١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷١ از ٢٤ تير تا ٨ مرداد

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
امريكا در عراق: عراق بسوى عصيان عمومى مى‏رود و يا بقاياى رژيم صدام به واپسين تقلاهاى مأيوسانه مشغولند؟:

 

 

  اطلاعات استراتژيك (27 ژوئن) اطلاعات مهمى را پيرامون مقاصد امريكا در عراق، در اختيار مى‏گذارد:

      همه چيز حاكى از آنست كه امريكا قصد استقرار دراز مدت در عراق را دارد: ساختن بناها و زيربناهاى لازم براى استقرار قوا در دراز مدت را شروع كرده‏است. بعد از آنكه پايگاه نظامى در نزديك مرز اردن را ساخت، اينك مشغول مطالعه زمين از لحاظ پستى و بلندى و... براى ساختن دو پايگاه جديد است. يكى نزديك مرز سوريه و ديگرى نزديك مرز ايران. فرودگاه حرير براى ساختمان پايگاه اول انتخاب شده‏است. قرار است باند فرودگاه توسعه و تأسيساتش مدرن بگردند. اين پايگاه به يك مركز ارتباطى و نيز اطلاعات لوجستيك مجهز خواهد شد. پايگاه رانيا، در شمال سليمانيه، با توجه به نزديكيش به تركيه، بعنوان مهمترين پايگاه هوائى امريكا در عراق و مهمترين مركز لوجستيك، انتخاب شده‏است. اين دو پايگاه به امريكا امكان مى‏دهد سرزمينهاى ايران و سوريه را تحت مراقبت قرار دهد. ساختمان اين دو پايگاه كه تحت امر ژنرال ابوزيد انجام مى‏گيرد، گوياى استرانژى امريكا در منطقه است. اما در حال حاضر، تقدم با وضعيت داخلى عراق است. توسعه مقاومت مسلحانه دارد شكل يك جنگ فرسايشى واقعى را به خود مى‏گيرد. ائتلافهايى كه پديد مى‏آيند، بسى ناپايدار هستند. جامعه سنى مركز عراق، مركز مقاومت در برابر امريكا شده‏است. داوطلبان عرب از همه جا به عراق مى‏روند تا با امريكائيان بجنگند. تصميمهايى كه حكومت امريكائى عراق براى پايان بخشيدن به نفوذ حزب بعث به اجرا گذاشته‏اند، از سوى سنى‏ها عراق، اينطور معنى شده‏است كه امريكا مى‏خواهد نفوذ سنى‏ها را در دولت جديد كم و نفوذ شيعه‏ها را زياد كند. اطمينانهائى نيز در اين باره به رهبران شيعه داده شده‏اند بدانقصد كه آنها را از ايران جدا كنند. علامت اينكه، راديو عراق اذان شهر را بشيوه شيعه مى‏دهد.

  آن - اليزابت موته، در تحليل خود، خاطر نشان مى‏كند: در حال حاضر، افكار عمومى از سياست حكومت بوش در عراق حمايت مى‏كند. حتى سئوال و انتقادهاى دموكراتها پيرامون اسلحه كشتار جمعى كه تا كنون يافت نشده‏است، هنوز موجب كاسته شدن محبوبيت بوش اثرى نگذاشته است كه بتوان آن را ديرپا توصيف كرد. تمامى سنجشها او را، در انتخابات آينده، بطور وسيع، پيروز نشان مى‏دهند. با وجود اين، تابو شكسته است. حالا ديگر در مجلس نمايندگان و سنا، مى‏توان سياست بوش را در عراق انتقاد كرد. سناتور بيدن Biden از حزب دموكرات، همراه دو سناتور جمهوريخواه به عراق رفتند. آن دو، يكى چوگ هاگل  Chuck Hagel(او يك جمهوريخواه محبوب نزد اقليت عرب - امريكائى است كه محافظه كاران جديد كاخ سفيد و وزارت دفاع را مورد انتقاد سخت قرار مى‏دهد) و ديگرى ريچارد لوگار بودند. لوگار از رئيس جمهورى خواست "راست سخن بگويد. بگويد كه هزينه بازسازى و اداره عراق ميلياردها دلار بيش از درآمد نفت عراق مى‏شود و ما زمان بسيارى را از دست مى‏دهيم. و  بسيارى از سربازان ما جانهاى خود را از دست خواهند داد". معناى اين گزارش و گزارش هيأت دوم و شايد هيأتهاى سوم و چهارم... اينست كه اگر وضع بهمين منوال بماند، مسئله عراق نقش اول را در انتخابات رياست جمهورى پيدا خواهد كرد.

      ريچارد داستتر، تحليل گر، توضيح مى‏دهد: "رقمى كه ترس مى‏آورد، رقم كشته‏ها در عراق از زمان سقوط بغداد بدين سو است كه از شمار كشته‏هاى خود جنگ (138 كشته) بيشتر خواهد شد. اما مقايسه اثر آن با اثر كشته‏ها در جنگ ويتنام بر تغيير نظر امريكائيها نا درست است. ويتناميها به امريكا حمله نكرده بودند. به حق يا بناحق، عراق شامل جنگ با تروريسم شده‏است و زخمهاى 11 سپتامبر هنوز التيام پيدا نكرده‏اند.

  لوموند (26 ژوئن) نيز گزارش مفصلى پيرامون وخامتبار شدن وضعيت در عراق، انتشار داده‏است. نكات عمده گزارش عبارتند از:

 * در عمل، دو ماه پس از آنكه ژرژ دبل يو بوش (در اول ماه مه) پايان جنگ در عراق را اعلان كرد، قواى ائتلاف، تقريباً روزانه، زير حمله‏هاى مسلحانه هستند. دهها تن زخمى شده‏اند و 30 تن كشته (انقلاب اسلامى: تا 30 ژوئن شماره كشته‏هاى امريكائى - انگليسى جنگ و بعد از جنگ، از مرز 200 تن گذشت) شده‏اند. اغلب عمليات در غرب و شمال كشور، يعنى در نقاط سنى نشين و معروف به حمايت از صدام حسين، انجام مى‏گيرند.

     سئوالى كه مطرح است، اينست: امريكا تا چه وقت در عراق مى‏ماند؟ اين پرسش نگرانى‏هاى روز افزونى را در واشنگتن برانگيخته است. در اينجا، جريان بازديد سه سناتور را مى‏آورد و اين قول سناتور بيدن را نقل مى‏كند: "در اينجا، هيچكس نمى‏فهمد كارى كه در عراق بايد كرد چه اندازه عظيم است. ميان پيش بينى‏هاى حكومت با واقعيت، گودالى بزرگ وجود دارد". بنظر اين سناتور، پرزيدنت بوش مى‏بايد به مردم امريكا بگويد كه امريكا مى‏بايد مسئوليتهاى دراز مدتى را در عراق برعهده گيرد. او رئيس جمهورى را بخاطر اينكه به مردم امريكا حقيقت را نگفته‏است، سرزنش مى‏كند.

 * برمر و نيز رامسفلد و ژنرال ريچارد مير، جنگى در كار نيست. مقاومتى است كه ولو شمار حمله كنندگان به قواى ائتلاف را چند هزار نفر بشماريم، تعادل قوا سخت بسود ما است.

     ژنرال ابوزيد كه معاون ژنرال فرانكس بود، با تصويب سنا، جانشين او در فرماندهى قواى امريكا شد. او مى‏گويد: "امريكائيان مى‏بايد در انتظار روزهاى سخت‏ترى باشند. زيرا ما با كسانى سر و كار داريم كه باورشان شده‏است كه مى‏توانند ما را مجبور به ترك عراق كنند."  بنظر ژنرال ابوزيد، اين گروهها تشكيل شده‏اند از اعضاى حزب بعث و نيز "اسلام گرايان راديكال" و اوباش.

 * در باره پيدا نشدن اسلحه كشتار جمعى، ژنرال ابوزيد به سناتورها گفته‏است: "من توضيح منطقى نمى‏توانم بدهم"!

 * نمايندگان كشورهائى كه براى كمك مالى به بازسازى عراق در نيويورك گرد آمده بودند، گفتند: تا وقتى در بغداد يك دولت عراقى تصدى امور را در دست نگيرد، هيچگونه كمكى در محدوده سازمان ملل بعمل نخواهد آمد.

  استراتفور (27 ژوئن) نيز گزارش خبرى - تحليلى انتشار داده‏است كه نكات عمده آن عبارتند از:

 * گروههاى مسلح حالا ديگر در راههايى كه به بغداد مى‏روند و در فرودگاه بغداد به نظاميان امريكائى و انگليسى حمله مى‏كنند. تمركز حمله‏ها يا بخاطر آنست كه وسائط نقليه هدفهاى آسانترى هستند و يا بخاطر فلج كردن قواى امريكا هستند.

 * ربودن سربازان و چند و چون عمليات گوياى آنند كه مقاومت سازماندهى دارد و از زيربناها و امكانهائى برخوردار است.وبهتر از آن سازمان يافته‏است كه امريكائيان مى‏پنداشتند. بر ما معلوم نيست چرا امريكا اينطور وانمود مى‏كند كه حمله بدون سازماندهى هستند. حال آنكه چنين مقاومتى، در صورتى كه سازمان يافته نباشد، حاكى از يك جنبش خود جوش وسيع است. اما ربودن امريكائيان را نمى‏توان عملى خود جوش شمرد.

      اين امر كه حمله سازمان يافته‏اند، خبر خوبى براى امريكاست زيرا وجود يك سازمان بمعناى آنست كه مى‏توان آن را يافت و از ميان برداشت. حتى اگر فرض شود سازماندهى پراكنده‏است و گروهها خودمختار هستند، ناگزير يك مركز ثقل وجود دارد كه مى‏توان آن را از كار انداخت.

 انقلاب اسلامى: اگر ربودن دو امريكائى علامت وجود سازماندهى باشد، اين علامت ديگر وجود ندارد زيرا جسدهاى اين دو يافت شدند.

 * فرماندهى جديد قواى امريكا، ژنرال ابوزيد، توضيح سخت هشيارانه ارائه مى‏كند. او به كميته نيروهاى مسلح سنا گفت: "در عراق، به بخش بزرگى از قواى امريكا نياز است. بازگردادن ثبات به عراق، راه حل نظامى ندارد. به يك كوشش ملى نياز است. نه تنها تمامى امكانات ملى را مى‏بايد بسيج كرد و بنحو سازگار باهم بكار برد، بلكه منابع بين المللى را نيز مى‏بايد بسيج و سازگار كرد و بكار برد". به سخن ديگر، او مى‏داند در عراق، وضعيت چنان نيست كه رامسفلد، وزير دفاع، مدعى است: رژيمى مرده است و بقاياى آن واپسين تقلاهاى پيش از مرگ قطعى را مى‏كنند و... بلكه جنبشى در كار است كه توان خود را از وضعيتى بغايت درهم ريخته و از ديد مردم عراق ظالمانه و نامشروع، مى‏گيرد.

 انقلاب اسلامى: بنا بر ارزيابى ژنرال ابوزيد، عقل بنيادگراها و محافظه كاران جديدى كه بوش و حكومت او هستند، پيش از عمل، ارزيابى صحيحى از وضعيت بعد از جنگ عراق، بعمل نياورده‏اند. اگر بازگرداندن تنها ثبات به عراق، نياز به بسيج امكانات ملى امريكا و نيز امكانات بين المللى دارد، پس امريكا ناتوان‏تر از آن است كه تحليل علمى امكان اطلاع از آن را مى‏دهد. حكومت كسانى كه دورتر از نوك بينى خود را نمى‏بينند، علامت اين ناتوانى نيست؟ طرز فكر بوش و دروغها كه گفته است، علامت ديگرى است:

 


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر