١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦۷ از ٢٢ ارديبهشت تا ٦ خرداد

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
"قتلهاى زنجيره‏اى" در كرمان يا همگانى
شدن جنايت بعنوان روش:



در كرمان تيمى تشكيل شده‏است براى "پاكسازى شهر"! افراد اين تيم اعضاى پايگاه مقاومت هستند. آنها فرزندان "رؤساى نظامى - مذهبى" كرمان هستند. كار تيم اينست كه در كوچه خيابانها گشت مى‏زند و هر زن و مردى را از لحاظ عفت، "مشكوك" تشخيص داد، مى‏ربايد. محكوم به مرگ مى‏كند و مى‏كشد. چند تن، از جمله دختر و پسر جوانى را كه نامزد بوده‏اند، مى‏ربايد، مى‏كشد و جسد آنها را در بيابانها مى‏اندازد. عده‏اى به جرم عضويت در اين تيم دستگير و در "دادگاه غير علنى" محاكمه مى‏شوند. در باره اين شبكه ترور و محاكمه آنها، انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه كرمان، نامه‏اى را به خاتمى نوشته و قسمتى از آن به اين شرح است: جناب آقاى رييس جمهورى:
جنابعالى قطعا از فعال شدن شاخه جوانان ستاد قتلهاى زنجيره اى در كرمان آگاه و اصولا از ابعاد اين قساوتها و جنايات مطلعيد. اكنون به يمن راه افتادن ماشين قتل و مثله كردن انسانها، موجى از التهاب و نگرانى جامعه دانشگاهى و مردم استان را فرا گرفته است. وجود تسويه حسابهاى عقيدتى و مذهبى در انگيزه قاتلان و عدم يقين از شناسايى كل شبكه قتل، بيم تكرار و شايبه انتساب دست اندر كاران فريضه قتل! به مقامات بلند پايه و متنفذين شهر و نيز برگزارى غير علنى دادگاه، بيم عدم پيگيرى اين فاجعه را برانگيخته است. جامعه دانشگاهى و مردم اين شهر، اكنون از شما نه تقاضاى اصلاح ساختار ناسازمان نظام را دارند و نه تقاضاى خروج از حاكميت. ما تقاضايى جز دفاع از حقوق پايمال شده مقتولين و خانواده هاى داغدارشان و دفاع از كرامت و شرافت انسانى نداريم و اين نه يك توصيه اخلاقى است و نه يك ژست سياسى، وظيفه قانونى شماست كه به پاسدارى از آن سوگند ياد كرده ايد. پيگيرى اين فاجعه نه اختيارات خاص فرا قانونى لازم دارد و نه هياتهاى بى خاصيت آنچنانى، جديت مى‏طلبد و ايستادگى. احاله پيگيرى اين پرونده بر نهادهاى امنيتى كه به جز كشف "توطيه هاى دانشجويى"، در بقيه موارد، يا ناظرند يا بى اطلاع و نيز سپردن آن به ملكه عدالت دستگاه قضا كه تمامى عالم گواه عصمت اوست، آب سردى خواهد بود بر اميدى كه مردم به پيگيرى (امر از سوى) شما بسته اند. به خاطر مردم فهيم اين ديار از اتخاذ چنين روشى احتراز كنيد. بنا بر آنچه روزنامه انتخاب گزارش مى‏كند، 6 تنى كه محاكمه مى‏شوند، از گروهى هستند كه تا كنون سه مرد جوان و دو دختر را به قتل رسانده و اجساد آنان را در بيابان رها كرده‏اند. دو نفر از قربانيان دختر و پسر جوانى بوده‏اند كه با هم پيوند نامزدى داشته‏اند و قرار بوده‏است تا چند ماه ديگر زندگى مشترك خود را آغاز كنند. متهمان اين زوج جوان را به گمان اينكه با هم رابطه نامشروع دارند، در كرمان ربوده و پس از قتل، اجسادشان را در بيابان انداخته بودند: ساعت هشت و نيم شب سه شنبه 28 آبان ماه سال گذشته، محمدرضا نژاد ملايرى و نامزد عقد كرده‏اش، شهره نيك‏پور، سوار بر پژو 405 خود مى‏شوند تا براى ديدن خانه‏يى كه براى خريد انتخاب كرده بودند، به فيروزآباد بروند. خانواده‏هاى عروس و داماد تا نيمه شب به انتظار بازگشت آنها مى‏مانند اما خبرى از آنها نمى‏شود. والدين نگران شده و چند بار با تلفن همراه تازه داماد تماس مى‏گيرند اما جوابى نمى‏شنوند. اين بار خواهر شهره تلاش مى‏كند با اين شماره تماس بگيرد. اما هر بار كه تماس برقرار مى‏شود، يكى اين تماس را قطع مى‏كند، بدون آنكه جوابى بدهد. اين شماره‏گيرى ساعتى بطور پياپى ادامه پيدا مى‏كند تا اينكه جوان ناشناس دستگاه تلفن را باز مى‏كند و خواهر نو عروس با شنيدن صداى اين ناشناس، به التماس مى‏گويد: هر كسى هستيد، خواهش مى‏كنم تلفن را قطع نكنيد، من مى‏خواستم با مهندس محمدرضا نژاد ملايرى صحبت كنم. مگر اين شماره تلفن همراه او نيست؟ جوان ناشناس به جاى هر توضيحى با عصبانيت جواب مى‏دهد: اشتباه گرفته‏ايد! و بلافاصله تلفن را قطع مى‏كند. اين مكالمه خانواده‏هاى عروس و داماد را بشدت نگران مى‏كند و سرانجام تصميم مى‏گيرند با پليس 110 كرمان تماس بگيرند و براى اطلاع از سرنوشت آنها كمك بخواهند.
جست و جوهاى دو خانواده و تلاش پليس براى اطلاع از سرنوشت دختر و پسر ناپديد شده، مدت ده روز، بى‏نتيجه ماند تا اينكه، غروب روز هشتم آذر ماه، ماموران گشت پليس كرمان در بيابانى نزديك "زنگى آباد" كرمان با لاشه يك اتومبيل پژو سوخته روبرو مى‏شوند كه به‏نظر مى‏رسيد عمداً آن را به آتش كشيده‏اند. جستجوها به شعاع چند كيلومتر در بيابان آغاز مى‏شود تا اينكه ماموران به اجساد تكه تكه زن و مرد جوانى بر مى‏خوردند كه طعمه حيوانات وحشى شده بودند. چهره‏هاى قربانيان قابل تشخيص نبود اما مشخصات پژو سوخته كه به تازه داماد تعلق داشت اين اطمينان را به پليس مى‏داد كه اجساد متعلق به شهره و محمدرضا است. ابتدا بستگان اين زوج جوان نتوانستند اجساد را شناسايى كنند اما بعدا از آثار و نشانه‏هاى باقيمانده در كنار اجساد پى به هويت عروس و داماد بردند. پس از شناسايى اجساد قربانيان، تحقيقات گسترده‏يى براى شناسايى قاتلان آغاز شد و در مدت كوتاهى اجساد يك زن و دو مرد جوان نيز در بيابان‏هاى اطراف كرمان به دست آمد كه همگى به همان شيوه كشته شده بودند. ماموران ضمن تحقيق دريافتند كه از هيچكدام از مقتولان چيزى به سرقت نرفته و همگى بعد از به قتل رسيدن، طعمه حيوانات وحشى شده‏اند. تا اينكه اواخر سال گذشته، ماموران، جوانى بنام هادى را مورد بازجوئى قرار دادند كه ادعا مى‏كرد توسط 2 نفر ربوده شده است. هادى، در بازجويى، به ماموران گفت: "در حال رفتن به محل كارم بودم كه 2 جوان دستانم را گرفتند و مرا داخل خانه‏يى بردند. آنها گفتند كه من فاسد هستم و اموالم را از راههاى غير شرعى به دست آورده‏ام و ارتباط نامشروع هم دارم. سپس، يك روحانى در آن خانه بود كه 3 بار استخاره كرد و چون خوب نيامد، تلفن همراهم را گرفتند و بعد رهايم كردند". ماموران با رديابى تلفن همراه هادى، ابتدا موفق شدند 2 نفر از اين آدم‏ربايان را بازداشت كنند و پس از بازجويى از آنها، محل 4 تن ديگر را شناسايى و طى عملياتى آنها را بازداشت كردند. دو نفر از اعضاى گروه شكار، سرباز وظيفه بودند و 4 تن ديگر شغل آزاد داشتند. انقلاب اسلامى: تكرار اين پديده (قتلهاى زنان "بدكاره" در مشهد، قلتها در تهران و... اينك "قتلهاى زنجيره‏اى" در كرمان، نتيجه مستقيم نظريه "حركت قسرى" و "النصر بالرعب" مصباح يزدى و على خامنه‏اى هستند. نظريه عمومى ترور كه ملاتاريا به اجرا گذاشته است، زمينه عمومى پيدايش گروههاى جنايت كار مى‏شود. "ملكه عدالت" (قوه قضائيه) نه تنها عامل تكثير اينگونه گروههاست بلكه در مورد برخى از اين گروهها، حامى است.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر