نياز به «بحران ايران» و بحران سازى به قصد «عبور
از بحران»؟:
انقلاب اسلامى: در قسمت اول، نياز بوش و حكومتش
را به «بحران ايران» و در قسمت دوم، سخنان
خامنهاى و اطلاعاتى كه از داخل دريافت كردهايم و در قسمت سوم، واكنشهاى امريكا و
اسرائيل و اروپا را مىآوريم تا در قسمت چهارم، پاسخ اين پرسش بدست آيد: خامنهاى و
بوش از چه رو به «بحران ايران» نياز داراند و در بازى، بازنده مىشوند يا برنده؟:
نياز به بحران و آيا بحران ايران بحران بين المللى
بزرگ مىشود؟:
لوموند (21 ژوئيه 2003) نوشته است:
روزى بعد از تحويل موشك شهاب 3، با برد
1300 كيلومتر، به نيروهاى مسلح ايران، ايران موضوع اول ديپلماسى شد: روز دو شنبه
(21 ژوئيه)، ژرژ دبل يو بوش ايران را متهم به «حمايت از تروريسم» كرد. اتحاديه اروپا
از «نگرانى رو به افزايش» خود سخن بميان آورد و از تهران خواست با آژانس بين المللى
انرژى اتمى همكارى كند. و اسرائيل دولت ايران را تهديدى براى ثبات «تمامى دنيا»، ارزيابى
كرد. اروپائيان از آن بيم دارند كه با پايان تعطيلات تابستانى، ايران بحران بين المللى
بزرگى بگردد.
اگر ترازنامه يك روز فعاليت ديپلماتيك را
خلاصه كنيم، از سرگيرى «فشار بر ايران» مىشود. از هر سو، از سوى امريكا و اروپا و
اسرائيل اخطار بود كه به ايران داده مىشد و فشار بود كه وارد مىگشت. ظن آن مىرود
كه ايران در كار تهيه اسلحه اتمى باشد.
در 21 ژوئيه، در كنفرانس مطبوعاتى مشترك با
برلوس كنى، نخست وزير ايتاليا، در كروفورد
Crawford(تكزاس)، رئيس جمهورى امريكا ايران و سوريه را به پناه دادن به تروريستها
و زيان رساندن به روند صلح خاورميانه، متهم كرد. او گفت زمان آنست كه حكومتهاى منطقه
از كوششهاى اين دو مرد، آريل شارون و محمود عباس، براى دست يافتن به صلح، حمايت كنند.
حكومتهاى ايران و سوريه نيز بايد چنين كنند. امروز ايران و سوريه به پناه داده به تروريستها
و حمايت كردن از آنان ادامه مىدهند و اين رفتار كاملاً غير قابل قبول است و دولتهائى
كه از تروريسم حمايت مىكنند، مىبايد حساب پس بدهند.
پيش از او، وزراى خارجه كشورهاى اروپائى كه
در بروكسل گردآمده بودند، به ايران اخطار كردند. نگرانى رو به افزايش خود را از برنامه
اتمى ايران ابراز كردند و گفتند در ماه سپتامبر، در روابط اقتصادى اتحاديه اروپا با
ايران، تجديد نظر خواهند كرد. روابط اقتصادى وسيعتر برقرار نمىشود مگر آنكه در رفع
نگرانى اروپا، اقدام جدى بعمل آيد. اروپا مىخواهد ايران با آژانس بين الملل انرژى
اتمى «همكارى كامل» بعمل آورد. پذيرفتن و امضا كردن پروتكل الحاقى به قرارداد منع گسترش
اسلحه اتمى را امرى عاجل تلقى كند. در ماه سپتامبر، بر وفق گزارش دوم آژانس بين المللى
انرژى اتمى، اتحاديه اروپا در باره چند و چون روابط خود با ايران، تصميم خواهد گرفت.
