١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٣ از ٢٢ مرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر
ميردامادى از وجود واواك موازى و به اشاره، از سازمان ترور سخن مى‏گويد:

 

 

 

     مير دامادى، رئيس كميسيون امنيت ملى، گفته است:

     يكى از مهمترين نكات نامه دبير كل حزب مشاركت به رئيس جمهورى، بازسازى ستاد قتل‏هاى زنجيره‏يى در دستگاه‏هاى ديگر غير از وزارت اطلاعات، تشكيل اطلاعات موازى و در ساير دستگاه‏ها پرونده‏سازى براى افراد از جمله حدود شصت فعال سياسى، بود. از همان زمان كه مساله قتل‏هاى زنجيره‏يى پيش آمد و برخورد با عوامل اين قتل‏ها آغاز شد، اين نگرانى وجود داشت كه به تدريج تفكرى كه در پشت ماجراى قتل‏هاى زنجيره‏يى باعث پديد آمدن آن وقايع تلخ شد، افرادى كه در وزارت اطلاعات و يا بيرون از اين وزارتخانه، اين تفكر را داشتند پس از بيرون رفتن از وزارت اطلاعات در جاهاى ديگرى اين هسته‏هارا شكل بدهند و به تدريج اين كارها مجددا شروع شده و رشد كند.

     در سال‏هاى اخير چندين بار نسبت به اين مساله تذكر داده شد و در صحبت‏هاى افراد سياسى مكرر اين نگرانى اظهار شد. برخي اقدامات نظير برخوردهاى سال‏هاى اخير، از جمله با ملى - مذهبى‏ها، برخى افراد و دانشجويان -  كه مدت‏هاى طولانى در بازداشت‏هاى انفرادى و تحت فشارهاى روانى نگهداشته مى‏شدند و آن‏ها را مجبور به اعترافات بى اساس و مخرب مى‏كردند - كاملا نشان‏دهنده بازسازى اين ستاد بود.

       CDشكنجه‏ها و نحوه اعتراف‏گيرى‏ها كه از متهمين قتل‏هاى زنجيره‏يى تهيه و در داخل و خارج از كشور منتشر شد كه از بدترين ضربه‏ها به نظام بود، به خوبى اين مساله را نشان مى‏دهد كه متهمين را در بازجويى‏ها آنچنان تحت فشار قرار مى‏دادند و بازجويى‏ها را به سمتى هدايت مى‏كردند كه آن فرد حرف مورد نظر بازجو را بيان كند و براى اين نتيجه‏گيرى آن فجايع را به وجود آوردند و البته عاملين آن اقدامات امروز كاملاً آزادانه در جامعه مى‏گردند و هيچ كس هم متعرض آن‏ها نشده‏است.

   اين نوع تفكر موجود در آن سال‏ها، كاملاً به جاهاى ديگرى منتقل شده و به اطلاعات موازى معروف شده است. افرادى كه در اين‏گونه موارد فعاليت مى‏كنند، كسانى هستند كه در گذشته در وزارت اطلاعات بودند و همين تفكر را در وزارت اطلاعات دنبال مى‏كردند، و حال كه امكان آن در وزارت اطلاعات وجود ندارد، به جاى ديگرى رفته و در آن‏جا مستقر شدند و اين‏گونه كارهاى اطلاعاتى را در آن‏جا انجام مى‏دهند.

     بر اساس اطلاعاتى كه دارم، تشكيلات اطلاعاتى يكى از اين دستگاه‏ها در تهران به تنهايى سه برابر پرسنل وزارت اطلاعات در كل كشور است. (1) در واقع نمونه‏اى كه در نامه محمدرضا خاتمى خطاب به رييس جمهور اشاره شد، اين بود كه اين نوع برخوردها، دستگيرى افراد، تحت فشار قرار دادن آن‏ها، اعتراف‏گيرى از آن‏ها، اعترافات هدايت شده است. زمانى كه منتشر مى‏شود همه درك مى‏كنند كه اين‏ها اعترافاتى است كه طبق سناريوى از پيش طراحى شده از متهم خواسته‏اند كه بيان كند. بيش از آن‏كه اعترافى باشد كه واقعيت داشته باشد و خود فرد بازداشت شده بيان كرده باشد، اعترافاتى است كه به آنها القاء كرده‏اند و از آنها خواسته‏اند كه آن را بگويد و مطالب مورد نظر و دلخواه بازجوها و كسانى است كه سناريوسازى مى‏كنند و آن را روى متهمين پياده مى‏كنند و پس از آن همان‏طور كه مى‏بينيد بدون آن كه در دادگاهى بررسى و اثبات شود، اين مطالب را از رسانه‏هاى عمومى منتشر مى‏كنند و اين خود دليلى بر بى‏اساس بودن آن است. زيرا اگر اينها اساسى داشت، دادگاهى تشكيل و طى محاكمه‏اى عادلانه و قابل قبول، قضايا ثابت شده و سپس مطرح مى‏شد.  در غير اين صورت، منتشر كردن آن بدون تشكيل دادگاه، از مصاديق قطعى تهمت و افتراست و بخصوص اعتراف هر متهمى، به فرض اين‏كه صحت داشته باشد، تنها عليه خود او نافذ است و نه عليه كس ديگرى و پخش كردن آن جرم است. و اگر ما واقعا دستگاه قضايى عادلانه‏اى داشتيم قبل از هر كس با كسانى كه اين كارها را انجام مى‏دهند، برخورد مى‏كرد.

    مير دامادى به ايسنا گفته‏است:

    در حالى كه كار اطلاعاتى بايد در وزارت اطلاعات و تحت نظارت مجلس باشد تا چنانچه تخلفى صورت گرفت، مجلس بتواند نظارت كند، از وزير سئوال كند، استيضاح و تحقيق و تفحص كند تا سيستم اطلاعاتى تحت كنترل و نظارت بوده و تخلف نكند، اما زمانى كه سيستم اطلاعاتى از تحت نظارت بودن بيرون رفت و در دستگاه‏هايى كه نه معلوم است بودجه‏اش از كجا مى‏آيد، نه معلوم است چه افرادى كارهاى اطلاعاتى را انجام مى‏دهند و چه سوابقى دارند، به چه كسى پاسخگو هستند و نه سازوكارها و نظامات داخلى آن تحت كنترل است. به طور مثال معلوم نيست كه قانون شنودگذاردنشان از كجاست و چه كسانى اين كارها را انجام مى‏دهند؟ بنابراين در يك سيستم غيرقابل كنترل و نظارت نمونه‏اى مانند قتل‏هاى زنجيره‏يى و يا مفاسد ديگر كه خود اطلاعاتى‏ها بيشتر از آن مطلع هستند، بوجود مى‏آيد.

    به عنوان مثال در مساله شنود تلفنى افراد، موارد مهمى از تخلفات در دستگاه‏هاى اطلاعاتى موازى گزارش شده‏است كه متاسفانه چون تحت نظارت و كنترل نيستند نمى‏توان آن‏ها را مورد تحقيق و بررسى قرار داد. (2)

 انقلاب اسلامى: نخستين بار، واواك موازى را انقلاب اسلامى معرفى كرد. ميردامادى در موقعيتى نيست كه بتواند صريح‏تر از اين سخن بگويد. وگرنه مى‏گفت:

 1 - واواك موازى خود از سه دستگاه تشكيل شده‏است: اطلاعات سپاه كه مورد اشاره ميردامادى است و اطلاعات نيروى انتظامى و «قوه قضائيه» و اطلاعات خاص «بيت رهبرى». اين سه واواك در محدوده سازمان ترور و تحت امر رهبرى اين سازمان، عمل مى‏كند.

 2 - شنود تلفنى واواك موازى را اگر نتوان پيگيرى كرد، افشا كه مى‏توان كرد. مجلس چرا تحقيق و تفحص نمى‏كند و واواك موازى و فعاليتهايش را به جامعه نمى‏شناساند؟


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر