١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٣ از ٢٢ مرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر

 

 انقلاب اسلامى: در كشور، گفتگو از مسائل اساسى كشور، از اقتصاد، از نفت، از چند و چون روابط با قدرتهاى خارجى، بخصوص امريكا و انگليس، ممنوع است. تنها در چهارچوب تنگ روابط گرايشها، آنهم به ايماء و اشاره، سخنها بر زبانها مى‏آيند. اما همين سخنها مى‏توانند توقيف و محكوم شدن را از پى آورند. از اين شمار سخنان، نمونه‏هاى گويا را مى‏آوريم و مى‏كوشيم از آنها ابهام زدائى كنيم:

 

 آرمين از شاخه قضائى سازمان ترور و امامى راد از گروگانگيرى و... و ميردامادى از واواك موازى سخن مى‏گويند:

 

 انقلاب اسلامى: اين فصل را در چهار قسمت از نظر خوانندگان مى‏گذارنيم. در سه قسمت اول، سه سخنرانى را مى‏خوانيد و در قسمت چهارم، خبرهائى را كه هرچند گنگ اما وضعيت سياسى در درون رژيم را گزارش مى‏كنند:

 

 آرمين، سربسته، مى‏گويد كه خامنه‏اى شاخه‏هاى قضائى و اطلاعاتى سازمان ترور را مأمور كرده‏است «غائله را برچينند»:

 

   محسن آرمين، در نطق پيش از دستور خود در مجلس (29 تير 1359) گفته‏است: از مخالفان اصلاحات بسيار شنيده‏ايد و در نشريات ايشان بارها خوانده‏ايد كه مجلس ششم بجاى اهتمام به رفع مشكلات واقعى مردم وقت خود را صرف منازعات سياسى مى‏كند. مجلس به فكر مردم نيست. زمانى كه مجلس تعطيل است كشور در آرامش به سر مى‏برد و در زمان فعاليت مجلس كشور دستخوش جنجال‏هاى سياسى است.

     الان كه مجلس پس از دو هفته تعطيلى كار خود را آغاز مى‏كند، بهترين فرصت است تا اين ادعا را به واقعيت محك زنيم و ببينيم طى دو هفته گذشته كشور چه شرايطى را پشت سر گذاشته است و آرامشى را كه آقايان براى آن سينه مى‏زنند و وعده آن را به ملت مى‏دهند.

 چه آرامشى است؟

      در اين دو هفته يك خبرنگار زن در زندان به علت ضربه مغزى فوت كرد. روزنامه همبستگى توقيف شد. آقايان رضوى فقيه، باستانى و نيكخواه از اعضاى تحريريه روزنامه ياس نو بازداشت شدند.

    عيسى سحرخيز مدير مسئول ماهنامه تئوريك آفتاب و نماينده جامعه مطبوعاتى كشور در هيئت نظارت بر مطبوعات بازداشت شد. آقاى فرخى استاد دانشگاه، عضو هيئت دبير خانه تئاتر كشور و مدير مسئول مجله سينما تئاتر دستگير شد. دكتر رستگار مدير مسئول نشريه توانا و چندين خبرنگار و روزنامه نگار ديگر دستگير شدند. دانشجويان اعضاى دفتر تحكيم وحدت نشست علامه پس از مصاحبه مطبوعاتى كه طى آن سلطنت طلبان و اغواگرى‏هاى آنها را محكوم كرده بودند، در مقابل چشمان و دوربين‏هاى خبرنگاران خارجى، با ضرب و شتم بازداشت شدند. كليه اعضاى شوراى عمومى دفتر تحكيم وحدت نشست علامه دستگير شدند.

     طى اين دو هفته روزنامه‏هاى كشور در اقدامى بى‏سابقه به دستور دادستان مجبور شدند تيتر اول خود را به متن ديكته شده دادستان اختصاص دهند و فقدان آزادى قلم را آشكارا به نمايش بگذارند.

      عباس عبدى طى نامه‏اى مفصل كه اكنون متن آنها در سايت‏هاى اينترنتى موجود است از حقايق تلخى درباره رفتار با وى در زندان پرده برداشت كه دل هر انسان آزاده‏اى را به درد مى‏آورد.

     اكنون مى‏توانيد درباره تبليغات مخالفان عليه مجلس ششم بهتر قضاوت كنيد و دريابيد آرامشى كه اين جماعت شما را به آن مى‏خوانند چه آرامشى است و چرا مجلس ششم اينچنين خشم وكينه ايشان را برانگيخته است و نيز دريابيد وقتى اينان در تعطيلى دو هفته‏اى مجلس با مردم و فرهيختگان ملت چنين مى‏كنند، اگر مجلس اصلاحات نبود چه مى‏كردند. (1)

      وقتى من مطلع شدم اقليت مجلس طى نامه‏اى خواستار افزايش مدت تعطيلات شده‏است، طى تذكرى با اشاره به شرايط حساس كشور، خواهان به تعويق افتادن تعطيلات مجلس شدم. اما اين درخواست از سوى مجلس استقبال نشد. نشريات ارگان خشونت و استبداد نوشتند فلانى خواهان ادامه كار مجلس در تير ماه شد تا همفكرانش در 18 تير فرصت توطئه داشته باشند. اكنون با آنچه طى اين دو هفته رخ داد، هم چهره توطئه گران و فتنه جويان آشكارتر شده و هم اهميت نقش و حضور مجلس براى مقابله با توطئه‏ها و فتنه گرى‏ها نمايان‏تر شده است.

    اين همان حقيقتى است كه هرگز نبايد از آن غافل شد و من وقتى به اين حقيقت مى‏نگرم بيشتر در صحت و درستى تصميم استعفاء ترديد مى‏كنم. اما تصميم به ماندن و ترديد در استعفاء زمانى توجيه پذير است كه مجلس همچنان و بلكه با جديت بيشتر در دفاع از حقوق ملت و مقابله با خودسرى‏ها و قانون شكنى‏ها و استبداد طلبى‏ها بكوشد. (2)

     در حوادث دو هفته اخير، نام يك تن بيش از ديگران به چشم مى‏خورد و آن قاضى مرتضوى است.  خانم زهرا كاظمى خبرنگار تبعه كانادا روز دوم تير ماه، در مقابل زندان اوين و هنگامى كه مشغول گرفتن عكس از تجمع خانواده‏هاى بازداشت شدگان بود، با ضرب و شتم دستگير مى‏شود. قاضى مرتضوى بجاى رعايت حريم خبرنگارى، توجه به آبرو و حيثيت كشور و بهانه ندادن به مخالفان نظام و برخورد با مأموران متخلف كه اين خبرنگار را مورد ضرب و شتم قرار داده‏اند، حكم بازداشت وى را صادر مى‏كند. پس از دو روز بازجويى يعنى در روز چهارم تير ماه به دليل نامعلومى وى را به نيروى انتظامى تحويل مى‏دهند. زهرا كاظمى به بازجويان نيروى انتظامى مى‏گويد كه به هنگام بازجويى در دادستانى به ويژه از ناحيه سر مورد ضرب و شتم قرار گرفته‏است. بعد از ظهر همان روز، وى به دستور مرتضوى به دادستانى اوين عودت داده مى‏شود. پس از چند ساعت، قاضى مرتضوى از وزارت اطلاعات مى‏خواهد او را تحويل بگيرد.

      به گفته مقامات وزارت اطلاعات، اين وزارت اعلام مى‏كند بازداشت وى ضرورتى ندارد. ايشان را به محل اقامت خود بفرستيد و ما در همان جا از او بازجويى مى‏كنيم. اما قاضى مرتضوى نمى‏پذيرد و وزارت را ملزم به تحويل گرفتن وى مى‏كند. زهرا كاظمى به هنگام بازجويى ابراز ناراحتى مى‏كند. پنج تير ماه ساعت دوازده شب وى را به بيمارستانى منتقل مى‏كنند و ساعت 6 صبح روز ششم حالش وخيم شده به علت خونريزى مغزى به كما مى‏رود و دچار مرگ مغزى مى‏شود. علت خونريزى ضربه مغزى و شكستگى جمجمه تشخيص داده مى‏شود. وقتى خانواده متهم به زندان مراجعه مى‏كنند ديگر از ادعاى جاسوسى وى خبرى نيست تنها چيزى كه مى‏شنوند اين است كه وى در بيمارستان است.

