١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٥ از ٢٤ فروردين تا ٨ ارديبهشت

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
انقلاب اسلامى: اما جنگ چنان نشد كه زورباوران امريكائى گمان كرده بودند. وجدان جهانى غنى و شفافيت و نيرومندى جست و در ملتها كارپذيرى خفت آور را به فعاليت غرورآميز باز آورد:

وجدان جهانى و كارهاكه بايدش كرد؟ - اثر جنگ بر اقتصاد جهان - امريكا و مخالفان رژيم صدام:

انقلاب اسلامى: در اين باب كه "جنگ پيشگيرانه" بوش به قوت گرفتن وجدان جهانى و مقابل شدن اين وجدان با "تنها ابر قدرت" روى زمين، انجاميده‏است، حالا ديگر، فراوان مقاله نوشته مى‏شوند. اما ما در اين باره نوشته‏هاى امريكائيان را بر گزيده‏ايم. در قسمت اول اين فصل، در باره اين وجدان و كارى كه از اين پس بر عهده‏او است، اظهار نظرهاى انديشمندان امريكائى را مى‏خوانيد. در قسمت دوم اثر جنگ را بر رفتار امريكا با مخالفان عراقى رژيم صدام را مى‏خوانيد كه بسيار پندآموز است. در قسمت سوم اثر جنگ را بر تغيير سياست اقتصادى دولتها و ناتوان شدن سازمان تجارت جهانى مى‏خوانيد:

وجدان جهانى، ابر قدرت ديگرى كه ظهور كرد و آنچه بايدش كرد؟:


جانهاتان شل (مجله نيشن 27 مارس 2003) در باره ظهور وجدان جهانى بمثابه ابر قدرت، نوشته است:
وقتى جنگ شروع شد، دونالد رامسفلد، وزير دفاع، وعده "جنگى غير از همه جنگهائى كه تاريخ به خود ديده‏است" را داد. اما آنچه را او انتظارش را نداشت بوقوع پيوست: مردم روى زمين به حركت آمدند و بمثابه ابر قدرتى ديگر عرض اندام كردند. جنگى كه رامسفلد مى‏پنداشت غير از جنگهاى ديگر خواهد شد، بر خلاف نقشه‏اى كه او ريخته بود و انتظارى كه داشت، همانند جنگهاى ديگر شد. اما مخالفت با اين جنگ، مخالفتى بى سابقه در تاريخ جهان از كار درآمد. امريكا خود را با جهانى در مقاومت رويارو يافت. ميان دو رويداد، نايكسانيها و يكسانيها وجود دارند:

* در روز اول جنگ، غافلگيرى كه رامسفلد به خود وعده داده بود كه دنيا با آن روبرو شود، يعنى "شوك و وحشت توأم با احترام" در قواى عراق، تحقق نيافت. در عوض، وزارت دفاع و كاخ سفيد از مقاومت مردم و قواى عراق غافلگير شدند. چرا كه مردم اراده استقامت و قواى عراق اراده جنگيدن از خود نشان دادند. در اينجا، نويسنده محاسبه‏هاى غلط حكومت امريكا را بر مى‏شمارد و به غافلگيرى دوم و بس مهم مى‏رسد:

* جنبش همگانى صلح در جهان، عزمى را اما در جهتى مخالف انتظار حكومت بوش را ابراز كرد. اين جنبش ملتها را تشويق كرد تسليم امر قدرت نشود و به پيروزى مقابله با زور باور كنند. امريكا مى‏گويد براى آزادى جنگ به راه انداخته است اما كدام حركت براى آزادى است؟ جنگ براى آزادى و يا مخالفت با جنگ و استقامت در برابر زور؟ ابر قدرت جديدى قدرتى عظيم دارد اما اين قدرت از نوع ديگر است: اراده يك مرد به وزن بمب 10 تنى نيست، بلكه قلبها و خواستهاى اكثريت مردم دنيا است. پيروزى اين قدرت را در تركيه ديديم وقتى مجلس آن كشور، در برابر فشار و وعده ميلياردها دلار ايستاد و اجازه نداد اين كشور معبر قواى امريكا بگردد، پيروزى اين قدرت را در شوراى امنيت سازمان ملل ديديم وقتى 6 كشور كوچك حاضر نشدند تسليم امريكا شوند و جنگ با عراق را امضاء كنند. پرسشى كه هر دولتى از خود كرد اين بود: از كدام ابر قدرت مى‏بايد اطاعت كرد؟ از امريكا از مردم روى زمين. در خارج از امريكا، مردم جهان بودند كه اراده خود را قبولاندند:

