رفسنجانی از دید حکومت بوش و شارون ؟ از دید کیسینجر، اگر شیعه بر عراق حاکم شود، تجزیه عراق ضرور می شود !
◄ دبکا نت ویکلی ، گزارش مفصلی در باره " انتخابات " ریاست جمهوری انتشار داده است. نامزدها را یک به یک معرفی کرده و به این نتیجه رسیده است که در برابر هاشمی رفسنجانی ، وزنی ندارند.
دبکا هاشمی رفسنجانی را صدای واقع بینی و عمل گرائی در رژیم می شناسد و از قول کارشناسان امور ایران به این نتیجه رسیده است که هر اندازه برخورد میان امریکا و ایران شدید تر باشد، بخصوص اگر به اصرار امریکا، شورای امنیت ایران را مشمول مجازات بگرداند، رادیکال ترین نامزد اقبال بیشتری برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری ، پیدا می کند. سخت سری امریکا خطر ﺁن را در بر دارد که افراطی گری را در ایران تقویت کند
انقلاب اسلامی : به خاطر می ﺁوریم که نظیر همین " ارزیابیها " ، در ایام پیش از اولین دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به عمل ﺁمدند. مطبوعات جانبدار راست گرایان امریکائی و اسرائیلی و نیز وابستگان " ایرانی " به ﺁنها ، هاشمی رفسنجانی را " میانه رو" و کسی می خواندند که می تواند رادیکالها و افراطیها را مهار کند. با ﺁنکه در عمل، دولت را تروریست گرداند ، این بار نیز، همان روش تبلیغاتی را در پیش گرفته اند. چرا که دستگاه تبلیغاتی در خدمت بوش و شارون و بلر ، به " منافع " چشم دوخته اند و نه حقوق انسان و حقوق ملی ایرانیان.
◄ وال استریت جورنال ( 14 دسامبر 2004) ابراز نگرانی کرده بود که با پیروزی شیعه در انتخابات عراق، امریکا ناگزیر شود در دو جبهه بجنگد : رژیم ایران و برنامه اتمی ﺁن و دولتی در عراق نزدیک به ایران. ﺁیا حکومت بوش، در قبال رژیم روحانیان ایران ، می باید سیاستی واقع بین تر و عمل گرایانه تر ، در پیش بگیرد. از سیاست اروپا حمایت و پیروی کند و با استفاده از امتیازهای اقتصادی که می تواند به ایران بدهد، رویه ملایان را در مورد اتم تغییر دهد؟
نویسنده بر اینست که بسا این روش بجائی نرسد. در عوض، قوی ترین عامل، در برابر ایران ، ناسیونالیسم عراق است. شیعه عراق بسیار بیشتر از سنی ها ، بانی ناسیونالیسم جدید عراق هستند. این ناسیونالیسم هم با برداشت هموطنان سنی ﺁنها فرق دارد و هم با برداشت ایرانیهای شیعه. چرا که در پی هویت عربی عراقی است. روحانیان بلند پایه ایران ، تحصیل کرده نجف بوده اند. ﺁیة الله سیستانی زاده ایران است و مشاوران او نیز ایرانی تبار هستند. اما این قرابتها هیچگاه ایدئولوژیک نبوده اند.
انقلاب اسلامی : بدیهی است که " قرابت ایدئولوژیک " بمعنای ﺁمر و پیرو، در اسلام نیست تا میان شیعه عراق و شیعه ایران باشد. اما بمعنای زیست در ارزشهای مشترک ، از جمله مستقل از سلطه قدرت بیگانه هست. حکومت بوش چگونه می خواهد این " ناسیونالیسم " را با سلطه امریکا بر عراق سازگار کند؟ :
◄ در 3 ژانویه 2004 ، شهلان، وزیر دفاع عراق در قاهره گفت: اگر سنی ها حاضر به شرکت در انتخابات شوند، تاریخ ﺁن را می توان به تأخیر انداخت. در 4 ژانویه 2004 ، علاوی ، نخست وزیر موقت عراق، با بوش در باره انتخابات عراق تلفنی گفتگو کرده است. نیویورک تایمز از قول برخی از مقامات حکومت بوش می نویسد که علاوی خواستار به تأخیر افتادن انتخابات نشده است. اما برخی دیگر از مقامات در واشنگتن و قاهره بر این نظر هستند که علاوی به بوش گفته است اگر انتخابات در تاریخ مقرر انجام شود، حزب او شکست می خورد. اما بوش استوار است که به تأخیر انداختن انتخابات بمعنای تشویق عصیانگران است.
* در 5 ژانویه ، علاوی گفته است : انتخابات در تاریخ مقرر انجام خواهد شد.
◄ بنا بر اطلاع واصل از ایران، رژیم که نخست مخالف انتخابات در عراق بود، اینک موافق شده است. زیرا می بیند که از سوئی تقلب در انتخابات به زیان شیعه عراق، سبب همگانی شدن عصیان در عراق می شود و امریکا در موقعیتی نیست که بتواند تن به این عصیان بدهد. و از سوی دیگر ، درصورت از دست رفتن این فرصت، بر اثر تحریکات ایران، شیعه عراق ﺁن را به پای ایران می نویسد و مخالفت با ایران همگانی می شود. و
◄ در 3 ژانویه ، استراتفور گزارش کرده است : اظهاریه های تهران و واشنگتن و رهبران شیعه در عراق، حاکی از ﺁنند که میان تهران و واشنگتن و این رهبران، بر سر ﺁینده عراق توافق انجام شده است: این اظهاریه ها بیانگر ﺁنند که امریکا و ایران به توافقی دست یافته اند. واشنگتن برنامه اتمی ایران را تهدید بلافاصله ای تلقی نمی کند و دانسته است که ایران، از ﺁن ، برای رسیدن مقاصد دیگر استفاده می کند. از جمله برای ﺁوردن امریکا به پای میز مذاکره بر سر عراق. امریکا بر سر مذاکره حاضر شده اند و امریکا با ایران بر سر عراق به توافق رسیده است . زیرا هر دو کشور ، در عراق، به یکدیگر ، نیاز دارند. نیاز امریکا اینست که تغییر رژیم را به انجام رساند و قوای خویش را بازگرداند و ایران به عراق نیاز دارد برای ﺁنکه قدرت واقعی منطقه بگردد. بنا بر این توافق، در ازای همکاری ایران با امریکا در عراق، حکومت بوش اطمینان داده است که درپی تغییر رژیم در ایران نیست.
انقلاب اسلامی : با وجود این توافق، رژیم مافیاها دیگر چه نیازی به هاشمی رفسنجانی دارد؟
◄ در 28 دسامبر 2004 ، برژنسکی و کیسینجر در مناظره ای شرکت کرده اند :
* برژينسكي گفته است : دهها هزار عراقي كشته شدهاند و آمريكا ميلياردها دلار هزينه كرده؛ اما در نهايت خود را در جامعهي بينالمللي منزوي نموده است. مشكل امروز به نظر ما جلوگيري از شكست است. اگر ما در ايجاد دموكراسي در عراق جدي هستيم، بايد 500 هزار نيرو، 100 ميليارد يا 200 ميليارد دلار هزينه كنيم و آرزوهايمان را كاهش دهيم. در حال حاضر اين احتمال وجود دارد كه يك حكومت ديني شيعه در عراق ايجاد شود كه يك حكومت دموكراتيك محض نخواهد بود.
* هنري كيسينجر : دولت آمريكا دربارهي مشكلات بازسازي عراق و هدايت عراق به سوي دموكراسي قضاوت نادرستي داشته است. معتقدم كه حکومت بوش ، در آغاز جنگ، تصميم گيري درستي داشته است . اما دشواري بازسازي و ايجاد جامعه دموكراتيك در عراق تحت اشغال را دست كم گرفته است . آمريكا نبايد حكومت شيعه براي عراق را بپذيرد. اگر به اين نقطه رسيديم، ديگر نميتوانيم اتحاد عراق را حفظ كنيم. بنابراين بايد اجازه دهيم كه رقابتهاي گروههاي قومي، تشكيل حكومت مستقل را باعث شود و نبايد حكومت ديني تحميل شود .
◄ اما طوماری با امضای یک و نیم میلیون تسلیم دبیر کل سازمان ملل متحد شد. طومار خواستار انجام رفراندوم در کردستان عراق برای استقلال ﺁنست.
◄ در 2 ژانویه، جلال طالبانی ، رهبر اتحاد میهنی کردستان گفته است : استقلال از عراق خواست دلپذیری است اما ما ﺁن را نمی خواهیم زیرا به زیان ما است.
|
|
|