      قاضى مرتضوى پس از درگذشت وى، خارج از حيطه مسؤوليت و بدون اطلاع به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، مدير كل رسانه‏هاى خارجى اين وزارت را احضار مى‏كند و از وى مى‏خواهد طى مصاحبه‏اى فوت وى را به علت سكته مغزى اعلام كند. وى پس از مصاحبه مدير كل مذكور چند بار با خبرگزارى تماس مى‏گيرد تا خبر مصاحبه را سريعاً مخابره كنند. به گفته خانواده زهرا كاظمى دادستانى اصرار بر دفن سريع وى داشته است. (2)

      قاضى مرتضوى طى همين دو هفته چند تن از فعالان سياسى را به اتهام تشويق دانشجويان در اغتشاشات اخير بازداشت مى‏كند. او ادعا مى‏كند دانشجويان دستگير شده عليه اين متهمان اعتراف كرده‏اند. اما ادعاى اعتراف هم داستانى شنيدنى دارد و خوبست از زبان همكارمان آقاى صفايى فراهانى كه به عنوان نماينده رئيس محترم مجلس با دانشجويان در زندان ملاقات كرده است، بشنويد تا معلوم شود اين اعترافات تا چه حد معتبر است. من همينجا از رياست محترم مجلس مى‏خواهم جلسه‏اى را به شنيدن گزارش آقاى صفايى فراهانى اختصاص دهند تا نمايندگان ملت از واقعيت ماجرا مطلع شوند. در صورتى كه جناب آقاى كروبى تشكيل چنين جلسه‏اى را به صلاح ندانستند، من آنچه را كه از صفايى فراهانى شنيده‏ام به خبرنگاران و مطبوعات بازخواهم گفت. (2)

     آرمين خاطر نشان كرد كه قاضى مرتضوى در سطحى نيست كه بتواند بدون پشتوانه دست به چنين اقداماتى بزند. (3) اين اعمال خودسرانه و غير مسؤولانه، در صورت سكوت و مسامحه شما نمايندگان، قطعاً در اين حد باقى نخواهد ماند. نتيجه سكوت يا بى‏اعتنايى پيشينيان ما در همين مجلس درباره اقدامات خودسرانه عواملى نظير سعيد امامى و مصطفى كاظمى به فاجعه قتل‏هاى زنجيره‏اى انجاميد و كشور را تا سر حد يك بحران بزرگ پيش برد و ضربه‏اى به حيثيت و اعتبار نظام وارد كرد كه جبران آن ممكن نيست. (4)

   خداى ناكرده امروز ترس خود را به خاطر حفظ آبروى نظام توجيه كنيم. اگر در برابر اين خودسرى‏ها سكوت اختيار كنيم، فردا با فاجعه‏اى همانند قتل‏هاى زنجيره‏اى روبرو خواهيم شد كه هيچ حيثيتى براى نظام و انقلاب باقى نخواهد گذاشت.

   اكنون نشريات ما از بيم توقيف به دست قاضى مرتضوى به روزى افتاده‏اند كه تيتر اول را هم به دستور او تنظيم مى‏كنند. گويى دادستان عمومى و انقلاب تهران هيچ مأموريتى جز بازداشت فعالان سياسى يا دستگيرى روزنامه نگاران و توقيف مطبوعات و تعقيب دانشجويان ندارد.

     تنها راه مقابله با تهديدات افزايش وحدت ملى و اعتماد مردم به نظام و جلوگيرى از اجماع  بين المللى عليه نظام است. مرگ يك خبرنگار تبعه كشور ديگر در زندان بر اثر ضربه مغزى حادثه‏اى كم اهميت نيست. قاضى مرتضوى بايد پاسخ دهد چرا حكم بازداشت او را صادر كرده است و به چه استنادى او را متهم به جاسوسى كرده است؟ 

     وى خطاب به رئيس جمهورى گفت: اينكه هيئت منصوب شما گزارش دهند علت مرگ زهرا كاظمى ضربه مغزى بوده، كافى نيست بايد معلوم شود چرا قاضى مرتضوى مدير كل دولت شما را ساعتى احضار و موظف به مصاحبه مى‏كند. مسئول مدير كل شما وزير شماست يا قاضى مرتضوى؟ چرا قاضى مرتضوى به جاى احضار مدير كل، مراتب را جهت تصميم گيرى به وزير ارشاد اطلاع نمى‏دهد؟

     كاظمى به هنگام فوت در اختيار وزارت اطلاعات بوده است. چرا قاضى مرتضوى اجازه نمى‏دهد وزير اطلاعات خود درباره علت فوت و اعلام آن بررسى و اقدام كند؟ خبرگزارى جمهورى اسلامى جزء دولت شماست يا قوه قضائيه؟ چرا قاضى مرتضوى چند بار با خبرگزارى تماس مى‏گيرد و خواهان تسريع در مخابره درگذشت متهم آنهم به علت سكته مغزى مى‏شود؟ 

     فراتر از اينها، چرا فردى را به عنوان دادستان تهران انتخاب مى‏كنند كه به چيزى جز دستگيرى و بازداشت افراد و اخذ اعتراف از آنان نمى‏انديشد و براى فعالان سياسى و مطبوعات هيچ حقوقى قايل نيست؟ چرا عليرغم اينكه قاضى مرتضوى در دادگاه انتظامى قضات، بخاطر تخلفات متعدد، محكوم شده‏است، نه تنها جلوى اجراى حكم محكوميت وى گرفته مى‏شود بلكه به دادستانى انقلاب و دادستانى عمومى پايتخت، ام القراى اسلامى، منصوب مى‏شود؟ چرا عليرغم وجود قضات با تجربه و شريف در قوه قضائيه جوانى كه سابقه‏اى در انقلاب ندارد و احكامش در دوران قضاوت تقريباً بدون استثناء نقض شده بايد به چنين مقامى منصوب شود؟

     چنين رفتار و اعمالى براى هر كس قابل تحمل باشد براى فرزندان راستين امام و كسانى كه نداى آن مرغ حق و سيمرغ عشق و آزادى همچنان درگوششان طنين انداز است و آنان كه بر سر حفظ آرمان‏هاى انقلاب با آن مرشد حق پيمان بسته‏اند قابل تحمل نيست. (4) قاضى مرتضوى به دلايلى كه ذكر شد عادل نيست و تصميمات و احكامش درباره اشخاص فاقد اعتبار و غير قانونى است.

 اناالله و انااليه راجعون و ما توفيق الا با الله عزيزالحكيم‏

 انقلاب اسلامى: مى‏دانيم كه «اصلاح طلبان» تهديد به استعفاى دستجمعى و خروج از حاكميت كردند. آن تهديد را يكسره از ياد برده‏اند و اينك آرمين نسبت به صحت آن روش، ابراز ترديد مى‏كند. زيرا در غياب مجلس، بگير و ببند كرده‏اند. اما

 1 - در حضور مجلس، سركوبهائى بس شديدتر كردند: ممنوع كردن مجلس از تصويب طرح نمايندگان در باره قانون مطبوعات، ايلغار به كوى دانشگاه در 18 تير و هجوم خونين به دانشگاه تبريز، تعطيل فله‏اى مطبوعات، تبديل دستگاه قضائى به شاخه سازمان ترور، تشكيل واواك موازى، محكوم كردن «نمايندگان» مجلس، رد كردن لوايح مجلس و... بنا بر اين، مجلس اثر وجودى ندارد كه رهبرى سازمان ترور بخواهد از تعطيل دو هفته‏اى آن استفاده كند. بديهى است اگر مجلس آزاد و صاحب اختيارى بود و بر سر حقوق فردى و جمعى مردم مى‏ايستاد، حضورش مانع از تمايل به استبداد بود.

 2 - تا اين زمان، صفائى فراهانى گزارش نداده‏است و آرمين نيز هنوز شنيده‏هاى خود را بازگو نكرده است. روش صحيح آن بود كه در همان فرصت كه داشت، حقايق را باز مى‏گفت. اگر او چنين مى‏كرد، «كليات» گوئى صفائى فراهانى را، دو شاخه قضائى و تبليغات سازمان ترور، بجاى گزارش او از وضعيت دانشجويان زندانى انتشار نمى‏داد. در 6 مرداد، سايت رويداد، گزارش كرد كه:

    «نمايندگان با تشكيل جلسه‏اى مى‏خواهند اقدام جدى براى رفع فشار بر بازداشت شدگان آغاز كنند.

    پس از ديدار هيأت تشكيل شده توسط رئيس مجلس با برخى دانشجويان زندانى كه با حضور بازجوها و دادستان تهران انجام گرفت، دادستانى از اظهارات «محسن صفايى فراهانى»، عضو اصلاح‏طلب اين هيأت سوءاستفاده كرد.  توضيح اينكه فراهانى كه بنا به خواست رئيس مجلس از طرح جزئيات مسئله به شكل علنى خوددارى كرده بود، توضيحاتى كلى به خبرنگاران داد كه دادستانى همان توضيحات را به عنوان «وضعيت واقعى» بازداشت شدگان تلقى‏كرد و حتى به عنوان جوابيه آن را براى مطبوعات ارسال داشت.

     اين در حالى است كه صفايى فراهانى جزئيات اين بازداشت‏ها و وضعيت نگران‏كننده دانشجويان در زندان را به اطلاع نمايندگان رسانده‏است. در اين باره، رضا يوسفيان به رويداد گفت: «اظهارات تكميلى آقاى فراهانى بسيار مهم است و ضرورت دارد از سوى ايشان عنوان شود».

    نمايندگان تصميم به تشكيل يك جلسه گرفته‏اند تا ناگفته‏هاى فراهانى و مباحث ديگر در اين زمينه مطرح شود و اقدامات جدى براى جلوگيرى از تداوم فشار بر بازداشت‏شدگان به اجرا درآيد».

 3 - اشاره مى‏كند كه خامنه‏اى اين «سعيد جون» را جانشين آن «سعيد جون» (خامنه‏اى سعيد امامى را سعيد جون خطاب مى‏كرد) كرده‏است و مأموريت او سركوب به قصد «برچيدن بساط غائله است»!

 4 - روز اول كه كروبى نامه خامنه‏اى را خواند و گفت: «حكم حكومتى» است، آن روز كه بنام مصلحت، «نمايندگان» وعده خود را در باره پى‏گيرى قتلهاى زنجيره از ياد بردند، مى‏بايد تحمل نمى‏كردند و مى‏ايستادند. اما ثناى خمينى را گفتن، يا از راه مصلحت و براى جلوگيرى از افتادن زير ضربات سازمان ترور است و يا از روى اعتقاد. در صورت اول، قاضى مرتضوى و ارباب او مى‏دانند كه بانى دستگاه جور خمينى بود. او بود كه دستگاه قضائى را به آلت سركوب بدل كرد. آن روز كه در سه شب، از 2700 تا 3700 زندانى را قتل عام كردند و بدستور صريح خمينى كردند، مى‏بايد تحمل نمى‏كرديد. آنها كه در كودتاى خرداد 60، شركت كردند و از آن زمان تا امروز كه ديگر نمى‏توانند تحمل كنند، شاهد وسعت گرفتن دستگاه سركوب و شدت گرفتن سركوب بوده‏اند، وقتى به استناد گذشته با جنايتهاى امروز دستگاه مخالفت مى‏كنند، به سركوبگران و مردم مى‏گويند مخالفت آنها جدى نيست. اما اگر از باب مصلحت، خود را به خمينى مى‏چسبانند، روشى است كه در دوران شاه نيز بكار مى‏رفت و براى بكار برنده آن، زيان بخش. زيرا مانع سركوب نمى‏شود اما سالب حمايت مردم هست. سخنان امامى راد از اينجهت و از جهت گروگانگيرى گويا هستند:


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر