|
50 كار ضد محيط زيست، ضد عدالت اجتماعى و ضد مردم سالارى كه بوش و حكومت او از به رياست جمهورى رسيدن بوش بدين سو، بعمل آوردهاند:
مايكل مور Moore، كه بخاطر ساختن فيلم مستند "بولينگ براى كلمباين"، كه در آن، عشق به اسلحه محكوم مىشود، جايزه اسكار گرفت، با استفاده از 45 ثانيه وقتى كه داشت، سخنانى را بر زبان آورد كه در تاريخ طنين مىافكند. او خطاب به بوش گفت: آقاى بوش شما رئيس جمهورى "تقلبى" هستيد. و سربازان آمريكائى را به دلايل "تقلبى" به جنگ فرستادهايد. ما مخالف اين جنگ هستيم. آقاى بوش كار تو تمام است. آقاى بوش ننگت باد!
پيش از آن، او نامهاى خطاب به بوش انتشار داد كه بسى گويا است:
ژرژ عزيز،
از زمانى كه تو رئيس جمهورى امريكا هستى، زبانهاى بد مىگويند دور خود مىچرخى و كارى نمىكنى. حال اينكه، ظرف چند ماه، تو موفقيتهاى زير را بدست آوردهاى:
1 - كاستن از بودجه كتابخانههاى فدرال، 90 ميليون دلار،
2 - كاستن از بودجه برنامه تربيت پزشكان كودكان، بمبلغ 35 ميليون دلار،
3 - كاستن 50 درصد از بودجه تحقيق پيرامون انرژى تجديدپذير،
4 - به بعد موكول كردن امضاى مقررات تنظيم "سطح قابل قبول" آسنيك در آب،
5 - كاستن 28 درصد از بودجه برنامه تحقيق در باره خودروهاى كم مصرف و كمتر آلوده كننده محيط زيست،
6 - لغو قانونى كه به دولت اجازه مىداداز بستن قرارداد با كارفرمائيهائى خوددادرى كند كه قوانين امريكا را زير پا مىگذارند و قوانين حمايت از محيط زيست را رعايت نمىكنند و مقررات مربوط به امنيت محيط كار را اجرا نمىكنند.
7 - دادن اجازه كاوش در پاركهاى ملى براى بهره بردارى از جنگلى و معدنى از آنها به گال نونترن، وزير امنيت داخلى،
8 - فراموش كردن وعده انتخاباتى داير به سرمايه گذارى سالانه 100 ميليون دلار در جنگلهاى حاره
9 - كاستن بمزان 86 درصد از بودجهاى كه بيمارستانهاى دولتى و خصوصى براى دسترسى مردمى كه فاقد بيمه درمانى هستند، به درمان، اختصاص داده بودند.
10 - از محتوا خالى كردن پيشنهادى كه هدف آن افزودن بر امكان دسترسى عموم بود به اطلاعات پيرامون پى آمدهاى بالقوه سوانح شيمى صنعتى،
11 - كاستن 60 ميليون دلار از بودجه بنياد كمك به كودكان و ساختن مسكن براى بى خانهها،
12 - خوددارى كردن از امضاى موافقتنامه كيوتو Kyoto در باره كاست از اثر گل خانهاى و مخالفت با اراده 178 كشور.
13 - رد كردن موافقتنامه بين المللى كه موضوع آن پذيرفتن قرارداد 1972 در باره ممنوع كردن اسلحه ميكروبيوشيميك بود.
انقلاب اسلامى - و چنين كسى براى از ميان بردن اسلحه كشتار جمعى عراق، به اين كشور قشون مىكشد!!
14 - كاستن مبلغ 200 ميليون دلار از بودجه آموزش كارگران بيكار براى آنكه بتوانند كار پيدا كنند
15 - كاستن 200 ميليون دلار از صندوق براى كودكان و رشد، صندوقى براى خانوادههاى كم بضاعت در ساعت كار، فرزندان خود را مهد كودك نگاهدارند،
16 - حذف بودجه تأمين هزينه جلوگيرى از باردارى و سقط جنين در مواردى كه پزشك تجويز مىكند،
17 - كاستن مبلغ 700 ميليون دلار از بودجه نوسازى "مسكنهاى اجتماعى"،
18 - كاستن مبلغ 500 ميليون دلار از بودجه بهسازى محيط زيست،
19 - الغاى مقررات مربوط به بهداشت و امنيت در محل كار،
20 - فراموش كردن وعده انتخاباتى در باره تحت مقررات آوردن متصاعد كردن ديوكسين كربن كه سخت اثر گلخانهاى را بالا مىبرد .
21 - ممنوع كردن دادن كمك از منابع مالى دولت فدرال به سازمانهاى بين المللى برنامه گزارى خانواده كه كارشان راهنمائى و يا ارائه خدمات است،
22 - منصوب كردن دان لوريه Laurier، يكى از كارفرمايان پيشين را بمقام مسئول بهداشت و امنيت در معادن در وزارت كار،
23 - نصب لين اسكالت، كارمندى كه به اثر گلخانه معتقد نيست و با وضع و اجراى مقررات براى جلوگيرى از آلودگى محيط زيست، مخالفت است، به معاونت وزارت كشور،
24 - تصويب طرح گال نورتن Norton، وزير كشور، براى به مزايده گذاشتن كف نزديك به ساحل شرق فلوريدا بمنظور استخراج نفت، برغم مورد مناقشه بودن طرح و مخالفتها با آن،
25 - پيش بينى حفر چاههاى نفت در مناطق حمايت شده مونتانا و لالويس La Lewis و كلارك نيشنال فورست Clark Natianl Forest،
26 - تهديد به تعطيل دفتر مبارزه با ايدز در كاخ سفيد،
27 - تصميم به شور نكردن با انجمن امريكائى قضات در امر نصب قاضىهاى فدرال،
28 - امتناع از دادن هرگونه كمك مالى به دانشجويانى كه بخاطر استعمال مواد مخدر محكوم شدهاند (حال آنكه آنها كه به خاطر ارتكاب قتل محكوم شدهاند اين كمك را دريافت مىكنند)،
29 - موافقت تنها با 3 درصد از مبلغى كه وكلاى وزارت دادگسترى بعنوان بودجه براى تعقيب صنعت توليد سيگار تقاضا كردهاند،
30 - به تصويب رساندن لايحه كاهش مالياتها كه 43 درصد آن بسود 1 درصد امريكائيان است كه ثروت ترينها هستند،
31 - امضاى تصويب نامهاى كه اعلان ورشكستگى شخصى را براى مردم كم بضاعت و يا با بضاعت متوسط بسيار مشكل مىكند، حتى وقتى ناگزير از پرداخت هزينههاى پزشگى سنگين مىشوند،
32 - منصوب كردن كى كل جميس، به مقام مدير پرسنل كاخ سفيد. او كسى است كه مخالف تبعيض مثبت بسود اقليتهاست،
33 - كاستن 7/15 ميليون دلار از بودجه مبارزه با سوء رفتار با خرد سالان،
34 - پيشنهاد حذف برنامه خواندن كه از نظر توزيع مجانى كتاب ميان فرزندان خانوادههاى بى بضاعت، بنيادى است،
35 - توسعه توليد سلاح سلاحهاى اتمى خرد (Micronucleaire) براى زدن هدفهاى زير زمينى و اين با نقض قرارداد منع آزمايش اتمى،
36 - سعى در حذف قانونى كه براى حفظ 24 ميليون هكتار جنگل از هرگونه بهره بردارى جنگلى و كشيدن راه،
37 - منصوب كردن جون بولتن، اين دشمن قراردادهاى منع توسعه سلاح و دشمن سازمان ملل متحد، بعنوان مسئول كنترل تسليحات و امنيت بين المللى،
38 - منصوب كردن ليندا فيشر، يكى از رهبران مونسانتو، بعنوان معاون مديريت آژانس حمايت از محيط زيست،
39 - منصوب كردن ميچل مك كونل، بعنوان قاضى فدرال. او كسى است كه مخالفتش با جدائى كليسا از دولت بر همگان معلوم است،
40 - منصوب كردن ترانس بويل، اين دشمن حقوق مدنى، بعنوان قاضى فدرال،
41 - الغاى مهلت كارخانههاى اتوموبيل سازى. اين كارخانهها موظف بودند تا سال 2004، خودروهائى را بسازند كه مصرف بنزين و گازويل آنها كم باشد،
42 - منصوب جون والترس، مخالف درمان معتادان زندانى، به رياست برنامه دولتى مبارزه با مواد مخدر،
43 - منصوب كردن جى. استون ژيل، كسى كه همه مىدانند در خدمت لابىهاى نفت و ذغال است، به معاونت وزارت كشور،
44 - منصوب كردن بنت رالى، دشمن قانونگذارى بسود حمايت از انواع در حال انقراض، به رياست اداره آب و تحقيقات علمى در وزارت كشور،
45 - فشار آوردن براى جلوگيرى از طرح شكايات زنان آسيائى از ژاپن. جلوگيرى از موضوع رسيدگى قرار گرفتن شكايات زنانى كه در دوران جنگ دوم، ارتشيان ژاپنى آنها را برده جنسى خود كردهبودند،
46 - نصب تد اولسون، بمقام مشاور حقوقى، وكيل اصلى تو در نزاع بر سر قانونى بودن اخذ آراء در ايالت فلوريدا،
47 - پيشنهاد تسريع تشريفات صدور اجازه ساختن پالايشگاههاى نفت و سدها و نيروگاههاى اتمى، از جمله با تضعيف معيارهاى حمايت از محيط زيست،
48 - پيشنهاد فروش مناطق نفت و گاز در بخش حمايت شده آلاساكا.
و حالا تو مىخواهى جنگى را به راه بياندازى كه پى آمدهاى آن را اندازه نمىگيرى.
بوش عزيز، من بر اين باورم كه فرانسه مىبايد قطعنامه فرستادن كلاه خود آبيها را به امريكااز تصويب سازمان ملل متحد بگذراند. زيرا آشكارا تو دارى كارى با مردم خود مىكنى كه هيچ يك از پيشينيان تو با مردم امريكا نكرده بودند...
پس از بازى با سربازهايت و از رفتار دشمن با صدام حسين باز ايست. زيرا بسا تو به او شبيه هستى.
برو، ژرژ بازگرد به خانهات و با صداى چكمه هايت پسر مرا مترسان!
انقلاب اسلامى: فهرست زشتكارى بوش و حكومت او بسى طولانىتر است. دو زشت كارى ديگر را ما بر زشتكاريهاى بالا مىافزائيم:
49 - منصوب كردن ايران گيتيها - آنها كه پدر او عفو كرده بود تا تعقيب قضائى نشوند - و فعالان لابى صهيونيسم به مقامهاى كليدى و تهيه و اجراى استراتژى "جنگ پيشگيرانه". و
وجدانى جهانى و وجدان ملى و آنها كه پرده تزوير بوش و حكومت او را دريدند:
50 - نقض قوانين و حقوق بين المللى، تضعيف سازمان ملل متحد و براه انداختن جنگى جنايتكارانه در افغانستان (از جمله 3 كشتار در افغانسان )و عراق .
انقلاب اسلامى: تكرار كنيم كه هر بار اصلى وسيله توجيه بكار بردن زور مىشود، بكار برنده نخست آن اصل را زير پا مىگذارد. بوش، مبارزه با تروريسم، ناگزير كردن كشورهاى "لات" به اطاعت از حقوق بين المللى و استقرار مردم سالارى در عراق و ديگر كشورهاى داراى رژيم استبدادى، دست آويز بكار بردن قوه نظامى كرد. اما،
* دروغ او را در باره حقوق مدارى، مقاومت اعضاى شوراى امنيت بر جهانيان آشكار گرداند. چون رأى شوراى امنيت موافق ميل بوش نشد، بخلاف مصوبه آن شورا، وارد جنگ شد. حقوق بين المللى را هم زير پا گذاشت و به صراحت تمام، تقدم زور بر حقوق را روش كار خود كرد و شيراك، رئيس جمهورى فرنسه بخاطر پى آمدهاى بس خطرناك تقدم و حاكميت زور بر حقوق، به او و به جهانيان هشدار داد.
* و چون گفت بخاطر خدا جنگ مىكند و دين مدار است، كليساهاى كاتوليك و پروتستان و ارتودكس و روحانيتهاى سنى و شيعه از او خواستند جنگ نكند و بگذارد بازرسان سازمان ملل متحد كار خود را انجام بدهد، گوش نكرد و بر همگان آشكار كرد كه خدا و دين را دست آويز كردهاست.
* مدعى شد مىخواهد مردم عراق را از استبداد صدام حسين رها كند. آنها كه مىدانستند مردم سالارى چيست، روش مبارزه با استبداد و كارهائى كه حكومت امريكا مىتواند بكند، را پيشنهاد كردند، اعتناء نكرد. مردم عراق با مقاومت خود به او گفتند به تجربه دانستهاند آن بهشتى كه به زور آدمى را به آن ببرند، جهنم واقعى است. آنها با مقاومت خود به او و حكومت او گفتند: آن مردم سالارى كه تو مىخواهى با باران بمب و موشك برقرار كنى، نمىخواهيم. اگر راست مىگفت، مىبايد بلادرنگ به جنگ پايان مىداد. اما به جنگ ادامه داد و به آن مردم و به جهانيان ثابت كرد، حكومتى كه در امريكا به مردم سالارى و حقوق انسان تجاوز مىكند، در عراق مردم سالارى برقرار نمىكند.
* از مبارزه جهانى با ترور دم زد و روز و شب، ملت عراق را زير بمب و موشك قرار دادهاست. شهرها را به محاصره گرفته است و تهديد به گرسنگى و تشنگى مىكند. خود و وزير دفاعش، همه روز مردم عراق را تهديد مىكنند كه اگر تسليم قواى او نشوند، سرنوشتى را پيدا مىكنند كه در انتظار صدام و همكاران او است.
* دم از اخلاق و اصول اخلاقى زد و الف - در 9 ماه اول جنگ كه اداره آن با منتخب اول تاريخ ايران، بنىصدر، بود، با آنكه صدام و قواى او متجاوز بودند و با آنكه شهرهاى ايران را بمباران مىكردند و بسوى آنها موشك پرتاب مىكردند، بنام حقوق انسان و اصول اخلاقى، بنىصدر اجازه شليك يك گلوله نيز به شهرى از شهرهاى عراق نداد. هم اكنون بوش و بلر بغداد و شهرهاى ديگر عراق را هر روز از بمب و موشك فرش مىكنند. وجدان جهانى اين دروغ او را نيز آشكار كرد. چرا كه اگر وجدان جهانى كه قوىترين وجدان جهانى است از او خواست جنگ نكند و كمتر اعتنائى به خواست وجدان جهانى نكرد.
|
|