١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٨ از ٦ تا ٢٢ خرداد

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
حجاريان:
چرا بايد دستكش مخملى سفيد براى دستهاى آهنين بود؟

* مصاحبه با حجاريان سايت امروز 28 ارديبهشت 82
* آقاى حجاريان شما در ابتداى جنبش دوم خرداد، براى پيشبرد اصلاحات بحثى را مطرح كرديد كه بسيار فراگير شد. گفته بوديد بايد از استراتژى "فشار از پايين چانه زنى در بالا" استفاده كنيم. پس از گذشت چند سال امروز به نقطه‏اى رسيده‏ايم كه يك "بن بست" واقعى است. مجلس اعلام كرده تمام رايزنى ها با شوراى نگهبان درباره لوايح رئيس جمهورى به بن‏بست رسيده و رضا خاتمى بحث استعفا را رسماً مطرح نموده است. در توده مردم نيز فشارهاى اجتماعى ديده نمى شود و آنها به نوعى به يأس رسيده‏اند. چه بايد كرد؟
* من معتقدم بايد به عقب برگشت. و اين سئوال را مطرح كرد كه چرا چانه‏زنى در بالا جواب نداد؟
* به نظر شما چرا جواب نداد؟
* زيرا ما مردم را سازماندهى اساسى نكرديم. ما جنبش اجتماعى برآمده از دوم خرداد را كه پتانسيل قوى‏اى داشت، سازماندهى نكرديم و به همين لحاظ در "بالا" براى چانه‏زنى فشار افكار عمومى را به دنبال خود نداشتيم.
* معتقديد اگر افكار عمومى سازماندهى مى‏شد، امروز به اينجا نمى‏رسيديم؟
* ببينيد به نظر من در يك كشور آنچه مهم است رژيم حقوقى نيست، بلكه رژيم "حقيقى" است. انتخابات مجلس ششم را به ياد بياوريم. در آن زمان اوضاع چگونه بود؟ مگر همين قانون، همين نظارت استصوابى نبود؟ چرا نتوانست كارى بكند؟ كارآمد نبود؟ به علت اينكه افكار عمومى وجود داشت كه اجازه نمى‏داد "استصواب" عمل كند. نتيجه آن شد كه دوم خردادى‏ها تأييد صلاحيت شدند. لذا اين فشار در پايين آنقدر بود كه لازم نبود در بالا چانه‏زنى انجام شود، خود به خود واتوماتيك‏وار كار سرعت گرفت و همه اصلاح‏طلبان نيز تأييد شدند. اما الان ما شاهد هستيم كه محافظه كاران مى‏گويند ما در انتخابات مجلس ششم در تأييد صلاحيت‏ها اشتباه كرديم و حالا نبايد ديگر اشتباه كنيم. آيا واقعاً اشتباه كردند؟ آيا اين اشتباه محاسبه بود؟ يا اصلاً در انتخابات رياست جمهورى، محاسبات اشتباه بود؟
* شما معتقديد كه اشتباه نبوده و فشار افكار عمومى باعث آن شده كه طرف مقابل به ناخواسته‏ها تن بدهد، على‏رغم آنكه مى‏دانست عملى كه انجام مى‏دهد اشتباه است؟
* بله على‏رغم ميل خودش به ميل مردم تن داد. اما الان توده مردم را در صحنه نمى‏بيند. مثلاً انتخابات شوراها را كه مردم ديگر در صحنه نيستند و منفعل شدند مثال مى‏زند. حساب مى‏كند كه مردم منفعل منزوى هستند. چرا من كارم را نكنم. ...
* پس مشكل را مى‏دانيم، در چه صورت اين مشكل پيش نمى‏آمد؟
* ببينيد برخى مى‏گويند دوم خرداد 4 سال زودتر اتفاق افتاد، بعضى نيز مى‏گويند كاش دوم خرداد اتفاق نيفتاده بود. بهتر بود كه خاتمى چهار سال بعد انتخاب مى‏شد تا خوب سازمان خودش را پيدا مى‏كرد. چهار سال فرصت بود براى تهيه مقدمات. انقلاب اسلامى:
همان سخن را تكرار مى‏كند كه در باره انقلاب و انتخاب بنى‏صدر به رياست جمهورى گفتند. حتى صحبت 400 سال زودتر اتفاق افتاد را كردند. اما وقتى كه جامعه عمل مى‏كند اما دولت سازگار با حركت شكل نمى‏گيرد، از جمله بدين خاطر است كه نقص اصلى در كادرهاست چرا كه مردم سالار نيستند و مردم سالارى را نمى‏شناسند. به پرسشهاى سايت امروز و پاسخهاى حجاريان باز گرديم:
...
* تصورم اين است كه عموم مردم ديگر اين سخنان را نه از شما و نه از كس ديگر نمى‏پذيرند. من ديده‏ام كسانى را كه از رأى دادن خود ابراز تأسف مى‏كنند. از اينكه به خاتمى، دولت، مجلس و ... رأى دادند.
* اما آيا مردم مى‏گويند خاتمى و نمايندگان مجلس خائن بودند؟ شما به اين برخورده‏ايد؟
* نه. اما ابراز تأسف مى‏كنند كه اصلاح‏طلبان نتوانستند آن كارى را كه بايد، انجام بدهند و مطالبات را برآورده كنند.
* عيبى ندارد. ما هميشه خودمان بيشترين انتقاد را از خودمان داريم.
* آقاى حجاريان فكر مى‏كنيد فقط انتقاد كافى است؟
*نه، انتقاد از خود زمانى دقيق است كه رديابى شود. علت‏يابى شود كه چرا اينطور شد.
* الان اصلاح طلبانى كه در دولت و مجلس اكثريت را دارند، كارى كرده‏اند؟
* در خودشان بحث‏هاى جدى دارند.
*وقتى اين بحث‏ها عملياتى نشود، چه فايده‏اى دارد؟
* اتفاقاً عملياتى مى‏شود. مثلاً لوايحى كه به مجلس رفت. دنبالش بودند تا همين الان و روى آن كار كرده‏اند.
*اما رد شد. الان سئوال اين است كه اصلاح‏طلبان در مقابل اين اتفاق چه برنامه‏اى دارند؟ مثلاً به نظر شما بحث استعفا چه كاركردهايى مى‏تواند داشته باشد؟
* بستگى به دامنه استعفا دارد. بايد ديد در چه حد و گسترده‏اى استعفا صورت مى‏گيرد. در مجلس چند نفر استعفا مى‏دهند؟ آيا مجلس از رسميت و حدنصاب مى‏افتد يا نه نمى‏افتد؟ آيا احتياج به انتخابات ميان‏دوره‏اى مى‏شود يا نه؟ اگر احتياج باشد، طبيعتاً انتخابات ميان دوره‏اى انجام مى‏شود و استصواب را نيز بايد در همين دوره اعمال كنند. اين يك بازى "دومينو" است.
* بيشتر توضيح بدهيد!
* به عبارتى بايد ديد در اين استعفا كه از مجلس شروع مى‏شود آيا به دولت نيز مى‏رسد يا نه. بخش‏هايى از دولت نيز استعفا مى‏دهند يا نه.
* شما فكر مى‏كنيد كه اگر اين امر اتفاق بيفتد دامنه آن به وزرا نيز كشيده شود؟
* بله، ممكن است كشيده شود. حتى معتقدم به قوه قضائيه نيز ممكن است كشيده شود و برخى از قضات استعفا دهند.
* پس اگر جناح راست تن ندهد ما با بحران عظيمى در آينده نزديك روبه‏رو هستيم...
* بله، در بازى دومينو، شروع مشخص است اما آن طرفش نامعلوم است. مخصوصاً اگر طرف مقابل اصلاحات دست به اقدامات خشونت‏آميز نيز بزند، خشونت طلبى و خشونت ورزى كند، ممكن است تصميم به استعفا در عده‏اى قوى‏تر شود.
* الان ولى فضا اين است كه مى‏گويند شما استعفا بدهيد ما برخورد مى‏كنيم. تصور آنها اين است كه اگر با چهار نفر اول برخورد كنيد بحث استعفا خودبه‏خود متوقف مى‏شود. زيرا برخى از سر ترس از تصميم خود منصرف مى‏شوند.
* اما ممكن است در خصوص عده‏اى هم عكس گفته شما و نگاه آنها رخ دهد و عده بيشترى ترغيب به استعفا بشوند. اين امر در مجلس اتفاقا، سابقه هم دارد.
* منظورتان كدام مسأله است؟
* بحث استيضاح وزيرخارجه يادتان هست؟ على‏رغم توصيه‏ها و تأكيدات كه در اين شرايط بحرانى بهتر است كه از استيضاح وزيرخارجه صرف‏نظر كنيد اما عكس اين اتفاق رخ داد و امضاى نمايندگان استيضاح‏كننده بيشتر نيز شد. لذا قابل پيش‏بينى نيست.
*اما اگر خشونت رخ بدهد، احتمال افزايش دامنه استعفا وجود دارد و آن وقت چه مى‏شود؟ به نظر شما هزينه‏ها بالا مى‏رود يا نه؟
* هزينه‏ها بالا مى‏رود. لذا مى‏توان اين بازى دومينو را شروع كرد. آغاز آن با آنهاست ولى پايانش با آنها نيست.
* در اين ماجرا به نظر شما آقاى خاتمى در كدام سو قرار مى‏گيرد؟
* در بازى دومينو، انتها را نمى‏توان پيش‏بينى كرد.
* با توجه به شناختى كه در اين چند سال از خاتمى و رفتار آن وجود دارد، نمى‏خواهيد هيچ پيش‏بينى داشته باشيد؟
* من نمى‏خواهم قضاوت كنم.
* به چه علت؟ عدم شناخت يا عدم پيش‏بينى؟
* الان براى قضاوت زود است. هنوز اين موضوع پخته نشده كه درباره آن صحبت كنيم. هنوز اول عشق است اضطراب مكن!
* آقاى حجاريان مى‏خواهم بدانم حركت بعد از استعفا چيست. چون استعفا كه به نوبه خود عمل مهمى نيست. حركت پوششى و تكميل‏كننده آن چيست؟
* (با خنده) البته مى‏دانيد كه من دنبال درمان خودم هستم. اما از شوخى گذشته، بحث‏هاى مختلفى مطرح است. مثلاً اين روزها ديده‏ام يا شنيده‏ام كه برخى مى‏گويند قانون اساسى ظرفيت‏هاى لازم را ندارد; يا نظرات ديگرى هم مطرح است. به هر حال، از آن به بعد ديگر سطح مطالبات، در مدار بالاترى قرار خواهد گرفت.
* ببخشيد، منظورتان از "ما" مردم هستند يا اصلاح‏طلبان؟
* دوم خردادى‏ها.
* پس مردم چى؟ فكر نمى‏كنيد در اين داستان گم شدند؟
* مردم در بين شما هستند. افكار عمومى با اين برنامه‏ها بسيج مى‏شود و اين خيلى مهم است. به همين خاطر هم هست كه طرف مقابل به ما مى‏گويد كارهاى شما پيش درآمد مجلس هفتم است.
* واقعاً اين‏طور است؟
* نه، خيلى از نمايندگان اصلاً به من گفته‏اند كه ديگر در انتخابات مجلس هفتم شركت نخواهند كرد. معتقدند كه نبايد در انتخابات شركت كرد تا مردم با خود "آنها" طرف بشوند.
* شما چاره راه را اين مى‏بينيد؟
* چرا اصلاح طلبان بايد "دستكش مخملين سفيد" براى "مشت آهنين" باشند؟ اين كار خوبى است كه پيچك استتارى براى پوشش سيم‏هاى خاردار بشوند؟
*نه، اما شانه خالى كردن هم عمل خوبى نيست. به خصوص وعده دادن و عمل نكردن.
* اين شانه خالى كردن نيست. اگر دستكش سفيد باشند بى اينكه مردم بدانند فكر مى‏كنيد چه عملى است؟
* فكر مى‏كنم خيانت به اعتماد مردم است.
* پس نبايد اصلاح‏طلبان دستكش سفيد باشند.
* آقاى حجاريان نكته‏اى ديگر هم در اين مسأله استعفا و رد لوايح وجود دارد و آن تحولاتى است كه در منطقه درحال وقوع است. عده‏اى مى‏گويند اين همزمانى بحث لوايح و بحث استعفا با تهديدات آمريكا ارتباط دارد...
* بحث لوايح و استعفا قبل از بحث‏هاى منطقه وجود داشت. اتفاقاً اصلاح‏طلبان تاكنون خيلى نجابت به خرج داده‏اند و گفته‏اند منطقه آشوب زده است و بايد مراعات كشور را كرد تا بهانه دست خارجى‏ها ندهيم.
* به نظر شما ادامه اين رفتار لازم بوده يا نه؟
* بسيارى از دولت‏ها به بهانه تهديدات خارجى، ديكتاتورى سنگينى را بر كشور خودشان تحميل كردند. فاشيست‏ها در رم، اتحاد شوروى، كشورهاى توتاليتر و برخى ديگر از كشورها، به بهانه اينكه دشمن در مرزهاى ماست، سال‏ها سركوب و ديكتاتورى را در كشور حاكم كرده و مى‏كنند.
* نتيجه؟
* به لحاظ اخلاقى، ارزش جان يك فرد، به اندازه جان كل انسان‏ها، ارزش و اهميت دارد. لذا كسى كه جان يك نفر را احيا كند گويى جان كليه انسان‏ها را احيا كرده است. ما نمى‏توانيم چشممان را بر روى مظالم ببنديم. مظالمى كه مقابل چشممان اتفاق مى‏افتد و به بهانه اينكه در مرزهاى ما فلان كشور و فلان دولت وجود دارند حرفى نزنيم و عملى انجام ندهيم.
* به عبارت ديگر بحث توقف اصلاح طلبان به خاطر رعايت "تهديدات آمريكا" در اينجا رنگ مى‏بازد، درست است؟
* تهديدات اصلاً معنا ندارد. آمريكا وقتى در پى عملى كردن يك تصميم باشد برايش فرقى نمى‏كند كه در كجا مستقر است. عراق باشد، افغانستان باشد يا كانزاس. ما در عصر ارتباطات و تكنولوژى هستيم. او كار خودش را انجام خواهد داد. لذا اينكه آقايان مرتب تهديدات آمريكا را علم كنند و اين موضوع كه ما در محاصره هستيم نبايد مبنايى براى چشم فرو بستن ما بر واقعيات و مظالم باشد. با اين انقلاب فراصنعتى و نظامى آمريكا، محاصره اصلاً معنا ندارد. آمريكا مگر چند روزه عراق را فتح كرد؟ با احتساب مقدمات و تداركات و اعزام نيروها به منطقه، عراق سه ماهه فتح شد.
* با اين حساب تصميمات اتخاذ شده بايد عملى شود. اما به نظرم در جبهه دوم خرداد اين هماهنگى اين روزها ديده نمى‏شود.
* چيز مهمى نيست. بعضى از نمايندگان حرف‏هايى مى‏زنند كه تعجب برانگيز است و آن حرف‏ها نيز به قول شما نشان مى‏دهد كه اختلافات نيروهاى دوم خرداد زياد است اما كم‏كم اين اختلافات حل مى‏شود و نيروهاى دوم خرداد به هم نزديك مى‏شوند و البته بعضى در ميانه راه در مى‏مانند.
* منظورتان اين است كه موضوع لوايح رئيس جمهورى "اتحاد" را جايگزين "انشقاق" مى‏كند؟
* بله، قبلا بعضى در جبهه دوم خرداد، عليه حركت‏هاى سريع‏تر اصلاح‏طلبان مواضع تند داشتند. ولى حالا مى‏بينيم كه اين مواضع تعديل و بهتر شده است. رفته با اعضاى شوراى نگهبان روبه‏رو شده و متوجه گشته‏اند اميدهايى كه درباره آنها داشته‏اند صحيح نبوده است.
* آقاى حجاريان، در بحث‏هايى كه مطرح شد ما به مسأله آمريكا نيز اشاراتى داشتيم. بد نيست در اين‏باره هم صحبتى بشود، به خصوص اينكه سخنگوى وزارت خارجه رسمااعلام كرد كه ما با آمريكا مذاكره داريم. اين عمل مذاكره درحال حاضر دارد اتفاق مى‏افتد اما برخلاف گذشته جناح راست با اين موضوع مخالفت نمى‏كند.
* مى‏دانم، فراموش نكنيد كه بالاخره لشگر بدر و حكيم براساس توافقى به آنجا رفتند. مذاكراتى صورت گرفته بود كه آنها به عراق بروند. همين‏طور كه نمى‏توانستند بروند. قبلاً هم زلماى خليل‏زاد با نمايندگان مجلس اعلا در كردستان عراق و بعضى ديگر در ژنو مذاكرات مفصلى داشته است. حتى مذاكرات دوجانبه بوده است.
* شما اين را غنيمتى كه جناح راست به دست آورده مى‏دانيد و نه اقداماتى در جهت عادى سازى روابط ايران و آمريكا درست است؟
* آرى، آنها مى‏گويند كه عيبى ندارد اين فعلاً غنيمت ماست.
* به نظر شما اين موضع جناح راست عقب‏نشينى نيست؟
* آنها معتقدند كه نيست.
* شما چه فكر مى‏كنيد. بالاخره وقتى دو نفر روبه‏روى هم هستند و با هم بازى مى‏كنند، هرگاه يكى عقب برود، يعنى آن ديگرى جلوتر آمده است.
* اما الزاما اين بازى با حاصل جمع صفر نيست كه يكى ببرد و ديگرى ببازد، يا ضرر كند. ممكن است در اين بازى هر دو ببرند و اتفاق روى داده به نفع هر دو تأمين شود. جناح راست فكر مى‏كند كه 65 درصد شيعه در عراق وجود دارد. خوب سازماندهى اين افراد مهم است. چون حكومت عراق پس از صدام مهم است.
* سئوال آخرم را نيز مى‏پرسم. فكر نمى‏كنيد مذاكراتى كه درحال حاضر با آمريكا بر سر منافقين، حكيم، عراق و افغانستان داريم، همه زمينه‏هاى عادى سازى مناسبات ايران و آمريكاست؟
* هنوز فصل مناسب روابط ايران و آمريكا فرا نرسيده است. آمريكاييان الان در موضع تفرعن هستند و درحال حاضر با چنين كشورى نمى‏شود مذاكره كرد. انقلاب اسلامى:
اگر عقل امروز را در 2 خرداد 76 مى‏داشتند و دستكش سفيد براى دستهاى آلوده به جنايت و خيانت و فساد نمى‏شدند و به دروغ به مردم نمى‏گفتند رأى دادن حق است - در حالى كه مى‏دانستند ولايت يا حاكميت حق است و از مردم دزديده شده است - و بر سر ولايت جمهور مردم مى‏ايستادند، خود و كشور در وضعيتى نبود كه امروز هست.

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر