|
انقلاب اسلامى: بازتاب و "خط سيد ضياء" به همكارى با قواى متجاوز در جنگ روانى ادامه مىدهند. نمونه هائى را به شرح زير مىآوريم. هم بدين خاطر كه بيانگر تمايلى از تمايلهاى درون رژيم ملاتارياست و هم بدين خاطر كه به هر ايرانى معلوم مىكند چرا ملتهاى ما با داشتن همه امكانها و بهترين فرصتها، تحت سلطه قدرتى كه در آئينه جنگ با عراق، انحطاط خويش را عيان كرد و در قلمروهاى اخلاق، سياست بين المللى، حقوق بين المللى و حتى نظامى خويش را آشكار گرداند:
تشريح ترازنامه رژيم صدام را به بعد مىگذاريم. در فصل زير، ترازنامههاى بوش و خامنهاى را تشريح مىكنيم:
ترازنامه دو بنيادگرائى كه بوش و خامنهاى نمادهايشان هستند:
انقلاب اسلامى: اين فصل را در دو قسمت مىخوانيد. در قسمت اول ترازنامه جنگ امريكا با عراق و پى آمدهاى آن را بيست پنجمين روز جنگ و در قسمت دوم گزارش - تحليل از ايران در باره ترازنامه ملاتاريا در رابطه با جنگ و پيدايش دو تمايل در ايران را مىخوانيد:
بيان ژرژ دبل يو بوش در بيست پنجمين روز جنگ: اگر او كتاب پدر خود را خوانده بود، اگر او بنيادگرا نبود، اگر...
انقلاب اسلامى: بيلان اقتصاى جنگ حكومت بوش و بلر با عراق را در شماره پيش و در فصل دوم همين مجموعه آوردهايم.
بيلان سياسى جنگ بوش با صدام:
* انزواى امريكا در جهان و جانشين شدن "شوك و وحشت" با "شجاعت و اعجاب" و توانى بى سابقه پيدا كردن وجدان جهانى،
* رفتن به پاى از ميان بردن سازمان ملل متحد اما اعتبار پيدا كردن اين سازمان در نظر افكار عمومى جهانى بخاطر تسليم نشدن به امريكا،
* كوشش در سه شقه كردن اروپا كه موجب الف - پيدايش محور جديد فرانسه آلمان روسيه چين شدهاست و ب - افكار عمومى اروپائيان را سخت بر ضد امريكا بر انگيخته تا آنجا كه بوش منفورترين چهره در نظر اروپائيان است. شدت بيزارى بحدى شد كه بنا بر سنجش افكارى، ميل قلبى 34 درصد مردم فرانسه اين بود كه در جنگ، بوش شكست بخورد و صدام پيروز بگردد.
* از هدفهاى جنگ يكى تغيير روانشناسى مسلمانان جهان بود. بنا بود "شوك و وحشت" ايجاد كند اما در تمامى دنياى اسلامى، بيزارى شديد از امريكا، شجاعت و اراده برخاستن و در دست گرفتن سرنوشت خويش را پديد آورد.
* شكست در خريدن رأى 6 دولت كوچك عضو سازمان ملل متحد و شكست در خريدن رأى موافق مجلس تركيه، ضعف سياسى و اقتصادى امريكا را بر كشورهاى كوچك و بزرگ جهان عيان كرد.
* "تروريسم بين المللى" تقويت شد. مبارك، رئيس جمهورى مصر، خطاب به بوش و حكومت او گفت: درپى اين جنگ، صدها بن لادن پديد مىآيد و كسى نمىتواند حمله به امريكائيان و منافع آنها را سرزنش كند. هرچند تقويت تروريسم بين المللى را مىبايد هدف واقعى بنيادگرايان امريكائى دانست، اما بنا بر ظاهر، با تروريسم بين المللى مبارزه مىكنند. جنگى چنين وحشيانه و پركشتار و ويرانگر را چگونه مىتوان مبارزه با تروريسم شمرد؟
بيلان سياسى جنگ با عراق، در سطح عراق:
* بوش و بلر با سند سازى كه قلابى بودنشان بر شوراى امنيت محرز شد، مدعى شدند رژيم صدام مجهز به اسلحه اتمى و شيميائى است و چون خلع اين اسلحه ايجاب مىكند، رژيم صدام سرنگون شود، به عراق قشون مىكشند. اما در بيست و پنجمين روز جنگ، نه بر ضد قواى امريكا و انگليس اسلحه شيميائى و بيولوژيك بكار رفت و نه اين اسلحه را يافتند. رسوائى اين دروغ زنى و بهانه سازى، براى حكومتهاى بوش و بلر، هيچ اعتبار اخلاقى و سياسى بر جا نگذاشت.
