امريكا در عراق (اسلحه كشتار جمعى عراق و...) و
نظر امريكائيان نسبت به ضرورت جنگ با عراق:
در 31 ژوئن، سنجش افكارى منتشر شد كه بنا بر آن،
امروز، تنها 50 درصد امريكائيان جنگ با عراق را ضرور مىشمارند. در سنجش افكار قبلى،
73 درصد امريكائيان چنين جنگى را واجب دانسته بودند.
اطلاعات استراتژيك (20 ژوئن) فاش مىكند كه فشار
امريكا به ايران، بخاطر برخاستن امواج مخالفت و مقاومت در هر دو منطقه شيعه و سنى نشين
عراق است. در حقيقت، ارتش امريكا نمىتواند تمامى سرزمين عراق را مهار كند. براى اينكه
بتواند كنترل خود را بر عراق برقرار كند، نفراتش مىبايد دوبرابر شود و به 240 هزار
نفر رسد. چرا كه در مناطقى، قواى امريكا و انگليس حضور ندارند و آن مناطق كانونهاى
عصيان گشتهاند. از سوى ديگر، زدن زير قول و اداره مستقيم عراق توسط برمر و عراقيهاى
دست نشانده، سبب شدهاست كه شخصيتهاى مخالف رژيم صدام كه به عراق بازگشته بودند، كشور
خويش را ترك گويند. حتى احمد چلبى و عدنان پاچه چى نيز بازگشتهاند. اولى به امريكا
و دومى به امارات متحده عربى. ناامنى در شهرهاى بزرگ و تسويه حسابهاى خونين، سخت وخامتبار
گشته است. دواير دولتى و انتظامى همچنان تعطيلند. نارضائى كردستان را نيز در بر مىگيرد.
زيرا درآمد نفتى حاصل از فروش نفت قاچاق به تركيه، كاهش يافتهاست. تا جائى كه اتحاديه
ميهنى كردستان قادر به پرداخت حقوق پيشمرگهها نيست.
امريكائيها خود كار خويش را مشكل نيز مىكنند:
انحلال ارتش 400 هزار نفرى عراق، آنها را با يك نيروى مخالف بالقوه بدل كردهاست. تظاهرات
آنها و تهديدشان كه دست به عمليات انتحارى خواهند زد، بعمل درخواهد آمد ،اگر حكومت
امريكائى به رويه خود ادامه دهد. غير از اين، برمر مديران حزب بحث را از دستگاه ادارى
راندهاست بدون اينكه با كسانى جانشين كند كه مخالفان رژيم صدام پيشنهاد مىكنند. در
نتيجه، دستگاه ادارى خوابيدهاست. راه حلى كه امريكائيان در نظر گرفتهاند، تكيه بر
نيروى عربى است كه بطور مستقيم با مردم عراق در تماس است. اما مشكل اصلى خلاء سياسى
است. در اين ميان، تنها عامل رضايت امريكائيان، خورد و ريز و پراكنده بودن نيروهاى
سياسى عراق است.
اينتليجنس آن لاين (20 ژوئن تا 3 ژوئيه) اطلاعات
بيشترى در باره قطع شدن جريان نفت به تركيه و فشار مالى ناشى از آن به سازمانهاى كرد،
انتشار دادهاست:
نقشه هائى كه در كتابفروشيهاى اربيل و سليمانيه
به فروش گذاشته شده و در ادارات نصب شدهاند، مطالبات ارضى كردها را آشكار مىكنند.
سرزمين كوهستانى 42 هزار كيلومتر مربعى با جمعيت 3 ميليون نفرى، از نظر اقتصادى زينده
نيست. البته، از 1991 بدين سو، 13 درصد از درآمد نفت عراق (نفت در ازاى غذا) را مىستاند
اما درآمد اصلى از فروش نفت قاچاق به تركيه بود. فروش نفت قاچاق حاصل توافقى بود كه
ميان رژيم صدام و رؤساى كرد بعمل آمده بود. جنگ خونين ميان دو حزب، يكى حزب دموكرات
كردستان عراق و ديگرى اتحاديه ميهنى كردستان عراق، بر سر سهم از درآمد قاچاق نفت بود.
حاصل اين شد كه سهم بيشتر درآمد به مسعود بارزانى و حزب او رسيد.
اما 5 ماه است كه مرز كردستان بسسته و كردستان
عراق از لحاظ اقتصادى خفه گشته است. 200 هزار كارمند بتازگى حقوق ماه مارس خود را دريافت
كردهاند. رهبران دو حزب همكارى بى خدشه خود را با قواى امريكا يادآور مىشوند و خواستار
راه حلى فورى براى مشكل اقتصادى كردستانند. اما امريكا چگونه مىتواند بدون برهم زدن
تعادل سخت ناپايدار كنونى در عراق، توقع آنها را برآورد؟ هم اكنون، در كركوك كردها
بر روى شوراى منطقهاى، دست گذاشتهاند همين كار را در موصول كه اكثريت جمعيتش عرب
است، نمىتوان كرد.
واشنگتن پست (27 ژوئن) گزارش مىكند كه حملههاى
مكرر به قواى امريكا در عراق، كارشناسان نظامى را برآن داشته است كه بگويند جنگ در
21 روز بپايان نرسيد و ادامه دارد.
يك مقام امريكائى در بغداد به ما گفت: خنثى
كردن حزب بعث مشكلتر از آن است كه وزارت دفاع ارزيابى كرده بود و ادامه خشونت، براى
امريكا زحمت افزا است.
پل ولفو ويتز معاون وزير دفاع آمريكا،مىگويد
خاطر آسوده داريد. مديريت كار خود را خوب انجام مىدهد و... اما كارشناسان عراق حملهها
را گوياى روند ديگرى مىدانند: اگر به سرعت مقاومت را در هم نشكنيم، اپوزيسيون بطور
مداوم بزرگ مىشود و ما با مشكلى بزرگ روبرو مىشويم.
سرهنگ بازنشسته، اسكات فيل Feil توضيح مىدهد
كه چون هدف كانونى ارتش امريكا صدام حسين و رژيم او بود، بخش وسيعى از مردم عراق احساس
شكست نمىكنند. خود از عراقيها شنيدم كه مىگفتند: امريكا صدام را شكست دادهاست نه
عراق را. بنا بر اين روانشناسى شكست خورده را ندارند.
اما ولفوويتر مىگويد: مخالفان با وضعيت كنونى
توان رشد ندارند. زيرا الف از حمايت مردم عراق برخوردار نيستند و ب - از حمايت خارجى
برخوردار نيستند. ديگران مىگويند ادامه عمليات ايذائى براى مدت طولانى، هزينه سياسى
سنگين روى دست امريكا مىگذارد. لورانس پوپ، كارشناس دنياى عرب وزارت خارجه امريكا
كه بازنشسته است مىگويد: "در ماههاى آينده بايد به انتظار وخيمتر شدن وضعيت
شد. زيرا تدابير امنيتى كه امريكا به اجرا مىگذارد، قواى امريكا را بيش از پيش يك
قشون اشغالگر مىگرداند و ميزان مخالفت با آن را افزايش مىدهد.
و ژنرال بازنشسته نيروى دريائى، كارلتون فولفورد،
هنوز بد بينتر است: روز به روز دايره خشونت وسيعتر خواهد شد. لبنان و سومالى را بياد
بياوريم و بدانيم عراق مبارزه جوتر از هردوى آنهاست.
در 25 ژوئن، جمهوريخواهها كه در مجلس نمايندگان
اكثريت دارند، مانع از تصويب دو پيشنهاد دموكراتها شدند. دموكراتها پيشنهاد مىكردند
كنگره به تحقيق در باره دستكارى در اطلاعات پيرامون اسلحه كشتار جمعى عراق و ارتباط
عراق با القاعده، بپردازد.
مجلس نمايندگان پيشنهاد شيلا جاكسون لى، از
حزب جمهوريخواه را نيز رد كرد. او پيشنهاد كرده بود همكارى اطلاعاتى حكومت امريكا با
هيأت بازرسى سازمان ملل مأمور كشف و از ميان بردن اسلحه كشتار جمعى در عراق، موضوع
تحقيق شود تا معلوم شود آيا حكومت امريكا اطلاعات خود را در اختيار آن هيأت گذاشته
است يا خير. زيرا پرزيدنت بوش گفت: "بازرسىها به شكست انجاميدند. و اسلحه كشتار
جمعى عراق خطر فورى براى امريكا دارد و ما انتخاب ديگرى جز جنگ نداريم."
طى ماهها، سناتور كارل لوين، عضو كميته اطلاعات
مجلس سنا مىگفت: سيا فهرست كامل مناطق اصلى توليد يا نگاهدارى اسلحه كشتار جمعى را
در اختيار هانس بليك، رئيس هيأت بازرسى نگذاشته است. رئيس سيا مىگفت: با هيأت بازرسى
همكارى بعمل آوردهايم.
مجلس با اكثريت 347 رأى در برابر 76 رأى پيشنهادى
را رد كرد كه بنا بر آن، مفتش كل سيا ارتباط تلفنى و نيز الكترونيكى سيا با ديگ چنى،
معاون رئيس جمهورى، را پيرامون اسلحه كشتار جمعى عراق، بازرسى كند.
كوچنينچ Kucinich كه نامزد رياست جمهورى است،
مىگويد: هدف پيشنهاد اين بود كه تحقيق شود ديگ چنى چه نقشى در واداشتن سيا به دستكارى
اطلاعات و ساختن اطلاعات دروغ در باره اسلحه كشتار جمعى عراق داشته است؟ او به ماجرائى
ارجاع مىدهد كه واشنگتن پست 5 ژوئن انتشار داد: چنى و دستياران او چندين نوبت به سيا
مراجعه كردهاند تا از تحليل گران بپرسند چه بدست آوردهايد؟ برخى از تحليل گران مىگويند
او فشار مىآورد كه گزارشهاى سيا با سياست حكومت منطبق باشد. برخى ديگر مىگويند چنين
نكرد.
لوموند (1 ژوئيه) سرمقاله خود را به راستگوئى فليكس،
رئيس هيأت بازرسى، و دروغگوئى بوش و بلر، اختصاص دادهاست: نخست به ماهيت رژيم صدام
پرداخته و خاطر نشان كردهاست كه گورهاى دستجمعى و شكنجه گاهها و شهادتهاى قربانيان
حاكى از آنند كه اين استبداد از نوع استبدادهاى ديگر نبودهاست. استبدادى بودهاست
كه با ترور و غارت كشور و افزودن جنايت بر جنايت، حكومت مىكردهاست.
و سپس، به دروغ سازى درباره اسلحه كشتار جمعى
بقصد زمينه سازى براى جنگ مىپردازد و تأكيد مىكند كه بليكس هفتهاى ديگر بازنشسته
مىشود و با سربلندى. چرا كه او به مردم دنيا دروغ نگفته و در مأموريت خود، خيانت در
امانت روا نديدهاست. زير فشار بازرسيها و استقرار ارتش امريكا در كويت، بسا رژيم صدام
عناصر اساسى اسلحه كشتار جمعى خود را از ميان مىبرد. در واپسين گزارشهاى كه بليكس
تسليم شوراى امنيت كرد، خاطر نشان كرد كه در آن تاريخ، عراق هيچگونه خطرى بشمار نمىآيد.
باحتمال قريب به يقين، آقايان بوش و بلر نيز
اين واقعيت را مىدانستهاند. همه چيز مىگويد كه امريكا و انگلستان دروغ گفتهاند.
به عمد، در تحليلهاى محتاطانه دواير اطلاعاتى خود، تقلب كرده تا عراق را خطرى فورى
جلوه دهند. به علتى غير از اسلحه كشتار جنگى، به علتى كه جرأت بر زبان آوردنش را ندارند،
جنگ به راه انداختهاند.
آقاى بلر، امروز بهاى دروغ سازى خود را مىپردازد:
بنا بر سنجشهاى افكار، محافظه كارها از او و حزبش، پيشى گرفتهاند. آقاى بوش، بظاهر
نگران نيست. دست كم در حال حاضر نگران نيست. با وجود اين، اعتبار او و بلر، از پايه،
متزلزل شدهاست اما اعتبار فليكس نه.
انقلاب اسلامى: بدينسان، دو حكومت بوش و بلر دروغ
را روش قبولاندن جنگ به افكار عمومى امريكا و انگليس كردند. در هدف نيز دروغ گفتهاند.
اين دروغها را در باره ايران نيز مىسازند و پخش مىكنند. درس عبرتى كه مىبايد گرفت
اينست: ايرانيان الف - مىبايد توانائى خويش را به ياد آورند. ب - انديشه راهنماى خويش
را شفاف كنند تا از اين غفلت كه گويا رهبرى نيست، بدر آيند. چرا كه تا وقتى جامعه آنچه
را مىخواهد، براى خود، روشن نكند، رهبرى متناسب با آن را نمىبيند. و ج - ملتى كه
به قدرت خارجى اجازه مىدهد جانشين او در تغيير دولت بگردد، ناتوانى خويش و سلطه بيگانه
بر خود را پذيرفتهاست.
و براى آنكه كسى نتواند بگويد نمىدانستيم
حكومتهاى امريكا و انگليس دروغ مىگفتند، دروغهايشان و وضعيتى كه در عراق ببار آوردهاند،
در اين مجموعه شمارش و تشريح كرديم.
دستگيريها، شكنجه و ديگر تجاوزها به حقوق انسان:
انقلاب اسلامى: اسامى دانشجويان دستگير شده در تبريز و تهران و يزد و
مفقودين كه بدست آمدهاند:
1.سالار گلستانى
2.مسعود گردانى(پيام نور)
3.فرهاد شهنيا
4.سيامك حنيفى
5.اميد غمديده(جغرافيا79)
6.محمدعلى اقبالى (سيالات 78)
7.بهروز كرمى (سيالات78)
8.پرهام روشنى (زمين شناسى80)
9.اميد خراسانى (زبان)
10.عليرضا كرمى (برق80)
11.حسن احمديان (فلسفه81)
12.حسين ارشدى (فلسفه81)
13.على صادقى(برق75)
14.سالار گلستانى
15.مهدى فولادوند (كاربردى80)
16.اميد چگينى (برق 79)
17.مهدى نوروزيان
18.محمد محمدى (تربيت بدنى80 )
19. محمد جواد عزيزى فر
20.روزبه شكرى (78فيزيك)
21.مصطفى غلام نژاد (فيزيك 79)
22.رضا اسدزاده (فيزيك 79)
23.رشيد مجدد (زمين شناسى 79)
24.حامد محمدى
24. حسن زارع زاده اردشير، عضو جبهه دموكراتيك ايران
25. محمد استكى دانشجوى دانشگاه يزد
26. يحيى مسعودى نژاد، دانشجوى دانشگا يزد.
27. نيك فرجام دانشجوى امير كبير.
28. تفرشى دانشجوى تربين معلم.
انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه تربيت معلم اعلام
كرد كه سه تن از اعضاى اين تشكل به نامهاى جواد كاووسيان، تقى كيانى و هادى كرامتى،
نيمه شب توسط برخى افراد ناشناس بازداشت شدهاند.
عباس شرفى عضو سابق شوراى مركزى انجمن اسلامى دانشجويان
دانشگاه تربيت معلم واحد حصارك نيز توسط دادگاه انقلاب كرج بازداشت شده است.
دو تن از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه خواجه
نصيرالدين طوسى (شفيعى و محمد فرقدانى)، در اوين به سر مىبرند. بيانيه انجمن اسلامى اين دانشگاه همچنين از بازداشت
حامد يزدان نجات و احضار بيش از 25 نفر از دانشجويان به دادگاه نيز خبر داده است.
عبدالله مؤمنى دبير تشكيلات طيف علامه دفتر تحكيم
وحدت، بعد از جلسه شوارى تهران دفتر تحكيم وحدت در ساعت 30:8 شب روز چهار شنبه
82/4/4 توسط افراد لباس شخصى بازداشت شد.
اسامى 9 تن از بازداشت شدگان دانشگاه ايلام بدين
شرحند:
كامران مولايى و رضا بهنام پور و محمد سياه پوش
و رضا وفايى يگانه و قدرت شكرى تبار و سعيد اوانى و سيد احمد حسينى و احسان جمشيدى
و حميد بيگ پور.
لازم به ذكر است اين افراد به جرمهاي مختلف از جمله
تشويش اذهان عمومي ، نوشتن نامه اي سرگشاده به رهبر ، و ... بازداشت گرديده اند و در
ضمن تمامي اين اعضا از فعالين سياسي دانشگاه ايلام و انجمن اسلامي دانشجويان و تعدادي
از آنها از جمله كامران مولايي ، احسان جمشيدي ، قدرت شكري تبار ، رضا وفايي و سيد
احمد حسيني عضو خانه نشريات دانشجويي كه نگارنده نامه سر گشاده به رهبر ايران بودند
مي باشند .
براى دستگيرى دانشجويان ديگرى، به نامهاى امير
پاكزاد مقدم دبير انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه علوم بزشكى يزد و محمد رضا رحيمى
راد مراجعه كردند كه موفق به يافتن آنها نشدند.
منزل "مهدى پوررحيم" عضو شوراى مركزى
انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه علم و صنعت و شوراى تهران دفتر تحكيم وحدت، شب پنجشنبه
5 تير 82 از سوى عدهاى كه نامهاى به امضاى دادستان تهران به همراه داشتند مورد تفتيش
قرار گرفت
16 ماه زندان و جريمه نقدى براى دو دانشجوى ملايرى:
دادگاه تجديدنظر، حجتالله رحيمى و پرويز تركاشوند، اعضاى شوراى عمومى انجمن اسلامى
مجتمع آموزش عالى ملاير را به يك سال زندان به همراه صدهزار تومان و چهارماه زندان
به همراه پنجاه هزار تومان محكوم كرده است.
بدنبال ربوده شدن مجتبى نجفى دبير انجمن اسلامى
دانشگاه علامه، مرتضى صفايى، عضو شوراى مركزى انجمن اسلامى دانشكدهادبيات عصر روز
چهارشنبه 82/4/4 در حوالى پل مديريت و پس از خروج از دانشكده توسط عده اى ناشناس ربوده
شده و تاكنون از وضعيت نامبرده و هويت ربايندگان اطلاعى در دست نيست.
سينه سخنگوى
جبهه دمكراتيك ايران زير شكنجه خورد شد: دكتر فرزاد حميدى، سخنگوى جبهه دمكراتيك
ايران، كه در ارتباط با تظاهرات اخير دانشجويى دستگير شده بود، زير شكنجههاى شديد عمال رژيم قرار گرفته و قفسه سينه زير ضربات
شكنجه گران خورد شده و تعداد زيادى از دنده هايش شكسته شدهاند.
عدهاى از خانوادههاى بازداشت شدگان حوادث اخير
براى چندمين بار عصر روز شنبه 7 تير 82 در
مقابل زندان اوين تجمع كرند. اين خانوادهها منتظر آزادى فرزندان خود هستند.
درخواست از خاتمى براى آزادى دانشجويان
جمعى از دانشجويان علم و صنعت تهران با ارسال نامهاى
به رئيس جمهورى، ضمن اشاره با بازداشت سيد باقر زكى اسكويى، روحالله روحانى، مصطفى
خسروى و ميثم طالبى، خواستار تعيين وضعيت اين دانشجويان شدند.
نامه سازمان نظارت بر حقوق بشر به خامنهاى: هانى
مگالى مديركل بخش خاورميانه و شمال آفريقا (سازمان نظارت بر حقوق بشر)، در نامهاى
به خامنهاى ضمن پرداختن مفصل به چگونگى سركوب دانشجويان توسط لباس شخصىهاى حكومتى،
خطاب به او نوشته است: ما قوياً شما را از شما مىخواهيم براى آزاديهاى اوليه و حقوق
بشر در ايران عمل كنيد. ما از شما مى خواهيم تا از اختيارات خود استفاده كرده و جلوى
حملات گروههاى فشار عليه منتقدين از دولت و آنهايى كه خارج از قانون عمل مىكنند را
بگيريد.
پشتيبانى "كميته بينالملى براى گذار به دمكراسى در ايران" از دانشجويان:
كميته بين المللى براى گذار به دمكراسى در ايران،
با توجه به نارضائيهاى دانشجويان و مردم ايران، حق ايشان را براى تعيين سرنوشت خويش
مشروع مىشناسد و از آن پشتيبانى مىكند. حق "مردم ايران " تنها مىتواند
در اوضاع و احوال ضامن آزادى بيان براى همه
ايرانيان، صرفنظر از عقايدِ شان، متحقق شود. اين كميته بر اين است كه ايرانيان بايستى،
بدون سركوب داخلى و بدون دخالت خارجى، از فرصت تعيين سرنوشت خويش برخوردار شوند.
ازين رو، اين كميته افكار عمومى جهان را فرا
مىخواند تا به به وضعيت ايران توجه كنند و از مبارزات مسالمت آميز مردم آن كشور براى
"استقرار "دمكراسى، استقلال و آزادى زندانيان سياسى، بر هر عقيدهاى كه باشند و نيز رفراندمى به منظور تصميمگيرى در مورد آينده خويش، پشتيبانى
كنند.
ژوئن 2003
اعضاى كميته:
سمير امين: اقتصاددان
آنتونيو ل. انتونس: رمان نويس
كلود شيسون: وزير خارجه پيشين فرانسه
رژى دبره : فيلسوف
م. ش. فريانى: استاد علوم سياسى و اسلام شناس، دانشگاه
ليون
فيليپ فريتش : جامعه شناس؛ دانشگاه ليون
كوستا گاوراس: كارگردان سينما
آنتونيو گومز - موريانا: استاد ادبيات تطبيقى و
عضو آكادمى علوم و علوم انسانى كانادا
آلبرت ژاكار : بيولوژيست
ژوزه ساراماگو: برنده جايزه نوبل ادبيات
پيتر ون موس : تاريخ شناس (آلمان)
پل نوآرو: ناشر (پاريس)
رولان سوبلون: مدير سابق دانشكده خداشناسى دانشگاه
استراسبورگ
ژان پير ورنان : تاريخ شناس
ژان زيگلر : جامعه شناس و سفير ويژه سازمان ملل
(ژنو)
هلن آنتونياديس - بى بيكو: تاريخ شناس
موريس گو دو ليه: مردم شناس
آلن ژوكس : جامعه شناس
پير ويدال- ناكه: تاريخ شناس )انستيتوى علوم انسانى و اجتماعى ، پاريس
حاميان :
فرانچسكا آلبرتينى: استاد فلسفه، دانشگاه فرايبورگ
ايان انگس : پروفسور علوم انسانى )كانادا(
آندره بريژو: جامعه شناس
نوآم چومسكى: پروفسور زبانشناسى، اماى تى
س. فوهرر: كشيش (لايپزيك)
آ.م. هوشت: جامعه شناس
جان جى . ميسون: استاد علوم سياسى )نيويورك)
هراردو اوترو: جامعه شناس و استاد مطالعات امريكاى لاتين (كانادا)
هارولد پينتر: نمايشنامه نويس
ادوارد سعيد:استاد ادبيات
ايمره ژمان: مدير انستيتوى جهانى شدن و شرايط بشرى
(دانشگاه مك مستر، كانادا)
امانوئل والرستين: جامعه شناس
سهيلا حميدنيا در بيمارستان بسترى شد
مادر سهيلا حميدنيا اعلام كرد: فرزندم كه مدت
12 روز از دستگيرى شوهرش دكتر محمد محسن سازگارا و فرزندش وحيد سازگارا مىگذرد و علىرغم
تمامى سعى به عمل آمده كمترين اطلاعى حتىاز محل زندان عزيزانش ندارد، با توجه به فشار
روحى و جسمى راهى "بيمارستان مهر" گشت
و با تشخيص پزشك معالج بلافاصله در بخش سىسىيو بسترى شد. يادآور مىشود كه
ايشان از روز ششم دستگيرى همسرشان در اعتصاب غذا به سر مىبرد.
احضار دكتر يزدى 9 تير 82: ابراهيم يزدى به دادگاه
انقلاب احضار شد. هنوز از علت احضار وى اطلاعى در دست نيست. وى آخرين بار در اسفند
سال گذشته احضار و مورد بازجويى قرار گرفته بود.
گزارشىاز يك جنايت تكان دهنده در ق يك دختر جوان
قمى شامگاه شنبه پس از متهم شدنش به "بدحجابى" توسط يك زن محجبه با وارد
شدن ضربات چاقو از پاى درآمد. اين حادثه در خيابان "صفائيه" قم، اصلىترين
خيابان اين شهر در برابر انظار عمومى روى داد. شاهدان عينى گفتند: زن محجبه با ديدن
اين دختر 22 ساله، پس از مشاجره لفظى و به دليل آنچه كه وى "هرزگى و بدحجابى"
خواند، با چاقو سينه اين دختر جوان را شكافت. ضارب كه چهرهاش را كاملاً پوشانده بود،
پس از ارتكاب جنايت، مورد حمايت عدهاى از بانوان قرار گرفت. قاتل، درانظار عمومى،
به سخنرانى پرداخت و تهديد كرد: حتى اگر اين "دختر هرزه" از اين ضربه جان
سالم بدر ببرد، باز هم در آينده كشته خواهد شد. به گفته ناظران واقعه، زن چاقوكش در
مقابل اعتراضات برخى جوانان حاضر در صحنه تهديد كرد: "هر كس سخن بىموردى بيان
كند، شكمش را پاره خواهم كرد." شاهدان گفتند: نيروهاى پليس 110 پس از جنايت با
حضور در محل، ضارب را كه قصد فرار داشت، دستگير كردند. از قرار، زن ضارب حدوداً 35
ساله و اهل تبريز است.
مدير انتشارات طرح نو احضار شد: در آستانه رسيدگى به پرونده كتاب "مجمعالجزاير زندان گونه"،
مدير انتشارات طرح نو به دادگاه احضار شد.