١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۰ از ۷ تا ٢٤ تير

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359

دانشگاه:
جنبش اعتراضى - پيام - پاسخ به نقد و نقد پاسخ:


انقلاب اسلامى:
اين فصل را در پنج قسمت مى‏خوانيد:
در قسمت اول، گزارش جنبش اعتراضى دانشجويان و در قسمت دوم پيام آقاى بنى‏صدر به دانشجويان و مردم ايران و در قسمت سوم پاسخ "انجمن اسلامى دانشگاه امير كبير" به نقدها و در قسمت چهارم نقد اين پاسخ و در قسمت پنجم تحليل ژاله وفا را از جنبش دانشجويى ميخوانيذ كه اكنون دوام جسته است .

گزارش جنبش اعتراضى دانشجويان كه به حكم "رهبر" و همدست او، رفسنجانى سركوب خونين شد:

انقلاب اسلامى:
در زير گزارشهائى را مى‏خوانيد كه از ايران براى ما فرستاده شده‏اند. پيش از آن گزارشى را مى‏خوانيد كه از درون رژيم است:

گزارش از درون رژيم و دو شعار گويا:
"شاه، شاه، اكبر شاه، مرگ بر شاه" و "اين جنبش دانشجواست نه جنبش امريكا"
* پس از تظاهرات دانشجويان و شعارهائى كه بر ضد خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى دادند، اولى در ورامين (22 خرداد) دستور "سركوب بى رحمانه عوامل دشمن" را صادر كرد و دومى در نماز جمعه (23 خرداد) دانشجويان را "سوسول" و "بچه ساواكى" و... عنوان داد. با وجود اين، ترس تمامى وجود اين دو گرداننده سازمان ترور را گرفته‏است. به علتهاى زير:

* انزواى خارجى. امريكا نپذيرفته‏است با آنها مذاكره كند و در مخالفت با برنامه‏هاى اتمى رژيم، ميان امريكا و اروپا اتفاق نظر بوجود آمده‏است. حتى روسيه نيز با نظر اروپا و امريكا موافق است. و
* تشديد تجاوزها به حقوق بشر و يأس از موفقيت خاتمى به انجام اصلاحات (رد دو لايحه و...) نخست افكار عمومى غرب و آنگاه حكومتها را ناگزير كرده‏است، هم يأس خود را از احتمال موفقيت حكومت خاتمى و هم از بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران، ابراز كنند.

* در داخل، دانشگاهها و حوزه قم بطور كامل در برابر خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى و رژيم ولايت فقيه قرار گرفته‏اند و شبكه سركوب خيابانى به تحليل رفته‏است. تا جائى نيروى قابل اتكاى خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى را به 15 تا 20 تن برآورد مى‏كنند.

* پس از آنكه در سه شب اول، چماقداران (لباس شخصيها) از سركوب جنبش دانشجوئى ناتوان مى‏شوند و كتك خوردن "حزب اللهيها"، روحيه آنها را خراب مى‏كند، رهبرى سازمان ترور روش جديدى در پيش مى‏گيرد:

* در 22 خرداد خبر بازگشت 700 تن از اعضاى سپاه بدر از عراق به ايران، براى سركوب جنبش دانشجوئى، انتشار مى‏يابد. بنا بر اين خبر، امام جمعه خرمشهر و سپاه اين شهر مأموريت انتقال اين عده را به تهران، بر عهده مى‏گيرند. صحت و سقم خبر از اهميتى برخوردار نيست. آنچه از اهميت برخوردار است اثر روانى خبر است. در حقيقت، خبر گوياى تصميم رهبرى سازمان ترور به سركوب خونين است:

* شوراى امنيت ملى كه دست نشانده خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى است بر آن مى‏شود جلسات خود را بدون حضور على ربيعى، رئيس دبيرخانه اين شورا تشكيل دهد. اما خاتمى پافشارى مى‏كند كه جلسات مى‏بايد با حضور او تشكيل شوند. در جلسه روز جمعه، تصميم گرفته مى‏شود:
براى جلوگيرى از حضور و عمل لباس شخصيها، قواى انتظامى وارد دانشگاها و كوى‏هاى دانشجوئى بشود. در حقيقت، خاتمى يكبار ديگر ضعف به خرج مى‏دهد و بجاى اينكه قاطعانه بخواهد بساط چماقداران و لباس شخصيها را از خيابانها جمع كند، به جاى آنكه بگويد لباس شخصيها افراد سپاه هستند و مى‏بايد دست از شرارت بردارند، با كارى موافقت مى‏كند كه راه را براى يورش به كوى‏هاى دانشگاهها در تهران و شيراز و ديگر شهرستانها باز مى‏كند. و براى آنكه سناريو كامل شود، در جمعه شب و يك بامداد شنبه 24 خرداد كه زمان يورش و به خون كشيدن كوى‏هاى دانشجوئى بوده‏است، گروهى از لباس شخصيها مأمور مى‏شوند، اين شعار را بدهند:
"تا خون در رگ ماست، پهلوى رهبر ماست". سايت بازتاب نوشته‏است كه در برابر هتل لاله، حدود 100 تن اين شعار را مى‏داده و جمعيتى 400 نفرى نيز آنها را مسخره مى‏كرده‏اند. اما از آنجا كه محسن رضائى خود نيز در طرح و اجراى نقشه سركوب خونين شركت داشته‏است، تمام حقيقت را نمى‏نويسد:
اين شعار، همان شعار حزب الليها و علامت شناسائى است كه آنها بهنگام حمله به اجتماعات مى‏دهند. جز اينكه به جاى خمينى، پهلوى را گذاشته‏اند و با دو هدف:
نيروهاى سركوب رژيم بدانند آنها از خودشان هستند و مجوز سركوب دانشجويان و مردمى كه خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى "فريب خوردگان امريكا و صدا و سيماى لوس آنجلسى" مى‏نامند را تدارك كنند. وگرنه، چرا سايت بازتاب نمى‏پرسد:
از چه روست كه اينگونه شعار دهندگان مورد تعرضى قرار نمى‏گيرند اما به كوى‏هاى دانشجوئى يورش وحشيانه برده مى‏شود؟
* اما دانشجويان و مردم تظاهر كننده هوشيارتر از آن بوده‏اند كه بگذارند جنبش آنها مورد سوء استفاده زورپرستهاى دست نشانده امريكا و اسرائيل بگردد. از اين رو، تا وقتى بوش لب به حمايت از جنبش دانشجوئى نگشوده بود، از جمله شعارهائى كه مرتب تكرار مى‏شدند، "خامنه‏اى حيا كن سلطنت را رها كن" و "شاه، شاه، اكبر شاه، مرگ برشاه" بودند. وقتى بوش از جنبش حمايت كرد، دانشجويان شعار "اين جنبش دانشجوئيست نه جنبش امريكائى" را سر دادند.

* در شب جمعه و اوائل بامداد شنبه، قواى انتظامى با ورود به كوى‏هاى دانشجوئى، راه را براى ورود "لباس شخصيها" و سركوب خونين دانشجويان دختر وپسر باز مى‏كنند. در سركوب خونين كوى همت دانشگاه علامه، يك تن و در سركوب خونين دانشجويان شيراز نيز يك تن كشته مى‏شوند.
در باره حمله به اين كوى، يك گزارش رسمى، به تاريخ 25 خرداد وجود دارد:
"روابط عمومى دانشگاه علامه طباطبائى در باره حوادث خوابگاه شهيد همت اعلام كرد:
در خوابگاه كوى نصر (طرشت)، دانشجويان از ساعت 10 و نيم شب در حمايت از حوادث كوى دانشگاه تهران، دست به يك تجمع اعتراض آميز زدند كه اين تجمع با حوادث بسيار ناگوار تا ساعت 4 و 30 دقيقه بامداد روز شنبه ادامه يافت. دانشجويان حدود ساعت 30 دقيقه بامداد پس از تلاش‏هاى نيروى انتظامى به داخل خوابگاه بازگشته و آرامش نسبى برقرار شد. اما حدود ساعت 2 بامداد، بيش از 70 نفر از افراد لباس شخصى، با انواع وسايل خطرناك همچون چاقو، قمه، چماق و كابل وارد خوابگاه شدند و به شدت دانشجويان را مورد حمله قرار دادند. گروه مهاجم در اين تهاجم خونين بيش از 90 درصد درب اتاق‏ها را شكسته و كمد و وسايل دانشجويان را به هم ريختند و دهها نفر را زخمى كردند كه تعدادى از آنان به بيمارستان منتقل شدند. اين گروه همچنين تلفن‏ها را خراب كردند و علاوه بر ضرب و شتم دانشجويان، به اموال خوابگاه، خسارت كلى وارد كردند. اين گزارش حاكى از آن است كه پس از نيم ساعت ضرب و شتم، نيروى انتظامى وارد خوابگاه شد و لباس شخصى‏ها را از خوابگاه بيرون كرد."
* در 26 خرداد، اطلاعيه بسيج دانشجوئى دانشگاه علامه طباطبائى، واقعيت مهمى را آشكار كرد:
"عده‏اى خودسر و خيره سر با شعارهاى پوششى (حزب‏اللهى) در راستاى تخريب چهره عناصر مؤمن و ارزشى نظام با اقدامى وحشيانه، فارغ از همه اصول اخلاقى و انسانى به حريم مقدس علم و انديشه و خوابگاه دانشجويان حمله آوردند و چنان خيره‏سر و كوردلانه اقدام به ضرب و جرح دانشجويان كردند كه يكى از دانشجويان بسيجى را كه در آرام كردن فضاى اغتشاش خوابگاه فعالانه حضور داشت، پس از ضرب و شتم، بازداشت نموده و بدون هيچ توجيهى، به يك ساختمان نامعلوم در شمال تهران برده و پس از نگهدارى ايشان در شرايط نامطلوب و قراردادن وى در فشار روحى و روانى، پس از ساعت‏ها و با گرفتن گلاسه اثر انگشتان و تعهد كتبى وى را رها كردند."
يعنى لباس شخصيها "افراد خود سر" نيستند. خانه‏هاى امن دارند و افراد را توقيف مى‏كنند، به مراكز خود مى‏برند، شكنجه مى‏كنند و از آنها تعهد مى‏گيرند و... به سخن ديگر، خطاى اصلاح طلبان اين بوده‏است كه به اعضاى سازمان ترور، عنوان "خودسر" دادند و با اين عنوان، به جنايتكاران پوشش بخشيدند.
* اعتراضيه شوراى مديران دانشگاه صنعتى شريف نيز بسيار گويا است:
"شوراى مديران دانشگاه صنعتى شريف حمله به خوابگاههاى دانشجوئى تهران و شهرهاى ديگر را قوياً محكوم مى‏كند. ما بر اين باوريم كه صيانت از منزلت آموزش عالى و مؤسسات تحقيقاتى بايد، بدون قيد و شرط و بطور مداوم، حفظ شود. ما قوياً از حكومت ايران مى‏خواهيم آزادى بيان و اجتماع مسالمت‏آميز دانشجويان را ضمانت و حمايت كند. سركوب دانشجويان هيچگاه بسود مردم ايران نبوده‏است".

* "اصلاح طلبان" كه مى‏بينند وسيله سركوب خونين دانشجويان شده‏اند، بعنوان واكنشى، عكسهاى دانشجويانى را كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته‏اند، انتشار مى‏دهند. دانستنى است كه در شب سركوب خونين، به خبرنگاران اجازه ورود به صحنه را نداده‏اند و عكسها را "اطلاعاتيها" گرفته‏اند. انتشار عكسها واكنش اعتراض گونه خاتمى و همكاران او است. هرچند اصلاح طلبان آن را دليل شدت تمام گرفتن برخوردهاى دوجناح مى‏شمارند، اما گمان نمى‏رود اصلاح طلبان به خود جرأت برخورد را بدهند.
گزارشهاى شبهاى اعتراض:
نخستين شب (20 خرداد 82) جنبش اعراضى:
رژيم از ترس 18 تير برنامه امتحان دانشگاهها را طورى گذاشت كه 18 تير همه آنها تعطيل باشند و با اينكار خود ندانسته 18 تير را جلو انداخت. دو نوبته شدن دانشگاهها (پولى شدن آنها) براى دانشجويان آنقدر اهميت داشت كه برايشان بهانه‏اى شود تا بدان حركت را شروع كنند و ديشب شروعش بود. ماجرا از خوابگاه دختران شروع شد و كوى دانشگاه در خيابان اميرآباد سر و صدا را از آنجا شنيد. پسران هم از خوابگاه خود بيرون آمده و جلوى خوابگاه دختران شروع به شعار دادن كردند. اينها از بيرون و دخترها از داخل فضاى تظاهرات را شكل مى دادند. مردم هم كه ماجرا را شنيدند به پشتيبانى آنها آمدند. حدود ساعت 11 ديشب جلو خوابگاه 500 نفردانشجو و حدود1500 تا2000 نفراز مردم جمع شده و شعار ميدادند. كم كم به تعداد مردم افزوده ميشد. بعد جمعيت به سمت پايين براه افتاد. نيروى پليس ضد شورش. پايين تر و نزديك چهارراه بولوار آماده ايستاده بود. نيروهاى چماقدار هم آمده بودند. با حركت دانشجوها در وسط خيابان و مردمى كه در پياده رو با آنها مى‏آمدند. تعداد مردم زياد مى‏شد و به همين ميزان هم مردم مى‏آمدند به خيابان و با دانشجوها قاطى شده شعار ميدادند و به تظاهرات مى‏پيوستند. تا نزديك بولوار جمعيت به حدود 10 تا 15 هزار نفر مى‏رسيد. و شعارهايى كه سرداده ميشد اينها بود:
"سرود اى ايران" و "مرگ بر ديكتاتور" و "مرگ بر رهبر" و "مرگ بر خامنه‏اى" و "هاشمى پينوشه ايران شيلى نميشه" و "شاه، شاه، اكبر شاه، مرگ بر شاه" و "مرگ بر خامنه‏اى" و "حكومت آخوندى فانوس رو به باد است" و "خاتمى بى غيرت استعفا استعفا"، "مرگ بر خاتمى" و "ايرانى مى‏ميرد سازش نمى‏پذيرد" و "نه سازش نه تسليم، آزادى، آزادى" و "زندانى سياسى آزاد بايد گردد" و "مردم چرا نشستين ايران شده فلسطين" و "دانشجو ملت اتحاد، اتحاد" و "مردم چرا نشستين، ايران شده فلسطين" و "مرگ بر آخوند انگليسى"، "18 تير، تير خلاص" و "رفراندوم، راه نجات مردم" و "درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شويد" و "ايرانى مى‏ميرد، ذلت نمى‏پذيرد" و "آزادى انديشه، با ريش و پشم نمى‏شه" و ... ماجرا تا حدود ساعت يك و نيم ادامه داشت. پليس راههاى منتهى به كوى دانشگاه را بسته بود و خود رو را منحرف مى‏كرد. ماشينها با شادى و بوق زدن و سوت و هلهله با تظاهرات همراهى مى‏كردند. مردم در چهار راه بولوار امير آباد تجمع كرده بودند و شعار مى‏دادند و پليس ضد شورش ايستاده بود بعنوان حائل كه از پيوستن تظاهر كنندگان بالا - كه با دانشجوها مى‏آمدند - و آنها جلوگيرى كنند. مردم در ساير خيابانها و چهار راههاى اطراف هم جمع شده و دسته دسته شعار مى‏دادند. شادى در ميان مردم موج مى‏زد و بعضى ها بچه هايشان را نيز آورده بودند. رفتار پليس تهاجمى نبود. جز يك مورد كه به سمت تظاهر كنندگان چهار راه بولوار حمله كردند (مانند گذشته با چماق و باتوم به جان مردم نيفتاده بودند). حضور زنها و زنهاى مسن بسيار جالب و همراهى عموم مردمى كه در خيابانها بودند با زدن بوق چشمگير بود.
گزارش شب دوم:
پريشب 21 خرداد (دومين شب تظاهرات) ساعت 11 رفتم جلوى كوى دانشگاه تمام خيابانها و كوچه‏ها و دسترسى‏ها را به خيابان امير آباد با نيروهاى پليس ضد شورش بسته بودند. از كوچه‏اى توانستم سرك بكشم و كف خيابان مملو از سنگ و كلوخ بود. دانشجوها از داخل خوابگاه و نيروى پليس و انصاريها از بيرون به هم سنگ ميزدند و دانشجوها شعار ميادند. مردم هم در خيابانها و كوچه‏ها تجمعات پراكنده داشتند و شعار ميدادند. بيش از 2000 نيروى ضد شورش آورده بودند. در تمام خيابانهاى اطراف مردم با ماشينها آماده بودند و بوق ميزدند. تا ساعت 1 و نيم بعد از نيمه شب سعى كردم از جاهاى مختلف كه بتوانم بداخل خيابان بروم ولى مأموران سر هر كوچه فرعى هم ايستاده بودند و نمى‏گذاشتند. ديشب هم وضع به همين منوال بود ولى مردم بيشتر آمده بودند و با ماشينها در خيابانها بوق مسزدند و وسط خيابان ايستاده از ماشينها پياده شده و كف مى‏زدند و پراكنده شعار ميدادند. دو نفر از انصاريها هم آمدند كه به آنها حمله كنند و اسپرى اشك آور به صورت جوانى پاشيدند. او با آنها درگير شد و مردم هم به آنها حمله كردند. و موتور انصارى را به آتش كشيدند. و كتك مفصلى هم به وى زدند. شانس آورد ولش كردند وگرنه جان بدر نمى‏برد. كمى قبل از آنها، ديدم نيروهايى از انصار به زور چند جوان را دستگير كردند. يك سرهنگ پليس ديشب جرات نمى‏كرد برود جلو (همان جاى كه مردم مى‏رقصيدند و موتور اون مزدور انصار زور را آتش زدند) و به مردم مى‏گفت چند نفر با هم بياييد برويم ببينيم چه خبر است! بعد كه كسى باهاش نرفت منتظر ماند تا نيروهاى كمكى برسند. من ساعت 3 نيمه شب بازگشتم به منزل ولى ماجرا همينطور ادامه داشت.
جمعه شب مردم به سمت كوى دانشگاه مى‏آمدند. راه‏ها را بسته بودند. مردم هم يا از ماشينها پياده مى‏شدند و همان اطراف به تجمع‏هاى پراكنده مى‏پرداختند و يا سوار بر ماشينها به زدن بوق و شادى مى‏پرداختند. در خيابانهاى كردستان و جلال آل احمد جوانهابا بر پا كردن آتش و جمع كردن مردم به دادن شعارهايى از قبيل " خامنه‏اى حيا كن سلطنت رو رها كن" و "مرگ بر آخوند " و " آزادى، آزادى" مى‏پرداختند و نيروهاى ضد شورش پليس و انصارى‏ها هم به آنها حمله مى‏كردند. مردم عقب مى‏رفتند و در جاى ديگرى همين ماجرا تكرار مى‏شد. تا حدود صبح اين جنگ و گريز ادامه مى‏داشت. و دانشجوها را هم نيروهاى گارد ويژه نمى‏گذاشتند بيايند بيرون و همان درون خوابگاه به شعار دادن مى‏پرداختند. جوانها هم در بيرون با تجمع‏هاى كوچك به ماموران سنگ مى‏زدند. و شنيده مى‏شد كه چند تايى از آنها را زده‏اند.
روز شنبه هم مردم همانند شبهاى پيش آمدند ولى تجمع مامورين بسيار بيشتر بود. مردم هم همان اطراف با تجمع و بوق زدن در ماشينها تا حدود ساعت 3 صبح آنجا بودند. احالى محلهاى اطراف كوى دانشگاه، درب خانه‏هاى خود را باز مى‏گذاشتند تا مردمى كه مورد حمله مزدوران قرار مى‏گيرند در آنها پناه گيرند. دوشنبه شب ماشينها بيشتر شده بودند و خانواده‏ها آمده بودند و راه بندان بى نظيرى در خيابان امير آباد كه شمالش به طرف كوى بسته شده بود (به وسيله ماموران) درست شده و همه بوق مى‏زند. لباس شخصى‏ها با خشونت از بوق زدن ممانعت مى‏كردند و به مردم حمله مى‏كردند ولى مردم تا از آنها رد مى‏شدند به كار خود ادامه مى‏دادند. چيزى كه مهم است روحيه مردم است كه توى آن راه بندانى كه ساعتها حضور داشتند با شادى بود.
دوشنبه شب حضور نيروى تازه‏اى كه لباس شخصى به تن داشت ولى يك جليقه‏اى كه پشت آن به انگليسى نوشته بود:
پليس، به چشم مى‏زد. اينها به نظر من از سپاه پاسداران بودند. چرا كه تيپ و چهره شان اينجور وانمود مى‏كرد. در طول اتوبان كردستان و جلال آل احمد ايستاده بودند تا مردم از ماشينها پياده نشوند و شعار ندهند. سه شنبه شب هم ماجرا ادامه داشت. نكته قابل توجه اينكه درون ماشينها همه اعم از زن و مرد و بچه و همه اعضاى خانواده همراه با ميهمانانشان در تظاهرات شركت مى‏كنند.
گوهر دشت كرج، اصفهان، شيراز، اهواز و تبريز و مشهد و همدان و كرمانشاه و كرمان و رشت، شهرهائى هستند كه به تأسى از تهران شبها مردم به تظاهرات مى‏پردازند. سه شنبه دانشجويان علم و صنعت نيز به متحصنين دانشگاهها پيوستند و علم و صنعت هم مركز تظاهرات شد شعارهاى آنان از اين قبيل بود " نصرمن الله و فتح القريب، مرگ بر اين نظام مردم فريب "،" نيروهاى زره‏پوش، لباس ملت بپوش "، " خاتمى سكوتت حمايت از كشتار است " و " 23 سال خيانت، آخرشم جنايت ". دانشگاه تهران از ديروز بعد از ظهر شروع كرده و شعارها از داخل به گوش مى‏رسد. همينطور دانشگاه خواجه نصير در بالاى ميدان ونك. در اين شب، دامنه جنبش اعتراضى به تهران پارس كشيد و در آنجا زد و خورد و تير اندازى نيز شد. در تهران، صحبت از سه كشته مى‏شود. زخمى‏ها يورشها را از 100 متجاوز مى‏دانند. قتل دو كس مسلم است.تلويزيون كانال 4 رژيم حتى مجبور شد در روز سه شنبه با پزشك دانشجويى كه با بيش 10 ضربه چاقو به قتل رسيده بود مصاحبه كند و جسد اين شهيد را نشان دهد.
چهار شنه و پنج شنيه 28 و 29 خرداد، مردم كماكان شبها با ماشينها در خيابانها بخصوص امير آباد، جهان آرا، كردستان و زير پل گيشا تا ساعتهاى 3 صبح راه بندان بوجود مى‏آورند و جالب است كه همه خندان و قوا هم زياد هستند و تعدادى را از جنوب كشور آورده‏اند كه با فاصله 50 مترى اسپرى به دست ايستاده‏اند تا اگر كسى بوق زد روى شيشه‏اش علامت بزنند و بعد ساير نيروها پلاك ماشينش را بكنند. مردم هم جلوى آنهابوق نمى‏زنند ولى به محض اينكه فرصتى مى‏يابند به بوق زدن مى‏پردازند.
چهارشنبه شب علاوه بر اطراف دانشگاه شرق تهران هم حركت شروع شد و در تهران پارس جوانان و مردم بيرون آمدند و به سايرين پيوستند. شهرهاى اطراف كرج هم، مانند گوهر دشت و گلشهر، تظاهرات و درگيرى زياد بود. اصفهان و مشهد و كرمان هم همينطور. در تبريز، به كوى دانشجوئى سهند، يورش وحشيانه شده‏است. مردم با دانشجويان همگام شده و در دو روز گذشته تظاهرات و درگيرى بسيار بوده. مردم روزها هم كم كم دارند حرف شركت در تظاهرات را مى‏زنند. يعنى مى‏تواند تظاهرات شبانه به جاهاى بيشترى از شهر كشيده شود.

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر