ﺁیا امریکائیها باور کنند اگر هاشمی بیاید بساط خامنه ای را بر می چیند؟ ...
انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت می خوانید. در قسمت اول، خبرهائی را می خوانید که ما به دست ﺁورده ایم و گویای حضور جدی قدرتهای خارجی در " انتخابات ریاست جمهوری و نقش ﺁنها در گزینش ریاست جمهوری در ایران است و دروغی را فاش می کند که تبلیغ می شد: این رژیم از لحاظ سیاسی ، مستقل است !! و در قسمت دوم ، کارنامه هاشمی رفسنجانی و در قسمت سوم گزارشی را می خوانید پیرامون تاکتیکهای هاشمی رفسنجانی برای بازگشت به ریاست جمهوری :
کسانی که هاشمی رفسنجانی مأمور انگلستان و اروپا کرده است دو مأموریت دارند : متقاعد کردن بوش و بلر به لزوم حمایت از هاشمی رفسنجانی و بحران سازیهائی که بی اعتباری کامل خامنه ای را گزارش کنند :
◄ بنا بر اطلاع حاصل ، مأموران هاشمی رفسنجانی مشغول متقاعد کردن حکومتهای بوش و بلر هستند که 1 - خامنه ای بطور کامل بی اعتبار شده است. تا بدانجا که نزدیک ترین کسان به او، ترکش گفته اند. سنجشهای افکاری که به عمل ﺁمده اند، گویای این واقعیت هستند که نامزدها به میزانی که به خامنه ای نزدیک هستند ، کمتر زمینه دارند. چنانکه به ولایتی و لاریجانی 4 درصد هم رأی نمی دهند. 2 - در این موقعیت ، هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که می تواند از بیزاری عمومی و تضعیف رهبری، استفاده کند و بساط خامنه ای را برچیند و در نظام تحولی را پدید ﺁورد که موجب رفع نگرانیهای غرب بشود. 3 - بانی توافقهای محرمانه گذشته نیز او بوده است. چنانکه توافق اخیر با اروپا را نیز نزدیکان او انجام داده اند.
در خارج از ایران ، کسانی که برای او کار می کنند ، در تبلیغ بر ضد خامنه ای از مخالفان رژیم پیشی گرفته اند. این واقعیت که بر اثر ضعف خامنه ای در مقام " رهبر " موجب شده است که کشور به دست مافیاهای نظامی - مالی بیفتد ، تبلیغ و نمونه های فسادهای این مافیاها - که بعضی از ﺁنها را از طریق اینترنت نیز منتشر می کنند - را به مقامات این دو کشور گزارش کرده اند. ﺁنها که در داخل و خارج برای او کار می کنند، مأموریت دارند توجه ها را از هاشمی رفسنجانی و هر کاری که به او ربط پیدا کند ( از جمله تسلیم نامه ای که روحانی و موسوی با اروپا امضاء کردند ) برگیرند و متوجه خامنه ای کنند.
◄ شمعخانی ، " وزیر " دفاع و ذوالقدر و حبشی و آصفی برای هاشمی کار می کنند : این گروه و گروهی که در خارج از کشور برای هاشمی رفسنجانی کار می کنند، کارشان ایجاد وضعیت و در صورت لزوم بحرانهائی است که زمینه را برای نامزد و رئیس شدن هاشمی رفسنجانی ﺁماده کنند. چند نمونه :
* شمعخانی مواضعی را اتخاذ می کند که موجب فشار غرب به ایران می شوند. در جریان گفتگوهای پاریس، او گفت : ایران به مرحله تولید انبوه موشکهای شهاب 3 رسیده است. بار دیگر، در بحبوحه اجلاس شورای حکام ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی او سخن از کلاهکهای موشکهای شهاب 3 به میان ﺁورد. و در 27 دسامبر ، دم از توانائی ایران به دفاع هسته ای زد. این سه جمله در سه موقعیت، سبب شد غرب بر فشار خویش بیفزاید و افزایش این فشار ، زمینه را برای این استدلال فراهم ﺁورد که در این موقعیت ، کسی باید رئیس جمهوری شود که غرب را ﺁزموده و غبر او را نیزﺁزموده باشد. البته ﺁن کس ، هاشمی رفسنجانی است !
البته سه جمله او ، دلیل دیگری نیز داشت : تسلیم شدن به شرائط اروپا و نیز تسلیم شدن به ﺁژانس بین المللی را توجیه می کرد. زیرا وقتی وزیر دفاع صحبت از موشک شهاب 3 و کلاهک ﺁن و توانائی دفاع اتمی می زند، دیگر نمی توان گفت ایران قصد تولید سلاح اتمی ندارد . بنا بر این ، مذاکره کنندگان ، نزد مردم ، در مقام توجیه تسلیم شدنشان، می توانند بگویند چاره دیگری جز قبول شرائط اروپا نبود.
◄ از دلایل موثق بودن این اطلاعات ، حمله سخت " نماینده " مجلس مافیاهای امروز و پاسدار دیروز و امروز، در جلسه 9 دیماه 1383 مجلس مافیاها است : الياس نادران كه عضو ارشد كميسيون انرژى مجلس است در حال حاضر جزو شوراى مركزى دو تشكل آبادگران و فراكسيون اصولگرايان است. وى پيش از ورود به مجلس هفتم معاونت پارلمانى سپاه را برعهده داشت. نادران به جز اين عضو سازمان مجاهدين انقلاب (شاخه راست) اين تشكل محسوب مى شد.
از نطق او قسمتهائی را می ﺁوریم که به این اطلاعات اشاره دارند :
* در ﺁغاز ، این نامه از امیر کبیر به ناصرالدین شاه را می خواند :
قربانت شوم
الساعه كه در ايوان منزل با همشيره همايوني به شكستن لبه نان مشغوليم خبر رسيد كه شاهزاده موثقالدوله حاكم قم را كه به جرم رشاء و ارتشاء معزول كرده بودم، به توصيه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان راندهايد. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بداند اداره امور مملكت با توصيه عمه و خاله نميشود.
زياده جسارت است. تقي
نامه ايست از مرحوم اميركبير به ناصرالدين شاه
*شايد يكي از بزرگترين چالشهاي داخلي طي ماههاي آتي ـ كه بعضاً بدشان نميآيد ابعاد خارجي هم به آن بدهند ـ انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري باشد. مروري بر مديريت عالي اجرايي كشور طي بيش از دو دهه گذشته ما را در انتخابي آگاهانهتر ياري خواهد داد.
اما دولتمردان و مسئولين اجرايي كشور عليرغم دغدغه عدالتخواهي با الگوبرداري از مدلهاي توسعه سوسياليسم يا ليبرال سرمايهداري كار را به جايي رساندند كه كمكم سياستهاي اجرايي و سير اداره كشور از گفتمان غالب انقلاب اسلامي فاصله گرفت. اين شكاف از شروع دوران بازسازي ( ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ) و با شعار "مانور تجملات" عميقتر شد و امروزه مسئولين از اعلان اينكه تعداد زيادي از محرومين جامعه از نداري و سرما جان باختند، خم به ابرو نميآورند. آيا آن پابرهنگان و نواميس، فرزندان و برادران و خواهران ما نيستند؟ آيا آنچه از فقر اتفاق افتاده جز محصول و معلول اجراي دقيق مدلهاي توسعه سرمايهداري ناب است كه تحت عنوان سياستهاي تعديل ساختاري به توصيه سازمانهاي بينالمللي بر كشور حاكم گرديد؟ در آن مدلها به صراحت اعلام ميشود كه "ممكن است عدهاي زير چرخهاي توسعه له شوند". آن برنامههاي توسعه مبنائاً ظرفيت اجراي عدالت را ندارند.
* به راستي امروز پس از قريب 16 سال كدام لايههاي اجتماعي "مانور تجملات" ميدهند؟ آيا اين درست است كه هر كس به مركز قدرت نزديكتر است ـ چه به لحاظ فاميلي، چه به لحاظ حزبي و جناحي و چه به لحاظ تكاثر ثروت ـ "مانور تجملات" بيشتر بدهد؟ آنها كه روزگار را به اينجا رساندند رضايت چند تن از نزديكان خود را به قيمت از دست دادن چند ميليون پابرهنه مستضعف و محرومي كه حضرت امام رحمهالله عليه يك تار موي آنها را به همه كاخنشينان نميداد، به دست آوردند؟ آنها در مقابل آرمانخواهي محرومين دنيا كه از انقلاب اسلامي ايران الگو گرفته و روح اميدي كه از حاكميت عدالت اسلامي به دست آورده بودند امروز چه جوابي دارند؟
* هيچ كس انكار نميكند كه كشور و به ويژه تهران در دوران بازسازي توسعه كمي يافت، اما در كنار آن اولاً آنهايي از رانتها بهرهمندتر شدند كه به مركزيت قدرت اجرايي نزديكتر بودند، ثانياً در اين دوره مدلي از مديريت در كشور حاكم شد كه كرباسچي، عبدالله نوري، مهاجراني و ديگران فقط نمونههايي از آنند. در نتيجه، فساد مالي، اداري، فرهنگي، ارتشاء و توصيه اين و آن توجيه پيدا كرد.
گراني مسكن امروز محصول حاكميت نوع تفكر كرباسچي است، كه البته خودش امروز در جاي ديگر مشغول خدمتگزاري است. وضعيت فرهنگي امروز حاكم بر وزارت ارشاد ميراث آقاي مهاجراني است كه پس از اجراي پروژه گفتگوي تمدنهايش ايشان هم اتفاقاً در جاي ديگر مشغول خدمتگزاري است. اينها و امثال اينها دست پروردههاي چه دوراني هستند؟
* تئوريپردازان توسعهاي كه اين مدلها را به اجرا گذاشتند دو هدف را تعقيب ميكردند: اولاً فراهم كردن بسترهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در داخل براي همپيوندي ايران با اقتصاد جهاني و هضم در نظام سلطه سرمايهداري جهاني و اجراي بخشي از پروژه جهانيسازي آمريكايي در كشور، ثانيا ناكارآمد نشان دادن نظام و نااميد كردن محرومان و مستضعفان در داخل و بيرون از مرزها.
حلقه اول نظريهپردازان اقتصادي اين دوران كه تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نميكند زاد و ولد كردهاند و نيروهاي دست دوم خود را به عرصه ميفرستند (براي نمونه توجه كنيد به تحليل سادهانگارانه و سطحي تحولات توزيع درآمد توسط يكي از مسئولين عاليرتبه در روزهاي اخير) همين عده معدود فقط ظرف يكي دو سال گذشته چندين ميليارد تومان تحت عنوان پروژههاي تحقيقاتي استراتژي نفت، صنعت، بودجهنويسي، مشاوره عالي وزراء و مسئولين جمع كرده و بنيه مالي قوي درست كردهاند. من اعلام ميكنم اينها نه خيرخواه روساي جمهورند و نه خيرخواه كشور. اينها آخورشان را جاي ديگري بستهاند.
* اما بار ديگر همان سياستبازان موج سوار با پنهان كردن اهداف خود ميخواهند در لواي حمايت از آقاي هاشمي همان روال گذشته را ادامه دهند. مردم بايد هشيار باشند كه از چاله به چاه نيفتند. چگونه ممكن است كساني كه دست در دست افرادي ميگذارند كه شعار جدايي دين از سياست ميدهند، حامي روحانيت باشند؟ هاشمي از ذخاير و استوانههاي انقلاب اسلامي و در موضع رياست مجمع تشخيص مصلحت مشاور عالي امين رهبري است. هاشمي از ماست ديگران قصد مصادره دارند. تشخيص بزرگان بر اين است كه ايشان در مسئوليت فعلي براي نظام و رهبري مفيدتر است.
* من ترديد ندارم كه اقبال بعضي شخصيتهاي سياسي دوم خرداد از جناب آقاي هاشمي نه از سر اعتقاد ـ كه اگر اين چنين بود در انتخابات مجلس ششم با ايشان آن نميكردند كه كردند و پروژه عاليجناب سرخپوش را طرح نميكردند ـ بلكه يك سياسيكاري ماكياوليستي محض و به اميد واهي تكميل پروژه دوگانگي در حاكميت است. براي آنان اصل باقي ماندن در حكومت است. پروژه طرح نامزدهاي مجازي از موسوي تا كروبي، معين، عارف و نهايتاً هاشمي را هم براي اين ميخواهند كه بدنه متدين خود را مسالهدار نكنند. آنها سهم ميخواهند، با هاشمي يا بيهاشمي.
فردي بايد سكاندار مديريت عالي اجرايي كشور شود كه بتواند مطالبات رهبري و مردم را درك و فرمايشات ايشان را وجهه همت خود قرار دهد.
انقلاب اسلامی : واکنشها به این حمله بدون سابقه و سخت به هاشمی رفسنجانی ، متضمن مراجعه او به قدرت خارجی ( امریکا ) و مخالفت خامنه ای ( " بزرگان نظام " ) با نامزد شدن او و دعوی " دو گانگی در حاکمیت "، گویا هستند :
◄ روز نامه ایران ( 10 دی ماه ) واکنشهایی را در گزارشی ﺁورده و توضیح داده است :
* تمام چهره هاى شاخص جناح اقليت و وفاق و كارآمدى و برخى از اعضاى جناح اكثريت ضمن سؤال برانگيز خواندن نطق نادران نسبت به عواقب تبديل تريبون مجلس به ستاد انتخاباتى هشدار دادند :
* سيدعلى رياض: طيف اصولگرايان مجلس با مطالب مطرح شده در نطق نادران هم عقيده است.
* گرامى مقدم: مگر بنا نبود در مجلس هفتم توهين نشود. حركت امروز اين مجلس كه از مجلس ششم افراطى تر شده است
* حداد عادل: آقاى هاشمى رفسنجانى نزد همه ملت ايران عزيز و محترم است
انقلاب اسلامی : بنا بر اطلاع، حداد عادل نه تنها از کسانی بوده است که با این پرخاشگری به هاشمی رفسنجانی موافق بوده ، بلکه قیافه موافق با سخنان ناطق ، نیز، به خود می گرفته است .
* صديقى: امروز حرمت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مجلس شكسته شد و اين امر بى سابقه است
* جبارزاده نسبت به استفاده انتخاباتى از تريبون مجلس هشدار داد .
نمايندگان منتقد ديروز جملگى يك سخن را درباره نطق ديروز بر زبان راندند و آن اينكه اين نطق، مناسبات جناح اكثريت با هاشمى رفسنجانى را وارد مرحله تازه اى خواهد كرد. به اعتقاد اين دسته از نمايندگان نطق نادران همان خط تقابلى را ميان هاشمى و جناح متبوع نادران ترسيم كرد كه نطق هاى احمدتوكلى ميان دولت و جناح خويش گشود.
نطق نادران با بازتابهاى وسيعى كه در نخستين ساعات شروع كار مجلس پيدا كرد، به يكى از مهم ترين اتفاقات مجلس هفتم تبديل شد
به هر روى نطق عضو شاخص جناح اكثريت ديروز در حالى به مخالفت با حضور هاشمى در انتخابات اختصاص يافت كه هنوز كانديداتورى رئيس مجمع تشخيص مصلحت قطعيت نيافته است.
نطق نادران نه تنها دوره عملكردهاشمى را به چالش كشيد بلكه در صدر خود يك پيام عريان و صريح را خطاب به رئيس مجمع تشخيص اعلام كرد.
عضو جناح اصولگرايان هنگام قرائت پيام مخالفت خود با حضور هاشمى در انتخابات تأكيد كرد كه اين تشخيص بزرگان است. نادران تصريح كرد: "تشخيص بزرگان اين است كه ايشان در مسؤوليت فعلى براى نظام و رهبرى مفيد تر است"
|
|
|