١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٣ از ٢٢ مرداد تا ۷ تير
سايت ابوالحسن بنى صدر
نياز به «بحران ايران» و بحران سازى به قصد «عبور از بحران»؟:

 

 

 انقلاب اسلامى: در قسمت اول، نياز بوش و حكومتش را به «بحران ايران»  و در قسمت دوم، سخنان خامنه‏اى و اطلاعاتى كه از داخل دريافت كرده‏ايم و در قسمت سوم، واكنشهاى امريكا و اسرائيل و اروپا را مى‏آوريم تا در قسمت چهارم، پاسخ اين پرسش بدست آيد: خامنه‏اى و بوش از چه رو به «بحران ايران» نياز داراند و در بازى، بازنده مى‏شوند يا برنده؟:

 

 نياز به بحران و آيا بحران ايران بحران بين المللى بزرگ مى‏شود؟:

 

  لوموند (21 ژوئيه 2003) نوشته است:

     روزى بعد از تحويل موشك شهاب 3، با برد 1300 كيلومتر، به نيروهاى مسلح ايران، ايران موضوع اول ديپلماسى شد: روز دو شنبه (21 ژوئيه)، ژرژ دبل يو بوش ايران را متهم به «حمايت از تروريسم» كرد. اتحاديه اروپا از «نگرانى رو به افزايش» خود سخن بميان آورد و از تهران خواست با آژانس بين المللى انرژى اتمى همكارى كند. و اسرائيل دولت ايران را تهديدى براى ثبات «تمامى دنيا»، ارزيابى كرد. اروپائيان از آن بيم دارند كه با پايان تعطيلات تابستانى، ايران بحران بين المللى بزرگى بگردد.

       اگر ترازنامه يك روز فعاليت ديپلماتيك را خلاصه كنيم، از سرگيرى «فشار بر ايران» مى‏شود. از هر سو، از سوى امريكا و اروپا و اسرائيل اخطار بود كه به ايران داده مى‏شد و فشار بود كه وارد مى‏گشت. ظن آن مى‏رود كه ايران در كار تهيه اسلحه اتمى باشد.

      در 21 ژوئيه، در كنفرانس مطبوعاتى مشترك با برلوس كنى، نخست وزير ايتاليا، در كروفورد  Crawford(تكزاس)، رئيس جمهورى امريكا ايران و سوريه را به پناه دادن به تروريستها و زيان رساندن به روند صلح خاورميانه، متهم كرد. او گفت زمان آنست كه حكومتهاى منطقه از كوششهاى اين دو مرد، آريل شارون و محمود عباس، براى دست يافتن به صلح، حمايت كنند. حكومتهاى ايران و سوريه نيز بايد چنين كنند. امروز ايران و سوريه به پناه داده به تروريستها و حمايت كردن از آنان ادامه مى‏دهند و اين رفتار كاملاً غير قابل قبول است و دولتهائى كه از تروريسم حمايت مى‏كنند، مى‏بايد حساب پس بدهند.

     پيش از او، وزراى خارجه كشورهاى اروپائى كه در بروكسل گردآمده بودند، به ايران اخطار كردند. نگرانى رو به افزايش خود را از برنامه اتمى ايران ابراز كردند و گفتند در ماه سپتامبر، در روابط اقتصادى اتحاديه اروپا با ايران، تجديد نظر خواهند كرد. روابط اقتصادى وسيع‏تر برقرار نمى‏شود مگر آنكه در رفع نگرانى اروپا، اقدام جدى بعمل آيد. اروپا مى‏خواهد ايران با آژانس بين الملل انرژى اتمى «همكارى كامل» بعمل آورد. پذيرفتن و امضا كردن پروتكل الحاقى به قرارداد منع گسترش اسلحه اتمى را امرى عاجل تلقى كند. در ماه سپتامبر، بر وفق گزارش دوم آژانس بين المللى انرژى اتمى، اتحاديه اروپا در باره چند و چون روابط خود با ايران، تصميم خواهد گرفت.

      اتحاديه قتل زهرا كاظمى را «ضربه‏اى عميق» مى‏شمارد و از ايران مى‏خواهد «تحقيق سريعى در باره اين جنايت بعمل آيد». و اتحاديه اروپا «نگرانى عميق خويش را نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز مى‏كند.»

       وزيران خارجه اتحاديه، صبح دوشنبه با سيلوان شالوم، وزير خارجه اسرائيل گفتگو كردند. او به وزيران خارجه اتحاديه اطمينان داد كه حالا ديگر، ايران تهديدى «براى تمام دنيا» است. ايران نه تنها ثبات منطقه كه ثبات جهان را تهديد مى‏كند. ايران تمامى امكانات خود را براى دست يافتن به اسلحه اتمى بكار انداخته‏است. بنا بر اين، نه تنها خاورميانه كه اروپا و بخش مديترانه‏اى روسيه نيز در معرض تهديد قرار مى‏گيرد.

      از آنجا كه تهران اقدام سريع و گويا بعمل نمى‏آورد، برخى از ديپلماتهاى اروپا از آن بيم دارند كه ايران، در پايان تعطيلات تابستانى، يك بحران بين المللى بزرگ بگردد. بخلاف عراق، بر سر ايران، اروپائيان متحد هستند و بطور كلى در نگرانى امريكائيها شريك هستند. هرچند بخلاف امريكا، اروپا به گفتگو با رهبران ايران ادامه مى‏دهد.

      وزير خارجه فرانسه، دومينيك دو ويلپين، بر اينست كه «بسود جامعه بين المللى نيست كه ايران را به انزوا در آورد. ما بهيچ رو به راه حل نظامى نمى‏انديشيم. زيرا خوب پى آمدهاى آن را، براى ثبات منطقه، مى‏بينيم».

 انقلاب اسلامى: اما آيا با وجود نياز بوش به «بحران ايران»، امريكائيها تا پايان تعطيلات تابستانى صبر مى‏كنند؟ به اين پرسش، مطبوعات امريكائى اينطور پاسخ مى‏دهند:

  لورانس اگل برگر كه در رياست جمهورى بوش (پدر)، در 1992، مدت كوتاهى وزير خارجه بوده‏است مصاحبه‏اى بعمل آورده ( Foreign RelationCouncil on، 21 ژوئيه) و در باره ايران گفته است: محل ترديد نيست كه ايرانيها مشغول بازى اتمى هستند. اما اگر مراقب كار خود باشيم، اميد آن هست كه بازى بنفع ما تمام شود. بسا فشارهاى وافى از سوى نسلهاى جوان‏تر كه آشكارا از رژيم ناراضى و خواستار تغيير آن هستند، وارد شوند و موجب رفتارهاى محسوس‏ترى در قلمرو اتم بگردند. ما تنها مى‏بايد مدتى صبر و مراقبت كنيم.

    مگر ما چند جنگ بايد بكنيم تا از خطرها پيشگيرى  بشود؟ ما ناگزير با اين واقعيت بايد روبرو شويم: آيا ما بتنهائى مى‏توانيم مانع از انتشار اسلحه كشتار جمعى در دنيا بشويم؟ يا وقت آنست كه بگوئيم اين كار از عهده جامعه بين المللى بر مى‏آيد وقتى اعضاى آن بر سر ايجاد يك رژيم بين المللى، توافق كنند.

 انقلاب اسلامى: مطبوعات غرب  هنوز توجه كافى به نياز بوش به «بحران ايران» پيدا نكرده‏اند. در حقيقت، نياز انصراف افكار عمومى از بدبياريهاى حكومتش در عراق مورد توجه شده‏است. اما نيازش به «بحران ايران» و به پيش بردن صلح اسرائيل و فلسطين در انتخابات رياست جمهورى، آنطور كه بايد توجهى را به خود جلب نكرده‏است. با وجود اين، به هدفى كه امريكا در ايران تعقيب مى‏كند، توجه شده‏است:

  تايمز (25 ژوئيه) خبر مى‏دهد كه بوش بخاطر منصرف كردن افكار عمومى از بدبياريهاى حكومتش در عراق، مى‏كوشد افكار عمومى را متوجه صلح خاورميانه كند. و

  در 21 ژوئيه، بوش ايران و سوريه را متهم كرد كه به تروريستها پناه مى‏دهند و از تروريسم حمايت مى‏كنند. در 24 ژوئيه، رژيم زبان گشود و گفت: عده‏اى از سران القاعده در ايران هستند. در همان روز، پاول از اقدام ايران استقبال كرد و خواستار تحويل آنها شد. سئوالى كه محل پيدا مى‏كند اينست: چرا پيش از اين، «ايران» حاضر نبود بگويد «عده‏اى از سران القاعده در ايران هستند»؟ چرا خبر حضور «عده‏اى از سران القاعده در ايران» را تكذيب نيز مى‏كرد؟ خبرهايى كه انقلاب اسلامى پيرامون حضور برخى از سران القاعده در ايران انتشار مى‏داد، حقيقت داشتند اما رژيم ملاتاريا انكارشان مى‏كرد. حالا چرا اعتراف مى‏كند؟ آيا به نياز بوش به «بحران ايران» پاسخ نمى‏دهد؟

  هرالد تريبون (24 ژوئيه) مقاله‏اى از نواف عبيد، تحليل گر مسائل نفتى و امنيتى عربستان، زير عنوان «امريكا مى‏بايد افراطيهاى ايران را منزوى كند»، انتشار داده‏است. بنظر او، سياست بوش و حكومتش بر منزوى كردن خامنه‏اى و افراطيهاى حامى او در رژيم ايران است. زيرا اينها هستند كه از القاعده و تروريسم حمايت مى‏كنند و برنامه توليد سلاح اتمى را اجرا مى‏كنند.

     خامنه‏اى ارگانهاى نظامى و انتظامى و امنيتى كشور، از جمله سپاه پاسداران و اداره امنيت خارجى را كه بتازگى ايجاد شده‏است را كنترل مى‏كند. در سالهاى اخير، دواير اطلاعاتى امريكا و عربستان و ديگر كشورهاى منطقه، پرونده كاملى در باره افراطيهاى رژيم و جنايتهاى فجيعى كه مرتكب شده‏اند، ترتيب داده‏اند.

      هم رد بمب گذارى 1985 در بيروت كه سبب كشته شدن 241 تفنگدار دريائى امريكا شد و هم رد بمب گذارى در الخبر، بسال 1996، در عربستان سعودى، به افراطيهاى ايران مى‏رسند. حمله دومى را كه به قتل 19 امريكائى انجاميد، عناصرى از سپاه پاسداران و واواك سازمان داده‏اند. آندسته از واواكيها كه در آن حمله تروريستى دست داشته‏اند، كسانى هستند كه خاتمى از واواك بيرون كرد و خامنه‏اى در سازمان امنيت خارجى بكارشان گرفت.

       كوشش خاتمى براى طرد افراطيها از دولت، نتيجه ناچيزى داشته‏است. بسيارى از آنها كه انفجار الخبر را سازمان دادند، هم اكنون، مقامهاى مهمى را تصدى مى‏كنند. برخى از آنها، با القاعده همكاريهاى نزديك دارند.

       دواير اطلاعاتى امريكا و پاكستان، بتازگى كشف كردند كه عناصر راديكال سپاه پاسداران با سران القاعده كه عمليات اين سازمان را رهبرى مى‏كنند، همكارى دارند. از جمله با سعيد عادل، مسئول عمليات در سازمان القاعده، همكارى نزديك مى‏كنند. اين عناصر مستقيم از شخص خامنه‏اى دستور مى‏گيرند.

      بدين همكارى بود كه ترورهاى رياض انجام گرفتند و موجب كشته شدن 24 و زخمى شدن 200 تن شدند. در آن ترورها، عناصر سپاه پاسداران و سازمان امنيت خارجى حمايتهاى لوجستيكى القاعده را تأمين كرده‏اند.

      اما آنچه بيش از همه موجب پريشان خاطرى مى‏شود اينست كه اين افراطيها براى بدست آوردن اسلحه اتمى، از هيچ كوششى باز نمى‏ايستند. كوششهايشان تحت اداره مستقيم دفتر رهبر رژيم است.

      وقتى شاهزاده عبدالله، وليعهد عربستان در 1998 از ايران ديدن كرد، به رئيس جمهورى ايران، نقش ايران را در انفجار الخبر باز گفت. در پاسخ، خاتمى با دست خود به عكس خامنه‏اى اشاره كرد كه بر ديوار هر اطاق، هر اداره‏اى، آويخته‏است و گفت: «اين امور در قلمروئى انجام مى‏گيرند كه در آن، من هيچ كارى نمى‏توانم كرد». خاتمى دروغ نمى‏گفت. از بداقبالى، در قلمرو توليد اسلحه اتمى نيز، او كاره‏اى نيست.

      بازداشتن ايران از ادامه دادن به اجراى برنامه توليد اسلحه اتمى و واداركردنش به دست كشيدن از تروريسم، از لحاظ صلح منطقه، حياتى است. در اين هدف، خاتمى و حاميان او سهيمند. اما وصول به اين دو هدف نياز به ديپلماسى دارد كه جامعه بين المللى درپيش گيرد. آندسته از مقامات حكومت بوش كه مى‏گويند بايد با تهديد ايران به اعمال قوه به هدف رسيد، در واقع، تنها افراطيهاى رژيم را تقويت مى‏كنند. بجاى اين روش، امريكا و متحدانش بايد سياستهائى را اتخاذ كنند و به اجرا بگذارند كه موجب منزوى شدن خامنه‏اى و افراطيهاى تحت رهبرى او بگردد بى آنكه به خاتمى و اصلاح گرايان حامى او زيان رساند. اين كار بسى مشكل‏تر از تهديد كردن است. اما اگر بنا بر اينست كه ايران غير اتمى و عامل صلح و ثبات بگردد، اين كار بايد انجام پذيرد.

  و اينتلجنس آن لاين (4 تا 17 ژوئيه)، يعنى پيش از آنكه رژيم ملاتاريا به حضور برخى از سران و اعضاى القاعده در ايران اعتراف كند، خبر داد كه «ايران ميان وجه المصالحه كردن يا تسليم افراد القاعده، مردد است». تحت فشارهاى شديد براى تحويل دادن افراد القاعده، مقامات ايرانى مى‏كوشند به ترتيبى عمل كنند كه توازنى بسودشان برقرار شود. از سوئى، بايد امتيازهائى به عربستان و امريكا و انگلستان بدهند و از سوى ديگر مى‏بايد توازنى سياسى را در درون برقرار كند و از افراد القاعده بعنوان وجه المصالحه استفاده كند. در واقع، بخشى از پاسداران، يعنى سپاه قدس كه تحت فرماندهى احمد وحيدى است، حفاظت و حمايت از افراد القاعده را بر عهده دارد. احمد وحيدى اسامه بن لادن را در سودان، در اوائل 1990، ديده است و اين دو، همواره روابط نزديك با يكديگر داشته‏اند.

 انقلاب اسلامى: الف - فرمانده كنونى سپاه قدس، قاسم سليمانى است. و ب - اما اگر امريكا سياستى را بكار نمى‏برد كه از جمهوريخواه و دموكرات و كسانى چون نواف عبيد پيشنهاد مى‏كنند، از آن روست كه بوش به «بحران ايران» نياز دارد. اين نياز با نياز رهبرى سازمان ترور، خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى به همين بحران خوانائى دارد. وگرنه، نمايش شهاب - 3 و آن سخنان، چه توجيهى مى‏تواند داشته باشد؟:


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر