هاشمى رفسنجانى در پى آنست كه نماد تركيبى از دو
سنت استبدادى بگردد؟!:
انقلاب اسلامى: هاشمى رفسنجانى، در نماز جمعه
20 تير، گفت: در ايران، هركس نوكر امريكا نيست، آزاد است و مىتواند موافقت و مخالفت
خود را بكند. شاه سابق مىگفت: در ايران، همه گونه آزادى وجود دارد جز آزادى خيانت.
آن زمان، به او مىگفتند:اعليحضرت خيانت را در انحصار خود مىخواهد. از قرار، هاشمى
رفسنجانى نيز، زد و بند محرمانه با امريكا را در انحصار خود مىخواهد. در حقيقت، او
زمانى اين جمله را ادا كرد كه در تهران، خبرى انتشار پيدا كرد از جلسه سران سازمان
ترور و تصميم آنها بر اينكه گفتگو و رابطه با امريكا مىبايد در انحصار آنها باشد.
خبر از جلسه ديگرى نيز انتشار پيدا كرد. در قسمت اول، اين خبر و شايعه سازش و در قسمت
دوم مقاله روزنامه فرانسوى فيگارو در باره هاشمى رفسنجانى و نقش او و در قسمت سوم،
مقاله Forbes را مىآوريم:
رو و پشت صحنه: استعفاى خاتمى؟ - 60 در خطر؟ بيانيه
تهديد - دو جلسه، يكى در تهران و ديگرى در لواسان و تدارك بازگشت هاشمى رفسنجانى به
صحنه!؟:
انقلاب اسلامى: نخست خبرها و نظرها و نامههايى را بخوانيد كه روى صحنه را نشان مىدهند. و آنگاه
اطلاعاتى را مىآوريم كه پشت صحنه را نشان مىدهند:
در 19 تير، خاتمى در كرج گفت: «ما ارباب مردم نيستيم
نوكر مردم هستيم. اگر مردم بگويند ما شما را نمىخواهيم، ما كنار مىروم».
اين جمله، بيشتر از همه جا، در واشنگتن بازتاب
يافت: يو اس اى تو دى (12 ژوئيه) در اين باره نوشت: از آن رو خاتمى چنين گفتهاست كه
مردم از اجرا نشدن وعدههايش ناراضى هستند. اين اولين بار است كه خاتمى، در حضور عموم،
از استعفاى خود سخن مىگويد. در ماههاى اخير زير فشار بودهاست تا در برابر سخت سران
غير انتخابى بايستد و وعدههاى انتخاباتى خود را در باره آزاديها و تغييرهاى مردم سالارانه
به اجرا بگذارد. صدا و سيما اين قسمت از اظهارات خاتمى را سانسور كرد.
اميد خاتمى به توافقى با سخت سران بر سر دو
لايحه پيشنهادى او، بعد از رد شدن اين دو لايحه از سوى شوراى نگهبان، ناچيز شدهاست.
خاتمى نيز بنوبه خود تهديد كرد: «ما صلاحيت
نامزدها را تصويب مىكنيم. اگر مردم ببينند نامزدها و برنامه هاشان يا مطلوبشان نيستند
و يا موانع نمىگذارند برنامه انجام بگيرد، در انتخابات شركت نمىكنند.
معاون رئيس جمهورى، محمد على ابطحى مىگويد:
اقبال كمى وجود دارد كه شوراى نگهبان دو لايحه را به تصويب رساند. ما به گفتگو با شوراى
امنيت ادامه مىدهيم اما اميد خود را به تصويب دو لايحه از دست دادهام.
انقلاب اسلامى: البته خاتمى بار اول نيست، كه از
كنار رفتن در صورتى كه نتواند به وعدههاى خود وفا كند يا مردم بخواهند، سخن گفتهاست.
بديهى است مطبوعات امريكائى نمىتوانستهاند متوجه قسمت مهم سخنان خاتمى بشوند كه تحريم
انتخابات است در صورت «نظارت استصوابى» به ترتيبى كه مردم نامزدها و برنامه هاشان را
بيگانه از خواستهاى خود بيابند.
شاخه «روحانى» سازمان ترور، به كارگردانى على
فلاحيان، بيانيه تهديدآميزى منتشر كردهاست. اين بيانه كه در 21 تير منتشر گشته، خواستار
«استمرارى شدن نظارت شوراى نگهبان بر نمايندگان مجلس» شده و تهديدها كردهاست:
«چرا بايد نمايندگانى كه با رأى اين ملت صاحب
مقام و منصب شدهاند به واسطه ضعف ايمان و عدم شناخت روح استكبار ستيزى اسلام و انقلاب
مرعوب تهديدها و شيفته تطميعها گردند و به دنبال فرصتى براى خوش خدمتى به دشمنان قسم
خورده امام و امت باشند؟ اين چه وقاحتى است كه به جاى پيوستن به صفوف مستحكم ملت و
تبعيت از ولايت مطلقه فقيه، آب به آسياب دشمن بريزند و از مسؤولان كشور بخواهند براى
جبران اشتباهاتى، چون مبارزه با استكبار، عذرخواهى نمايند. به راستى آيا كفار و ملحدين
با اين كرنشهاى ذليلانه از ما راضى خواهند شد يا تا سرحد عدول از مبانى اعتقادى اسلام،
ما را رها نخواهند كرد؟
كسانى كه همنوا با صداى شوم دشمنان پيوسته مىكوشند
اركان نظام اسلامى را در فشار تبليغاتى قرار دهند و اكنون سناريوى ذلت و تسليم را پيشنهاد
مىكنند، بدانند: امروز روز تنهايى على نيست كه خوارج او را مجبور به سازش و قبول حكميت
نمايند. امروز روزى نيست كه سپاه امام حسن (ع) خيانت كند و ولىامر مسلمين را وادار
به صلح با امثال معاويه نمايد. امروز روز عاشورا است و ايران كربلا و ياران حسين زمان
آماده جانفشانى در كربلاى ايران هستند.
امضاءكنندگان بيانيه با «ابراز انزجار از عملكرد
ننگين مرعوبين خصوصا دو نماينده اهواز» (تهديد متوجه 135 «نماينده» ايست كه نامه به
خامنهاى را امضاء كردهاند)، تهديد كردهاند:
1-امروز روحانيت بيدار همانند سالهاى مبارزه دوران
ستمشاهى و دفاع مقدس پيشاپيش صفوف به هم فشرده ملت با هرگونه تهديد خارجى و داخلى برخورد
نموده، گوش به فرمان ولىامر مسلمين حضرت آيتالله خامنهاى آماده نبرد تا سرمنزل شهادت
مىباشد.
2- ضمن حمايت از بيانات رهبر معظم انقلاب در سالگرد
ارتحال ملكوتى حضرت امام (ره) كه فرمودند: «اگر كسى در جهت تسليم ملت و عقب نشينى از
منافع ملى گام بردارد ملت او را با نهايت بى رحمى كنار خواهند زد»، به همه نمايندگان
امضاكننده خصوصا دو نماينده خاطى اهواز هشدار مىدهيم از رفتار گذشته خود توبه نموده
تا گرفتار خشم مقدس امت حزبالله نگردند.
3- به ايشان نصحيت مىكنيم اگر بخواهند مراتب رضاى
الهى را بدست آورند در اين چند ماه باقيمانده از دوران وكالت خويش به جاى اتلاف فرصت
خدمتگزارى و تصويب قوانين كمفايده، به پيگيرى مشكلات مردم و رفع نگرانى و حل معضل
بيكارى بپردازند.
4 - از آنجا كه وكالت نمايندگان بلاعزل نبوده بلكه
مشروط به بقاى شرايط نمايندگى مندرج در قانون مىباشد، از شوراى محترم نگهبان مىخواهيم،
ضمن پافشارى بر نظارت استصوابى، اين نظارت را به صورت استمرارى اعمال نمايد تا ديگر
كسانى جرأت ننمايند پس از ورود به اركان حاكميت عليه آن خروج نمايند.
امضاء كنندگان نامه، 204 «روحانى» خوزستانى
هستند كه در صدر آنها، على فلاحيان و سيد على موسوى جزايرى و عباس كعبى، اعضاى «مجلس
خبرگان» هستند.
اما تهديدهاى سخت سران جدى هستند: همزمان با سخنان
خاتمى در كرج، نامه محمد رضا خاتمى، به او، منتشر شد. در اين نامه، او، به برادر خود،
محمد خاتمى، نسبت به اين تهديدها هشدار مىدهد:
«تكرار روندهاى ناقض قانون اساسى و حقوق شهروندان،
به اين نگرانى دامن مىزند كه ظاهراً ارادة قدرتمندى براى برخورد با اين نوع رفتارها
و روشها وجود ندارد
روشن است اخذ اعترافاتى اينچنين، كه با هماهنگىهاى
به عمل آمده در سطح وسيع از رسانه ملى منتشر مىشود، چه اهدافى را دنبال مىكند و چگونه
درصدد است زمينههاى برخورد با احزاب و گروههاى سياسى حامى برنامه اصلاحات را فراهم
كند
تكرار اين شيوه و اخذ «تكنويسى» در مورد فهرستى
شامل شصت نفر از فعالان سياسى در پروندههاى
مختلف و به ظاهر غيرمربوط به يكديگر نشان از وجود ارادهاى براى پروندهسازى و برخورد
با فعالان سياسى دارد
تنها گزارهاى كه مىتوان در مورد اقدامات يك
نهاد غير مسئول در پروندههاى قضائى مربوط به فعالان سياسى- اجتماعى به كاربرد، بىاعتمادى
بخشهايى از حاكميت به وزارت اطلاعات و مبادرت به اقدامات موازى است.
نگرانى ما از تشكيل و فعاليت اين دستگاه موازى
از آنجا شدت مىيابد كه كسانى تصدى امور را
در اين دستگاه بر عهده دارند كه عمدتاً وابسته به جريان تصفيه شده وزارت اطلاعات پس
از ماجراى فاجعه آميز قتلهاى زنجيرهاى هستند.»
انقلاب اسلامى: اگر بنا بر صراحت كامل بود، نويسنده
نامه مىبايد مىنوشت كه دولتى موازى و حاكم بر دولت رسمى وجود دارد كه سازمان ترور
به رهبرى خامنهاى و هاشمى رفسنجانى است.
قسمتى از مقاله امير فرشاد ابراهيمى را بخوانيد
كه خبر از جلسه در لواسان و تشكيل «حزب لائيك» و بوجود آوردن تركيب سنتى قدرت «روحانيت
- سلطنت» را بخوانيد:
نويسنده پس از ذكر نمونه هائى از شاه ستائى روحانيان،
خبر را اينسان مىآورد:
* چندى پيش، طرحى از سوى كارگزاران آمريكا مطرح
گشت بنام « طرح مارشال» مبنى بر اينكه بايد به هرحال خاور ميانه يكدست شود و مشكل اول
اعراب و اسرائيل است. لذا مسئله صلح اعراب و اسرائيل در اولويت و دستور كار قرارگرفته
تا بعد از آن نوبت به ايران برست. منتهى، تا زمانى كه صلح اعراب و اسرائيل انجام گيرد،
فرصت چانه زنى و رايزنى براى استقرارنظام سلطنتى لائيك، با يكسرى از محافظه كاران پيشرو
يا نوين (همان سلطنت طلبان دينى) وجود دارد.
اما عمال سلطنت دينى داخلى اكنون كه تغيير ذائقه
ملت ايران را يافتهاند، در پى انگاره ها و مولفه هاى بكر و جديدى مىباشند. نمونه
بارز و متقن آن جلسه اخير الوقوع حزب كارگزاران سازندگى به امامت معنوى اكبرهاشمى رفسنجانى
مىباشد كه در ويلاى كذايى لواسان برگزار شده است. درجلسه فوق، آنچنانكه بعضى منابع
موثق خبرداده اند و خبرآن نيز حتى به روزنامه هاى داخل كشورنير رسوخ نموده (روزنامه
اعتماد مورخه يكشنبه 1382/3/18)، اين جماعت همچنانكه ذكر هم شد به ليدرى هاشمى رفسنجانى،
يعنى طيف كرمانى هاى اين حزب، در نظر دارند ضمن توقف و اعلام انحلال حزب كارگزاران
سازندگى، با ملغى نمودن تمام عضويت هاى اعضاى فعلى، يك جريان سياسى جديدى را با نام
و مرام جديد راه اندازى نموده كه در آن به هيچ وجه انگاره هاى دينى وجود نداشته و به
صورت لائيك فعاليت نمايد. لازم به ذكر است كه در همين جلسه دبيركل و به عنوانى طيف
اصفهانى هاى اين حزب به سركردگى غلامحسن كرباسچى با اين موضوع مخالفت نموده و حتى به
نشانه اعتراض جلسه فوق را ترك گفتهاست. البته گذشته نشان داده كه در حزب كارگزاران
سازندگى، حرف حرف هاشمى و به روايتى طيف كرمانى هاى آن مىباشد. گواه اين مطلب آنكه
متعاقباً عليزاده طباطبايى سخنگوى حزب كارگزاران سازندگى، در مصاحبهاى، ضمن تائيد
اين امر، تغييرات فوق را لازم و حتمى دانستهاست.
آنچه كه ذكر شد تلاش و مقدمه چينى سلطنت طلبان
دينى درداخل كشوراست. در بخش آتى ما به خواستگاههاى سلطنت طلبان لائيك و محورها و نشانه
هاى به هم پيوستگى ايشان خواهيم پرداخت.
اما آنچه در پشت صحنه، طرح و اجرا مىشود و اطلاع
از آنها، امكان مىدهد، رويدادهاى روى صحنه را دريابيم عبارتند از:
* امريكا گفته است با «ولايت مطلقه فقيه» مسئله
دارد و با «غير انتخابيها» مذاكره نمىكند. از ديد هاشمى رفسنجانى و خاتمى و ديگر گردانندگان
سازمان ترور، سپردن ابتكار مذاكره به «انتخابيها»، امضاى حكم مرگ خويش است. بنا بر
اين، بهيچ قيمت نبايد زير بار بيرون رفتن رابطه با امريكا و انگليس از دست رهبرى سازمان
ترور رفت. لذا، دو اقدام واجند:
* مدعى انجام اصلاحات شدن: شاخه تبليغاتى سازمان
ترور به رهبرى خامنهاى - هاشمى رفسنجانى مأمور اين تبليغ شدهاست كه اصلاحات واجب
و بدون آنكه اصل نظام از ميان برود، انجام پذيرند. خاتمى و اصلاح طلبان موفق نشدند
زيرا اصل نظام را به خطر مىاندازند.
* هاشمى رفسنجانى، در نماز جمعه 20 تير، خطاب به
امريكائيان گفتهاست: اداره عراق نيازمند «مديريت باتلاق» است! او فتواى تحريم قانون
اساسى دست نويس امريكا، از سوى آيةالله سيستاتى، را با تحريم تنباكو از سوى ميرزاى
شيرازى مقايسه كردهاست. بدينسان، سيستانى در سانسور و در قيد بد گوئى ملاتاريا، بناگهان،
ميرزاى شيرازى شد!
بنا بر اطلاع جديد، رهبرى سازمان ترور اميد خود
را همچنان به گرفتار آمدن امريكا در باتلاق عراق بستهاست. خواستار شكست امريكا در
عراق نيست اما خواستار ناگزير شدنش به روى آوردن به «ملاتاريا» و استمداد هست. هاشمى
رفسنجانى و خامنهاى اميد قطعى دارند كه امريكا ناگزير مىشود دست نياز بسوى آنها دراز
كند. بنا بر اين، پيشاپيش، مىبايد آماده شد. سركوبها و تهديد «اصلاح طلبان» و پرونده
سازى براى «ملى - مذهبى»ها، آماده سازى رژيم است براى حضور در وعدگاه با امريكا. و
* خاتمى، در سخنان خود، جبهه خامنهاى - هاشمى رفسنجانى
را تهديد به تحريم انتخابات مىكند. اما همانقدر كه «اصلاح طلبان» براى شركت در «انتخابات
مجلس هفتم» آماده نمىشوند، رهبرى سازمان ترور آماده مىشود. فهرست نامزدهائى كه بايد
حذف شوند و سازماندهى معرفى نامزدها و اداره «انتخابات» از سوى «شوراى نگهبان»، كارهائى
هستند كه دارند انجام مىگيرند. هاشمى رفسنجانى و باند او جلسه از پى جلسه تشكيل مىدهند
تا كه در مجلس «حضور قوى» داشته باشند. اما چون
* اگر مردم «انتخابات» مجلس را نيز چون «انتخابات»
شوراى شهر تحريم كنند، دولت يك دست غير انتخابى مىشود، هاشمى رفسنجانى و مافياى او
مدعيند كه اگر رئيس جمهورى شخصيتى چون «شخصيت هاشمى» رفسنجانى را نداشته باشد، تحريم
داخلى با تحريم خارجى همراه مىشود و «موجوديت نظام» را به خطر مىاندازد. به نظر اين مافيا، شركت نكردن قريب به 90 درصد مردم مشكل
جديد ايجاد نمىكند اگر هاشمى رفسنجانى به صحنه باز گردد و رئيس جمهورى بگردد. زيرا
در داخل و خارج از كشور، برغم عيبها كه در او سراغ مىبرند، او را به كار برى مىشناسند.
* در ايران، اظهارات هاشمى رفسنجانى در باره آمدن
هيأت مك فارلين، با اطلاع و تصويب شخص خمينى، نخست بهت ايجاد كرد. زيرا نه تنها خمينى
را دروغگو مىگرداند بلكه جانى نيز مىكند. زيرا او گروهى را بجرم افشاى آمدن اين هيأت
به ايران اعدام كرد. اما وقتى معلوم شد هاشمى رفسنجانى زمينه قدرت محورى خويش را تدارك
مىبيند، دانستند چرا او مسئوليت را بر دوش شخص خمينى و «همه» انداخت. قصد او اين است
كه مهر «ام الفساد» را كه در سپاه و بسيج و بخشى از گرايشهاى جبهه خامنهاى - هاشمى
رفسنجانى و نزديك به تمامى اصلاح طلبان بر پيشانى او زدهاند،را پاك كند.
* اما كادرهاى جناح راست كه نمىخواهند فرصت را
در اختيار هاشمى رفسنجانى و مافياى او بگذارند، زيرازير به افشاى اين مافيا كمك مىرسانند.
از ديد آنها، بازگشت هاشمى رفسنجانى به صحنه، پايان كار «نظام جمهورى اسلامى» است.
زيرا، بيزارى عمومى از او، اتحاد عمل ملى بر ضد نظام را بر مىانگيزد. در پخش مسموعات
پيرامون همدستى مافياى هاشمى رفسنجانى با پهلويچيها، شركت دارند. البته، در ايران،
بسيارند كه مىگويند: مافياى هاشمى رفسنجانى ديروز با رجوى و گروه او و امروز با پهلوى
طلبها مدار بسته درست مىكند. با اين تفاوت كه امروز، هر دو طرف ورشكستهاند.