١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷١ از ٢٤ تير تا ٨ مرداد

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
امريكا - ايران - سوريه - عربستان و امريكا و ايران در عراق:

 

 

 انقلاب اسلامى: اطلاعات و نظرهايى كه در اين قسمت مى‏خوانيد، از چند منبع اخذ شده‏اند:

  اينتليجنس آن لاين (20 ژوئن تا 3 ژوئيه) از سه نمونه بازسازى منطقه خاورميانه نام مى‏برد. رژيم عراق با زور سرنگون شد. بازسازى منطقه از اين پس به وسائل سياسى انجام مى‏گيرد. يعنى نظر محافظه كاران جديد بسيار نزديك به كاخ سفيد برآنند كه سه هدف بعدى، رژيمهاى ايران و سوريه و عربستان هستند:

 * نظر مقبول اول اينكه مداخله‏هاى نظامى ديگر نخواهند شد. چشم انداز سياسى بسيار باز است. اين نظر را بخصوص داويد فروم Frum، محقق در آمريكن اينترپرايز اينستيتوت ابراز مى‏كند كه يكى از تهيه كنندگان نطق اقتصادى بوش در 2002 - 2001 بود.

 * در آنچه به ايران مربوط مى‏شود، بنا بر الهام از تحول لهستان در سالهاى 1980 است. فروم براينست كه در تهران نيز، همچون در ورشو، يك رژيم استبدادى ناتوان از مديريت اقتصادى بر مردم حكومت مى‏كند كه بيش از بيش از آن منزجر هستند. در لهستان، جنبش همبستگى Solidarnosc بوجود آمد. در ايران، اين جنبش مى‏تواند يك جنبش دانشجوئى باشد. در سالهاى 1980، امريكا هيچگاه مقابله مستقيم و رويارو با رژيم لهستان نكرد. اما مجازاتهاى اقتصادى سخت مقرر كرد و بطور وسيع به روزنامه‏ها و فرستنده‏هاى راديوئى بطور مخفى كمك كرد. بيمن هوشيارى بين المللى، رژيم نتوانست دست به سركوب خشونت بار بزند. ناگزير شد به جنبش همبستگى به گفتگو بنشيند و در پى آن، انتخابات آزاد ترتيب بدهد و جاى خود را به دولت منتخب مردم بسپارد.

 انقلاب اسلامى: قياس روشى خردمندانه نيست. چنانكه قياس ايران با لهستان عقل قدرتمدار محافظه كار جديد را كور و از ديدن واقعيتهاى بديهى نيز ناتوان ساخته‏است: الف - لهستان در اروپا و تحت سلطه روس بود. اما ايران دوران شاه، تحت سلطه امريكا و انگليس بود. ب - جنبش همبستگى در زمينه مذهب كاتوليك و با رهبرى معنوى پاپ قوت گرفت. مذهب كاتوليك مذهب اكثريت اروپائيان است و با مردم سالارى سازگار گشته‏است. يكى از ترسهايى كه مردم ايران مى‏بايد از دست بدهند اينست كه غرب، رژيم ضد دينى پهلويها را يكبار ديگر و بشكلى ديگر، باز نمى‏گردانند. ترسى كه در عراق امروز آشكارا ابراز مى‏شود. ج - قدرت مسلط بر لهستان، يعنى امپراطورى روسيه، در حال اضمحلال بود. امريكا نيز قدرتى است كه وارد مرحله انحطاط شده اما در منطقه حضور دارد و قواى نظاميش ايران را چون حلقه در ميان گرفته‏اند. پس براى اينكه جنبش در ايران همگانى بشود، ايرانيان مى‏بايد اطمينان پيدا كنند كه هيچگونه مداخله و تهديدى از سوى امريكا، نخواهد بود. بدينسان جنبش همگانى در ايران نياز دارد به الف - ترك علنى و غير علنى حمايت از بقاياى رژيم پهلوى، ب - اطمينان دادن به مردم ايران كه مداخله نظامى و سياسى و اقتصادى و فرهنگى در كار نخواهد شد. و اگر امريكا در ادعاى خود راستگو باشد، تدابيرى را كه در سرمقاله همين شماره پيشنهاد شده‏اند، بكار مى‏برد.

 * در مورد سوريه، مى‏بايد درسى را بكار برد كه از تجربه ليبى حاصل شد: پس از آنكه ريگان دستور بمباران تريپولى را در 1986 داد و يك رشته عمليات مخفى انجام گرفتند، هيجانات انقلابى قذافى فرو نشست. امريكا ضربه اولى را وارد كرده‏است: با خرابكارى در لوله نفت كركوك - بانياس، سوريه از 200 هزار بشكه نفت در روز و مهمترين منبع درآمد خود، محروم شده‏است. هم اكنون نيز از سوى سه قدرت دشمن، امريكا در عراق و اسرائيل و تركيه محاصره شده‏است. حال اگر هم "باند شر" به حكومت بر كشور ادامه دهد، ديگر نمى‏تواند زيان رساند.

 * در آنچه به عربستان مربوط مى‏شود، الگوئى كه مى‏بايد از آن پيروى كرد، الگوى افريقاى جنوبى است. همانطور كه رژيم نژاد پرست افريقاى جنوبى متحد امريكا بود عربستان نيز متحد امريكاست. آن زمان، بسيارى بر اين نظر بودند كه رژيم افريقاى جنوبى غير قابل تحمل است. اما آن رژيم ادعا مى‏كرد كه مردم سالارى كشور را گرفتار فاجعه خواهد كرد. افريقاى جنوبى تحريم اقتصادى و سياسى شد. بسيارى از آن تدبيرها كه در افريقاى جنوبى بكار رفتند، مى‏توانند در عربستان نيز بكار روند. از جمله تدبيرهايى بر ضد تبعيض مذهبى. خطر رژيم صدام از ميان رفته است و دست امريكا براى وارد كردن فشار به عربستان باز است.

  بنا بر گزارش خبرى - تحليلى استراتفور (23 ژوئن)،

 * عمليات چريكى بر ضد قواى امريكا در عراق ادامه دارند. امريكا مى‏خواهد بداند فعاليتهاى چريكى چگونه سازمان مى‏يابند. استراتفور پس از ذكر نمونه هائى از عمليات مسلحانه روزانه بر ضد قواى امريكا، از تظاهرات چند هزار نفرى شيعه، در 21 ژوئن، در بغداد، ذكر بميان مى‏آورد و خاطر نشان مى‏كند كه هدف از آن، گوشزد كردن اين امر به فرماندهى قواى امريكاست كه، در عراق، شيعه - و متحدان ايرانيشان - برگهاى مهم بازى هستند.

 * خرابكاريها در لوله‏ها و تأسيسات نفتى بغايت مهم هستند زيرا استراتژى اقتصادى امريكا در عراق را هدف قرار داده‏است. صادرات نفت بستگى به لوله‏هاى نفتى دارد و حفاظت آنها بسى مشكل است. حمله به لوله‏هاى نفتى كم خطر است و حمله‏ها زمانى انجام گرفتند كه امريكا مى‏خواست صدور نفت عراق را آغاز كند. امريكا ناگزير است گروههاى چريكى را به مهار درآورد. يا مى‏تواند و يا نمى‏تواند. اگر نتواند، بازنده‏است.

 * همين سخن را در باره تظاهرات در ايران مى‏بايد گفت. تظاهرات ادامه دارند و توقيفها نيز. اما در كشورهائى، دانشجويان از اعتبار اخلاقى بس مهمى برخوردارند. از اين رو، مردم هر جوان كمتر از 30 سال كه در جنبش شركت مى‏كند را دانشجو مى‏خوانند و رژيم اراذل و اوباش. اما، در اصل ، سئوال اينست: آيا دولت ايران اعتماد "بهترين‏ها وآگاه‏ترين‏ها" را از دست داده‏است؟

       در اينجا، استراتفور به نامه‏اى كه 166 نماينده در محكوم كردن سركوب دانشجويان و توقيفها، امضاء كرده‏اند، سخن بميان مى‏آورد و آن را نشانه تغيير رفتار "نمايندگان" مى‏داند. و آنگاه قول آقازاده، "رئيس" انرژى اتمى را نقل مى‏كند حاكى از آمادگى براى همكارى با آژانس بين المللى انرژى اتمى و اينكه نگفت ايران اورانيوم غنى شده توليد نمى‏كند. بنا بر اين مشكل لاينحل مى‏ماند.

 * وقتى اين امور را در كنار هم قرار مى‏دهيم، يك تفاهم‏طلبى با امريكا در مورد اسلحه كشتار جمعى و يك حمايتى از اصلاحات را مى‏بينيم.

     با وجود اين، در عراق، عمليات چريكى ادامه دارند. در ايران تظاهرات طولانى‏تر از آن شدند كه گمان مى‏رفت و رابطه اسرائيل و فلسطين بهتر از سابق است. امور بسيار كندتر از سابق تحول مى‏كنند.

 انقلاب اسلامى: اگر بخواهيم حاصل سخن استراتفور را شفاف كنيم، نوعى معامله امريكا و رژيم زمينه دارد: رژيم در عراق به امريكا كمك كند و امريكا بر سركوب مردم ايران چشم بربندد. با توجه به امكان اين معامله است كه همواره هشدار مى‏دهيم: عامل بازدارنده رژيم از سركوب مردم، وجدان جهانى است. روى سخن دانشجويان و تمامى مبارزان، همواره مى‏بايد با وجدان جهانى باشد.

  تحليل دوم از آن اليزابت موته است كه در 26 ژوئن انتشار پيدا كرده‏است:

      در همان حال كه حمله‏ها به سربازان امريكائى ادامه دارند، امريكا تدارك ماندن در عراق و اداره عراق را بعنوان تحت الحمايه مى‏كند. احتمالاً، بنا دارد دست كم 5 سال در عراق بماند. بنا دارد يك نيروى 20 هزار نفرى جديد (امريكائى و انگليسى و لهستانى) پيش از پايان تابستان و نيز يك لشگر 10 هزارنفرى مرد و زن احتمالا هندى و اسپانيولى و ترك در پائيز وارد عراق كند. يك ارتش 40 هزارنفرى عراقى نيز تشكيل مى‏شود براى نگهدارى از مرزها و تأسيسات كشور. اينك امريكا متوجه مى‏شود كه باز سازى سياسى و اقتصادى و نهادهاى جامعه، كارى است كه به زمان طولانى نياز دارد.

 * امريكائيان مى‏پندارند اگر رؤساى قبايل را پيش كشند، مى‏توانند بديلى براى روحانيان شيعه خواهان استقرار دولت اسلامى، بسازند. از اين رو، پل برمر، حاكم امريكائى عراق دست به يك رشته ملاقاتها با رؤساى قبائل، اغلب شيعه زده‏است. برغم 35 سال سركوب رژيم صدام، در ساخت اجتماعى عراق، اين رؤسا رهبران ملى عراق بشمارند. امريكائيها در آنها بمثابه يك بديل تاريخى در برابر افراطى‏ترين تمايلهاى سياسى شيعه، مى‏نگرند. در هفته گذشته، برمر از شيخ على محمد عباسى، شيخ قبيله بنى حسن، قول همكارى گرفت. اين قبيله از مهمترين قبايل عراق است و يك ميليون نفر عضو دارد.

      برمر، سوار بر خودرو زره دار خود، همه روز، از مدارس، از بيمارستانها، از كارخانه‏ها، از ادارات، بازديد مى‏كند و در اجتماع‏هاى رؤساى قبايل شركت مى‏كند.

 انقلاب اسلامى: بدين قرار، همان روش را بكار مى‏برد كه انگليسها در دوران استعمار و صدام در نيمه دوم رژيمش بكار مى‏بردند. مردم سالارى با بديل سازى از شيوخ قبايل در برابر تمايلهاى افراطى شيعه، رژيم سركوب دست نشانده‏اى از كار در مى‏آيد كه گويا هدف از جنگ عراق، از ميان بردن آن بود!

 * روش ديگر برمر كه اعتراض برانگيخته، رجوع به روحانيان شيعه‏ايست كه معرف بخشى از مردم عراق تلقى شده‏اند و در شهرهاى بزرگ، برخى از خدمات را تصدى مى‏كنند. آندرو آپوستولو، استاد دانشگاه در انگليس، متخصص آسياى ميانه و خاورميانه، مى‏گويد: شيعه عراق بهيچرو همگن نيست. يك اقليتى از آنها كه به ايران پناهنده شده بود، هياهوى مبارزه با امريكا را براه انداخته‏اند. آنها از ايران به عراق آمده‏اند و قال به پا مى‏كنند. هزينه فعاليتهاشان را ايران مى‏دهد. ترديد نيست كه ايران مى‏خواهد به شيعه عراق ساخت بدهد و آن را به مهار خود درآورد.

       نجف و كربلا دو شهر مذهبى شيعه هستند اما بسيار كمتر از آنكه تصور شود معرف شيعه عراق هستند. اشتباه بزرگى است اگر تصور شود اكثريت بزرگ شيعه عراق خواهان استقرار جمهورى اسلامى عراق هستند. كنعان مكيه يادآور مى‏شود كه در تمام طول جنگ ايران و عراق، با آنكه رژيم صدام شيعه را سركوب مى‏كرد، گوش به تبليغات ايران كه از آنها مى‏خواست از ارتش و جبهه‏ها فرار كنند، ندادند. با وجود اين،

  فرستاده لوموند از نجف (لوموند 29 ژوئن) گزارش كرده‏است رهبران دينى شيعه تهديد مى‏كنند تشكيل دولت عراق را غير قانونى اعلام خواهند اگر:

 * آيةالله على سيستانى، مرجع تقليد شيعه عراق، اعلان مى‏كند در حال صدور فتوائى است كه بنا بر آن، قانون اساسى را كه حاكم امريكائى عراق، باتفاق احزاب سياسى تهيه كرده‏است، "غير مشروع" است اگر يك دولت قانونى منتخب مردم عراق آن را تصويب نكند.

 * محمد باقر حكيم، رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق مى‏گويد حكومتى كه برمر معين كند "غير قانونى" خواهد بود.

 * و مقتدا صدر كه خانواده‏اش از اعتبارى عظيم در عراق برخوردار است، تروريسم امريكا را افشا مى‏كند.

     فرستاده ويژه سازمان ملل به عراق، در 28 ژوئن، شاهد بى تابى شديد حوزه نجف شد. سرجيو ويرا دوملو با آيةالله سيستانى در خلوت و آنگاه با محمد باقر حكيم و مقتدا، در حضور فرستاده‏هاى لوموند و وال استريت جورنال ديدار كرد. البته هر سه با بكار بردن خشونت بر ضد قواى امريكا مخالفند اما دلشان با امريكا نيست. امر شگفت‏انگيز اينكه آية الله سيستانى توسط نماينده سازمان ملل به پل برمر پيام مى‏فرستد: متن فتوائى را نوشته و آن را آماده انتشار كرده‏ام. بنا بر اين فتوا، قانون اساسى كه امريكا تهيه كند و يا حتى كسانى تهيه كنند كه او نصب كرده‏است، نا مشروع است. قانون اساسى را مى‏بايد نمايندگان منتخب مردم عراق تدوين كنند. فتواى اين مرجع مشكل بزرگى براى برمر ايجاد مى‏كند. چرا كه فكر مى‏كرد حكومت را نصب مى‏كند و اين حكومت موقت، تا انتخاباتى كه در دو سال آينده انجام خواهد گرفت، عراق را اداره مى‏كند.

     محمد باقر حكيم نيز ناراضى است. زيرا برمر حاكم معين مى‏كند، در ادارات عراق، مديران نصب مى‏كند و حكيم مى‏گويد اين انتصابها غير قانونى و مخالف قطعنامه سازمان ملل است. مخالف قول بوش نيز هست وقتى گفت: عراق بايد يك كشور آزاد و دموكراتيك، يك كشور برخوردار از حق حاكميت و آزاد از نفوذهاى خارجى باشد. تا وقتى ديپلماتها و نظاميان امريكائى بر عراق ولايت مطلقه دارند، كشور روى ثبات به خود نمى‏بيند.

     مقتدا صدر نيز خواستار تشكيل هرچه زودتر يك دولت معرف مردم عراق است. او تصرف عراق را غير قانونى و مخالف قطعنامه سازمان ملل متحد و مخالف حق حاكميتى است كه هر ملتى از آن برخوردار است. رژيم صدام غير قابل قبول بود اما اشغال كشور توسط قشون خارجى نيز غير قابل قبول است. با تروريسم نمى‏توان با تروريسم جنگيد. قواى امريكا و انگليس در عراق به ترور مشغولند. عراقيها قربانى تروريسم امريكا هستند.

     علت تغيير رويه رهبران دينى، جان بلب شدن مردم شيعه عراق است.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر