس موسسه مذهبى يهودى در فرانسه بوده است. - م)
- پل مارشال (كار شناس ارشد در موسسه آزادى هاى مذهبى در واشنگتن. آخرين كتاب وى "اسلام در چهار راه " 2002 - م)
- ريچارد او سپرتزل (دكتراى بيو لژى و متخصص سلاحهاى بيولو ژيك - م)
- خانم لارى مى لورى (ناشر عراق نيوز و عضو كميته وزارت دفاع در مورد تروريسم - دكتراى علوم سياسى از هاروارد - در سال 92 مشاور كلينتون در امور عراق بود- م)
- خانم روت و ج وود (استاد حقوق دانشگاه يل آمريكا وى اخيرا عضو انتصابى توسط رامسفيلد در كميته سياست دفاعى پنتاگون و عضو كميته بازبينى سيا، از طرف جورج تنت، رئيس سيا - م)
- تام روز (ناشر و مدير عامل روزنامه جوراسيلم پست اسرا ئيل از سال 1998. وى در جنگ 1991 خليج بطور داوطلبانه در ارتش اسرائيل خدمت كرد -م)
- وليد فارس (وكيل اهل لبنان - ساكن آمريكا - كارشناس مسائل بنياد گرائى در اسلام، جهاد و ميليشاى اسلامى در غرب و حركتهاى اسلامى در جهان و نيز در غرب و جنوب آسيا- وى مسئول گزاش رسانى به كميته سنا و كنگره و مقامات آمريكا در مورد بر خوردهاى مذهبى و تروريسم و همزيستى اقليتها مىباشد. - وى متخصص مسائل طالبان است - وى حركتهاى جهادى را در سراسر دنيا دنبال مىكند. - م)
- چارلز جاكوب (مؤسس گروه آمريكائى ضد برده دارى است كه در سودان فعال هستند - م)
- برى روبين (استاد دانشگاه هاى اسرائيل و مدير مؤسسه استراتژى تحقيقاتى ارتباطات جهانى در واشنگتن- م)
انقلاب اسلامى: آنها كه مىخواهند با "مشروطه طلبها" (= پهلوى طلبها) متحد شوند، بايد بدانند كه آلت فعل ملقمهاى از اينطور آدمها مىشوند.
|
|