اتحاديه قتل زهرا كاظمى را «ضربهاى عميق»
مىشمارد و از ايران مىخواهد «تحقيق سريعى در باره اين جنايت بعمل آيد». و اتحاديه
اروپا «نگرانى عميق خويش را نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز مىكند.»
وزيران خارجه اتحاديه، صبح دوشنبه با سيلوان
شالوم، وزير خارجه اسرائيل گفتگو كردند. او به وزيران خارجه اتحاديه اطمينان داد كه
حالا ديگر، ايران تهديدى «براى تمام دنيا» است. ايران نه تنها ثبات منطقه كه ثبات جهان
را تهديد مىكند. ايران تمامى امكانات خود را براى دست يافتن به اسلحه اتمى بكار انداختهاست.
بنا بر اين، نه تنها خاورميانه كه اروپا و بخش مديترانهاى روسيه نيز در معرض تهديد
قرار مىگيرد.
از آنجا كه تهران اقدام سريع و گويا بعمل نمىآورد،
برخى از ديپلماتهاى اروپا از آن بيم دارند كه ايران، در پايان تعطيلات تابستانى، يك
بحران بين المللى بزرگ بگردد. بخلاف عراق، بر سر ايران، اروپائيان متحد هستند و بطور
كلى در نگرانى امريكائيها شريك هستند. هرچند بخلاف امريكا، اروپا به گفتگو با رهبران
ايران ادامه مىدهد.
وزير خارجه فرانسه، دومينيك دو ويلپين، بر
اينست كه «بسود جامعه بين المللى نيست كه ايران را به انزوا در آورد. ما بهيچ رو به
راه حل نظامى نمىانديشيم. زيرا خوب پى آمدهاى آن را، براى ثبات منطقه، مىبينيم».
انقلاب اسلامى: اما آيا با وجود نياز بوش به «بحران
ايران»، امريكائيها تا پايان تعطيلات تابستانى صبر مىكنند؟ به اين پرسش، مطبوعات امريكائى
اينطور پاسخ مىدهند:
لورانس اگل برگر كه در رياست جمهورى بوش (پدر)،
در 1992، مدت كوتاهى وزير خارجه بودهاست مصاحبهاى بعمل آورده ( Foreign
RelationCouncil on، 21 ژوئيه) و در باره ايران گفته است: محل ترديد نيست كه ايرانيها
مشغول بازى اتمى هستند. اما اگر مراقب كار خود باشيم، اميد آن هست كه بازى بنفع ما
تمام شود. بسا فشارهاى وافى از سوى نسلهاى جوانتر كه آشكارا از رژيم ناراضى و خواستار
تغيير آن هستند، وارد شوند و موجب رفتارهاى محسوسترى در قلمرو اتم بگردند. ما تنها
مىبايد مدتى صبر و مراقبت كنيم.
مگر ما چند جنگ بايد بكنيم تا از خطرها پيشگيرى بشود؟ ما ناگزير با اين واقعيت بايد روبرو شويم:
آيا ما بتنهائى مىتوانيم مانع از انتشار اسلحه كشتار جمعى در دنيا بشويم؟ يا وقت آنست
كه بگوئيم اين كار از عهده جامعه بين المللى بر مىآيد وقتى اعضاى آن بر سر ايجاد يك
رژيم بين المللى، توافق كنند.
انقلاب اسلامى: مطبوعات غرب هنوز توجه كافى به نياز بوش به «بحران ايران» پيدا
نكردهاند. در حقيقت، نياز انصراف افكار عمومى از بدبياريهاى حكومتش در عراق مورد توجه
شدهاست. اما نيازش به «بحران ايران» و به پيش بردن صلح اسرائيل و فلسطين در انتخابات
رياست جمهورى، آنطور كه بايد توجهى را به خود جلب نكردهاست. با وجود اين، به هدفى
كه امريكا در ايران تعقيب مىكند، توجه شدهاست:
تايمز (25 ژوئيه) خبر مىدهد كه بوش بخاطر منصرف
كردن افكار عمومى از بدبياريهاى حكومتش در عراق، مىكوشد افكار عمومى را متوجه صلح
خاورميانه كند. و
در 21 ژوئيه، بوش ايران و سوريه را متهم كرد كه
به تروريستها پناه مىدهند و از تروريسم حمايت مىكنند. در 24 ژوئيه، رژيم زبان گشود
و گفت: عدهاى از سران القاعده در ايران هستند. در همان روز، پاول از اقدام ايران استقبال
كرد و خواستار تحويل آنها شد. سئوالى كه محل پيدا مىكند اينست: چرا پيش از اين، «ايران»
حاضر نبود بگويد «عدهاى از سران القاعده در ايران هستند»؟ چرا خبر حضور «عدهاى از
سران القاعده در ايران» را تكذيب نيز مىكرد؟ خبرهايى كه انقلاب اسلامى پيرامون حضور
برخى از سران القاعده در ايران انتشار مىداد، حقيقت داشتند اما رژيم ملاتاريا انكارشان
مىكرد. حالا چرا اعتراف مىكند؟ آيا به نياز بوش به «بحران ايران» پاسخ نمىدهد؟
هرالد تريبون (24 ژوئيه) مقالهاى از نواف عبيد،
تحليل گر مسائل نفتى و امنيتى عربستان، زير عنوان «امريكا مىبايد افراطيهاى ايران
را منزوى كند»، انتشار دادهاست. بنظر او، سياست بوش و حكومتش بر منزوى كردن خامنهاى
و افراطيهاى حامى او در رژيم ايران است. زيرا اينها هستند كه از القاعده و تروريسم
حمايت مىكنند و برنامه توليد سلاح اتمى را اجرا مىكنند.
خامنهاى ارگانهاى نظامى و انتظامى و امنيتى
كشور، از جمله سپاه پاسداران و اداره امنيت خارجى را كه بتازگى ايجاد شدهاست را كنترل
مىكند. در سالهاى اخير، دواير اطلاعاتى امريكا و عربستان و ديگر كشورهاى منطقه، پرونده
كاملى در باره افراطيهاى رژيم و جنايتهاى فجيعى كه مرتكب شدهاند، ترتيب دادهاند.
هم رد بمب گذارى 1985 در بيروت كه سبب كشته
شدن 241 تفنگدار دريائى امريكا شد و هم رد بمب گذارى در الخبر، بسال 1996، در عربستان
سعودى، به افراطيهاى ايران مىرسند. حمله دومى را كه به قتل 19 امريكائى انجاميد، عناصرى
از سپاه پاسداران و واواك سازمان دادهاند. آندسته از واواكيها كه در آن حمله تروريستى
دست داشتهاند، كسانى هستند كه خاتمى از واواك بيرون كرد و خامنهاى در سازمان امنيت
خارجى بكارشان گرفت.
كوشش خاتمى براى طرد افراطيها از دولت، نتيجه
ناچيزى داشتهاست. بسيارى از آنها كه انفجار الخبر را سازمان دادند، هم اكنون، مقامهاى
مهمى را تصدى مىكنند. برخى از آنها، با القاعده همكاريهاى نزديك دارند.
دواير
اطلاعاتى امريكا و پاكستان، بتازگى كشف كردند كه عناصر راديكال سپاه پاسداران با سران
القاعده كه عمليات اين سازمان را رهبرى مىكنند، همكارى دارند. از جمله با سعيد عادل،
مسئول عمليات در سازمان القاعده، همكارى نزديك مىكنند. اين عناصر مستقيم از شخص خامنهاى
دستور مىگيرند.
بدين همكارى بود كه ترورهاى رياض انجام گرفتند
و موجب كشته شدن 24 و زخمى شدن 200 تن شدند. در آن ترورها، عناصر سپاه پاسداران و سازمان
امنيت خارجى حمايتهاى لوجستيكى القاعده را تأمين كردهاند.
اما آنچه بيش از همه موجب پريشان خاطرى مىشود
اينست كه اين افراطيها براى بدست آوردن اسلحه اتمى، از هيچ كوششى باز نمىايستند. كوششهايشان
تحت اداره مستقيم دفتر رهبر رژيم است.
وقتى شاهزاده عبدالله، وليعهد عربستان در
1998 از ايران ديدن كرد، به رئيس جمهورى ايران، نقش ايران را در انفجار الخبر باز گفت.
در پاسخ، خاتمى با دست خود به عكس خامنهاى اشاره كرد كه بر ديوار هر اطاق، هر ادارهاى،
آويختهاست و گفت: «اين امور در قلمروئى انجام مىگيرند كه در آن، من هيچ كارى نمىتوانم
كرد». خاتمى دروغ نمىگفت. از بداقبالى، در قلمرو توليد اسلحه اتمى نيز، او كارهاى
نيست.
بازداشتن ايران از ادامه دادن به اجراى برنامه
توليد اسلحه اتمى و واداركردنش به دست كشيدن از تروريسم، از لحاظ صلح منطقه، حياتى
است. در اين هدف، خاتمى و حاميان او سهيمند. اما وصول به اين دو هدف نياز به ديپلماسى
دارد كه جامعه بين المللى درپيش گيرد. آندسته از مقامات حكومت بوش كه مىگويند بايد
با تهديد ايران به اعمال قوه به هدف رسيد، در واقع، تنها افراطيهاى رژيم را تقويت مىكنند.
بجاى اين روش، امريكا و متحدانش بايد سياستهائى را اتخاذ كنند و به اجرا بگذارند كه
موجب منزوى شدن خامنهاى و افراطيهاى تحت رهبرى او بگردد بى آنكه به خاتمى و اصلاح
گرايان حامى او زيان رساند. اين كار بسى مشكلتر از تهديد كردن است. اما اگر بنا بر
اينست كه ايران غير اتمى و عامل صلح و ثبات بگردد، اين كار بايد انجام پذيرد.
و اينتلجنس آن لاين (4 تا 17 ژوئيه)، يعنى پيش
از آنكه رژيم ملاتاريا به حضور برخى از سران و اعضاى القاعده در ايران اعتراف كند،
خبر داد كه «ايران ميان وجه المصالحه كردن يا تسليم افراد القاعده، مردد است». تحت
فشارهاى شديد براى تحويل دادن افراد القاعده، مقامات ايرانى مىكوشند به ترتيبى عمل
كنند كه توازنى بسودشان برقرار شود. از سوئى، بايد امتيازهائى به عربستان و امريكا
و انگلستان بدهند و از سوى ديگر مىبايد توازنى سياسى را در درون برقرار كند و از افراد
القاعده بعنوان وجه المصالحه استفاده كند. در واقع، بخشى از پاسداران، يعنى سپاه قدس
كه تحت فرماندهى احمد وحيدى است، حفاظت و حمايت از افراد القاعده را بر عهده دارد.
احمد وحيدى اسامه بن لادن را در سودان، در اوائل 1990، ديده است و اين دو، همواره روابط
نزديك با يكديگر داشتهاند.
انقلاب اسلامى: الف - فرمانده كنونى سپاه قدس، قاسم
سليمانى است. و ب - اما اگر امريكا سياستى را بكار نمىبرد كه از جمهوريخواه و دموكرات
و كسانى چون نواف عبيد پيشنهاد مىكنند، از آن روست كه بوش به «بحران ايران» نياز دارد.
اين نياز با نياز رهبرى سازمان ترور، خامنهاى و هاشمى رفسنجانى به همين بحران خوانائى
دارد. وگرنه، نمايش شهاب - 3 و آن سخنان، چه توجيهى مىتواند داشته باشد؟: