امريكا - ايران - سوريه - عربستان و امريكا و ايران
در عراق:
انقلاب اسلامى: اطلاعات و نظرهايى كه در اين قسمت
مىخوانيد، از چند منبع اخذ شدهاند:
اينتليجنس آن لاين (20 ژوئن تا 3 ژوئيه) از سه
نمونه بازسازى منطقه خاورميانه نام مىبرد. رژيم عراق با زور سرنگون شد. بازسازى منطقه
از اين پس به وسائل سياسى انجام مىگيرد. يعنى نظر محافظه كاران جديد بسيار نزديك به
كاخ سفيد برآنند كه سه هدف بعدى، رژيمهاى ايران و سوريه و عربستان هستند:
* نظر مقبول اول اينكه مداخلههاى نظامى ديگر نخواهند
شد. چشم انداز سياسى بسيار باز است. اين نظر را بخصوص داويد فروم Frum، محقق در آمريكن
اينترپرايز اينستيتوت ابراز مىكند كه يكى از تهيه كنندگان نطق اقتصادى بوش در
2002 - 2001 بود.
* در آنچه به ايران مربوط مىشود، بنا بر الهام
از تحول لهستان در سالهاى 1980 است. فروم براينست كه در تهران نيز، همچون در ورشو،
يك رژيم استبدادى ناتوان از مديريت اقتصادى بر مردم حكومت مىكند كه بيش از بيش از
آن منزجر هستند. در لهستان، جنبش همبستگى Solidarnosc بوجود آمد. در ايران، اين جنبش
مىتواند يك جنبش دانشجوئى باشد. در سالهاى 1980، امريكا هيچگاه مقابله مستقيم و رويارو
با رژيم لهستان نكرد. اما مجازاتهاى اقتصادى سخت مقرر كرد و بطور وسيع به روزنامهها
و فرستندههاى راديوئى بطور مخفى كمك كرد. بيمن هوشيارى بين المللى، رژيم نتوانست دست
به سركوب خشونت بار بزند. ناگزير شد به جنبش همبستگى به گفتگو بنشيند و در پى آن، انتخابات
آزاد ترتيب بدهد و جاى خود را به دولت منتخب مردم بسپارد.
انقلاب اسلامى: قياس روشى خردمندانه نيست. چنانكه
قياس ايران با لهستان عقل قدرتمدار محافظه كار جديد را كور و از ديدن واقعيتهاى بديهى
نيز ناتوان ساختهاست: الف - لهستان در اروپا و تحت سلطه روس بود. اما ايران دوران
شاه، تحت سلطه امريكا و انگليس بود. ب - جنبش همبستگى در زمينه مذهب كاتوليك و با رهبرى
معنوى پاپ قوت گرفت. مذهب كاتوليك مذهب اكثريت اروپائيان است و با مردم سالارى سازگار
گشتهاست. يكى از ترسهايى كه مردم ايران مىبايد از دست بدهند اينست كه غرب، رژيم ضد
دينى پهلويها را يكبار ديگر و بشكلى ديگر، باز نمىگردانند. ترسى كه در عراق امروز
آشكارا ابراز مىشود. ج - قدرت مسلط بر لهستان، يعنى امپراطورى روسيه، در حال اضمحلال
بود. امريكا نيز قدرتى است كه وارد مرحله انحطاط شده اما در منطقه حضور دارد و قواى
نظاميش ايران را چون حلقه در ميان گرفتهاند. پس براى اينكه جنبش در ايران همگانى بشود،
ايرانيان مىبايد اطمينان پيدا كنند كه هيچگونه مداخله و تهديدى از سوى امريكا، نخواهد
بود. بدينسان جنبش همگانى در ايران نياز دارد به الف - ترك علنى و غير علنى حمايت از
بقاياى رژيم پهلوى، ب - اطمينان دادن به مردم ايران كه مداخله نظامى و سياسى و اقتصادى
و فرهنگى در كار نخواهد شد. و اگر امريكا در ادعاى خود راستگو باشد، تدابيرى را كه
در سرمقاله همين شماره پيشنهاد شدهاند، بكار مىبرد.
* در مورد سوريه، مىبايد درسى را بكار برد كه از
تجربه ليبى حاصل شد: پس از آنكه ريگان دستور بمباران تريپولى را در 1986 داد و يك رشته
عمليات مخفى انجام گرفتند، هيجانات انقلابى قذافى فرو نشست. امريكا ضربه اولى را وارد
كردهاست: با خرابكارى در لوله نفت كركوك - بانياس، سوريه از 200 هزار بشكه نفت در
روز و مهمترين منبع درآمد خود، محروم شدهاست. هم اكنون نيز از سوى سه قدرت دشمن، امريكا
در عراق و اسرائيل و تركيه محاصره شدهاست. حال اگر هم "باند شر" به حكومت
بر كشور ادامه دهد، ديگر نمىتواند زيان رساند.
* در آنچه به عربستان مربوط مىشود، الگوئى كه مىبايد
از آن پيروى كرد، الگوى افريقاى جنوبى است. همانطور كه رژيم نژاد پرست افريقاى جنوبى
متحد امريكا بود عربستان نيز متحد امريكاست. آن زمان، بسيارى بر اين نظر بودند كه رژيم
افريقاى جنوبى غير قابل تحمل است. اما آن رژيم ادعا مىكرد كه مردم سالارى كشور را
گرفتار فاجعه خواهد كرد. افريقاى جنوبى تحريم اقتصادى و سياسى شد. بسيارى از آن تدبيرها
كه در افريقاى جنوبى بكار رفتند، مىتوانند در عربستان نيز بكار روند. از جمله تدبيرهايى
بر ضد تبعيض مذهبى. خطر رژيم صدام از ميان رفته است و دست امريكا براى وارد كردن فشار
به عربستان باز است.
بنا بر گزارش خبرى - تحليلى استراتفور (23 ژوئن)،
* عمليات چريكى بر ضد قواى امريكا در عراق ادامه
دارند. امريكا مىخواهد بداند فعاليتهاى چريكى چگونه سازمان مىيابند. استراتفور پس
از ذكر نمونه هائى از عمليات مسلحانه روزانه بر ضد قواى امريكا، از تظاهرات چند هزار
نفرى شيعه، در 21 ژوئن، در بغداد، ذكر بميان مىآورد و خاطر نشان مىكند كه هدف از
آن، گوشزد كردن اين امر به فرماندهى قواى امريكاست كه، در عراق، شيعه - و متحدان ايرانيشان
- برگهاى مهم بازى هستند.
* خرابكاريها در لولهها و تأسيسات نفتى بغايت مهم
هستند زيرا استراتژى اقتصادى امريكا در عراق را هدف قرار دادهاست. صادرات نفت بستگى
به لولههاى نفتى دارد و حفاظت آنها بسى مشكل است. حمله به لولههاى نفتى كم خطر است
و حملهها زمانى انجام گرفتند كه امريكا مىخواست صدور نفت عراق را آغاز كند. امريكا
ناگزير است گروههاى چريكى را به مهار درآورد. يا مىتواند و يا نمىتواند. اگر نتواند،
بازندهاست.
* همين سخن را در باره تظاهرات در ايران مىبايد
گفت. تظاهرات ادامه دارند و توقيفها نيز. اما در كشورهائى، دانشجويان از اعتبار اخلاقى
بس مهمى برخوردارند. از اين رو، مردم هر جوان كمتر از 30 سال كه در جنبش شركت مىكند
را دانشجو مىخوانند و رژيم اراذل و اوباش. اما، در اصل ، سئوال اينست: آيا دولت ايران
اعتماد "بهترينها وآگاهترينها" را از دست دادهاست؟
در اينجا، استراتفور به نامهاى كه 166 نماينده
در محكوم كردن سركوب دانشجويان و توقيفها، امضاء كردهاند، سخن بميان مىآورد و آن
را نشانه تغيير رفتار "نمايندگان" مىداند. و آنگاه قول آقازاده، "رئيس"
انرژى اتمى را نقل مىكند حاكى از آمادگى براى همكارى با آژانس بين المللى انرژى اتمى
و اينكه نگفت ايران اورانيوم غنى شده توليد نمىكند. بنا بر اين مشكل لاينحل مىماند.
* وقتى اين امور را در كنار هم قرار مىدهيم، يك
تفاهمطلبى با امريكا در مورد اسلحه كشتار جمعى و يك حمايتى از اصلاحات را مىبينيم.
با وجود اين، در عراق، عمليات چريكى ادامه دارند.
در ايران تظاهرات طولانىتر از آن شدند كه گمان مىرفت و رابطه اسرائيل و فلسطين بهتر
از سابق است. امور بسيار كندتر از سابق تحول مىكنند.
انقلاب اسلامى: اگر بخواهيم حاصل سخن استراتفور
را شفاف كنيم، نوعى معامله امريكا و رژيم زمينه دارد: رژيم در عراق به امريكا كمك كند
و امريكا بر سركوب مردم ايران چشم بربندد. با توجه به امكان اين معامله است كه همواره
هشدار مىدهيم: عامل بازدارنده رژيم از سركوب مردم، وجدان جهانى است. روى سخن دانشجويان
و تمامى مبارزان، همواره مىبايد با وجدان جهانى باشد.
تحليل دوم از آن اليزابت موته است كه در 26 ژوئن
انتشار پيدا كردهاست:
در همان حال كه حملهها به سربازان امريكائى
ادامه دارند، امريكا تدارك ماندن در عراق و اداره عراق را بعنوان تحت الحمايه مىكند.
احتمالاً، بنا دارد دست كم 5 سال در عراق بماند. بنا دارد يك نيروى 20 هزار نفرى جديد
(امريكائى و انگليسى و لهستانى) پيش از پايان تابستان و نيز يك لشگر 10 هزارنفرى مرد
و زن احتمالا هندى و اسپانيولى و ترك در پائيز وارد عراق كند. يك ارتش 40 هزارنفرى
عراقى نيز تشكيل مىشود براى نگهدارى از مرزها و تأسيسات كشور. اينك امريكا متوجه مىشود
كه باز سازى سياسى و اقتصادى و نهادهاى جامعه، كارى است كه به زمان طولانى نياز دارد.
* امريكائيان مىپندارند اگر رؤساى قبايل را پيش
كشند، مىتوانند بديلى براى روحانيان شيعه خواهان استقرار دولت اسلامى، بسازند. از
اين رو، پل برمر، حاكم امريكائى عراق دست به يك رشته ملاقاتها با رؤساى قبائل، اغلب
شيعه زدهاست. برغم 35 سال سركوب رژيم صدام، در ساخت اجتماعى عراق، اين رؤسا رهبران
ملى عراق بشمارند. امريكائيها در آنها بمثابه يك بديل تاريخى در برابر افراطىترين
تمايلهاى سياسى شيعه، مىنگرند. در هفته گذشته، برمر از شيخ على محمد عباسى، شيخ قبيله
بنى حسن، قول همكارى گرفت. اين قبيله از مهمترين قبايل عراق است و يك ميليون نفر عضو
دارد.
برمر، سوار بر خودرو زره دار خود، همه روز،
از مدارس، از بيمارستانها، از كارخانهها، از ادارات، بازديد مىكند و در اجتماعهاى
رؤساى قبايل شركت مىكند.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، همان روش را بكار مىبرد
كه انگليسها در دوران استعمار و صدام در نيمه دوم رژيمش بكار مىبردند. مردم سالارى
با بديل سازى از شيوخ قبايل در برابر تمايلهاى افراطى شيعه، رژيم سركوب دست نشاندهاى
از كار در مىآيد كه گويا هدف از جنگ عراق، از ميان بردن آن بود!
* روش ديگر برمر كه اعتراض برانگيخته، رجوع به روحانيان
شيعهايست كه معرف بخشى از مردم عراق تلقى شدهاند و در شهرهاى بزرگ، برخى از خدمات
را تصدى مىكنند. آندرو آپوستولو، استاد دانشگاه در انگليس، متخصص آسياى ميانه و خاورميانه،
مىگويد: شيعه عراق بهيچرو همگن نيست. يك اقليتى از آنها كه به ايران پناهنده شده بود،
هياهوى مبارزه با امريكا را براه انداختهاند. آنها از ايران به عراق آمدهاند و قال
به پا مىكنند. هزينه فعاليتهاشان را ايران مىدهد. ترديد نيست كه ايران مىخواهد به
شيعه عراق ساخت بدهد و آن را به مهار خود درآورد.
نجف و كربلا دو شهر مذهبى شيعه هستند اما
بسيار كمتر از آنكه تصور شود معرف شيعه عراق هستند. اشتباه بزرگى است اگر تصور شود
اكثريت بزرگ شيعه عراق خواهان استقرار جمهورى اسلامى عراق هستند. كنعان مكيه يادآور
مىشود كه در تمام طول جنگ ايران و عراق، با آنكه رژيم صدام شيعه را سركوب مىكرد،
گوش به تبليغات ايران كه از آنها مىخواست از ارتش و جبههها فرار كنند، ندادند. با
وجود اين،
فرستاده لوموند از نجف (لوموند 29 ژوئن) گزارش
كردهاست رهبران دينى شيعه تهديد مىكنند تشكيل دولت عراق را غير قانونى اعلام خواهند
اگر:
* آيةالله على سيستانى، مرجع تقليد شيعه عراق، اعلان
مىكند در حال صدور فتوائى است كه بنا بر آن، قانون اساسى را كه حاكم امريكائى عراق،
باتفاق احزاب سياسى تهيه كردهاست، "غير مشروع" است اگر يك دولت قانونى منتخب
مردم عراق آن را تصويب نكند.
* محمد باقر حكيم، رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى
عراق مىگويد حكومتى كه برمر معين كند "غير قانونى" خواهد بود.
* و مقتدا صدر كه خانوادهاش از اعتبارى عظيم در
عراق برخوردار است، تروريسم امريكا را افشا مىكند.
فرستاده ويژه سازمان ملل به عراق، در 28 ژوئن،
شاهد بى تابى شديد حوزه نجف شد. سرجيو ويرا دوملو با آيةالله سيستانى در خلوت و آنگاه
با محمد باقر حكيم و مقتدا، در حضور فرستادههاى لوموند و وال استريت جورنال ديدار
كرد. البته هر سه با بكار بردن خشونت بر ضد قواى امريكا مخالفند اما دلشان با امريكا
نيست. امر شگفتانگيز اينكه آية الله سيستانى توسط نماينده سازمان ملل به پل برمر پيام
مىفرستد: متن فتوائى را نوشته و آن را آماده انتشار كردهام. بنا بر اين فتوا، قانون
اساسى كه امريكا تهيه كند و يا حتى كسانى تهيه كنند كه او نصب كردهاست، نا مشروع است.
قانون اساسى را مىبايد نمايندگان منتخب مردم عراق تدوين كنند. فتواى اين مرجع مشكل
بزرگى براى برمر ايجاد مىكند. چرا كه فكر مىكرد حكومت را نصب مىكند و اين حكومت
موقت، تا انتخاباتى كه در دو سال آينده انجام خواهد گرفت، عراق را اداره مىكند.
محمد
باقر حكيم نيز ناراضى است. زيرا برمر حاكم معين مىكند، در ادارات عراق، مديران نصب
مىكند و حكيم مىگويد اين انتصابها غير قانونى و مخالف قطعنامه سازمان ملل است. مخالف
قول بوش نيز هست وقتى گفت: عراق بايد يك كشور آزاد و دموكراتيك، يك كشور برخوردار از
حق حاكميت و آزاد از نفوذهاى خارجى باشد. تا وقتى ديپلماتها و نظاميان امريكائى بر
عراق ولايت مطلقه دارند، كشور روى ثبات به خود نمىبيند.
مقتدا صدر نيز خواستار تشكيل هرچه زودتر يك
دولت معرف مردم عراق است. او تصرف عراق را غير قانونى و مخالف قطعنامه سازمان ملل متحد
و مخالف حق حاكميتى است كه هر ملتى از آن برخوردار است. رژيم صدام غير قابل قبول بود
اما اشغال كشور توسط قشون خارجى نيز غير قابل قبول است. با تروريسم نمىتوان با تروريسم
جنگيد. قواى امريكا و انگليس در عراق به ترور مشغولند. عراقيها قربانى تروريسم امريكا
هستند.
علت تغيير رويه رهبران دينى، جان بلب شدن مردم
شيعه عراق است.