* سنجش افكارى كه گالوپ انجام داد، نشان داد كه در بسيارى از كشورهاى جهان، بالاى 90 درصد مردم با جنگ مخالف هستند: در سوئيس بى طرف (و طبيعتاً طرفدار امريكا) 90 درصد مردم مخالف جنگند. در آرژانتين، 87 درصد مردم مخالفند. در نيجريه، 86 درصد مخالفند. در بوسنى (كه ناتو بسودش وارد عمل شد) 91 درصد مخالفند. در تمامى كشورهائى كه حكومتهاشان موافق جنگ هستند - به استثناء اسرائيل -، مردمانشان با جنگ مخالف هستند. در افغانستان كه قواى امريكا در آنست و رژيم آن را تغيير داده‏است، مردم بر ضد جنگ تظاهرات كردند. اكثريت بزرگ مطبوعات جهان با جنگ مخالف هستند. كوفى عنان تأسف خويش را از جنگ ابراز مى‏كند و پاپ مى‏گويد: "جنگ سرنوشت جهان را تهديد مى‏كند". براى اولين بار دولتهاى دنيا از اراده ملتهاى خود پيروى كردند.

* شمعها بر پنجره‏ها نتوانستند مانع فرو باريدن موشكها بر شهرهاى عراق شوند. تظاهرات جهانيان نتوانستند مانع از پيشروى تانكها بسوى بغداد شوند. جان پل دوم نتوانست پرزيدنت جورج دبل يو بوش را از جنگ باز دارد. با وجود اين، برخلاف هر انتظارى، اعتراض جهانى بر ضد جنگ بوقوع پيوست. دكتر روبرت مولر اهل كوستاريكا، معاون پيشين دبير كل سازمان ملل متحد، در 80 سالگى خود، از جنبش جهانى ضد جنگ، هيجان زندگى جست: بهنگام دريافت تقدير نامه بخاطر خدمامتش به سازمان ملل متحد، در اجتماعى كه احساس دماغ سوختگى مى‏كرد، گفت: "افتخار مراست كه اينجايم. از اينكه در اين زمان معجزه ساز تاريخ، زنده‏ام، خود را غرق افتخار و غرور مى‏يابم. از آنچه امروز در جهان ما در جريان است، چنان بهيجان آمده‏ام كه مپرس! بدان خاطر به هيجان آمده‏ام كه پيش از اين، در تاريخ جهان، هرگز چنين جنبش همگانى، نظر گير، ديرپا، در مقياس جهان، ديده نشده بود. هيچگاه در مقياس جهان، مردم در باب مشروعيت جنگ به بحث آزاد نپرداخته و به نتيجه مشترك نرسيده بودند. آنچه مى‏بينيم يك معجزه است." بدينسان، جنگى كه مى‏بايد شوك و وحشت مى‏آفريد، شجاعت و اعجاب آفريد. انقلاب اسلامى: دولتمداران غرب مدعى هستند كه در مردم سالارى نمى‏توان همانطور دروغ گفت كه در استبدادهاى نوع رژيم صدام حسين. پس اگر بوش و بلر اسناد قلابى به سازمان ملل متحد ارائه كرده‏اند و اگر مجوزى كه براى حمله به عراق تراشيده‏اند (اسلحه كشتار جمعى كه بناچار موكول به سرنگون كردن رژيم صدام است)، دروغ‏بوده‏است، اين در مردم سالارى امريكا و انگليس است كه نقص بزرگى بوجود آمده‏است. اين نقص از ديد مجله نشين (3 آوريل 2003) مخفى نمانده‏است: داويد كرت رايد Cortright ، "تحت عنوان آنچه اينك بايد بكنيم" (نيشن 3 آوريل) مى‏نويسد:

* بوش و حكومت او به مردم امريكا دروغ گفته است: اسلحه كشتار جمعى عراق از ميان برده شده بود و آنچه از موشك و غير آن ممكن بود مانده باشد، توسط بازرسان سازمان ملل در حال انهدام بود. بنا بر اين، بوش و بلر جنگ غير لازمى را به دو ملت امريكا و انگليس و مردم عراق تحميل كرده‏اند.

* جنگ مشكلها و مسائل بسيار ببار آورد اما فرصتهاى جديد نيز پديد آورد. ما مى‏بايد جنبش جهانى را سازمان دهيم، انگيزه‏ها و پى آمدهاى جنگ را بشناسيم و بشناسانيم تا از رهبرى انحرافى به ماجراهاى مرگبار و ويرانگر جلوگيرى كنيم.

* در امريكا، تمامى سنديكاهاى كارگرى و ديگر مشاغل و نيز شوراى ملى كليساها با جنگ مخالفت كرده‏اند. انقلاب اسلامى: بدينسان، در امريكا نيروهاى زنده با جنگ مخالفند اما اين مخالفت سانسور مى‏شود تا مردم دنيا تصور كنند 75 درصد امريكائيان با جنگ موافقند.

* اگر جنبش جهانى بر ضد جنگ نتوانست مانع از بروز جنگ شود، نه از ناتوانى اين جنبش كه از ضعيف شدن دموكراسى امريكائى و قوت گرفتن ميليتاريسم (ارتش مدارى) در امريكا است. حكومت بوش از بيزارى مردم امريكا از تروريسم، در امريكا و خارج از امريكا سوء استفاده كرد. ميان رژيم صدام و تروريسم، به دروغ، اتصال و همكارى بر قرار كرد. در باره هزينه جنگ و ديگر پى آمدهاى آن به مردم امريكا دروغ گفت.

* در برابر واقعيتى كه جنگ و ارتش مدارى و فريفتارى است، چه بايدمان كرد؟ در امريكا، ما مى‏بايد به جنبش خود بر ضد جنگ ادامه دهيم و هدفهاى بلاواسطه زير را دنبال كنيم:

1 - به دولتهائى كه دست به جنگ زده‏اند، فشار آوريم تلفات جنگ را به حد اقل رسانند؛

2 - از مردم بى گناه حمايت كنيم؛

3 - از مردان و زنان خود در نيروهاى مسلح حمايت كنيم. از اينكه فرماندهى عالى آنها را به جنگ غير لازمى فرستاده‏است، متاسفيم...؛

4 - بخواهيم كه افراد نظامى ما را به خانه بازگردانند؛

5 - با جنگ با ايران و يا تهديد نظامى كردن اين كشور مخالفت كنيم؛

6 - با جنگ بخاطر نفت مخالفت كنيم؛

7 - براى استقرار صلح در خاورميانه مبارزه كنيم.. و

8 - از خلع سلاح در خاورميانه حمايت كنيم. نيشن در مقاله دومى، آنچه در دراز مدت بايد كرد را پيشنهاد مى‏كند: استراتژى بديل در برابر استراتژى بوش: بوش و حكومت او مى‏گويند مبارزه با تروريسم، نمى‏تواند بدون خلع سلاح كشتار جمعى دولتى شر به انجام رسد. بنا بر اين، "جنگ پيشگيرانه" ضرورت دارد. زيرا مى‏تواند امريكا را از خطر تروريسم با استفاده از اسلحه كشتار جمعى حفظ كند. در برابر اين استراتژى، استراتژى بديلى بايد پيشنهاد كرد و آن اينست:

1 - ما با خلع اسلحه كشتار جمعى عراق موافقيم و با خلع اسلحه كشتار جمعى كشورهاى ديگر نيز موافقيم. اما اين خلع سلاح مى‏بايد الف - از طريق سازمان ملل بعمل آيد و ب - جهان شمول باشد. بنا بر اين؛

2 - خلع اسلحه كشتار جمعى عراق مى‏بايد خلع همين اسلحه را نخست در تمامى خاورميانه و آنگاه در تمامى جهان به همراه آورد. رفتار دوگانه حكومت امريكا و دولتهاى ديگرى كه سلاح اتمى در اختيار دارند، قابل ادامه نيست. نمى‏توان گفت اينها حق دارند سلاح اتمى داشته باشند و بقيه دنيا حق ندارند. قرار داد منع انتشار سلاح اتمى بر اين اصل بنا داشت كه كشورهاى داراى سلاح اتمى راه خلع سلاح عمومى را در پيش خواهند گرفت. حال امريكا و متحدانش كه سلاح اتمى دارند، از سوئى، خود از اجراى تعهد خود شانه خالى مى‏كنند و از سوى ديگر به بقيه دنيا مى‏گويند شما حق نداريد سلاح اتمى داشته باشيد! حال آنكه خوب مى‏دانند منع واقعى سلاح اتمى به اينست كه بر همه كشورهاى جهان ممنوع شود. همانطور كه توليد و استعمال اسلحه شيميائى و بيولوژيك بر همه كشورهاى جهان ممنوع شده‏است، توليد و استعمال سلاح اتمى نيز مى‏بايد بر همه كشورها ممنوع شود؛

3 - منع توليد و استعمال اسلحه كشتار جمعى در تمامى جهان بهترين حراست از خود در برابر خطر تروريسم است. از ميان بردن اسلحه كشتار جمعى در عراق، مى‏بايد همگانى شود. يعنى در تمامى كشورهاى جهان، اين اسلحه از ميان برده شوند؛

4 - بديهى است بدون وجود يك دستگاه بازرسى و نظارت بين المللى قوى نمى‏توان خلع اسلحه كشتار جمعى را در تمامى كشورهاى جهان انجام داد. لذا لازم است تنبيهات اقتصادى و فشار چند جانبه براى انجام اين خلع سلاح در نظر گرفته شوند. بنا بر اين، بر توان سازمان ملل در قلمرو خلع سلاح هرچه بيشتر بايد افزود تا بتوانند در سرتاسر جهان كار خلع سلاح كشتار جمعى را به عمل درآورند. به كشورهائى كه با سازمان ملل در خلع اين اسلحه همكارى مى‏كنند، مى‏بايد پاداش اقتصادى داد و امنيت آنها را تضمين كرد؛

5 - بديهى است كه چنين استراتژى اقبال موفقيت پيدا نمى‏كند مگر آنكه با رشد اقتصادى جهان، بخصوص كشورهاى فقير توأم شود. و

6 - از آنجا كه استفاده از قوه نظامى، بعنوان آخرين علاج، بسا ضرور مى‏شود، جنگ نه كار اول كه كار آخر و بعنوان آخرين علاج مى‏بايد در نظر گرفته شود. و بديهى است كه بعنوان آخرين علاج نيز، نه يك دولت كه شوراى امنيت سازمان ملل متحد مى‏بايد به آن قيام كند. انقلاب اسلامى: وجدان جهانى هدف خود را مى‏بايد تحقق سياستى جهانى قرار دهد كه اداره مردم سالار جهان را ميسر مى‏كند. مهار ماوراء ملى‏ها و جهت دادن به نيروهاى محركه در رشد جامعه جهانى و عمران طبيعت و... با وجود اين، اينگونه پيشنهادها را رسانه‏هاى جمعى، به زبانهاى مختلف، مى‏بايد انتشار دهند تا ابهام مهمى زدوده شود كه انتشار اسلحه كشتار جمعى و تروريسم است. مى‏دانيم كه اين دو دست آويز افزودن بر بودجه‏هاى نظامى و كشاندن دولتهاى جهان به مسابقه تسليحاتى جنون‏آميز گشته‏اند.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر