|
"قتلهاى زنجيرهاى" در كرمان يا همگانى شدن جنايت بعنوان روش:
در كرمان تيمى تشكيل شدهاست براى "پاكسازى شهر"! افراد اين تيم اعضاى پايگاه مقاومت هستند. آنها فرزندان "رؤساى نظامى - مذهبى" كرمان هستند. كار تيم اينست كه در كوچه خيابانها گشت مىزند و هر زن و مردى را از لحاظ عفت، "مشكوك" تشخيص داد، مىربايد. محكوم به مرگ مىكند و مىكشد. چند تن، از جمله دختر و پسر جوانى را كه نامزد بودهاند، مىربايد، مىكشد و جسد آنها را در بيابانها مىاندازد. عدهاى به جرم عضويت در اين تيم دستگير و در "دادگاه غير علنى" محاكمه مىشوند. در باره اين شبكه ترور و محاكمه آنها، انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه كرمان، نامهاى را به خاتمى نوشته و قسمتى از آن به اين شرح است:
جناب آقاى رييس جمهورى:
جنابعالى قطعا از فعال شدن شاخه جوانان ستاد قتلهاى زنجيره اى در كرمان آگاه و اصولا از ابعاد اين قساوتها و جنايات مطلعيد. اكنون به يمن راه افتادن ماشين قتل و مثله كردن انسانها، موجى از التهاب و نگرانى جامعه دانشگاهى و مردم استان را فرا گرفته است. وجود تسويه حسابهاى عقيدتى و مذهبى در انگيزه قاتلان و عدم يقين از شناسايى كل شبكه قتل، بيم تكرار و شايبه انتساب دست اندر كاران فريضه قتل! به مقامات بلند پايه و متنفذين شهر و نيز برگزارى غير علنى دادگاه، بيم عدم پيگيرى اين فاجعه را برانگيخته است.
جامعه دانشگاهى و مردم اين شهر، اكنون از شما نه تقاضاى اصلاح ساختار ناسازمان نظام را دارند و نه تقاضاى خروج از حاكميت. ما تقاضايى جز دفاع از حقوق پايمال شده مقتولين و خانواده هاى داغدارشان و دفاع از كرامت و شرافت انسانى نداريم و اين نه يك توصيه اخلاقى است و نه يك ژست سياسى، وظيفه قانونى شماست كه به پاسدارى از آن سوگند ياد كرده ايد.
پيگيرى اين فاجعه نه اختيارات خاص فرا قانونى لازم دارد و نه هياتهاى بى خاصيت آنچنانى، جديت مىطلبد و ايستادگى.
احاله پيگيرى اين پرونده بر نهادهاى امنيتى كه به جز كشف "توطيه هاى دانشجويى"، در بقيه موارد، يا ناظرند يا بى اطلاع و نيز سپردن آن به ملكه عدالت دستگاه قضا كه تمامى عالم گواه عصمت اوست، آب سردى خواهد بود بر اميدى كه مردم به پيگيرى (امر از سوى) شما بسته اند. به خاطر مردم فهيم اين ديار از اتخاذ چنين روشى احتراز كنيد.
بنا بر آنچه روزنامه انتخاب گزارش مىكند، 6 تنى كه محاكمه مىشوند، از گروهى هستند كه تا كنون سه مرد جوان و دو دختر را به قتل رسانده و اجساد آنان را در بيابان رها كردهاند. دو نفر از قربانيان دختر و پسر جوانى بودهاند كه با هم پيوند نامزدى داشتهاند و قرار بودهاست تا چند ماه ديگر زندگى مشترك خود را آغاز كنند. متهمان اين زوج جوان را به گمان اينكه با هم رابطه نامشروع دارند، در كرمان ربوده و پس از قتل، اجسادشان را در بيابان انداخته بودند:
ساعت هشت و نيم شب سه شنبه 28 آبان ماه سال گذشته، محمدرضا نژاد ملايرى و نامزد عقد كردهاش، شهره نيكپور، سوار بر پژو 405 خود مىشوند تا براى ديدن خانهيى كه براى خريد انتخاب كرده بودند، به فيروزآباد بروند. خانوادههاى عروس و داماد تا نيمه شب به انتظار بازگشت آنها مىمانند اما خبرى از آنها نمىشود. والدين نگران شده و چند بار با تلفن همراه تازه داماد تماس مىگيرند اما جوابى نمىشنوند. اين بار خواهر شهره تلاش مىكند با اين شماره تماس بگيرد. اما هر بار كه تماس برقرار مىشود، يكى اين تماس را قطع مىكند، بدون آنكه جوابى بدهد. اين شمارهگيرى ساعتى بطور پياپى ادامه پيدا مىكند تا اينكه جوان ناشناس دستگاه تلفن را باز مىكند و خواهر نو عروس با شنيدن صداى اين ناشناس، به التماس مىگويد: هر كسى هستيد، خواهش مىكنم تلفن را قطع نكنيد، من مىخواستم با مهندس محمدرضا نژاد ملايرى صحبت كنم. مگر اين شماره تلفن همراه او نيست؟ جوان ناشناس به جاى هر توضيحى با عصبانيت جواب مىدهد: اشتباه گرفتهايد! و بلافاصله تلفن را قطع مىكند. اين مكالمه خانوادههاى عروس و داماد را بشدت نگران مىكند و سرانجام تصميم مىگيرند با پليس 110 كرمان تماس بگيرند و براى اطلاع از سرنوشت آنها كمك بخواهند.
جست و جوهاى دو خانواده و تلاش پليس براى اطلاع از سرنوشت دختر و پسر ناپديد شده، مدت ده روز، بىنتيجه ماند تا اينكه، غروب روز هشتم آذر ماه، ماموران گشت پليس كرمان در بيابانى نزديك "زنگى آباد" كرمان با لاشه يك اتومبيل پژو سوخته روبرو مىشوند كه بهنظر مىرسيد عمداً آن را به آتش كشيدهاند. جستجوها به شعاع چند كيلومتر در بيابان آغاز مىشود تا اينكه ماموران به اجساد تكه تكه زن و مرد جوانى بر مىخوردند كه طعمه حيوانات وحشى شده بودند. چهرههاى قربانيان قابل تشخيص نبود اما مشخصات پژو سوخته كه به تازه داماد تعلق داشت اين اطمينان را به پليس مىداد كه اجساد متعلق به شهره و محمدرضا است. ابتدا بستگان اين زوج جوان نتوانستند اجساد را شناسايى كنند اما بعدا از آثار و نشانههاى باقيمانده در كنار اجساد پى به هويت عروس و داماد بردند.
پس از شناسايى اجساد قربانيان، تحقيقات گستردهيى براى شناسايى قاتلان آغاز شد و در مدت كوتاهى اجساد يك زن و دو مرد جوان نيز در بيابانهاى اطراف كرمان به دست آمد كه همگى به همان شيوه كشته شده بودند. ماموران ضمن تحقيق دريافتند كه از هيچكدام از مقتولان چيزى به سرقت نرفته و همگى بعد از به قتل رسيدن، طعمه حيوانات وحشى شدهاند. تا اينكه اواخر سال گذشته، ماموران، جوانى بنام هادى را مورد بازجوئى قرار دادند كه ادعا مىكرد توسط 2 نفر ربوده شده است. هادى، در بازجويى، به ماموران گفت: "در حال رفتن به محل كارم بودم كه 2 جوان دستانم را گرفتند و مرا داخل خانهيى بردند. آنها گفتند كه من فاسد هستم و اموالم را از راههاى غير شرعى به دست آوردهام و ارتباط نامشروع هم دارم. سپس، يك روحانى در آن خانه بود كه 3 بار استخاره كرد و چون خوب نيامد، تلفن همراهم را گرفتند و بعد رهايم كردند". ماموران با رديابى تلفن همراه هادى، ابتدا موفق شدند 2 نفر از اين آدمربايان را بازداشت كنند و پس از بازجويى از آنها، محل 4 تن ديگر را شناسايى و طى عملياتى آنها را بازداشت كردند. دو نفر از اعضاى گروه شكار، سرباز وظيفه بودند و 4 تن ديگر شغل آزاد داشتند.
انقلاب اسلامى: تكرار اين پديده (قتلهاى زنان "بدكاره" در مشهد، قلتها در تهران و... اينك "قتلهاى زنجيرهاى" در كرمان، نتيجه مستقيم نظريه "حركت قسرى" و "النصر بالرعب" مصباح يزدى و على خامنهاى هستند. نظريه عمومى ترور كه ملاتاريا به اجرا گذاشته است، زمينه عمومى پيدايش گروههاى جنايت كار مىشود. "ملكه عدالت" (قوه قضائيه) نه تنها عامل تكثير اينگونه گروههاست بلكه در مورد برخى از اين گروهها، حامى است.
|
|