بيانيه هاى انجمنهاى دانشجويى و نامه دفتر تحكيم
وحدت به كوفى عنان:
بيانيه انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه صنعت اصفهان
در 20 تير 82 انتشار يافت و در اعتراض به
دستگيرى اعضاى دفتر تحكيم وحدت اعلام داشت كه سانسور خبرى، خفقان و بازداشت
نه تنها تاثيرى در پيگيرى مطالبات جنبش دانشجويى ندارد، بلكه عزم دانشجويان را محكم
تر و استوارتر مى گرداند
در بخشى از بيانيه انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه
علوم پزشكى شهيد بهشتى به مناسبت سالگشت 18 تيرآمده است :
1- امروز ناعقلانى گرايىهاى اقتدارطلبان قدرت در
دست فرصتهاى محال را براى دشمنان انقلاب محقق ساخته و كار را به جايى رسانيده كه مسببان
16 آذر- سلطنت طلبان - داعيهدار دموكراسى! با نهايت وقاحت به خود اجازه مىدهند در
جايگاه دعوتكنندگان مردم و دانشجويان به بزرگداشت 18 تير اقدام نمايند. البته وقتى
نيروهاى اصيل انقلاب كه تنها گناهشان اين است كه پس از پايان جنگ تحميلى به تقويت بنيه
علمى خود پرداختهاند و بر عقلانيت خود افزودهاند، به پاى چوبهدار كشيده مىشوند
يا به اتهام مضحك و واهى جاسوسى، ذيل پروژه (تكرار سال 60) حذف مىشوند، عجيب نيست
كه فضا آن چنان شود كه طرفداران رژيم استبدادى شاهنشاهى خود را به عنوان پيش قراول
دموكراسى خواهى قالب كنند.
بيانيه انجمن اسلامى دانشجويان اميركبير تاكيد
كردهاست : ما بدون خشونت آزاد خواهيم شد. در بخشهايى از اين بيانيه كه بر عدم بكارگيرى
خشونت تصريح مىكند، آمده است:
همچون ياران خود، مهدى حبيبى، عبدالله مؤمنى،
امين زاده، عامرى نسب، حجت شريفى، آرش هاشمى، باقر اسكويى كه در زير سهمگين ترين شكنجه
هاى روحى و روانى و جسمى قرار گرفتهاند، به شما مىگوييم : ديگر اين داس خموشى تان
زنگار گرفته است، به عبث هرچه دروكرديد آواز مرا بازهم سبزتر از پيش مىبالد آوازم.
به شما مىگوييم كه ما آمادگى و اشتياق شما را براى وارد آوردن رنج ، با آمادگى خود
براى استقامت در رنج تكميل مىكنيم. ما قدرت زندان و شكنجه و ضرب و شتم تان را با نيروى
روحى مان تكميل خواهيم كرد و حتى ذره اى به شما نفرت نخواهيم ورزيد اما به هيچ وجه
به شما اجازه نخواهيم داد كه سر بلند بر ما بتازيد و تازيانه بزنيد و سرمست و در آرامش
بر پيكر خونين مان لبخند پيروزى بزنيد... بزنيدمان و بكشيد و ما را در خون خويش بر
زمين سرزمين مان تا شكنجه گاههايتان بكشيد . بزنيدمان و پيكرهايمان را خون آلود رها
كنيد ما تنها تحمل مى كنيم و هيچ گاه به شما نفرت نمى ورزيم ! هيچگاه بر صورتتان سيلى
نمى زنيم وقتى كه بر پهلويمان دشنه مىزنيد، ما هرگز به شما فحش نمىدهيم وقتى ما را
از طبقه سوم به پائين پرت مى كنيد ، ما خشونت تان را با تحمل رنج پاسخ مى دهيم. آنقدر
رنج مىكشيم و آنقدر شكنجه مىبينيم تا شما را مستاصل كنيم! اين است روش مبارزه ما.
ما آزادى را در عدم خشونت مىبينيم و شما قدرت را در خشونت! قسم مى خوريم كه در مقابل
قدرتتان خواهيم ايستاد حتى به قيمت شكنجه ها و دشنه ها و شلاق هايتان، بى آنكه ذره
اى خشونت بورزيم . ما در راه كسب آزادى، هيچگاه سلاح بردست نخواهيم گرفت. ما هيچگاه
ترور نمى كنيم، هيچگاه شكنجه نميكنيم، خوب مىدانيم كه خشونت بد است، ترور زشت است
و شكنجه دردناك. ما در مكتب خويش صبر و تحمل آموختهايم همانا كه پس از هر دشوارى آسايشى
است. ما با صداقتمان مبارزه مىكنيم، با پاكى وجدان هايمان و با انديشه هايمان. مبارزه
ما تحمل شكنجه هاى شماست، ما آنقدر صبر پيشه مىكنيم و رنج مىكشيم تا وجدان هايتان
را كه سياهى دهه هاى زيادى برآن نشسته است از خواب غفلت بيدار كنيم . ما آنقدر رنج
مى كشيم و ناله نمىكنيم، آنقدر شكنجه مىشويم و فرياد نمىزنيم تا جهانيان به مظلوميت
مان گواهى دهند. تا حتى وجدان هاى سياه تان نيز بر ظالم بودن شما اعتراف كنند و آنگاه
ديگر شبهايتان كابوس هاى شكنجه گاههايتان خواهد بود و كابوس ضرباتى كه بر پيكرهاى خسته
مان مىزنيد آسايشى براى شما باقى نخواهد گذاشت...
در بخشهايى از اطلاعيه انجمن اسلامى دانشجويان
دانشگاه صنعتى سهند تبريز پيرامون بازداشت فعالين جنبش دانشجويى، آمده است:
به نظر مىرسد كه دستهاى آلودهاى در كارند كه
تلاش مىكنند تا به همگان بفهمانند كه اعتراضات مدنى و دموكراتيك راه به جايى نخواهند
برد و بدينگونه آگاهانه مىخواهند توسل به قهر و خشونت را به جنبش دانشجويى تحميل كنند.
از ملت آزاديخواه ايران، سازمانهاى جهانى مدافع حقوق بشر و كليه انسانهاى آزاده و شريف
مىخواهد كه خشم و نفرت خود را از اين اعمال مذبوحانه اعلام نمايند.
ما همچنين از كليه انجمنهاى اسلامى دانشجويان
دانشگاه هاى سراسر كشور مىخواهيم كه در اين برهه حساس كه دشمنان ملت تلاش دارند با
از ميان برداشتن رهبران جنبش دانشجويى، اين حركت آرمانگرايانه را از كار اندازند، ضمن
ارتباط مستمر با يكديگر و حفظ يكپارچگى و اتحاد عمل، اجازه ندهند كه سركوبگران به مقاصد
پليدشان دست يابند.
دفتر تحكيم وحدت در نامه مفصلى به كوفى عنان رياست
سازمان ملل در اعتراض به عدم اجازه به آن تشكل در برگزارى مراسم سالروز 18 تير آورده
است:
جناب آقاى كوفى عنان
ما دانشجويان عضو اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان،
نمايندگان منتخب دانشجويان دانشگاهها در سراسر كشور ايران (دفتر تحكيم وحدت)، هستيم.
از آنجاكه اين تشكل، تنها تشكل باقيماندهاى است كه در ساليان گذشته امكان پى جويى
و بيان مطالبات دانشجويان را عليرغم تحمل فشارها و برخوردها يافتهاست، لذا امروز نيز
بر حسب وظيفه با اعلام نااميدى از روند پيگيرى اصلاح طلبان از اصلاح حكومت موجود، اين
نامه را به جنابعالى مىنويسيم تا ضمن بازگويى موارد نقض مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر
در ايران، توسط حاكميت ايران، از سازمان ملل متحد تقاضاى رسيدگى نمائيم.
عاليجناب كوفى عنان
شكايت به شما آورده ايم بدان دليل كه آپارتايد سياسى
امان از ملت ايران بريدهاست، بدان دليل كه حق حاكميت بر سرنوشت را از ما ستاندهاند،
بدان دليل كه زيستن مان را تا سر حد رفع نيازهاى اوليه تنزل دادهاند و بدان دليل كه
در اين وانفساى تاريخ، از تكرار تجربه همسايگان مان مى هراسيم، مى هراسيم از تكرار
فجايع انسانى كه خودكامگان در فرودهاى تاريخ، براى حفظ اقتدار خويش بدان دست مىآويزند.
ما در كشورى زندگى مىكنيم كه هر فرد چه در
حوزه شخصى و چه در حوزه اجتماعى در تماس مستقيم و هميشگى با دستگاه عظيم و حجيم دولتى
است و متاسفانه از آنجا كه ساختار حكومت متصلب و غير پاسخگو است و از آنجا كه اقتدار
خويش را در حفظ وضع موجود مىبيند هم نقدهاى منصفانه و انزارهاى دلسوزانه راه به جايى
نمىبرند و هم تلاش شهروندان براى بهتر شدن وضع موجود موثر واقع نمى گردد.
آزادى بيان، آزادى ابراز عقيده، آزادى تشكيل تشكل
ها، انجمن ها و سنديكاها، آزادى برگزارى تجمعات و ميتينگ ها، آزادى در انتخاب دين و
اجراى آئين ها، حق بهره مندى از رسانه ها، حقوق زنان، حق انتخاب نوع و نحوه پوشش، حق
مصونيت حوزه شخصى از اقتدار دولتى، حق برخوردارى از دادگاههاى منصفانه و ... كه همگى
منبعث از مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر است و دولت ايران آن را امضاء نموده كه متاسفانه
نه تنها خود را ملزم به پايبندى و اجراى آن نمىكند كه به گونه اى آن را نقض مى نمايد
كه گويى هيچ تعهدى بدان نداشته است.
دفتر تحكيم وحدت در ادامه با قيد مواد اطلاعيه
جهانى حقوق بشر در ذيل هر يك، نقض آن حقق را از طرف نظام ولايت فقيه تصريح كرده و بدون
تبعيض، از اعدامهاى مخالفين حاكميت در سالهاى 60 و قتل نويسندگان و روشنفكران مستقلى
همچون دكتر سامى، داريوش فروهر، پروانه اسكندرى، مجيد شريف، محمد مختارى، جعفر پوينده،
سعيدى سيرجانى، پيروز دوانى و تعدادى ديگر از افراد مشهور و بسيارى از افراد غير صاحب
نام در سالهاى دهه 60 و 70 و بخصوص در پائيز سال 77 توسط نيروهاى اطلاعاتى و امنيتى
حكومت و همچنين از اعدام هاى بى محاكمه و بدون اثبات جرم تعداد زيادى از مخالفين حكومت
ايران در سالهاى دهه 60 و بخصوص در سال 1367 و پس از آن تا امروز و از دستگيرها و بازداشتهاى
غير قانونى شخصيتهاى سياسى از هر گروه و مسلكى
و نيز دانشجويان، ياد كرده و مظالمى را كه بر آنها رفتهاند را بر شمردهاست.
در خاتمه آورده است:
اداره كشور ما در حال حاضر به استناد رايى كه
ملت در سال 1358 دادهاند صورت مى پذيرد. اجازه تعيين سرنوشت و تعيين نظام حاكم مورد
خواست ملت، جز با صدور مجوز و با تاييد حاكميت و به دست حاكميت، ممكن نيست.
تنها كسانى حق انتخاب شدن توسط مردم را به عنوان
نمايندگان ملت دارند كه از سوى حاكميت تاييد شده باشند و صلاحتشان از صدها فيلتر رسمى
و غير رسمى عبور كردهباشد. در ايران، براى اثبات حقانيت و شايستگى يك فرد جهت انتخاب
شدن اصل بر عدم برائت و گناهكار بودن است و جالب اينجاست كه افرادى هم كه پس از عبور
از اين همه فيلتر از سوى حكومت تائيد شده و اجازه انتخاب شدن مىيابند، پس از كسب راى
ملت، عملا فاقد ابزارهاى لازم قدرت جهت اعمال حق حاكميت ملت و تعيين سرنوشت مى باشند.
در ايران وجود پارلمان چيزى جز يك ژست دمكراتيك
براى نمايش دادن نيست. چرا كه كوچكترين تصميم و راى پارلمان كه بنا باشد قوانين و روشهاى
ظالمانه حاكميت را به چالش بكشاند، با وتوى اعضاى غيرانتخابى و منتصب حاكميت مطلقه
مواجه شده و عملا راه به جايى نمى برد. كدام كشور دنيا (كه واقعا نظام پارلمانى در
آن حاكم مى باشد) سراغ داريد كه در آن نمايندگان مجلس براى استيفاى حقوق ملت از حاكميت،
دست به تحصن و اعتصاب زنند؟
رئيس جمهور كشور كه در ايران دوبار پياپى در
اين شش سال اخير منتخب بيش از 20 ميليون نفر ايرانى مى باشد اختيارات عملى اش به عنوان
مسئول اجراى قانون اساسى و حقوق بشر بنا به گفته خود ايشان از يك فرد عادى نيز كمتر
است و لذا عملا رياست جمهور ملت تنها مقامى تشريفاتى مىباشد كه فقط در مواردى كه حاكميت
مطلقه را به چالش نيفكند اجازه فعاليت دارد. در اين شرايط از حق تعيين سرنوشت ملت براى
ملت چه باقى مى ماند؟
طبق ماده 29 اعلاميه جهانى حقوق بشر، هر فردى
فقط در برابر جامعه اى وظايفى بر عهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبه او را ممكن
سازد.
جناب آقاى كوفى عنان
اكنون كه تظلم و دادخواهى پيش شما آوردهايم، اكنون
كه خاطرات تلخ ساليان گذشته را به تكرار نشستيم و اكنون كه رشد آزادانه و همه جانبه
خويش را ناممكن ديدهايم، جاى اين سئوال نيست كه از وظيفه خويش نسبت به جامعه خويش
بپرسيم و حقوق شهروندى خود را از نو بازتعريف نماييم.
" هركس در اعمال حقوق و بهره گيرى از آزاديهاى
خود فقط تابع محدوديت هاى قانونى است كه صرفا براى شناسايى و مراعات حقوق و آزاديهاى
ديگران و براى رعايت مقتضيات عادلانه، اخلاقى و نظم عمومى در جامعه اى دموكراتيك وضع
شده اند ".
متاسفيم كه حقوق و آزاديهاى اساسى و مقتضيات
عادلانه، اخلاقى و نظم و رفاه عمومى در جامعه ما زير پا گذاشته مىشود و نصايح دلسوزانه
و نقد هاى مشفقانه روشنفكران و اصلاح طلبان نيز راه به جايى نمىبرند.
جناب آقاى كوفى عنان اين روزها كه مىگذرند
روزگار سياهى و تباهى قوم جان باختهاى است كه خبر از فردايى روشن مىجويند. فردايى
كه سرنوشتشان را خود رقم زنند و زمام امورشان را خود در دست گيرند، بيداد برگيرند و
عطوفت عرضه كنند و آزادى و دموكراسى را در سرزمين كهنسالشان نهادينه بينند.
بيدادشان را داد ستانيد، نه شايد وقتى ديگر كه امروز
كه مظلومانه به شما پناه آورده اند و به انتظار نشسته اند تا از فجايع انسانى وتراژديك
پيشگيرى شود و سايه صلح و آزادى، دموكراسى و حقوق بشر بر اين مرز و بوم مستدام گردد.
با تشكر و احترام فائقه
انجمن هاى اسلامى دانشجويان :
دانشگاه صنعتى امير كبير)پلى تكنيك تهران(- دانشگاه
تربيت معلم سبزوار- دانشگاه سيستان و بلوچستان-دانشگاه سهند تبريز- دانشگاه علمى كاربردى
پست و مخابرات- دانشگاه صنعتى شريف- دانشگاه شهيد رجايى تهران - دانشگاه خليج فارس
بوشهر - دانشگاه صنعتى اصفهان- دانشگاه علوم پزشكى بوعلى همدان- دانشگاه تربيت معلم
تهران- دانشگاه شهركرد- دانشگاه زابل- دانشگاه لرستان - دانشگاه صنعتي خواجه نصير-
دانشگاه زنجان- دانشگاه شهيد چمران اهواز - دانشگاه صنعت آب و برق عباسپور- دانشگاه
الزهرا تهران- دانشگاه پيام نور مركز صومعه سرا - دانشگاه امور اقتصادى و دارايى- دانشگاه
اراك - دانشگاه فردوسى و علوم پزشكى مشهد - دانشگاه محقق اردبيلى - دانشگاه علامه طباطبايى-
دانشگاه شهيد باهنر كرمان- دانشگاه اصفهان و علوم پزشكى - دانشگاه علم و صنعت ايران