١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٣ از ٢٢ مرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر
امامى راد: گروگانگيرى را بالا رفتن از ديوار سفارت و عامل تحميل جنگ به ايران توصيف مى‏كند:

 

 

 

    در 31 تير، على امامى راد، در مجلس ملاتاريا، گفته‏است:

     فرمان تير عليه دادستان تهران صادر شده است چرا كه نمى‏شود مرتضوى را خريد، مرتضوى از تهديدها نمى‏هراسد، مرتضوى تطميع نمى‏شود.

     اين بزرگترين ننگ است براى خانه ملت كه از تريبون آن عليه يك سرباز انقلاب اينگونه بى‏شرمانه سخن گفته شود و در مقابل از ضد انقلاب و پياده نظام بوش و بلر وقيحانه دفاع شود. گرچه از اعضاى ارشد سازمان نامشروع مجاهدين جز اين انتظارى نيست.

     نگذاريد كار به جايى برسد مردم جلوى مجلس آمده و فرياد برآورند وكيل آمريكايى بايد اخراج گردد، وكيل انگليسى اخراج بايد گردد.

     راستى جرم مرتضوى چيست؟ جرم مرتضوى اين است كه جلوى نشر اكاذيب، تشويش اذهان عمومى و نفوذ ضد انقلاب در مطبوعات را گرفته است. جرم مرتضوى اين است كه با قاطعيت، كسانيكه نيمه شب به دستور عده‏اى از دولتمردان و بعضى از نمايندگان به خيابان‏ها ريخته و به نواميس مردم تعرض كردند و مقدسات ملت ايران را مورد اهانت قرار دادند دستور برخورد داده است (1). جرم مرتضوى اين است كه با نماينده افغانى الاصل و همفكر شما كه تصميم دارد ايران را افغانستان كند همراهى نكرده است. (2) جرم مرتضوى اين است كه فريب يك جاسوس و عامل بيگانه را كه هم حزبى شماست نخورده است. 

      مرتضوى را متهم به جوان بودن مى‏كنند همانهايى كه اسلافشان پيامبر بزرگ اسلام را به خاطر انتصاب اسامه ملامت كردند. مرتضوى نماد حضور نسل سوم در مديريت انقلاب است. (3)

     مايه شرمسارى است كه از تريبون مجلس مدعى اصلاحات براى ضد انقلاب و اپوزسيون مرثيه سرايى مى‏كند. چرا اينقدر از اعترافات زندان وحشت داريد. ظاهراً اعترافات مستند و غير قابل انكار است. (4) مردم و قانون بزودى گريبان شما را خواهند گرفت.

     مسئولين هم بدانند همانگونه كه مردم به خوبى مى‏دانند بحران سازى در كشور از كارناوال عصر عاشورا در دوم خرداد 76 تا قتل‏هاى زنجيره‏اى، از قتل‏هاى زنجيره‏اى تا كودتاى نافرجام و آمريكايى تير ماه 78 و از كودتاى تير ماه 78 تا اغتشاشات اخير و حتى قتل زهرا كاظمى خبرنگار ايرانى زير سر كدام جريان و برنامه و دكترين چه كسانى بوده است. (5)

    مدعيان دروغين اصلاح طلبى بدانند آن ايام گذشته است كه بزنيد، بكشيد و به گردن ديگران بيندازيد. مردم ايران رشيد و با شعورند و تاكنون از انقلاب خود صيانت كرده‏اند. دوستان و دشمنان انقلاب را مى‏شناسند و بزودى پاسخ دندان شكن به شما خواهند داد.

      نامه عباس عبدى سند مظلوميت دستگاه قضايى و امنيتى كشور است يك جاسوس را با يك  خروار جرايم امنيتى بازداشت كرده و بر اساس اعترافات خودش به او تلنگرى هم نزده‏اند تنها گله‏اش اين است كه مى‏خواسته براى نجات خود از زندان معامله‏اى صورت بگيرد كه معامله جوش نخورده است. خجالت آور نيست كه نماينده ملت از يك خائن وطن فروش در نطق قبل از دستور خود به قيمت زدن چوب حراج به اطلاعات سرى كشور دفاع كند. (6)

     امامى راد با اشاره به اينكه شنيده‏ها حاكى است كه دادستان تهران در جلسه‏اى با حضور مسؤولين مطالب تكان دهنده‏اى را مطرح كرده است، گفت: اگر معتقد به شفاف سازى هستيد و دانستن را حق مردم مى‏دانيد از ايشان دعوت شود تا مطالب را بيان نموده تا سيه روى شود هر كه در اوغش باشد.

     اقدامات قاطع و مؤثر آقاى مرتضوى در برخورد با اراذل و اوباش و اربابان داخلى و خارجى آنان او را به خار چشمى براى ضد انقلاب داخلى و خارجى مبدل كرده است.

     ادعاهاى آقاى آرمين در نطق جلسه گذشته در خصوص زهرا كاظمى حداقل پنج مورد با گزارش هيئت ويژه رئيس جمهور مغايرت دارد اصرار به دروغگويى و نشر اكاذيب جاى تأمل دارد چرا كه ايشان بخوبى مى‏داند زمانى كه زهرا كاظمى ضربه خورده‏است، در اختيار دادستانى و نيروى  انتظامى نبوده است.  بعيد مى‏دانم آقا شهامت آن را داشته باشد كه بخاطر دروغگويى و نشر اكاذيب از ملت بزرگ ايران عذرخواهى  كند. (7)

    بلوف و گنده گويى، تهديدهاى آبكى آقاى  آرمين و سران سازمان در موارد گذشته از جمله در بحث دادگاه همفكر منحرفشان آقاجرى داراى سابقه است. بى تعادلى و پريشانى ايشان در گفتار با توجه به پرونده منفى گذشته و برنامه‏هاى مشكوك در آينده و وجود دادستانى رشيد و دشمن شناس چون آقاى مرتضوى  قابل درك است.

     مدتى پيش نامه عده‏اى از نمايندگان را سايت ضد انقلابى بى بى سى  در اختيار اجانب و دشمنان داخلى قرار داد... آنچه قابل پيش بينى است، تا انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهورى آينده نمونه اين نوع  نامه‏هاى كليشه‏اى  و حتى تندتر از آن هم براى ايجاد جنگ روانى توسط برخى از افراد تندرو يا مأمور نوشته و با اغفال، خواهش، تهديد و تطميع امضاء خواهد شد. بنابراين، شايسته است همكاران عزيز در امضاء نامه‏ها نهايت دقت و وسواس را نشان دهند.

     خوشبختانه  ملت بزرگ ايران اين بازيگران حرفه‏اى  را خوب شناخته‏اند. بهتر است قاعده بازى رعايت شود فرافكنى، فريب كارى، دروغگويى تلاش براى  متهم كردن ديگران و تاختن بر دشمن فرض ديگر كارساز نيست.

     بهتر است به جاى  تلاش براى ايجاد بحران و آشوب در كشور، كرسى هاى مجلس هفتم را به افرادى  كه به آتيه كشور و ملت معتقد و اميدوارند واگذار نماييد. خوب مى‏دانيد كه با همه امكانات، اعتبارات و اختياراتى  كه داشته‏ايد نتوانستيد براى مردم كار مثبتى انجام دهيد و اگر باز هم بياييد نخواهيد توانست. نتايج انتخابات شوراها گواه محكمى  بر اين ادعاست. مردم همانگونه كه در دوم خرداد به جريانى نه گفتند در نهم اسفند هم به شما نه گفتند و ثابت شد كه مردم با هيچ كس عقد اخوت نبسته‏اند.

     شما بدنبال ايجاد اختلاف و دو قطبى كردن جامعه و آماده كردن فضا براى حضور اجانب و دشمن هستيد. 

     اگر نگرانى  شما را هر چند كه بهانه است قبول كنم و به فرض محال كه شوراى نگهبان، قوه قضائيه و ساير نهادهايى كه در تيول شما نمى‏باشند صد در صد مانع اصلاحات شما در بعضى از حوزه‏ها شده‏باشند، در ساير حوزه‏ها كه با مانعى روبرو نبوده و نيستيد كدام اصلاحات را انجام داده‏ايد؟

     دلسوزى‏ها براى عدم تصويب مصوبات در شوراى نگهبان جاى تأمل دارد. بنده هم نگران طرح‏ها و لوايحى هستم كه با آن وضعيت در كميسيون‏ها و به اين وضع در مجلس مدعى اصلاحات به تصويب مى‏رسد. نگران مصوباتى هستم كه هر چند وقت يكبار براى اصلاح مجدد، رفع ابهام يا تفسير به مجلس برگشت داده مى‏شود. نگران عدم پاى‏بندى نواب مجلس به دنبال كارهاى سياسى و حزبى، تهيه نامه‏هاى تنش‏زا، اختلاف انگيز، يأس آفرين و متقاعد كردن نمايندگان به امضاء آن نامه‏ها هستند.

      بنده نگران نايب رئيس مجلس هستم كه براى يك امضاء هفت بار به يك نماينده مراجعه و او را مجاب به امضاء مى‏كند. شما كه برخورد درست و قانونى دستگاه قضايى با چند متخلف و وطن فروش را محكوم مى‏كنيد، ترديد نكنيد اگر قضا را در اختيار داشتيد به صالح و اصلح هم رحم نمى‏كرديد. مردم عملكرد شما را در مصادر قضا فراموش نكرده‏اند.

     وقتى رأى ملت توسط بخشى از جناح اكثريت در مركز قانونگذارى به بازى گرفته مى‏شود و بدترين نوع ديكتاتورى را اعمال مى‏كنند، آيا مى‏توان به وحدت ملى اعتقاد داشت؟...

     از ياد نبريم كه جنگ تحميلى را چه كسانى به ايران تحميل كردند. چه كسانى باعث شدند كه امام عظيم الشأن ما جام زهر نوشد. چه كسانى رابطه ما را با عربستان تيره و تار كردند؟ چه كسانى از ديوار سفارت آمريكا بالا رفتند و باعث لشكر كشى صدام ديوانه به ايران شدند؟ آيا اينها در دولت آقاى هاشمى و مجلس چهارم و پنجم مسئوليت داشتند يا اكنون در دولت و مجلسند؟ (8) آيا يكى از دلايل محور شرارت شدن ايران در سال 2002 وجود اينها در دولت و مجلس اصلاحات نيست؟(9) راستى مذاكره كنندگان براى آزادى گروگان‏ها و امضاء كنندگان بيانيه ننگين الجزاير و حيف و ميل اموال و دارايى‏هاى ايران چه كسى جز گردن كلفت جامعه مدنى است (10)؟ آيا فكر مى‏كنيد با گذاشتن نام اصلاحات، اصلاح‏گر مى‏شويد؟

      سابقه شما شفاف و روشن است. اكثريت شما مدعيان دروغين اصلاحات پس از انقلاب در پست‏هاى كليدى نظام مسئوليت داشته و در خوب و بد كارها نقش آفرين بوده‏ايد. آقاى نبوى 8 سال وزير، چند سال معاون اجرايى، حالا به گونه‏اى صحبت مى‏كنيد كه نسل سوم و آنان كه او را نمى‏شناسند تصور كنند كه ايشان تا قبل از دوم خرداد يا قبل از ورود به مجلس هيچ گونه مسئوليتى نداشته و در زندان يا تبعيد به سر برده است.

 انقلاب اسلامى: شهادت زمان يعنى همين. بعد از نزديك به ربع قرن، از زبان «نماينده» متعلق به جبهه خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى، گروگانگيرى كه خمينى آن را «انقلاب دوم و بزرگ‏تر از انقلاب اول» خواند، خيانت مى‏شود. عقل زور محور، با تخريب و با تخريب خود شروع مى‏كند. اينست كه از زبان همين سخنگو، حقايقى بيرون مى‏آيند كه رهبر و رئيس مجمع تشخيص مصلحت و... را خائن و فاسد و جانى مى‏گردانند:

 1 - تظاهرات دانشجويان را در پى ضرب و شتم «لباس شخصى‏ها» مى‏گويد. غير از اينكه دروغ مى‏گويد، اعتراف مى‏كند كه بر خلاف همين قانون اساسى، در روز و شب، اجتماعات آزاد نيستند و مردمى كه جانشان به لب رسيده‏است، نمى‏توانند اجتماع كنند و درد و رنج خويش را باز گويند. وگرنه، چرا نيمه شب دست به تظاهرات مى‏زدند؟

 2 - غير از اينكه افغانى الاصل بودن جرم نيست، «ايران را افغانستان كردن» همان ترسى است كه «ملى - مذهبى»ها ساختند و اينك سخنگويان ملاتاريا دست آويز كرده‏اند. با وجود اين، اينك يكى از سخنگويان ملاتاريا جبهه ديگر را متهم مى‏كند كه دارد تبديل ايران را به افغانستان تدارك مى‏كند. به سخن ديگر، اعتراف مى‏كند كه عامل خطر تبديل شدن ايران به افغانستان در خود رژيم است.

 3 - قاضى مرتضوى، «سعيد جون» جديد خامنه‏اى را «حضور نسل سوم» در مديريت انقلاب مى‏خواند. آيا او مى‏داند كه اعتراف مى‏كند اين شخص قاضى نيست و يك مقام اجرائى است؟ حال كه او اعتراف مى‏كند، «سعيد جون» قاضى نيست، مدير است و مى‏گويد منصوب اصلاح طلبان نيست، پس ناگزير اعتراف مى‏كند كه منصوب «رهبر» است. در حقيقت او منصوب خامنه‏اى و مأموريتش جنايت است.

 4 - اعترافات را مستند و غير قابل انكار مى‏خواند. بنا بر اين، تصديق مى‏كند كه كار قاضى مرتضوى، اعتراف ستانى است. اما اگر اعترافات مستند هستند، سندها كدامهايند؟ قتل زير شكنجه زهرا كاظمى و...!؟ اگر اعترافات مستند هستند، چرا بازپرسيها شفاف نيستند و چرا زندانيان از حقوق قانونى خويش محرومند؟ چرا شب تا صبح، «بازجوئى» مى‏شوند؟ چرا...

 5 -  جنايتهاى رژيم را بر مى‏شمارد و يكجا به اصلاح طلبان نسبت مى‏دهد. بنا بر اين، سخنگوى خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى در مجلس، در مقام رسمى، اعتراف مى‏كند كه اين جنايتها در رژيم و توسط مقامات رژيم انجام گرفته‏اند. اما اگر اين مقامات، خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى و جنتى و... نبوده‏اند و اصلاح طلبان بوده‏اند، دستگاه قضائى - كه اينك امامى راد از آن حمايت مى‏كند - چرا اينهمه جنايت و خيانت و فساد را لوث كرد؟

 6 - به نامه عباس عبدى استناد مى‏كند. حال كه نوشته او معتبر و قابل استناد است، بنا بر آن، طرف معامله با او، شخص خامنه‏اى بوده و مرتضوى و دو تن ديگر، به نمايندگى خامنه‏اى (آنها «از طرف نظام» با او گفتگو مى‏كرده‏اند)، با او معامله مى‏كرده‏اند. يعنى قوه قضائيه چيزى جز آلت سركوب نيست.

 7 - اعتراف مى‏كند كه 1 - زهرا كاظمى ضربه خورده‏است. و ضربه‏ها را مأموران «جمهورى اسلامى» بر سر او وارد كرده‏اند. و 2 - ايران يك دولت ندارد، دو دولت دارد. وگرنه، عباس فراهانى مى‏بايد از همان شرمى كه از آن حرف مى‏زند، آب مى‏شد. براى او كه «نماينده» است، اولاً چرا بايد فرق كند كه شكنجه گر از اين يا آن جناح بوده‏است؟ و ثانياً، چرا از دروغ فاحشى كه مى‏گويد شرم نمى‏كند؟ اگر ضربه‏ها را مأموران «دولت بد» وارد كرده بودند، قاضى سعيد مرتضوى چرا آنهمه تقلا در جعل علت مرگ و پخش آن بخرج مى‏داد؟ و...

 8 - بعد از 24 سال، سخنگوى ملاتاريا اعتراف مى‏كند گروگانگيرى از ديوار سفارت بالا رفتن و عامل حمله رژيم صدام به ايران بوده‏است. مدعى است اين خيانت و خيانتهاى ديگر توسط كسانى انجام گرفته‏اند كه در حكومت هاشمى و مجلس چهارم و پنجم نبوده‏اند. حال آنكه از گروگانگيرى تا امروز، كسانى بركارند كه با زد و بندهاى محرمانه با طرفهاى امريكائى و انگليسى و اسرائيلى خود، بر ايران حاكمند و به ايران گيتيها، معروف هستند: خامنه‏اى «رهبر» است. هاشمى رفسنجانى «رئيس مجمع تشخيص مصلحت» است، كروبى، «رئيس» مجلس است، محسن رضائى، «دبير مجمع تشخيص مصلحت» است و... جام زهر را نيز همين‏ها به خمينى نوشاندند. عامل طولانى شدن جنگ بمدت 8 سال نيز اينها بودند.

 9 - طرفه اينكه مدعى مى‏شود كه اگر بوش رژيم ملاتاريا را يكى از سه دولت شر خواند، به علت حضور «اصلاح طلبان» در حكومت و مجلس است. به تقليد از گوبلز، تصور مى‏كند دروغ را هر اندازه بزرگ‏تر بگويد، مردم كمتر در صحت آن ترديد مى‏كنند. بوش طى اظهاريه‏اى، غير انتخابيها را «محور شر» توصيف كرد. بنا بر اين، عامل «محور شر» شدن ايران، خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى و جنتى و مصباح يزدى و... هستند.

 10 - امضاء كننده قرارداد خائنانه الجزاير، بهزاد نبوى است. او خود را وثوق الدوله رژيم خمينى خوانده بود. يكبار، به لندن گريخته و تهديد كرده بود، همه چيز را خواهد گفت. سهمش را گرفت و باز گشت. اگر او اصلاح را از خود شروع مى‏كرد و نقش هاشمى رفسنجانى و خامنه‏اى و بهشتى و... را در معامله پنهانى «اكتبر سورپرايز» و به غارت امريكا دادن سرمايه‏هاى كشور، باز مى‏گفت، قدمى در جبران خيانت برداشته بود.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر