در 31 تير، على امامى راد، در مجلس ملاتاريا،
گفتهاست:
فرمان تير عليه دادستان تهران صادر شده است
چرا كه نمىشود مرتضوى را خريد، مرتضوى از تهديدها نمىهراسد، مرتضوى تطميع نمىشود.
اين بزرگترين ننگ است براى خانه ملت كه از تريبون
آن عليه يك سرباز انقلاب اينگونه بىشرمانه سخن گفته شود و در مقابل از ضد انقلاب و
پياده نظام بوش و بلر وقيحانه دفاع شود. گرچه از اعضاى ارشد سازمان نامشروع مجاهدين
جز اين انتظارى نيست.
نگذاريد كار به جايى برسد مردم جلوى مجلس آمده
و فرياد برآورند وكيل آمريكايى بايد اخراج گردد، وكيل انگليسى اخراج بايد گردد.
راستى جرم مرتضوى چيست؟ جرم مرتضوى اين است
كه جلوى نشر اكاذيب، تشويش اذهان عمومى و نفوذ ضد انقلاب در مطبوعات را گرفته است.
جرم مرتضوى اين است كه با قاطعيت، كسانيكه نيمه شب به دستور عدهاى از دولتمردان و
بعضى از نمايندگان به خيابانها ريخته و به نواميس مردم تعرض كردند و مقدسات ملت ايران
را مورد اهانت قرار دادند دستور برخورد داده است (1). جرم مرتضوى اين است كه با نماينده
افغانى الاصل و همفكر شما كه تصميم دارد ايران را افغانستان كند همراهى نكرده است.
(2) جرم مرتضوى اين است كه فريب يك جاسوس و عامل بيگانه را كه هم حزبى شماست نخورده
است.
مرتضوى را متهم به جوان بودن مىكنند همانهايى
كه اسلافشان پيامبر بزرگ اسلام را به خاطر انتصاب اسامه ملامت كردند. مرتضوى نماد حضور
نسل سوم در مديريت انقلاب است. (3)
مايه شرمسارى است كه از تريبون مجلس مدعى اصلاحات
براى ضد انقلاب و اپوزسيون مرثيه سرايى مىكند. چرا اينقدر از اعترافات زندان وحشت
داريد. ظاهراً اعترافات مستند و غير قابل انكار است. (4) مردم و قانون بزودى گريبان
شما را خواهند گرفت.
مسئولين هم بدانند همانگونه كه مردم به خوبى
مىدانند بحران سازى در كشور از كارناوال عصر عاشورا در دوم خرداد 76 تا قتلهاى زنجيرهاى،
از قتلهاى زنجيرهاى تا كودتاى نافرجام و آمريكايى تير ماه 78 و از كودتاى تير ماه
78 تا اغتشاشات اخير و حتى قتل زهرا كاظمى خبرنگار ايرانى زير سر كدام جريان و برنامه
و دكترين چه كسانى بوده است. (5)
مدعيان دروغين اصلاح طلبى بدانند آن ايام گذشته
است كه بزنيد، بكشيد و به گردن ديگران بيندازيد. مردم ايران رشيد و با شعورند و تاكنون
از انقلاب خود صيانت كردهاند. دوستان و دشمنان انقلاب را مىشناسند و بزودى پاسخ دندان
شكن به شما خواهند داد.
نامه عباس عبدى سند مظلوميت دستگاه قضايى و
امنيتى كشور است يك جاسوس را با يك خروار
جرايم امنيتى بازداشت كرده و بر اساس اعترافات خودش به او تلنگرى هم نزدهاند تنها
گلهاش اين است كه مىخواسته براى نجات خود از زندان معاملهاى صورت بگيرد كه معامله
جوش نخورده است. خجالت آور نيست كه نماينده ملت از يك خائن وطن فروش در نطق قبل از
دستور خود به قيمت زدن چوب حراج به اطلاعات سرى كشور دفاع كند. (6)
امامى راد با اشاره به اينكه شنيدهها حاكى
است كه دادستان تهران در جلسهاى با حضور مسؤولين مطالب تكان دهندهاى را مطرح كرده
است، گفت: اگر معتقد به شفاف سازى هستيد و دانستن را حق مردم مىدانيد از ايشان دعوت
شود تا مطالب را بيان نموده تا سيه روى شود هر كه در اوغش باشد.
اقدامات قاطع و مؤثر آقاى مرتضوى در برخورد
با اراذل و اوباش و اربابان داخلى و خارجى آنان او را به خار چشمى براى ضد انقلاب داخلى
و خارجى مبدل كرده است.
ادعاهاى آقاى آرمين در نطق جلسه گذشته در خصوص
زهرا كاظمى حداقل پنج مورد با گزارش هيئت ويژه رئيس جمهور مغايرت دارد اصرار به دروغگويى
و نشر اكاذيب جاى تأمل دارد چرا كه ايشان بخوبى مىداند زمانى كه زهرا كاظمى ضربه خوردهاست،
در اختيار دادستانى و نيروى انتظامى نبوده
است. بعيد مىدانم آقا شهامت آن را داشته
باشد كه بخاطر دروغگويى و نشر اكاذيب از ملت بزرگ ايران عذرخواهى كند. (7)
بلوف و گنده گويى، تهديدهاى آبكى آقاى آرمين و سران سازمان در موارد گذشته از جمله در
بحث دادگاه همفكر منحرفشان آقاجرى داراى سابقه است. بى تعادلى و پريشانى ايشان در گفتار
با توجه به پرونده منفى گذشته و برنامههاى مشكوك در آينده و وجود دادستانى رشيد و
دشمن شناس چون آقاى مرتضوى قابل درك است.
مدتى پيش نامه عدهاى از نمايندگان را سايت
ضد انقلابى بى بى سى در اختيار اجانب و دشمنان
داخلى قرار داد... آنچه قابل پيش بينى است، تا انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهورى آينده
نمونه اين نوع نامههاى كليشهاى و حتى تندتر از آن هم براى ايجاد جنگ روانى توسط
برخى از افراد تندرو يا مأمور نوشته و با اغفال، خواهش، تهديد و تطميع امضاء خواهد
شد. بنابراين، شايسته است همكاران عزيز در امضاء نامهها نهايت دقت و وسواس را نشان
دهند.
خوشبختانه ملت بزرگ ايران اين بازيگران حرفهاى را خوب شناختهاند. بهتر است قاعده بازى رعايت شود فرافكنى، فريب كارى،
دروغگويى تلاش براى متهم كردن ديگران و تاختن
بر دشمن فرض ديگر كارساز نيست.
بهتر است به جاى تلاش براى ايجاد بحران و آشوب در كشور، كرسى هاى مجلس هفتم را به افرادى كه به آتيه كشور و ملت معتقد و اميدوارند واگذار
نماييد. خوب مىدانيد كه با همه امكانات، اعتبارات و اختياراتى كه داشتهايد نتوانستيد براى مردم كار مثبتى انجام
دهيد و اگر باز هم بياييد نخواهيد توانست. نتايج انتخابات شوراها گواه محكمى بر اين ادعاست. مردم همانگونه كه در دوم خرداد
به جريانى نه گفتند در نهم اسفند هم به شما نه گفتند و ثابت شد كه مردم با هيچ كس عقد
اخوت نبستهاند.
شما بدنبال ايجاد اختلاف و دو قطبى كردن جامعه
و آماده كردن فضا براى حضور اجانب و دشمن هستيد.
اگر نگرانى شما را هر چند كه بهانه است قبول كنم و به فرض محال كه شوراى نگهبان،
قوه قضائيه و ساير نهادهايى كه در تيول شما نمىباشند صد در صد مانع اصلاحات شما در
بعضى از حوزهها شدهباشند، در ساير حوزهها كه با مانعى روبرو نبوده و نيستيد كدام
اصلاحات را انجام دادهايد؟
دلسوزىها براى عدم تصويب مصوبات در شوراى نگهبان
جاى تأمل دارد. بنده هم نگران طرحها و لوايحى هستم كه با آن وضعيت در كميسيونها و
به اين وضع در مجلس مدعى اصلاحات به تصويب مىرسد. نگران مصوباتى هستم كه هر چند وقت
يكبار براى اصلاح مجدد، رفع ابهام يا تفسير به مجلس برگشت داده مىشود. نگران عدم پاىبندى
نواب مجلس به دنبال كارهاى سياسى و حزبى، تهيه نامههاى تنشزا، اختلاف انگيز، يأس
آفرين و متقاعد كردن نمايندگان به امضاء آن نامهها هستند.
بنده نگران نايب رئيس مجلس هستم كه براى يك
امضاء هفت بار به يك نماينده مراجعه و او را مجاب به امضاء مىكند. شما كه برخورد درست
و قانونى دستگاه قضايى با چند متخلف و وطن فروش را محكوم مىكنيد، ترديد نكنيد اگر
قضا را در اختيار داشتيد به صالح و اصلح هم رحم نمىكرديد. مردم عملكرد شما را در مصادر
قضا فراموش نكردهاند.
وقتى رأى ملت توسط بخشى از جناح اكثريت در مركز
قانونگذارى به بازى گرفته مىشود و بدترين نوع ديكتاتورى را اعمال مىكنند، آيا مىتوان
به وحدت ملى اعتقاد داشت؟...
از ياد نبريم كه جنگ تحميلى را چه كسانى به
ايران تحميل كردند. چه كسانى باعث شدند كه امام عظيم الشأن ما جام زهر نوشد. چه كسانى
رابطه ما را با عربستان تيره و تار كردند؟ چه كسانى از ديوار سفارت آمريكا بالا رفتند
و باعث لشكر كشى صدام ديوانه به ايران شدند؟ آيا اينها در دولت آقاى هاشمى و مجلس چهارم
و پنجم مسئوليت داشتند يا اكنون در دولت و مجلسند؟ (8) آيا يكى از دلايل محور شرارت
شدن ايران در سال 2002 وجود اينها در دولت و مجلس اصلاحات نيست؟(9) راستى مذاكره كنندگان
براى آزادى گروگانها و امضاء كنندگان بيانيه ننگين الجزاير و حيف و ميل اموال و دارايىهاى
ايران چه كسى جز گردن كلفت جامعه مدنى است (10)؟ آيا فكر مىكنيد با گذاشتن نام اصلاحات،
اصلاحگر مىشويد؟
سابقه شما شفاف و روشن است. اكثريت شما مدعيان
دروغين اصلاحات پس از انقلاب در پستهاى كليدى نظام مسئوليت داشته و در خوب و بد كارها
نقش آفرين بودهايد. آقاى نبوى 8 سال وزير، چند سال معاون اجرايى، حالا به گونهاى
صحبت مىكنيد كه نسل سوم و آنان كه او را نمىشناسند تصور كنند كه ايشان تا قبل از
دوم خرداد يا قبل از ورود به مجلس هيچ گونه مسئوليتى نداشته و در زندان يا تبعيد به
سر برده است.
انقلاب اسلامى: شهادت زمان يعنى همين. بعد از نزديك
به ربع قرن، از زبان «نماينده» متعلق به جبهه خامنهاى و هاشمى رفسنجانى، گروگانگيرى
كه خمينى آن را «انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول» خواند، خيانت مىشود. عقل زور
محور، با تخريب و با تخريب خود شروع مىكند. اينست كه از زبان همين سخنگو، حقايقى بيرون
مىآيند كه رهبر و رئيس مجمع تشخيص مصلحت و... را خائن و فاسد و جانى مىگردانند:
1 - تظاهرات دانشجويان را در پى ضرب و شتم «لباس
شخصىها» مىگويد. غير از اينكه دروغ مىگويد، اعتراف مىكند كه بر خلاف همين قانون
اساسى، در روز و شب، اجتماعات آزاد نيستند و مردمى كه جانشان به لب رسيدهاست، نمىتوانند
اجتماع كنند و درد و رنج خويش را باز گويند. وگرنه، چرا نيمه شب دست به تظاهرات مىزدند؟
2 - غير از اينكه افغانى الاصل بودن جرم نيست،
«ايران را افغانستان كردن» همان ترسى است كه «ملى - مذهبى»ها ساختند و اينك سخنگويان
ملاتاريا دست آويز كردهاند. با وجود اين، اينك يكى از سخنگويان ملاتاريا جبهه ديگر
را متهم مىكند كه دارد تبديل ايران را به افغانستان تدارك مىكند. به سخن ديگر، اعتراف
مىكند كه عامل خطر تبديل شدن ايران به افغانستان در خود رژيم است.
3 - قاضى مرتضوى، «سعيد جون» جديد خامنهاى را
«حضور نسل سوم» در مديريت انقلاب مىخواند. آيا او مىداند كه اعتراف مىكند اين شخص
قاضى نيست و يك مقام اجرائى است؟ حال كه او اعتراف مىكند، «سعيد جون» قاضى نيست، مدير
است و مىگويد منصوب اصلاح طلبان نيست، پس ناگزير اعتراف مىكند كه منصوب «رهبر» است.
در حقيقت او منصوب خامنهاى و مأموريتش جنايت است.
4 - اعترافات را مستند و غير قابل انكار مىخواند.
بنا بر اين، تصديق مىكند كه كار قاضى مرتضوى، اعتراف ستانى است. اما اگر اعترافات
مستند هستند، سندها كدامهايند؟ قتل زير شكنجه زهرا كاظمى و...!؟ اگر اعترافات مستند
هستند، چرا بازپرسيها شفاف نيستند و چرا زندانيان از حقوق قانونى خويش محرومند؟ چرا
شب تا صبح، «بازجوئى» مىشوند؟ چرا...
5 - جنايتهاى
رژيم را بر مىشمارد و يكجا به اصلاح طلبان نسبت مىدهد. بنا بر اين، سخنگوى خامنهاى
و هاشمى رفسنجانى در مجلس، در مقام رسمى، اعتراف مىكند كه اين جنايتها در رژيم و توسط
مقامات رژيم انجام گرفتهاند. اما اگر اين مقامات، خامنهاى و هاشمى رفسنجانى و جنتى
و... نبودهاند و اصلاح طلبان بودهاند، دستگاه قضائى - كه اينك امامى راد از آن حمايت
مىكند - چرا اينهمه جنايت و خيانت و فساد را لوث كرد؟
6 - به نامه عباس عبدى استناد مىكند. حال كه نوشته
او معتبر و قابل استناد است، بنا بر آن، طرف معامله با او، شخص خامنهاى بوده و مرتضوى
و دو تن ديگر، به نمايندگى خامنهاى (آنها «از طرف نظام» با او گفتگو مىكردهاند)،
با او معامله مىكردهاند. يعنى قوه قضائيه چيزى جز آلت سركوب نيست.
7 - اعتراف مىكند كه 1 - زهرا كاظمى ضربه خوردهاست.
و ضربهها را مأموران «جمهورى اسلامى» بر سر او وارد كردهاند. و 2 - ايران يك دولت
ندارد، دو دولت دارد. وگرنه، عباس فراهانى مىبايد از همان شرمى كه از آن حرف مىزند،
آب مىشد. براى او كه «نماينده» است، اولاً چرا بايد فرق كند كه شكنجه گر از اين يا
آن جناح بودهاست؟ و ثانياً، چرا از دروغ فاحشى كه مىگويد شرم نمىكند؟ اگر ضربهها
را مأموران «دولت بد» وارد كرده بودند، قاضى سعيد مرتضوى چرا آنهمه تقلا در جعل علت
مرگ و پخش آن بخرج مىداد؟ و...
8 - بعد از 24 سال، سخنگوى ملاتاريا اعتراف مىكند
گروگانگيرى از ديوار سفارت بالا رفتن و عامل حمله رژيم صدام به ايران بودهاست. مدعى
است اين خيانت و خيانتهاى ديگر توسط كسانى انجام گرفتهاند كه در حكومت هاشمى و مجلس
چهارم و پنجم نبودهاند. حال آنكه از گروگانگيرى تا امروز، كسانى بركارند كه با زد
و بندهاى محرمانه با طرفهاى امريكائى و انگليسى و اسرائيلى خود، بر ايران حاكمند و
به ايران گيتيها، معروف هستند: خامنهاى «رهبر» است. هاشمى رفسنجانى «رئيس مجمع تشخيص
مصلحت» است، كروبى، «رئيس» مجلس است، محسن رضائى، «دبير مجمع تشخيص مصلحت» است و...
جام زهر را نيز همينها به خمينى نوشاندند. عامل طولانى شدن جنگ بمدت 8 سال نيز اينها
بودند.
9 - طرفه اينكه مدعى مىشود كه اگر بوش رژيم ملاتاريا
را يكى از سه دولت شر خواند، به علت حضور «اصلاح طلبان» در حكومت و مجلس است. به تقليد
از گوبلز، تصور مىكند دروغ را هر اندازه بزرگتر بگويد، مردم كمتر در صحت آن ترديد
مىكنند. بوش طى اظهاريهاى، غير انتخابيها را «محور شر» توصيف كرد. بنا بر اين، عامل
«محور شر» شدن ايران، خامنهاى و هاشمى رفسنجانى و جنتى و مصباح يزدى و... هستند.
10 - امضاء كننده قرارداد خائنانه الجزاير، بهزاد
نبوى است. او خود را وثوق الدوله رژيم خمينى خوانده بود. يكبار، به لندن گريخته و تهديد
كرده بود، همه چيز را خواهد گفت. سهمش را گرفت و باز گشت. اگر او اصلاح را از خود شروع
مىكرد و نقش هاشمى رفسنجانى و خامنهاى و بهشتى و... را در معامله پنهانى «اكتبر سورپرايز»
و به غارت امريكا دادن سرمايههاى كشور، باز مىگفت، قدمى در جبران خيانت برداشته بود.