* پيش از شروع جنگ، ادوارد كندى خطاب به بوش گفت: شما كار افغانستان را تمام نكرده، به عراق قشون مىكشى و مصيبت را دو تا مىكنى، نشنيد. در جريان جنگ در عراق، زد و خوردها در افغانستان نيز تشديد يافت!
* در شماتت بوش (پسر)، خطاب به او گفتهاند: اگر پيش از حمله به عراق، نظر پدر خود را مىخواند، شايد امريكا را در به باتلاق راه نمىبرد. بوش (پدر) در كتاب خود،
"A World Tranformed" كه در 1998 منتشر كردهاست، علت نرفتن تا بغداد را، در جنگ خليج فارس اينطور توضيح دادهاست:
"ما نبايد به بغداد مىرفتيم... تصرف عراق ائتلاف ما را از ميان مىبرد، دنياى عرب را بر ضد امريكا مىكرد و يك مستبد شكست خورده را قهرمان دنياى عرب مىگرداند... واداشتن سربازان جوان به جنگ براى حذف يك ديكتاتور و محكوم كردن آنها به يك جنگ شهرى فتحناپذير، اين بخش از جهان را در بى ثباتى بازهم بيشترى فرو مىبرد".
بوش (پدر) حكومت بوش (پسر) را بخاطر بمباران شهرهاى عراق سرزنش كرد اما گفت: "او تا آخر مىرود"!
* قرار بود اسرائيل در جنگ با عراق وارد نشود اما اينك از بيم آنكه نظر بوش (پدر) راست از كار درآيد و جنگ بغداد، جنگ فتحناپذير با چريك شهرى بگردد، افسران اسرائيل به عراق برده شدهاند تا مشاور امريكائيان در جنگ بغداد بگردند!
در 7 آوريل، گفته شد يكى ديگر از هدفهاى اسرائيليها ترور مغزهاى اتمى عراق است.
* از سال 1991، امريكا، بطور رسمى، كار "بديل سازى" براى رژيم صدام را بر عهده گرفت. خود فروخته را آلت فعل كرد. سر انجام، كنفرانسى در لندن بپا كرد و شورائى بر گزيد و آن شورا اعضاى دولت جانشين را انتخاب كرد. سرانجام، قرار بر تعيين ژنرال گارنر، افسر باز نشستهاى فروشنده اسلحه و از دوستان شارون و نتان ياهو، نخست وزير و وزير خارجه اسرائيل، بعنوان حاكم نظامى عراق شد. بدين كار،
الف - بنا بر آنچه مطبوعات انگليس و فرانسه و آلمان گزارش مىكنند، در اجتماع بوش و بلر در بلفاست، بلر به تصميم بوش مخالفت كردهاست. در روزى كه بوش به بلفاست در آيرلند شمالى رفت، گفته شد او وزراى امريكائى هيأت وزيران عراق را نيز معين كردهاست. عراقيها سمت معاونين وزيران امريكائى را خواهند يافت!
ب - حتى خامنهاى و هاشمى رفسنجانى هم احساس فريب مىكنند. مجلس اعلا كه بابت روبوسى حكيم (برادر محمد باقر) با افسر امريكائى، در لندن، بهائى سنگين پرداخت، احساس فريب مىكند.
ج - در عمل، جز همكارى محدود با رهبران كرد در شمال عراق و بردن چلبى و عبدالمجيد خوئى به عراق، هيچيك از تمايلها و شخصيتهاى "اپوزيسيون" عراق به بازى گرفته نشدند.
* تا 8 آوريل، سخنى از تجزيه عراق نبود. در اين روز، سخن از آسان شدن تجزيه عراق نيز به ميان آمد.
* در ورشكست سياسى امريكا و انگليس همين بس كه در شهرهاى فتح شده كادرهاى عراقى حاضر به دست نشاندگى را نمىيابند. براى تصرف شهرها، ناگزير شدهاند ساخت دولت را يكسره نابود كنند. در نتيجه، در بصره، انگليسها، با مراجعه به پروندههاى دوران استعمار، شيخ طايفه را يافته و حاكم بصره كردهاند. و... و اينك مسئله اول اين شدهاست چگونه و با چه كسانى مىبايد دستگاه دولتى را باز سازى كرد؟
تراز عمليات نظامى امريكا و انگليس در عراق:
* بنا بر محاسبه اول، حضور قواى امريكا در مرزهاى عراق، كافى بود كه صدام جا بزند و قدرت و عراق را ترك كند. مىدانيم كه حكومتهاى عربستان و مصر نيز دستيار امريكا در واداشتن صدام به تسليم شدند.
* بنا بر محاسبه دوم، اتمام حجت بوش مىبايد كافى مىشد تا صدام تسليم شود. و او تسليم نشد.
* بنا بر محاسبه سوم، بر اساس اطلاعات جاسوسهاى سيا و دولتهاى عرب همدست، امريكا پيش از سر رسيدن مهلتى كه بوش خود معين كردهبود، محلى را كه گمان مىرفت صدام و سران حزب بعث درآنند، موشك باران كرد. به اين گمان كه با كشته شدن سران رژيم، بدون جنگ، كار تمام مىشود. نشد.
* هرچند، در علن، رامسفلد، وزير دفاع امريكا، گفت: جنگ از يك تا 5 هفته بطول مىانجامد. اما بنا بر محاسبه، مىبايد 5 روز بيشتر بطول نمىانجاميد. زيرا مردم جنوب عراق قيام مىكردند و ارتش نيز به صدام پشت مىكرد. وارونه محاسبه، واقعيت يافت.
* بنا بر محاسبه، قرار بود بمحض شروع جنگ، مردم عراق به اردن و ايران و تركيه و... پناهنده شوند و كسى پناهنده نشد. به نشان شفافترين مخالفت مردم عراق با حمله ارتشهاى متجاوز به كشورشان و بعلامت ابراز روشنترين اراده به مقاومت در برابر ارتشهاى متجاوز.
* از آنجه كه بيشترين مقاومت را مردم جنوب عراق كردند، نخست گفتند: مردم از صدام وحشت دارند. از اين رو قيام نمىكنند. اما در شهرهاى تصرف شده مردم خشم خود را به قشون اشغالگر ابراز مىكردند. چنانكه در 8 آوريل، در حالى كه دو روز از تصرف بصره مىگذشت، قواى امريكائى - انگليسى بر شهر بصره اخطارى را فرو مىريختند حاكى از آنكه "هرگونه مقاومتى با سركوب شديد قواى ائتلاف روبرو مىشود!
* بنا بود جنگ "تميز" انجام شود و به زير بناها و مردم عراق صدمه نرسد. اما كشتار و ويرانگرى چنان شد كه بوش (پدر) اعتراض كرد و لوموند (8 آوريل) نوشت: امريكائيها ويران مىكنند و جلو مىآيند و بر روى هر جنبندهاى از زمين و آسمان آتش مىگشايند.
نتيجه ترازنامه:
1 - تهديد شدن اقتصاد جهان به ركود كه مىتواند عميق بگردد
2 - انزواى امريكا و تقابل قدرت سلطه جو با وجدان جهانى،
3 - همراه نشدن پيروزى نظامى با پيروزيهاى سياسى و اقتصادى و روانشاسى اى و همراه شدن آن با شكست سياسى و اقتصادى و روانشناسى اى،
4 - شكست در جنگ روانى و اخلاقى: شكست خوردن از دستگاه تبليغاى صدام در دروغ سازى كه بمباران فرستندههاى راديو - تلويزيونى و نشانه گرفتن نمايندگىهاى تلويزيون الجزيره و كشتن خبرنگارش و بمباران هتل فلسطين، محل اقامت خبرنگاران و كشتن و زخمى كردن خبرنگاران و هدف گرفتن دو مركز تلويزيونى، يكى ابوظبى و ديگرى العربيه و تنها در دو روز، 7 و 8 آوريل، كشتن 4 روزنامه نگار و زخمى كردن 7 روزنامه نگار و مجبور كردن الجزيره به بيرون بردن خبرنگاران خود از عراق، اعلان اين شكست است و درديده پرده فريب است: قصد امريكا بردن مردم سالارى نيست. تا 8 آوريل، 11 خبرنگار كشته شدند زيرا امريكا نمىخواهد وسعت كشتار و ويرانى را كه در عراق ببار مىآورد، مردم جهان ببينند.
گفته مىشد در مردم سالاريها آنطور نمىتوان دروغ گفت كه در استبداها. بنا بر اين، بى باكى بوش و بلر را، به قول نشين، مىبايد بپاى ضعيف شدن دموكراسى در امريكا و انگلستان گذاشت.
5 - ناتوانى از فهم اين واقعيت كه آزادى ذاتى انسان است و دادنى و ستاندنى نيست و اگر ملتى از قدرت خارجى خواست او را آزاد كند، اعتراف كردهاست كه گرفتار جهل مركب و ناتوانى مطلق است و قابل آزاد شدن نيست. بنا بر اين، نمىتوان به ادعاى آزاد كردن و مردم سالارى، جنگ به راه انداخت. روش كردن جنگ براى هدفى از نوع مردم سالارى، همسانى جستن با انتگريستها و بنيادگراهاست. در حقيقت، جامعه جهانى دانست چرا حكومت بوش، برغم مخالفت جامعه جهانى و برغم اين واقعيت كه هيچيك از مسائلى كه مىبايد پيش از جنگ حل مىشدند، حل نشدند و با وجود اين، حكومت بوش جنگ را آغاز كرد و گفت: "تا آخر مىروم". زيرا او و همدستان او بنيادگرا هستند.
6 - قرار گرفتن زور فوق حقوق و از اعتبار افتادن حقوق بين المللى كه يكى از عوارض آن، شيوع تروريسم است.
7 - اما مهمترين حاصل جنگ مدارى بوش و حكومت او، معلوم شدن پايان كار خردگرائى است كه، به قول نيچه، "عقل و خرد" در خدمت قدرت گرائى است. پايان كار اين خردگرائى، بنيادگرائى شدهاست يعنى دين و آزادى و مردم سالارى و... را پوشش قدرتمدارى كردن و زور را روش عمومى گرداندن. بدين لحاظ است كه برغم تمامى هشدارها و با وجود حاصل تجربه افغانستان و برغم اعتراف به لاينحل ماندن مسائلى كه پيش از اقدام به جنگ مىبايد حل مىشدند، جهانيان شاهد شخصى و حكومتى شدند كه گفت: "جنگ تا رفع فتنه از جهان" و جنگ براه انداخت. پيش از بوش، دنيا، در خمينى و دستياران او، همين بنيادگرائى را ديده و تجربه كرده بود.
8 - وجه عملى بنيادگرائى حاكم بر دولت امريكا، نصب يك ژنرال بازنشسته دلال اسلحه و رفيق شارون و نتان ياهو به مقام "رئيس عراق" است. اين انتصاب تنها به علت آن نيست كه اپوزيسيون عراقى اعتبار لازم را براى تصدى دولت ندارد. بردن چلبى و عبدالمجيد خوئى به عراق آشكار مىكند امريكا در بند حيثيت ملى جانشينان صدام نيست. عمده بيان سمبليك رياست چنين ژنرالى بر عراق است: در جنگهاى صليبى صد ساله، غرب سرانجام شكست خورد و حالا، در آغاز قرن بيست و يكم و در اجراى نظريه "جنگ تمدنها" و بنام مسيحيت، بوش، رئيس جمهورى امريكا، بغداد پايتخت خلافت 500 ساله عباسى و شهرهاى نجف و كربلا، عالىترين مظاهر شيعيان را تحت امر يك ژنرال بازنشسته امريكائى گذاشته است كه بشخصه، بيانگر شركت صهيونيسم نيز در اين رياست است: به قول روزنامه اسرائيلى هآرتز (7 آوريل) نماد وحدت بدخيم راست گرايان اسرائيل و با مسيحيان راديكال امريكا.
و....
|
|