١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در شماره ٥٦٤ از ١۰ تا ٢٤ فروردين


سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
ايران گيتيهائى كه طرفهاى اصلى امريكا در معامله پنهانى با امريكا بوده‏اند:

به‏ترتيبى كه آمد، در صفحه 807، "شنود اشباح"، قربانى فر را به منتظرى مى‏چسباند.
بنا بر گزارش كميسيون تاور و گزارشهاى دو مجلس امريكا، امريكائيها بنا بر كنار گذاشتن قربانى فر و گشودن مجراى دومى با هاشمى رفسنجانى مى‏گذارند. بنا بر گزارش كنگره (صفحات 234 تا 236): قربانى فر "با هر سه گرايش رژيم در مراوده بود و كارها را با توافق همه انجام مى‏داد". او از سه تن، خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى و مير حسين موسوى نمايندگى مى‏كرد.
"خويش" رفسنجانى" (برادر زاده او)، در ديدار 29 اكتبر 86، با نورث و سكورد و حكيم و كاو، به امريكائيها مى‏باوراند كه هاشمى رفسنجانى، براى اينكه بعدها كسى نتواند مخالفت كند، همه، از جمله آية الله منتظرى را، با معامله محرمانه با امريكا موافق كرده‏است. (صفحات 259 و 260 گزارش مجلس نمايندگان امريكا) در اين ديدار، "خويش رفسنجانى" اطلاع مى‏دهد: "از سوى دانشجويان و يك گرايش سياسى، روابط پنهانى ما با شما افشا شده‏اند و اينها متنى در 5 ميليون نسخه را در باره سفر مك فارلين به ايران را پخش كرده‏اند.
وقتى مجراى اول (قربانى فر) سخن از استقرار روابط با امريكا بميان آورد، رفسنجانى موافق بود و بخاطر سياستهاى خاصش، صلاح را در اين ديد كه همه جناحها را در اين كار، دخالت دهد و به هر گروه نقشى داد...".
بدين قرار، پيش از انتشار خبر سفر هيأت مك فارلين به ايران، در روزنامه لبنانى الشراع، خبر در ايران منتشر شده بود. راست بخواهى، از آغاز ارتباط محرمانه، خبر آن به خارج درز كرده و در انقلاب اسلامى منتشر شده بود.
پيش از آن، امريكائيها بر آن مى‏شوند قربانى فر را كنار بگذارند، على هاشمى بهرمانى (مجراى دوم و مستقيم به رفسنجانى) و سماعى (افسر اطلاعات سپاه)، اواخر اوت 1986، در ديدار با ژنرال سكورد و حكيم، مى‏گويند: "منتظرى يك "راديكال" شمرده مى‏شود. موافقتش ضرور است وگرنه، اجماع تحقق پيدا نمى‏كند...قربانى فر دوست قديمى منتظرى است و امريكائيها از هر راه شده، بايد دل او را بدست آورند. معنى حرف بهرمانى اين بود كه كنار گذاشتن قربانى فر خطرناك است."

* بدين قرار واقعيتى را كه "شنود اشباح" وارونه مى‏كند، اينست كه الف - اين على هاشمى بهرمانى است كه به امريكائيها مى‏گويد كنار گذاشتن قربانى فر خطرناك است. "شنود اشباح" نمى‏گويد قربانى فر تهديد مى‏كند كه اگر پول او را نپردازند و بخواهند او را كنار بگذارند، پته همه را روى آب خواهد انداخت، مى‏گويد او "به دليل همكارى نزديك با فتح ا... اميد نجف آبادى و ديگر افراد باند جنايتكار طرفدار حسينعلى منتظرى، موفق به آغاز عمليات اطلاعاتى پيچيده‏اى براى حاميان اصلى‏اش در تل اويو گرديد".
اما على هاشمى رفسنجانى و نيز گرد آورندگان مجموعه‏اى آشفته از راست و دروغ زير عنوان "شنود اشباح" راست نمى‏گويند. گزارشهاى تاور و دو مجلس امريكا حاكى از آنند كه قربانى فر تهديد مى‏كند و تهديد خود را به اجرا مى‏گذارد. آن زمان فتح الله اميد نجف آبادى، "نماينده" مجلس بود. منتظرى نيز "قائم مقام رهبر" بود. تا پيش از آنكه قربانى فر دو نامه خود به محسن كنگرلو را از طريق اميد نجف آبادى براى منتظرى بفرستد، اين دو از ماجرا، اطلاع نمى‏داشته‏اند. "شنود اشباح" قسمتى از خاطرات منتظرى را نقل مى‏كند و در برابر جمله "بعد از اينكه اين نامه‏ها بدست من رسيد، تازه فهميدم" علامت "؟!" گذاشته و البته "تازه فهميدم" را نيز چاق كرده‏است. اما واقعيت اينست كه ايران گيتيها منتظرى را يكسره از روابط پنهانى بى اطلاع نگاهداشته بودند. بدلايل بسيار، از جمله 1 - اميد نجف آبادى و سيد مهدى هاشمى را اعدام كردند و تكذيب كردند كه بخاطر افشاى سفر هيأت مك فارلين به ايران بوده‏است. 2 - قربانى فر به منتظرى پيام مى‏دهد قرار است شما را از قائم مقامى عزل كنند و با وجود دادن اين اطلاع قبلى، او را عزل مى‏كنند. بنا بر اين، ايران گيتيهائى كه معامله پنهانى مى‏كرده‏اند، آن را براى تصرف قدرت و حذف مانع‏ها، حتى خمينى و منتظرى، مى‏كرده‏اند. 3 - بنا بر گزارشهاى تاور و دو مجلس امريكا، قربانى فر كانال ارتباطى با موسوى و خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى بوده‏است. و 4 - بنا بر همان گزارشها، تهديد مى‏كند كه ماجرا را لو مى‏دهد. و 5 - وقتى تهديد خود را به اجرا مى‏گذارد، از طريق منتظرى عمل مى‏كند. پس مى‏دانسته‏است منتظرى را از معامله پنهانى بى اطلاع نگاهداشته‏اند و نيز مى‏دانسته است كه او مجرا را افشا خواهد كرد.
"شنود اشباح" چون مى‏دانسته‏است اگر فصل نهم خاطرات منتظرى را كامل نقل كند، مسلم مى‏شود الف - منتظرى را بى اطلاع نگاه داشته‏اند و ب - هاشمى رفسنجانى و احمد خمينى طرفهاى معامله با امريكا بوده‏اند، قسمت اصلى را سانسور كرده‏است (ص 283 خاطرات): "من فهميدم كه چنين قضيه‏اى هست و در اين ميان، معلوم شد كه پاى اسرائيل هم در ميان بوده‏است. و اصلاً اشكال من اين بود كه چرا بايد كار به جائى برسد كه ما خواسته باشيم با اسلحه اسرائيلى با عراق بجنگيم. بعد آقاى هاشمى رفسنجانى كه پيش من آمد، من به او اعتراض كردم كه چرا اين قضيه را به من نگفتيد؟ گفت: قصد داشتيم اين قضيه را بعداً به شما بگوئيم. بالاخره من اعتراض كردم كه چرا خودسرانه اين كارها را مى‏كنيد و آنها ناراحت بودند كه چرا من اين مسائل را فهميده‏ام. (پيوستهاى شماره 130 و 131) سئوال: آيا در جلسات سران اين مسئله مطرح نشده بود؟ جواب: در آن جلسات كه من بودم مطرح نشده بود. ماجرا را از دو نامه اعتراض منوچهر قربانى فر به محسن كنگرلو كه فتوكپى آنها را براى من فرستاده بود، باخبر شدم.
سئوال: آيا مرحوم امام (ره) در جريان اين معامله بودند يا نه؟ جواب: من درست نمى‏دانم كه مرحوم امام (ره) در جريان اين مسئله بودند يا نه. ولى من پس از آنكه اين جريان را شنيدم رفتم به بيت مرحوم امام و جريان را براى حاج احمد آقا گفتم. او خيلى تعجب كرد كه شما از كجا در جريان قرار گرفتيد؟ گفتم: از هرجا، بالاخره اجنه به من خبرداده‏اند! گفت: خوب، گاهى اين اجنه كه براى شما خبر مى‏آورند اين خبرها را بنويسيد و براى امام هم بفرستيد! گفتم: بالاخره اين گونه نيست كه من در جريان قرار نگيرم. ولى آقايان از اينكه من بطور كامل همه اين جريان را مى‏دانم، خيلى ناراحت بودند.
سئوال: آيا به نظر شما ميان جريان مك فارلين و جريان سيد مهدى هاشمى و دستگيرى آقاى اميد نجف آبادى ارتباطى وجود نداشت و اين جريان يك تصفيه حساب جناحى نبود؟ جواب: همه چيز محتمل است و الاحتمال خفيف الموونه ؛ و بعضى اخبار پشت پرده و بعضى تلكسهائى كه در آن وقت روى تلكس منزل ما منعكس مى‏شد، حكايت از اين ارتباط مى‏كرد و قضيه آوردن اسلحه از اسرائيل براى ايران هم در يكى از اين تلكسها منعكس شده بود و العلم عند الله (پيوستهاى شماره 132 الى 135)
* طرفه اينكه در صفحات 814 و 815، از قول اشپيگل (1 دسامبر 86)، همان رابطه را مى‏آورد كه به قربانى فر امكان داد ميان دستگاه ريگان و دستگاه خمينى رابط شود: "منوچهر قربانى فر دلال اسلحه ايرانى و يكى از نزديكان (مير حسين) موسوى، نخست وزير ايران قرارگرفت."

* در صفحه 818، به نقل از كتاب "بحران در واشنگتن - تحقيقات "مارتين مك لاولين" چگونگى افشاى افتضاح را از راه الشراع مى‏نويسد:

"سه هفته بعد {از جريان سقوط سى - 130 توسط ساندينيستها} يك نشريه لبنانى، ديدار نورث و مك فارلين از تهران در بهار گذشته را گزارش كرد كه مبناى آن اطلاعاتى بود كه {ظاهراً} از سوى يك گروه دانشجوئى ايرانى در اختيار آن روزنامه قرارداده شده بود." انقلاب اسلامى: بديهى است "شنود اشباح" نمى‏خواهد راست را بنويسد. زيرا مى‏داند قلب سازيهايش را آشكار مى‏كنند. وگرنه، بر فلاحيان و حسينيان و... معلوم است كه الشراع از طريق سيد مهدى هاشمى و افراد او خبر را دريافت كرده‏است. روزهاى طولانى، تلويزيونهاى امريكائى در محل زندگى بنى‏صدر، دكل بر پا كرده بودند و بطور روزانه، اطلاعات پيرامون روابط پنهانى خمينى و دستگاه خمينى را با ريگان - بوش و دستگاه او، دريافت و پخش مى‏كردند. بعدها، بنى‏صدر گفت بخشى از اطلاعات را از نزديكان منتظرى دريافت مى‏كرده‏است.
در صفحه 832، با نقل قول هفته نامه الوطن العربى (مصاحبه با عدنان خاشقى)، دست به تقلبى مى‏زند كه از افرادى چون على فلاحيان و حسينيان بر مى‏آيد. قاشقى از قول قربانى فر مى‏گويد: "اينك در داخل رژيم ايران 3 جناح وابسته به {"امام‏} خمينى" وجود دارد: اول جناح {هاشمى‏} رفسنجانى. وى معتدل كننده دوطرف ميانه روها و افراطيون قرار دارد. دوم جناح ميانه روها به محوريت منتظرى جانشين {"امام‏}خمينى" تمامى هواداران او افراد ميانه رو هستند. سوم جناح افراط گرايان متشكل از سپاه پاسداران. اين سه جريان، بر سر جانشينى پس از وفات {"امام‏} خمينى" با يكديگر مبارزه مى‏كنند. شخصى كه در هامبورگ با من تماس گرفت، به من گفت كه جناح ميانه رو {جناح طرفدار منتظرى }آماده برقرارى كانالهائى با اعراب، جهت پايان بخشيدن به جنگ مى‏باشد. من اين حرفها را علاوه بر امريكائيها، به برخى از مراجع عربى، عيناً ابلاغ كردم". و در صفحات 435 و 436 "از يادداشتهاى تحقيق كتابخانه‏اى محقق و حاشيه نويسى تحقيقات پژوهشى بر آن"، آورده‏است: "در اين جلسات، عناصر مختلف مؤثر در حاكميت جمهورى اسلامى به سه گروه ميانه رو {همگرا با استكبار جهانى‏}، تند رو {ضد استكبارى‏} و گروه بينابين تقسيم شده و با اطلاعات دقيق امنيتى، مورد اشاره، بحث و تجزيه و تحليل قرارگرفته‏اند. خط اول با محوريت قائم مقام رهبرى جمهورى اسلامى، حسينعلى منتظرى. در اسناد افشا شده موجود آنان، از اين خط، بعنوان جناح متناسب با استراتژى اسرائيل، امريكا و سياستهاى جهانى آنان نام برده...
در لابلاى كوششها و فعاليتهاى همه جانبه‏اى كه اسرائيليها و امريكائيها، در مسير به قدرت رساندن منتظرى و باندهاى مدافعش انجام دادند، مطابق مستندات غير قابل انكار - كه در همين فصل بيشتر بدانها اشاره خواهيم داشت - حتى پيش بينى‏هاى لازم، جهت حذف فيزيكى حضرت امام نيز با اين جريان شيطانى و مرموز داخلى، مورد مذاكره قرار گرفته‏است." انقلاب اسلامى: بدينسان، "خط سيد ضياء" اعتراف مى‏كند: الف - ايران گيتى دركار بوده‏است. ب - سه تمايل در رژيم وجود داشته‏اند. يك تمايل كه خود را ميانه رو مى‏خوانده، "همگرا با استكبار جهانى" بوده و امريكا و اسرائيل مى‏خواسته‏اند اين تمايل را به قدرت برسانند. ج - اين امر رانيز كه تمايل حتى حاضر بوده‏است براى رسيدن به قدرت، خمينى را نيز بكشد، تصديق مى‏كند. تنها تقلبى كه مى‏كند، در "اسناد افشا شده موجود" نام منتظرى را به جاى نام هاشمى رفسنجانى قرار مى‏دهد. د - طرفه اينكه به وعده خود به "اشاره" به اين اسناد عمل نمى‏كند و در قولهائى هم كه نقل مى‏كند، با همه كوشش، نمى‏تواند نام هاشمى رفسنجانى را با نام منتظرى جانشين كند. پيش از آنكه به سراغ "اشاره محقق" به "اسناد افشا شده موجود" برويم، از گزارشهاى تاور و كنگره امريكا واقعيت را نقل مى‏كنيم:
* اما قربانى فر خود به كميسيون تاور سه تمايل را معرفى كرده‏است و "محقق" لازم نبود نظر او را از قول قاشقى در مجله وطن العربى نقل كند: بنا بر گزارش كميسيون تاور، پيش از آنكه مك فارلين، در 8 دسامبر 1985، در لندن با قربانى فر ديدار كند، كيمچى از قول او به مك فارلين مى‏گويد: "شما نمى‏دانيد چه بلبشوئى در ايران است. ميان سه دسته راديكال و ميانه رو و سنت گرايان نزاع سخت است."
* بنا بر همان گزارش، به ادعاى قربانى فر، منتظرى شاخص تمايل راديكال و هاشمى رفسنجانى معرف تمايل ميانه رو بوده‏اند و او از خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى و موسوى نمايندگى مى‏كرده‏است.
* در گزارش كنگره آمده‏است: "البته على هاشمى بهرمانى سر دارى به خرج نداده و به آنها گفته بود كه كار با موافقت هر سه جناح انجام مى‏گيرد اما آنها نخواسته بودند حرف او را باور كنند. كار كه از پرده بيرون افتاد، معلوم شد يك جناح، جناح منتظرى و پيروان او، از ما وقع راضى نيستند. با آنكه از جزئيات امر اطلاع نداريم، مى‏توانيم احتمال بدهيم منتظرى از اينكه امريكائيان رفسنجانى را بعنوان طرف دلخواه خويش برگزيده‏اند، سخت آزرده خاطر شده و تصميم به انتقام گرفته‏است. در ماه اكتبر، 5 ميليون نسخه شب نامه، شامل شرح سفر مك فارلين به ايران و اين خواست كه آورندگان هيأت مك فارلين به ايران بايد به مردم توضيح بدهند، در سرتاسر ايران توزيع شد." "شنود اشباح" در صفحه 838، با اين عبارات، اعتراف مى‏كند ماجراى سفر مك فارلين به ايران را سيد مهدى هاشمى لو داده‏است: "از يادداشتهاى تحقيق كتابخانه‏اى محقق": "از منافقانه‏ترين شگردهائى كه توسط سيد مهدى هاشمى و باند كثيف و جنايتكارش به كار گرفته شد، ايجاد و پخش شايعاتى بود كه نقش كليدى باند وى، در ارتباط با جاسوسى و خدمت همه جانبه به سرپلهاى اسرائيلى و لابيهاى آنان در ايالات متحده امريكا را از افكار عمومى مردممان دور مى‏كرد. بدين ترتيب، نه تنها امكان طرح خيانتهاى جبران‏ناپذير منافقين سكنى گزيده در بيت منتظرى، در نظام امنيتى و قضائى جمهورى اسلامى، جهت رسيدگى به جرائم جدى و سنگين فوق و مجازات عاملين آن را سلب مى‏نمود، بلكه همانند فرار دزدى كه اصل سرقتش افشاء شده و فرياد بر مى‏آورد: "آى دزد را بگيريد"، با اتخاذ تاكتيك "فرار به جلو"، چهره‏اى حق به جانب و مظلوم و مدعى، به خود گرفتند."
انقلاب اسلامى: "سيد مهدى هاشمى و باند او" تا افشا كردن سفر هيأت مك فارلين به ايران، در جنايتها و فسادهاشان آزاد بودند. سيد مهدى هاشمى را "سلطان اصفهان" مى‏خواندند. "محقق" واقعيت را وارونه مى‏كند. واقعيت اينست كه چون سفر هيأت مك فارلين را به ايران فاش كرد و دستگاه سركوب خمينى و دستياران او نمى‏توانست او را بخاطر لو دادن روابط پنهانى با امريكا و اسرائيل محاكمه و اعدام كند، جنايتها را دست آويز كردند. در صفحات 839 و 840، از قول هفته نامه الوطن العربى (17 آوريل 1987) سه تمايل را باز مى‏آورد. اين بار، معرف تمايل معتدل هاشمى رفسنجانى مى‏شود: "در آن زمان، 3 جناح اصلى در ايران وجود داشت... جناحى كه با هدايت مير حسين موسوى، نخست وزير، على رغم دشمنى خود با كشورهاى غرب،... جناح دوم همان جناح معتدلين {؟} به رهبرى على اكبر هاشمى رفسنجانى، رئيس مجلس شورا مى‏باشد. به اعتقاد وى، ايران مى‏تواند روابطى با جهان آزاد بر قرار كند و نياز به ايجاد روابط با غرب دارد... جناح سوم جناح محافظه كار است كه آية ا... منتظرى رهبرى آن را بر عهده دارد. او شديداً خواهان برقرارى روابط با امريكا بود و دقيقاً از تمامى مراحل برقرارى روابط مطلع بود. مقرر شده بود كه سود عمليات فروش اسلحه، در اختيار اين جناح {طرفداران منتظرى‏} قرار گيرد تا در كشمكش خود بر سر قدرت آتى، قدرتمندتر باشند. در اين زمينه، به دنبال تشديد كشمكش‏هاى داخلى در تهران و ارسال كمكهاى مالى بصورت وامهائى براى اين جناح به اميد اينكه بعد از فروش اسلحه، بازپرداخت شود. چندين ديدار سرى ميان مقامات امريكائى و اعضاى اصلى اين جناح، با اطلاع آيةا... منتظرى انجام گرفت. اين تماسها بيش از 18 ماه بطور سرى ادامه داشت. ولى زمانى كه امر به مسئله كشمكش بر سر قدرت در ايران ارتباط پيدا كرد، همه چيز افشا شد...
3 - موقعيت دو جناح ميانه روى منتظرى و رفسنجانى بديهى بنظر مى‏آيد كه بدنبال فوت {"امام }خمينى"، جناح راديكال مخالف با برقرارى تماس با ايالات امريكا از صحنه سياسى ايران، حذف خواهد بود. چرا كه حجة الاسلام على خامنه‏اى، رئيس جمهورى، تمامى اختيارات و نفوذ خود را از دست داد {؟!} ميرحسين موسوى، نخست وزير و از رهبران راديكال، اكنون خود را براى همكارى با غرب و پذيرفتن نقطه نظرات آنها آماده مى‏كند." انقلاب اسلامى: با وجود گزارشهاى رسمى، مراجعه به الوطن العربى، محل نداشت. اما اگر نياز به قول اين نشريه دارد، از آن روست كه با توضيح داخل كروشه خود، منتظرى را به جاى هاشمى رفسنجانى، قرار دهد. با وجود اين اعتراف مى‏كند الف - در معامله اسلحه "سود" عايد شده‏است. و اين پول به كسانى داده شده . ب - پول قربانى فر پرداخت نشده و او را كنار نيز گذاشته اند و اين امر موجب لو رفتن روابط پنهانى شده‏است. ج - گفتگوها و معامله‏هاى سرى بمدت 18 ماه ادامه داشته‏اند. د - خامنه‏اى "راديكال" است و با مرگ خمينى كنار گذاشته مى‏شود. واقعيت، مهر ابطال بر اين دروغ زد. چرا كه در واقع : منتظرى در حيات خمينى عزل و با جعل نامه از قول خمينى، خامنه‏اى "رهبر" شد. با وجود اين، جدا كردن حساب هاشمى رفسنجانى از حساب خامنه‏اى گويائى و اهميت بسيار دارد اما بنا بر گزارشهاى كميسيون تاور و كنگره،
* به على هاشمى بهرمانى 6 ميليون دلار پرداخت شده‏است. و از محل فروش اسلحه به ايران، به واسطه‏ها رشوه‏ها پرداخت شده‏اند.

* از كانالهاى ارتباط كه بوجود آمده‏اند، هيچيك از طريق واسطه‏اى به منتظرى راه نمى‏برده‏اند. "شنود اشباح" به وجود كانالهاى ارتباط بدينسان اعتراف مى‏كند:
در صفحه 841، همچنان از قول الوطن العربى ادامه مى‏دهد:
"امريكائيها به جاى اينكه مشكل را آسان كنند، با ناديده گرفتن كانالهاى سابق نخست وزير ايران، مرتكب اشتباه بزرگى شدند. سازمان اطلاعاتى امريكا با (حجةالاسلام) رفسنجانى از طريق فرزندش و سعيد خراسانى، نماينده دائمى ايران در سازمان ملل متحد، تماس گرفت و سعى نمود معامله‏هاى جديد با وى ترتيب دهد... منتظرى كه عمليات تماسهاى جديد را دنبال مى‏كرد، بهمين دليل نسبت به رفتار امريكا شك كرد و معتقد شد كه على رغم همكاريهاى گذشته با امريكائيها، آنها نظرشان عوض شد و در صدد نابودى جناحش هستند و به همين خاطر، او و طرفدارانش به منظور تثبيت خود، در كشمكش قدرت، مجبور به افشاء و بر ملا ساختن جزئيات عمليات فروش اسلحه گرديدند {!؟}" انقلاب اسلامى: عقل زور مدار امثال فلاحيان و حسينيان نمى‏تواند بفهمد كه با تخريب خود شروع مى‏كند. توضيح اينكه اعتراف مى‏كند: الف - كشماكش بر سر قدرت از راه رابطه پنهانى با امريكا انجام مى‏گرفته است و ب - تثبيت قدرت هر يك از جناجها از راه معامله با امريكا ميسر بوده‏است. و ج - اطرافيان منتظرى ماجرا را فاش كرده‏اند. د - "شنود اشباح" نويسان مأيوسانه كوشيده‏اند خامنه‏اى را خارج از رابطه پنهانى با امريكا قرار دهند و منتظرى را جانشين خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى كنند. ه - قول قبلى خود را نقض مى‏كند و مى‏پذيرد كه قربانى فر رابطه مير حسين موسوى و امريكا بوده‏است: در صفحات 843 و 844، از "خاطرات سياسى محمد محمدى نيك (رى شهرى) قول نقل مى‏كند:
"انتشار شب نامه هائى كه توسط گروه سيد مهدى هاشمى در جهت تخريب وجهه و شخصيت حضرت آيةا... خامنه‏اى تهيه شده بود، در دو مقطع صورت گرفت:
در مقطع نخست، كه شامل دوره اول رياست جمهورى ايشان است، لبه تيز حمله، در ظاهر متوجه وزارت امور خارجه و نقش آن در ارتباط با نهضتهاست. ولى هدف اصلى تعرض به آية الله خامنه‏اى به عنوان مسئول اصلى سياستهاى متخذه در ارتباط با برخى از نهضتهاى آزاديبخش است. در مقطع دوم كه دوره دوم رياست جمهورى ايشان شروع مى‏شود، برخوردها صريحتر شده و بيشتر در پوشش حمايت از دولت {موسوى }انجام مى‏گيرد... ضميمه 3 - شايعه ارتباط دستگيرى مهدى هاشمى با ماجراى مك فارلين: يكى از اقدامات طرفداران مهدى هاشمى، پس از دستگيرى او، جو سازى در جهت مرتبط جلوه دادن دستگيرى مهدى با ماجراى مك فارلين است. و هادى هاشمى در اين باره متهم رديف اول است. در اعلاميه‏اى، كه طبق تحقيقات، در حضور وى و با امضاى "جمعى از فضلا و طلاب حوزه علميه قم" تهيه و توزيع شد... آمده: در پايان با اذعان به اصالت حفظ نظام اسلامى، متذكر مى‏شود: متأسفانه اخبار متواتر، حتى حاكى از مفاسدى از قبيل ارتباط با دول ملحده در شرق و كشورهاى معاند در غرب مى‏باشد... برخى از رسانه‏هاى خارجى، مانند مجله "الشراع"، هم به اين شايعات دامن زدند.
مهدى هاشمى در آخرين بازجوئيهاى خود در تاريخ 5/7/1366، در باره ريشه شايعات مى‏گويد:
مسئله مك فارلين وقتى مطرح شد، يعنى گزارشش را من با آقا هادى با هم خوانديم و اينها در همين محورها بود كه اولين جرقه‏اى كه به ذهن ما رسيد، همان لحظه كه با آقا هادى با هم خوانديم، همين بود كه يعنى اين تحليلى كه بعداً اينها متاسفانه نوشتند و پخش كردند. اين تحليل قبلاً خود من با آقا هادى نشسته بوديم و روى آن صحبت كرده بوديم كه مثلاً در اثر گرايش كه اينها به غرب پيدا كرده‏اند، مثلاً بعضى مقامات و دولتمردان يك چنين توافقهائى صورت گرفته كه مثلاً نهضتها را از اين طرف اينها بايكوت بكنند و در ازايش هم غرب يك تعهدى به ايران بدهد كه در رابطه با جنگ و صدام و اينها، مسئله به يك صورتى حل بشود." انقلاب اسلامى: بدينسان، از قول رى شهرى، تكذيب مى‏كند اطلاع قبلى - چه رسد به ارتباط قبلى - از روابط و معاملات پنهانى داشته‏اند. زيرا سيد مهدى هاشمى و برادرش، آقا هادى، با هم نشسته و گزارش اين رابطه پنهانى را خوانده‏اند. و باز قول او و به استناد بازجوئى از سيد مهدى هاشمى تصديق مى‏كند كه على خامنه‏اى يكى از طرفهاى معامله بوده و بنا بر معامله، قرار بوده‏است رژيم خمينى دست از حمايت از نهضتهاى آزاديبخش بردارد. اما، هنوز قول رى شهرى را سانسور و قلب مى‏كند تا بر خواننده ربط اعدام سيد مهدى هاشمى به افشاى سفر هيأت مك فارلين به ايران دانسته نشود و نيز دانسته نشود از ديد دستگاه منتظرى، خامنه‏اى يكى از سه نفرى است كه با امريكا معامله محرمانه كرده‏اند:
* قول از صفحه‏هاى 146 و 147 كتاب خاطرات سياسى رى شهرى نقل شده‏است. و از اعلاميه به امضاى "جمعى از فضلا و طلاب حوزه علميه قم" اين جمله كليدى را سانسور كرده‏است: "آيا قطع ملاقاتها در ارتباط با كوتاه آمدن و سازش برخى، در مقابل فشارهاى بين المللى و ابر قدرت شرق و غرب نمى‏باشد؟" در زير نويس كتاب توضيح داده‏است كه "مقصود ملاقاتهاى آقاى منتظرى مى‏باشد كه بعنوان اعتراض تعطيل شده‏بود."
* سيد مهدى هاشمى نامه‏اى به منتظرى مى‏نويسد. اين نامه در نيمه دوم ماه مه، نشريه سوراخيا، جانبدار سوريه، درج مى‏شود. پيش از آن، انقلاب اسلامى در شماره 147، مضمون اصلى نامه و بعد از آن، در شماره 152 (16 تا 29 خرداد 1366 برابر 6 تا 19 ژوئن 1987) نامه را منتشر مى‏كند. در آن نامه، سيد مهدى هاشمى از جمله مى‏نويسد: "1 - آقايان هاشمى رفسنجانى و سيد على خامنه‏اى و سيد احمد خمينى، بخصوص نفر اول و سوم بر افكار امام تسلط دارند. بيم ما از آن بود كه اينها مى‏خواهند همين تسلط را بر افكار شما بدست آورند... اين سه تن از روز اول انقلاب، اوضاع كشور و انقلاب را به دلخواه خود، براى امام توصيف مى‏كنند... وقايع حقيقى را از امام پنهان مى‏كنند و با تمهيداتى كه چيده‏اند، مى‏خواهند ميان امام و امت سد ايجاد كنند و بر موجها سوار شوند..." ...
4 - اين سه تن از براه انداختن جنگ اعصاب و تهديد به قتل رويگردان نيستند. همانسان كه بر شهيد محمد منتظرى آوردند. هيچ چيز مانع آنها در حذف و نابودى مخالفانشان نمى‏شود."
بدين قرار، سيد مهدى هاشمى كه بهنگام انفجار حزب جمهورى اسلامى، در سپاه پاسداران، مسئول نهضت‏هاى آزاديبخش بود، انفجار حزب جمهورى اسلامى را به اين سه نفر نسبت مى‏دهد. و مى‏دانيم كه وقتى سيد مهدى هاشمى را گرفتند، هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه، آن انفجار را كار سيد مهدى هاشمى خواند!
* در نامه ديگرى سيد مهدى هاشمى به منتظرى نوشته است (شماره 204 انقلاب اسلامى): قضيه آمدن مك فارلين را به ايران، چه كسى جز سيد هادى (هاشمى برادر او و داماد و رئيس دفتر منتظرى) افشا كرد؟
* در صفحه 896، "شنود اشباح" كار تقلب و تزوير را به رسوائى مى‏كشاند. قول كميسيون تاور را اينسان مى‏آورد:
"در ملاقات 26 تا 28 اكتبر 1986 {4 تا 6 آبان‏} ايرانيها اظهار داشتند كه داستان سفر مك فارلين به تهران، توسط يك روزنامه محلى در بعلبك لبنان، منتشر شده كه اين مقاله بر مبناى يك رشته بروشور كه در 15 يا 16 اكتبر {23 يا 24 مهر} در تهران، منتشر گرديد، نوشته شده بود... {به عبارت بهتر، به سيا هشدارهاى لازم از سوى دوستان خوب ايرانى داده شده بود!} انقلاب اسلامى: بدينسان، وقتى هم مجبور مى‏شود به نقل از گزارش كميسيون تاور اعتراف كند كسان منتظرى ماجرا را فاش كرده‏اند، فاش كردن افتضاح ايران گيت، در قاموس امثال فلاحيان و حسينيان، دادن "هشدارهاى لازم" به سيا، معنى مى‏دهد! اما * در شماره 152 انقلاب اسلامى، قول دعائى ("نماينده مجلس و مدير مسئول روزنامه اطلاعات") آمده‏است: كار سيد مهدى هاشمى تمام است. او را اعدام مى‏كنند. و
* ميكائيل لودين كه در كتاب "شنود اشباح" مكرر نام او برده مى‏شود، در كتاب خود، (Perilous Statecraft Iran - Contra AffairAn Inssider's Account of the) مى‏نويسد (ص 80 كتاب): 1 - سيد مهدى هاشمى عامل انفجار ستاد نيروى دريائى امريكا در بيروت، در 1983 بود. سرهنگ نورث مى‏گويد عامل توقيف سيد مهدى هاشمى در اكتبر 1986، او بوده‏است. و مك فارلين مى‏نويسد: سرهنگ نورث به او گفته است: ترتيب اعدام شدن سيد مهدى هاشمى را من دادم! در صفحه 846، از "ترجمه كتاب "گزارش كميسيون تاور" نقل مى‏كند: "... در 27 اوت 1985، مبلغ 1217410 دلار به حساب يك مقام ايرانى در بانك اعتبارات سوئيس (Credit Suisse) سپرده شد. {اسم اين فرد، در نهايت ناباورى، بعنوان حفظ اسرار ايالات متحده امريكا، همانند موارد مشابه، مورد اشاره قرار نمى‏گيرد}. اين فرد كه يك مقام رسمى دفتر نخست وزير {ايران‏} مى‏باشد، مسئوليت تهيه سلاح از اروپا را داشت."
انقلاب اسلامى: از رشوه‏ها، "شنود اشباح"، تنها يك رقم را نقل كرده‏است. آنهم بدين خاطر كه گيرنده "مقام رسمى دفتر نخست وزير ايران" بوده‏است. حال آنكه موارد ديگرى نيز در گزارشها آمده‏اند:
* 6 ميليون دلار به على هاشمى بهرمانى كه ذكر شد. و
* در گزارش كنگره آمده‏است:
1 - بهاى 80 فروند موشك تاو 24 ميليون دلار حساب شد. 18 ميليون دلار، بابت قيمت موشك و 6 ميليون دلار به حواله كرد قربانى فر پرداخت مى‏شد: قربانى فر يك ميليون دلار را خود برداشت و بقيه را به "بعضى ايرانيها پرداخت"!
2 - قربانى فر مى‏گويد: اين بعضى ايرانيها، پسر رفسنجانى بوده‏است. بديهى است بهاى هر موشك را از دو برابر هم بيشتر حساب كردند و گرفتند: واسطه اسرائيلى بابت قيمت 80 فروند موشك هاك، 2/11 ميليون دلار به حساب وزارت دفاع اسرائيل پرداخت. 1 ميليون دلار نيز به حواله نورث، به حساب ليك ريسرچيس ريخت. بقيه كه 8/5 ميليون دلار مى‏شد، با موافقت نورث و لودين در حساب واسطه اسرائيلى ماند براى صرف شدن در عمليات. (صفحات 187 و 188 گزارش كنگره)
3 - در ازاى 1000 موشكى كه اسرائيل به ايران مى‏دهد، 10 ميليون دلار دريافت مى‏كند. از آن، 5/1 ميليون دلار به قربانى فر پرداخت مى‏شود. از باقى، 6 ميليون دلار بهاى موشكها و 5/2 ميليون دلار هم براى مخارج عمليات مخفى!
4 - با 4 نوبت فروش، هر نوبت 1000 فروند موشك تاو، 10 ميليون دلار براى هزينه عمليات مخفى و 6 ميليون دلار به قربانى فر و 24 ميليون دلار به دولت اسرائيل مى‏رسد.
5 - ايرانيها ميزان رشوه درخواستى از محل فروش اسلحه را بالا مى‏برند و تقاضاى 25 درصد از مبلغ خريد مى‏كنند (صص 204 تا 207 گزارش). و...
در صفحات 904 تا 910 قسمتهائى از گزارش قاضى مستقل، لارنس والش را نقل مى‏كند. نخست روز شمار روابط پنهانى و ايران گيت را نقل مى‏كند و آنگاه، در صفحه 909، كانال دوم را از آن گزارش اينسان نقل مى‏كند: "در يك ملاقات لندن {آلبرت‏} حكيم متوجه شد كه پسر برادر (nephew) رفسنجانى، ابراز تمايل جهت برقرارى روابط با ايالات متحده داشته‏است. اين مسئله، منجر به يك ملاقات در بروكسل، در حدود 25 آگوست سال 1986، بين سكورد و برادر زاده شد". ...
برادر زاده رفسنجانى در نوزدهم و بيستم سپتامبر به واشنگتن رفت. وى ابراز تمايل كرد تا با نورث و سكورد و كيو ملاقات كند. آنها تصميمى گرفتند كه بر مبناى آن، 7 مرحله بايد طى مى‏شد تا در مقابل تحويل سلاح، گروگانها آزاد شوند. نورث جزئيات اين ملاقات را براى پويندكستر و جورج ارسال كرد. 4 روز بعد، پويندكستر با كيسى و جورج و نورث و كيو ملاقات كرد. همگى بر اين مسئله كه بايد ارتباط با كانال دوم ادامه يابد، توافق كردند. در سوم نوامبر 1986، يك مقاله، مورد ديدار مك فارلين از تهران را تأييد كرد. در حوالى هشتم نوامبر، نورث، كيو، سكورد و حكيم آخرين ملاقاتشان را با برادر زاده رفسنجانى داشتند و آنجا قرار شد تا وقتى افشاى عمومى ادامه دارد، مسائل را كنار بگذارند." انقلاب اسلامى: در گزارش تاور از وجود 5 كانال ارتباطى سخن مى‏رود:
* از اين 5 كانال، دو كانال توسط كشور ثالث، يكى با ولايتى، وزير خارجه و ديگرى با هاشمى رفسنجانى و كانال سوم از طريق قربانى فر با سه مقام، خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى و مير حسين موسوى و كانال چهارم از طريق برادر زاده هاشمى رفسنجانى كه به امريكائيها گفته است: "از سوى رفسنجانى نمايندگى خاص دارد تا با مقامات دولت امريكا ديدار و "مفرى براى گروگانها پيدا كند" و كانال از طريق رابط خامنه‏اى.
بنا بر اين، هاشمى رفسنجانى و خامنه‏اى، هر كدام يك كانال داشته‏اند. در كانال قربانى فر نيز شريك بوده‏اند. آنها، هر يك از طريق يك كشور ثالث نيز، با امريكا ارتباط داشته‏اند. در صفحات 927 و 928 شنود اشباح، فلاحيان اينسان به توجيه هاشمى رفسنجانى مى‏پردازد. "از مصاحبه محقق با فلاحيان 24 / 8 / 1379": س - در كميسيون "لارنس والش"، صراحتاً اسم على هاشمى مى‏آيد بعنوان برادر زاده آقاى هاشمى. بعبارت بهتر، كسى او را نمى‏شناخته. الان هم حالا شناخته شده نيست بعنوان يك عنصر با استعداد ويژه و اليت سياسى يا اقتصادى. حالا چه رسد به امنيتى. واقعاً در آن بحث كه آنجور با آبروى آقاى هاشمى بازى شد، چرا مسئله مسكوت ماند؟ فلاحيان: آقاى هاشمى خيلى ناراحت و عصبانى شده بود. اين كار زشت بود. براى آقاى هاشمى هم خيلى بد تمام شد... تحليلى بود كه مى‏گفتند على هاشمى كه خودش جرأت يك چنين غلط كاريهائى را هم ندارد و به تحريك محسن رضائى رفت و اين كار را كرد.
س - آيا اين تحليل به ارتباطاتشان مى‏خورد؟ فلاحيان: آره... بالاخره چى بود؟ خود محسن رضائى همچنين هدفى داشته يا كسى به او گفته بود؟ حالا نمى‏دانم. ولى در هر حال همانطور هم شد. يعنى بدناميش براى آقاى هاشمى ماند. بعضى احتمال مى‏دادند كه سوابق آقاى محسن رضائى و سر و سر احتمالى با جريان چپ، باعث چنين كارهائى شده..."
انقلاب اسلامى: اگر كسى "عبور از بحران" را نخوانده بود و نمى‏دانست كه به روايت هاشمى رفسنجانى، هيچ كارى انجام نمى‏شده مگر از طريق او، حالا اخوى زاده او به واشنگتن مى‏رود، او را به تماشاى كاخ سفيد مى‏برند و به او 6 ميليون دلار "پول جيبى" مى‏دهند و او "كانال دوم" ارتباط و ارتباط مستقيم با هاشمى رفسنجانى مى‏شود اما هاشمى رفسنجانى خبر ندارد و تقصير محسن رضائى است كه او را به واشنگتن مى‏فرستد!!

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر