بوش در مانده از گزینش : حمله نظامی یا ایجاد " اپوزیسیون متحد " و عصیان از درون ؟ یا متحول کردن رژیم:
انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت می خوانید. در قسمت اول گزارش - تحلیل هائی را می خوانید که مطبوعات امریکا منتشر کرده اند. در باره دو انتخابی که بوش در برابرشان قرار گرفته است و هیچیک سرانجامی را نشان نمی دهند. در قسمت دوم ، سه گزارش می خوانید در باره سرانجام جاسوس های امریکا در ایران و اعدام 50 جاسوس و ارزیابی پیشگیرانه کمیته اطلاعات سنا از اطلاعات مربوط به ایران
و در قسمت سوم ، راه حل سوم را که متحول کردن رﮋیم است و بنظر می رسد راه کاری است که حکومت بوش در پیش گرفته است، از نظر خوانندگان می گذرانیم :
حمله نظامی نیاز به "ﺁلترناتیو دموکرات " و مشتاق جلوه دادن مردم ایران دارد - اعدام 50 جاسوس سیا در ایران ؟ پیشگیری از تکرار خطای عراق:
◄ روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل ( 9 فوریه 2005) ، گزارش - تحلیل گویائی از ناتوانی بوش در انتخاب راه حلی برای " مسئله ایران " انتشار داده است. نکات عمده ﺁن عبارتند از :
* در هفته های اخیر ، حکومت بوش به رﮋیم شیعه بنیاد گرای ایران، دندان نشان می دهد اما هنوز استراتژی روشنی را بر نگزیده است. در حقیقت، نتوانسته است میان یکی از دو راه کار ، یکی حمایت از مذاکره اروپا یا حمله نظامی اسرائیل به ایران و دیگری عصیان مردم ایران به رهبری اپوزیسیون ، یکی را انتخاب کند.
* پیش کشیدن احتمال حمله به ایران ، همان بحثها را بر انگیخته است که پیش از حمله به عراق ، در گرفت. با این تفاوت که این بار، مخالفان حمله به ایران هشدار می دهند : مواظب باشید اشتباه عراق را تکرار نکنید.
ایران را تهدید کردنها به حمله نظامی ، یکی پس از دیگری انجام شدند : دیگ چنی احتمال داد اسرائیل به ایران حمله کند. پرزیدنت بوش ایران را " حامی اصلی تروریسم در جهان " خواند. کندولزا رایس رﮋیم ایران را " چیز نفرت انگیزی " شمرد و کاخ سفید قول مطبوعات را که امریکا کماندوها به ایران فرستاده است تا برای حمله نظامی به این کشور ، اطلاعات نظامی بدست ﺁورند را، بلا تفسیر گذاشت.
* شرط اصلی پیروزی اروپا در مذاکراتش به ایران ، این بود که اروپا به ایران تضمین بدهد که امریکا و اسرائیل به ایران حمله نخواهند کرد. تهدیدها به حمله خالی کردن پشت امریکا بود.
رایس که به اروپا رفت، از دیپلماسی اروپا در قبال ایران حمایت کرد اما دو توقع را بر نیاورد: تضمین حمله نکردن به ایران و پیوستن به مذاکرات اروپا با ایران.
انقلاب اسلامی : در فصل دوم خواهیم دید که انتظار اروپائیان این بود که رایس به ﺁنها اطمینان خواهد داد که به ایران حمله نظامی نخواهد شد.
شیرین هونتر تحلیل گر مسائل ایران در مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی بر این نظر است که استراتژی امریکا ( امیدش اینست ) که چون اروپا نمی تواند چیری را که ایران می خواهد به او بدهد ، مذاکرات در اواخر بهار و در تابستان به شکست می انجامند .
* بجای گفتگو با رژیم ، حکومت بوش و بسیاری از اعضای کنگره بر این نظر هستند که باید بنا را بر سرنگون کردن رژیم گذاشت چرا که مردم ایران روی به عصیان خواهند نهاد. بوش در سخنرانی خویش در کنگره ، خطاب به ایرانیان گفت : من امشب می گویم: تا زمانی که شما برای بدست ﺁوردن ﺁزادی خویش ایستاده اید، امریکا در کنار شما ایستاده است.
ماه پیش، لآنا لتینن ، از حزب جمهوریخواه، طرحی را به کنگره پیشنهاد کرد که به حکومت اجازه می دهد به تلویزیونها و رادیوهای مخالف بطور مستقیم کمک مالی کند. از این پیشنهاد ، توم لانتوس از حزب جمهوریخواه و 49 نماینده مجلس نمایندگان حمایت کردند. از گیرنده این کمک ، از جمله، فرستنده تلویزیونی NITV که از لوس ﺁنجلس ، شبانه روز، برنامه پخش می کند و مدیر مسئول ﺁن ضیاء ﺁتابای است. او می گوید : ما فکر می کنیم ﺁنچه ایران بدان نیاز دارد گلوله ها نیستند بلکه اطلاعات در باره مردم سالاری هستند.
* بسیاری از پیشنهاد کنندگان این کمک برﺁنند که " استراتژی همبستگی " می باید اتخاذ کرد و از اپوزیسیون متحد حمایت باید کرد. همان سان که از جنبش همبستگی در لهستان حمایت شد و موجب رهائی ﺁن کشور از رژیم کمونیست شد.
اما اپوزیسیون ایران همانند همبستگی لهستان نیست. اجزاب سیاسیش ، گروههای دانشجوئیش و سازمانهای غیر دولتیش ، پخش و پلا هستند و بر اثر سرکوب مستمر رﮋیم، ناتوانند.
الگوی استراتژی حمایت قوی ، الگوی حمایت از " ائتلاف شمال " در افغانستان است . این ائتلاف، با حمایت امریکا، در 2001، طالبان را شکست داد.
گروهی که با اتخاذ چنین استراتژی نقش کلیدی پیدا خواهد کرد ، سازمان مجاهدین خق است. این گروه 4000 تن جنگنده دارد که در شمال بغداد، تحت مراقبت قوای امریکا ، مستقر هستند. از این گروه، برخی از محافظه کاران جدید و لیبرالها و نیز بسیاری از نمایندگان مجالس اروپا ، حمایت می کنند. اما وزارت خارجه امریکا ، در 1997، ﺁن را یک سازمان تروریست خوانده است.
گروه از سال 2001 ، فعالیتهای چریکی خود را در ایران به حال تعلیق درﺁورده است. ظاهرا به امید خوب کردن شهرت بین المللی خود به این کار دست زده است. حامیان این گروه امیدوارند حکومت بوش نام این گروه را از لیست سازمانهای تروریست حذف کند و به ﺁن چراغ سبز دهد تا فعالیتهای چریکی خود را در ایران از سر بگیرد.
عباس میلانی می گوید: سازمان مجاهدین بسیار امیدوار است دو نقش ، یکی نقش احمد چلبی و دیگری نقش ائتلاف شمال را تلفیق و برعهده بگیرد. چلبی نفوذ خویش را در محافظه کاران جدید عضو حکومت بوش بکار برد و ﺁنها را حامی حمله نظامی امریکا به عراق گرداند. مجاهدین خلق می خواهند هم وظیفه پیاده نظام و هم نقش مأموران اطلاعاتی امریکا را برعهده بگیرد.
* گروه چریکی خواستار عمل است : شاهین قبادی ، عضو کمیته روابط خارجی نمای سیاسی مجاهدین خلق یعنی شورای ملی مقاومت ایران به ستایش از سخنان پرزیدنت بوش در کنگره پرداخت و گفت: تصریحات پرزیدنت بوش در مورد ایران سخت ضرور و قدم مهم در در جهت فاصله گرفتن غرب از روش امتیاز دهی به استبداد فاشیستی ایران است. اما ما امیدواریم قدرمهای عملی دیگری در رویاروئی با رژیم برداشته شوند. ما باید ﺁزاد شویم تا در رهبری مخالفت با ملاها ، شرکت کنیم .
اما بیشترین تحلیل گران بر این نظر هستند که مجاهدین خلق حامیان قلیلی ، اغلب در میان حرفه مندان و دانشجویان دارند. در خارج از ایران ، به کیش شخصیت مسعود و مریم رجوی مشغول مشاهده می شوند.
سازمان مجاهدین خلق منبع عمده اطلاعات امریکا در باره برنامه اتمی ایران و سانتریفوژهائی بوده است که توسط بازرسان ﺁﮋانس بین المللی انرﮋی اتمی ، مورد بررسی قرار گرفتند. ادعاهای دیگر سازمان مجاهدین دروغ از ﺁب درﺁمدند. از این رو، کارشناسان به حکومت بوش هشدار دادند مبادا همان اشتباه را که در عراق کرد، در ایران مرتکب شود.
* و برخی از تحلیل گران و ایرانیان پناهنده می گویند : در ایران، احساسات جانبدار امریکا نسبتا عمومیت دارد اما حمله نظامی به ایران توسط امریکا یا اسرائیل سبب می شود حس ملت گرائی ایرانیان برانگیخته شود و مردم به حمایت ملایان و بر ضد امریکا شوند.
◄ یونایتد پرس ( ) گزارش کرده است که امریکا از افراد سازمان مجاهدین خلق و کردها برای جاسوسی در ایران ، استفاده می کند. نیوزویک (7 فوریه ) نیز ﺁورده است که امریکا قصد دارد افراد این گروه را جاسوس خود کند.
|
|
|