١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٥ از ٢٤ فروردين تا ٨ ارديبهشت

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
انقلاب اسلامى: بازتاب و "خط سيد ضياء" به همكارى با قواى متجاوز در جنگ روانى ادامه مى‏دهند. نمونه هائى را به شرح زير مى‏آوريم. هم بدين خاطر كه بيانگر تمايلى از تمايلهاى درون رژيم ملاتارياست و هم بدين خاطر كه به هر ايرانى معلوم مى‏كند چرا ملتهاى ما با داشتن همه امكانها و بهترين فرصتها، تحت سلطه قدرتى كه در آئينه جنگ با عراق، انحطاط خويش را عيان كرد و در قلمروهاى اخلاق، سياست بين المللى، حقوق بين المللى و حتى نظامى خويش را آشكار گرداند:

مداكره با امريكا و سركوب: رد لايحه قانون انتخابات، سركوب را تشديد كنيم و...:

قول هاشمى رفسنجانى را پيش از اين آورده‏ايم: مذاكره با امريكا بله اما با شرائط!؟
"شوراى نگهبان" لايحه انتخابات را كه نظارت استصوابى را لغو مى‏كرد، روزى بعد از تصويب، با وارد كردن 36 ايراد "قانونى" و "شرعى" رد كرد. حميد رضا ترقى دبير سياسى جمعيت مؤتلفه در مصاحبه با روزنامه همبستگى 16 فروردين 82: جنگ آمريكا با عراق قطعاً تهديدات اجتناب ناپذيرى را براى امنيت ملى ايران در پى خواهد داشت. طبيعى است كه‏اين تهديدات افكار عمومى را پذيراى شرايط خاص امنيتى كرده است. ارتش و سپاه بايد آمادگى لازم را براى مقابله با حوادث احتمالى داشته باشند. موضع مدير مسئول سايت باز تاب فؤاد صادقى (وابسته به محسن رضائى):

تغيير موضع ناگهانى كالين پاول در رابطه با ايران و سوريه، نشان داد سياستمداران آمريكايى با يك هفته تأخير، وانمود كرده‏اند موضع دولت انگلستان در قبال جمهورى اسلامى را پذيرفته‏اند. اكنون پرسش اصلى اين است كه ايران بايد چه موضعى در قبال ايالات متحده اتخاذ كند؟ يا به عبارتى ديگر برخورد ايران با آمريكا مى‏بايست چگونه صورت گيرد؟ از سويى تصميم آمريكا به دخالت و حضور مستقيم در جهان، به ويژه خاورميانه، سياست دشمنى زبانى ايران با آمريكا را بى‏معنا ساخته است. جمهورى اسلامى ديگر قادر نيست از سويى در تبليغات و موضع‏گيرى رسمى بر دشمنى با آمريكا تأكيد ورزد، اما در عمل خطمشى بى‏طرفانه و مسالمت جويانه را مقابل آمريكا اتخاذ كند. موضع انفعالى سخنگوى وزارت خارجه در مورد به رسميت شناختن تسلط اسراييل بر 78 درصد از سرزمين فلسطين، تقديم افغانستان به آمريكا در اجلاس بن و توصيه به حزب‏الله لبنان در عدم تحرك نظامى توسط وزير خارجه، گوشه‏اى از اين عملكرد بى‏طرفانه! در مدت اخير است. ديگر ايالات متحده، آن سوى جهان نيست كه بتوان با صداى بلند براى او پيغام فرستاد. بلكه از شمال غربى تا جنوب و شمال شرقى كشور را احاطه كرده است و همان‏گونه كه سياستمداران عجول كاخ سفيد، علايم زودهنگامى از خود بروز دادند، به دنبال تعيين تكليف نهايى با ايران پس از جنگ عراق هستند. بنابراين تفاوت ديگر بين شعار و عمل، در صحنه سياست خارجى قابل تداوم نيست. اما به نظر مى‏رسد در شرايط كنونى قادريم نوع سومى از برخورد با آمريكا را تجربه كنيم. بررسى شرايط جديد جهانى و موقعيت جديد آمريكا، نشانگر آن است كه زمينه لازم براى اتخاذ يك موضع متفاوت در برابر ايالات متحده ايجاد شده است. ما قادريم با حفظ منافع ملى و مواضع ايدئولوژيك خود و لحاظ كردن واقعيت‏هاى كنونى در شعارها و مواضع گذشته، به نوعى خود را به آمريكا تحميل كنيم. واقعيت آن است كه مردان كاخ سفيد دريافته‏اند كه قادر به مقابله با تمامى جهان نيستند. آمريكا به همان اندازه كه در جريان جنگ عراق تلاش دارد خود را مقتدر نشان دهد، نقاط ضعف خويش را نيز به نمايش گذاشته است. حتى اگر از سقوط جايگاه آمريكا در افكار عمومى به گواهى تظاهرات وسيع ضد جنگ در سراسر دنيا بگذريم، نوع برخورد تركيه و كره شمالى با آمريكا، به خوبى نشان داد كه استفاده از نقاط ضعف ايالات متحده و اهرمهاى فشار منطقه‏اى تا چه ميزان مى‏تواند آمريكا را در انفعال قرار دهد. مهمترين ويژگى سياستمداران آمريكايى، منفعت‏گرايى آنها است و زمانى كه بتوان از موضع قدرت و استفاده مناسب، از اهرم‏هاى فشار در اختيار خود، با آنان برخورد كرد، نه تنها حاضر به پذيرش ما همانگونه كه هستيم مى‏باشند، بلكه حاضر به واگذارى امتيازات مهمى نيز مى‏شوند و به نوعى توازن سياسى تن خواهند بود. بايد بپذيريم كه در شرايط جديد جهانى دشمنى صرف و مذاكره منفعلانه، هيچ يك شيوه مناسبى در برخورد با آمريكا نيستند.
كيهان (1/16) در سرمقاله خود نوشت: ناكامى آمريكا در تسخير سه روزه عراق نشان داد كه على رغم رجز خوانى مقامات آمريكايى و برخلاف آنچه فيلم‏هاى هاليودى در رسانه‏هاى غربى در پى القاء آن بوده‏اند، داستان ابرقدرتى آمريكا فقط يك توهم است. مهاجمان با اقدام جنايتكارانه و غيرقابل توجيه خود، جريانات طرفدار رابطه و مذاكره و همزيستى با آمريكا را نه فقط رسوا كرده‏اند كه كمترين زمينه‏اى براى ابراز وجود آنها باقى نگذاشته‏اند. در اين زمينه گفتنى است كه از اين پس و در پى جنايات آشكار آمريكا، افراد و گروه‏هايى كه كماكان از رابطه و مذاكره با شيطان بزرگ سخن به ميان آورند، مستحق برخورد جدى هستند، چرا كه پذيرش بهانه‏هايى نظير كم دانى، غفلت و بى‏خبرى از اين گونه افراد و گروه‏ها، ساده لوحى مفرط و غيرقابل توجيه است. كسانى كه هنوز هم از ضرورت رابطه و مذاكره با آمريكا سخن مى‏گويند، اگر ديوانه نباشند به احتمال زياد، ماموران مزدورى هستند كه قلع و قمع آنان به منظور حفظ جان و نواميس مردم، يك وظيفه قطعى و ضرورى است و بالاخره همه شواهد و قرائن حكايت از آن دارند كه عصر خمينى به نقطه سرنوشت سازى رسيده و آمريكا قوس نزولى خود را با حركتى پرشتاب به سوى فروپاشى طى مى‏كند.
انقلاب اسلامى: دقت در رجز خوانى كهيان آشكار مى‏كند كه ترس در دلهاى رهبرى سازمان ترور و "خط سيد ضياء" لانه كرده‏است. گزارشها كه در يافت كرده‏ايم نيز بيانگر ترسى است كه در دل ملاتاريا افتاده‏است.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر