١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٩ از ٢٢ خرداد تا ۷ تير

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
اطلاعيه مجامع اسلامى ايرانيان‏

دانشجويان عزيز:
استقلال به عنوان يك واژه پسنديده، مورد قبول انسانها و جوامع بشرى‏بوده وهست. اين واژه دررابطه باانسان، داراى دوجنبه بيرونى‏واجتماعى و درونى وفردى است. مشهورترين جنبه بيرونى آن در سياست وكشوردارى است. اما مورد مهمتر، كه ميتوان آن را منشأ جنبه اجتماعى دانست، جنبه فردى آن است كه به صورت اخلاقى پسنديده دردرون هر انسانى تجلى ميكند. اما عوامل مختلف ميتوانند در انسانها مؤثرافتند و در اين اخلاق مقبول، خلل ايجاد نمايند. زهر مهلك براى اين اخلاق، اعتقاد داشتن به قدرت، به مثابه اصل راهنما ميباشد.
خلاصه و چكيده بيانيه امضاء شده از سوى 24 انجمن اسلامى دانشگاههاى مختلف، ترساندن مجموعه نظام حاكم از قدرت امريكا است، تا بدينوسيله تمكين نموده و دست از استبداد و زورگفتن بردارد. و اين بدان معنا است كه امضاء كنندگان همواره معتقد به اعمال زور، براى حل و فصل مسائل ميباشند. بايدگفت كه اين بينش همان بينش حاكمين برايران است كه همواره با اين اعتقاد عمل كرده، با بكاربردن اسباب زور يعنى برقرارى سانسور و اذيت و آزار و دستگيرى و شكنجه و اعدام، سعى به اجراى برنامه هاى خود نموده و كشور را به اين وضع درآورده اند. اصل راهنما همان اصل راهنماى حاكمين است واين موضوع هيچگاه از نظر شما دانشجويان پنهان نبوده، و به همين دليل هرگز به فراخوان هاى آنها لبيك نگفتيد وبه آنها اعتمادنكرديد. و اين امر مارا درجهت اميد داشتن به آينده ايرانى آزاد و آباد بدست شما فرزندان پاك سرشت وطن‏راسخ ترنمود.
دراين بيانيه، در حاليكه حمله‏نظامى امريكا به عراق را تشويق و تعريف ميكنند، از سوى ديگر آن را برابر با رشد بنيادگرائى دانسته و انتقاد ميكنند. يعنى همان چيزى كه امريكارابراى ازبين بردنش دروطن خويش فراميخوانند !!! در جاى ديگرمينويسند كه امريكا در درجه اول براى حفظ منافع خوداست كه تجاوز ميكند، و بعد تأكيد ميكنند كه اين امر بلامانع است. سئوال اينست كه مگرحكام ايران دردرجه اول براى‏حفظ منافع خودشان نيست كه حكومت را غصب كرده اند? چه فرقى بين اين منفعت طلبان ايرانى با امريكائى وجود دارد كه شما امريكائى آن را فراميخوانيد تا ايرانى و يا عراقى آنرا حذف نمايد? مگروضعيتى كه ايران درآن قراردارد به دليل همين منفعت طلبى هاى درجه اول نيست‏? به چه دليلى شما فراموش كرده ايد كه صدام به خواست و به پشتيبانى همين امريكا ايران را با تحميل جنگ، به ويرانى كشيد? به چه هدفى سعى داريد جناياتى راكه امريكا مرتكب شده است توجيه نمائيد? مگر فراموش كرده ايد كه همين مردم عراق در سال 1991، عزم خود را براى خلاصى ازصدام حسين جزم كردند وبا چراغ سبز همين امريكا توسط هليكوپترهاى صدام به خاك و خون كشيده شدند واكنون روزى نيست كه گورهاى دستجمعى مربوط به آن قيام، از مردم بى پناه عراقى كشف نشود. چه شده است كه اكنون آمريكا به زعم شما مدافع آزادى مردم عراق شده است ? در بيانيه اقرار ميكنند كه امريكا از قوانين جهانى سرپيچى ميكند، درقبال هم پيمانان سنتى خود عهدشكنى ميكند، و... ، بااين حال تجاوزش به عراق را ميمون و مبارك قلمدادميكنند. پس قانون شكنى و عهدشكستن امريكا را خوب ميدانند.اگر قانون شكنى و عهدشكنى امريكا پسنديده است چرا از اين كار حكام خود شكوه وناله ميكنند? ظاهرا، قدرت و اعمال زور را پسنديده ميدانند. وچون در پى حمله امريكا به عراق، استوره قدرتهاى خودكامه منطقه درچشم بندگان قدرت شكسته شد، آنها در پى اسطوره جديد ابرقدرت امريكا شدند.
دانشجويان عزيز:
هشيارى خودرا دوچندان كنيد. در نبود اخلاق سياسى كه متأسفانه در كشورما فراگيرشده است، مدتى است عده اى از هموطنان وتعدادى گروههاى سياسى فاسد و خائن، كه در بداخلاقى سياسى حدى را نگه نداشته اند، بى پروا سخنانى را پراكنده ميكنند كه درديگركشورهاى جهان بى نظيراست. شما مرعوب اين جوسازيهانشويد تا خداى ناكرده ازترس اين خناسان به استبداد پناه ببريد. و اين انتخاب بدازبدتراست كه اين حضرات در بيانيه خود آن را تشويق مينمايند. و آنها غافل نيستند از اينكه در طول 23 سال همين انتخاب بد از بد تربوده ( شركت در انتخاباتى كه برخلاف قانون اساسى‏فقط از كانديداهاى درون نظام تشكيل شده بودند) كه كشورمان‏را به سقوط كشانده است. دربيانيه ميگويند"اصولا در سياست نميتوان صرفا براساس روياها همواره انتخاب خوب از بد نمود.". شايد آنها غافلندازاينكه درسياست اگر به انتخاب بد راضى شديد بدترين را به شما خواهند داد. و از لحاظ فلسفى هم انتخاب بين بدوبدتر دراثرتكرار به بدترين منجرخواهدشد. اگر امريكائيان در استمرار شكل گرفتن كشورشان به انتخاب بين بدوبدتر راضى ميشدند، هرگز به جائى نميرسيدند كه اين بيانيه ارباب دنيا قلمدادشان كند.
بيانيه با تمجيدازفتح الفتوح ابرقدرت آمريكا شروع شده است، كه چگونه خداوند آزادى، آقاى بوش، بهارآزادى رابراى مردم عراق به ارمغان آورد. يعنى ، تو هم، اى ايرانى دست بدامان اين ابرقدرت رهائى بخش شو تا آزادشوى. توخود براين كارتوانانيستى. اما كمى جلوتر ازمردم منطقه!(يادآورى ميشود كه اين‏بيانيه در هيچ جا مردم ايران را مخاطب قرار نداده است) ميخواهد از فرصت حمله امريكا به عراق استفاده كنند و شهامت و شجاعت به خرج دهند تااززوروظلم و جور وتزوير حاكمانشان رهاشوند. دراين باره بايدخاطرنشانشان كردكه انسان باشهامت و شجاع احتياج به مترسك ندارد. شجاعت و شهامت در انسان آزاده تجلى ميكند نه انسان زبونى كه تن به هرذلتى ميدهد تا به مقصودش برسد. شجاعت و شهامت احتياجى به مترسك امريكاندارد. نداشتن اعتمادبه نفس يكى از دلائل به درگاه قدرت خارجى به دريوزگى رفتن‏است. قدرتى را كه ملت ايران با دست خالى در انقلاب بزرگش نشان داد جهانى ، منجمله همين امريكارا به حيرت انداخت.
سالها دل طلب جام جم از ماميكرد آنچه خودداشت، زبيگانه تمناميكرد

خواهران و برادران، گزيده‏اى از روزهابررئيس جمهور چگونه ميگذرد(1) منتشره در روزنامه‏انقلاب اسلامى مورخ 30 ارديبهشت 1360 را در زير مى آوريم. تا به مسئوليتى كه نسل پيش‏از خود در قبال نايستادن دربرابراستبداد پشت سر خود دارد پى ببريد، و به مسئوليت خويش در اين مورد يادآورشويد.
شاد و پيروز باشيد خرداد1382 مجامع اسلامى ايرانيان‏ (1)-آقاى ابوالحسن بنى صدر اولين رئيس جمهورى كه در پى يك كودتا از سوى نظام فعلى ، به هدف استقرار استبداد، از صحنه سياسى داخل كشور كنارگذاشته شد هرروز گزارشى را براى مردم در روزنامه انقلاب اسلامى منتشرمينمود.
"...........
در اين شب تلگرافى از آقاى شيخ على تهرانى را كه خطاب بمن فرستاده شده بود خواندم كه در آن آمده است "شما گفتيد با چماقدارى مخالفت مى‏كنيد و مى‏ايستيد و استقامت مى‏كنيد ولى مثل اينكه كوتاه مى‏آييد". البته در همين حدود سئوالى هم در همان مجلس بحث از مسائل دانشگاهى شد كه من در آنجا جواب دادم و اينك نيز به ايشان جواب مى‏گويم:
خير، من ايستاده‏ام و كوتاه هم نمى‏آيم. اما همه بايد تلاش كنند، شما مرا انتخاب نكرده‏ايد تا بجاى همه تلاش كنم. همه بايد بايستند. هر بار كه كار به چماق و چماق كشى مى‏رسد امثال شما بايد مردم را فرا بخوانند و جلوى چماقدارى بايستند. در تفسير سوره والعاديات گفتم ما مشكلات و موانع را بهانه مى‏كنيم و كند مى‏شويم. اگر اين مشكلات و موانع را بهانه تند شدن و سرعت گرفت بكنيم، همه چيز فوراً دگرگون مى‏شود و پندارى كه انسانها از مرگ معنوى رها شده و بعثت و حركت از سرگرفته اند. در آنصورت "حصل مافى الصدور". اما اگر همه تكليف را برعهده من قرار بدهيد و برفرض كه ما بدين كارها موفق آييم، خواهى نخواهى خود ديكتاتورى مى‏شويم پس بهتر است كه كار همه را همه بكنند همه در همه جا بايستيم، چون فطرت اصل است و زور از خود بيگانگى است، فطرت غلبه مى‏كند و ما پيروز مى‏شويم.
اينطور كه به من گفتند در همين روز و در همان شهر كه آقاى تهرانى در آنجا به من تلگراف كرده است آقاى حسين خمينى قربانى ضرب شصت چماقداران شده است. خود اين مسئله بسيار گوياست كه براى زور هيچ حد و حريمى وجود ندارد. اين واقعيت روشنى است. اگر امان بيابند و فرصت بيابند و حاكم بشوند، حريمهاى ديگر را خواهند شكست، اينست سخنى كه من بايد بگويم. اين نسل، به خود آى، چشمها را باز كن، از اين جوسازيهاى مصنوعى نترس، از هاى و هويها نترس، از تهديدها نترس و در برابر كسانيكه مى‏خواهند زور را بر انديشه و عقيده حاكم كنند بايست. مرا نيرويى جز نيروى شمانيست، ايستادگى شماست كه به ايستادگى من معنا مى‏بخشد. در همه جا در همه شهرها بايد در برابر اين امور بايستيد و به هر قيمت بايستيد، تا ايستادگى مرا حس كنيد. من ايستاده‏ام و يقين دارم كه چون برحقيم و چون امروز گروه بزرگى از مردم حق مى‏خواهند، پيروزى با ماست."

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر