١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷١ از ٢٤ تير تا ٨ مرداد

سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
مقلدهاى صدام 18 تيرى در سكوت را تدارك مى‏كنند

 

 

 انقلاب اسلامى: در قسمت اول اين فصل، گزارشى را مى‏خوانيد كه جمع بندى گزارشهاى مختلفى است كه از ايران دريافت كرده‏ايم. در قسمت دوم خبرهاى جنبش و سركوبها را مى‏خوانيد. دستگيريها و ديگر تجاوزها به حقوق دانشجويان و ديگران را در فصلى مى‏آوريم كه شامل خبرهاى تجاوزها به حقوق بشر است.

 

 18 تير در سكوت يا 18 تير در فرياد گوياى يك واقعيت است: ايران رژيم ملاتاريا را نمى‏خواهد:

 

  از اينجا شروع مى‏كنيم كه جنبش مقاومت وسعت گرفته و اشكال گوناگون يافته است:

 * تحرك: جنبش اعتراضى در شهرها به يك محل محدود نمى‏شود. بمحض اينكه محلى مورد هجوم قرار مى‏گيرد، شب بعد، مردم در محل ديگرى گرد مى‏آيند و دست به تظاهرات مى‏زنند.

 * شعارها دقيق و شفاف مى‏شوند: "نه شاه مى‏خوايم، نه رهبر، نه جنتى (يا نه خاتمى)، نه رهبر" بيانگر دو اصل آزادى و استقلال است. جامه جوان ايران نه استبداد وابسته پهلويها را مى‏خواهد و نه استبداد وابسته ملاتاريا را. دانشجويان و مردمى كه در تظاهرات شركت مى‏كنند، عناصر نفوذى را از شعارها كه مى‏دهند شناسائى و طرد مى‏كنند. جالب اينكه شناسائى كنندگان عناصر نفوذى دستگير و زندانى مى‏شوند!

 * همزمان، اشكال ديگر جنبش اعتراضى بعمل مى‏آيند. كم كارى و اعتصاب، دو شكل از اين اشكال هستند. دو خبر گوياى اين دو شكل از مبارزه هستند:

 - دفتر اروپائى حزب ملت ايران خبر مى‏دهد كه ميزان توليد نفت پائين آمده‏است. علت "اعتراض خاموش و نافرمانى مدنى" كاركنان نفت است. گزارش كه به تاريخ 2 تير است توضيح مى‏دهد كه چند روز پيش از آن تاريخ، كاهش توليد بيشتر بوده‏است.

 - در كارخانه‏هاى اطراف تهران، اعتصابهاى كارگرى بوقوع مى‏پينوندند.

 * تحصن و اعتصاب غذا شكل ديگرى از مبارزه است: اعتصاب غذاى دانشجويان دانشگاه اصفهان، كرج و يزد و فردوسى مشهد و نيز دانشگاههاى علامه و رجايى تهران و زندانيان اوين و كرج و تحصن 4 نماينده مجلس، تحصن دانشجويان در مجلس و...

 * انتشار اعتراضيه‏ها با امضاى دانشگاهيان و روحانيان در داخل و شخصيتها و سازمانهاى سياسى در خارج و اجتماعات ايرانيان و غير ايرانيان براى حمايت از جنبش در داخل،  شكلهاى ديگرى از جنبش اعتراضى در ايران امروز است.

 * اجتماع خانواده‏هاى دستگير شدگان در برابر زندان اوين بطور خاص و فعال شدن خانواده‏ها در اعتراض به سركوب و در حمايت از فزندان خود، شكلهائى از مبارزه‏اند كه پيش از اين وجود نداشتند و يا به اين وسعت نبودند.

 انقلاب اسلامى: در قلمرو انديشه راهنما، جنبش قوى‏تر و فراگيرتر و نويد بخش جنبش همگانى در زمان نزديك‏ترى است:

  از گزارش فرستاده لوموند (28 ژوئيه) از تهران و قم و اصفهان، مخالفتهاى گوناگون با رژيم را نقل مى‏كنيم:

 * از قول صحنه گردان سينما: "غدغن مشروبات الكلى و اجبار حجاب بر زنان، تنها دو چيزى است كه از اسلام سياسى برجاست. منهاى اين دو، از آن هيچ بر جا نمى‏ماند."

 * مخالفت با رژيم محدود به بورژواها و دانشجويان نمى‏شود. قشرهاى محروم را نيز فرا گرفته است. جوانان محله‏هاى فقير جنوب تهران و نزديك بازار، با جمعيتى كه 70 درصدشان زير 30 سال سن دارند و دوره شاه را نيز نديده‏اند مخالفند. گزارشگر، از قول اكبر 32 ساله، مى‏نويسد: "بعيد نيست كه اشخاصى چون من به كارهاى غيرقانونى مشغول شوند. مثل فروش مشروب و يا مواد مخدر..." از ديد او و كسانى جز او، عامل مشغول شدن قشرهائى از جوانان به اينگونه كارها، رژيم است.

 * پس از آن، گزارشگر قول جوان ديگرى از قشرهاى محروم را مى‏آورد: من به خاتمى رأى دادم. اصلاح طلبان اميد بزرگ جوانان بودند. اما نتوانستند آنچه را وعده مى‏دادند، انجام بدهند. رئيس جمهورى حرف زياد مى‏زند. اما آنچه او مى‏گويد، باد هواست. من نتوانستم وارد دانشگاه بشوم... من مسلمانم و به دين خود احترام مى‏گذارم اما نمى‏توانم بپذيريم زنان را به زور وادار به پوشيدن حجاب كنند. زيرا حجاب يك انتخاب شخصى است. بنظر من دين را از سياست بايد جدا كرد.

 * روشنفكران "پست اسلام گرائى" بطور روز افزون "ملاتاريا" را انتقاد مى‏كنند. جونان دهه 70، امروز سخنگويان جامعه در افشاى اجتماع اسلام و سياست شده‏اند.

 * در تهران، يك استاد دانشگاه زن كه بخاطر امتناعش از پوشيدن چادر، با اولياى دانشگاه در كشماكش است، توضيح مى‏دهد: اشتباه نكنيد! ايرانيها دين خود را رها نكرده‏اند. تنها مى‏خواهند دينشان قلمرو دولت را رها كند و قلمروش، قلمرو خصوصى باشد. خاتمى شكست خورد اما كار به جائى نيز رساند كه ديگر، در آنچه به رفتارها و عرف و عادت مربوط مى‏شود، بازگشت به گذشته ممكن نيست. برخى از ايرانيان زهرخند زنان مى‏گويند: "شايد روزى به دوره پيش از انقلاب باز مى‏گرديم. در دوره شاه، در بيرون مشروبات الكلى مى‏نوشيديم و در خانه نماز مى‏خوانديم. ملاها كارى كرده‏اند كه در خانه مشروب مى‏نوشيم و در بيرون نماز مى‏خوانيم".

 * گزارشگر لوموند قول جلائى پور را در باره هرمى نقل مى‏كند كه سخت سران رژيم تشكيل داده‏اند: فرقه سخت سران هرمى است كه قاعده آن را چند صد هزار نفر آدم  و رأس آن از چند ده نفر تشكيل مى‏دهند. اما تمامى ابزار قدرت، قوه قضائيه، قواى نظامى و انتظامى و تمامى شبكه‏هاى قدرت را در دست دارند.

 * گزارشگر به قم مى‏رود و تحولى عظيم را مشاهده مى‏كند و چند نمونه را مى‏آورد:

 - صانعى كه از سخت خطان بود و مدافعات سر سخت اجراى حكم اعدام سلمان رشدى بود، امروز جانبدار برابر حقوق زن و مرد گشته و در باره حجاب گفته است:

     "تعريف حجاب براى زنان روشن است. يك قرارداد دقيق است. حالا، امر حجاب گذاشتن يا نگذاشتن، هيچ ربطى به اسلام ندارد."

 - گزارشگر از مدرسان نوانديش حوزه قم سخن مى‏راند. آيةالله محمد فاضل ميبدى، 50 ساله‏را ، نماد تحولى مى‏شمارد كه در حوزه قم روى داده‏است. ميبدى اين پرسش را بميان مى‏آورد: آيا قلمرو دين شخص است يا دولت؟ خود او به اين پرسش پاسخ مى‏دهد: "با توجه به وضعيت ايران، دين در دولت يك شكست است. دين امرى شخصى است. اين قابل قبول نيست كه دستگاه روحانى در سطح دانشگاه، در سطح مجلس، در سطح امور روز مره كشور حضور داشته باشد و دخالت كند. هركس آزادى شهروندان را بنام دين محدود كند، ديگر نمى‏تواند بگويد روحانى و دين دار است."

 * گزارشگر از قول يك روشنفكر مى‏آورد: شيعه را تاريخى دراز است... ملايان حاكم سرمايه 1400 ساله شيعه را يكجا به قمار گذاشته‏اند، همه را بر يك شماره، شماره سياست، و امروز، همه را باخته‏اند.

  رهبرى سازمان ترور كه از وسعت و دوام جنبش اعتراضى و گوناگونى اشكال آن به وحشت افتاده‏است، با همان طرز فكر كه صدام را بود، "18 تير در سكوت" را تدارك مى‏كند. صدام در برابر خطر عاجل، بجاى آنكه فضاى سياسى را باز كند، آن را خفقان آورتر كرد. "انتخاباتى" را ترتيب داد و در آن، صد در صد مردم به او رأى دادند!! اينك ملاتاريا" ايران در سكوت "را تدارك مى‏بيند تا بگويد مخالفانش همان "2000 نفر اراذل و اوباش" بوده‏اند كه گرفتار و زندانى كرده‏است. تدارك رهبرى سازمان ترور عبارتند از

 * دستگيريها در تهران و شهرهاى دانشگاهى همه روزه ادامه دارند. "دادستان كل" گفته‏است 4000 تن توقيف شده‏اند اما 2000 نفرشان آزاد شده‏اند. اما بنا بر گزارشى كه در 11 تير دريافت شد، تا آن زمان، شمار توقيف شدگان در تهران و شهرهاى ديگر از 6000 هزار تن بيشتر شده‏اند. و دستگيريها همچنان ادامه دارند.

 * محارب خواندن تظاهر كنندگان و آدم ربائى و تهديد به ترور و حتى اقدام به قتل (بر قلتها در يورشها به كوى‏هاى دانشجو، قتل به عذر بدحجابى و... نيز افزوده شده‏است)، بخاطر هرچه سنگين‏تر كردن جو خشونت و ترس است تا مگر، در 18 تير، تهران و شهرهاى دانشگاهى در سكوت فرو روند. الهام سخنگوى قوه قضائيه گفته‏است: دستگير شدگان جرمشان محرز است و نياز به محاكمه ندارند!!

 * تعطيل ناگهانى دانشگاه و كوى‏هاى دانشجوئى تدبير ديگرى است كه رهبرى سازمان ترور به اجرا گذاشته است.

 * در تهران و شهرهاى دانشگاهى، قواى سركوب مناطق دانشگاهى را قرق كرده‏اند. لباس رسمى‏ها و لباس شخصى‏ها و نفوذيها به حال آماده باش درآمده‏اند و در سطح شهر، به شكار جوانان مشغول هستند.

 * به سراغ "مراجع" دولتى نيز رفته‏اند تا آنها جنبش اعتراضى را تحريم كنند. از قول ناصر مكارم شيرازى شايع كرده‏اند كه او كاسه داغ‏تر از آش شده و خواستار اعدام عده‏اى از دستگير شدگان شده‏است.

 انقلاب اسلامى: 1 - رژيم ملاتاريا جنايت را روش حكومت كرده‏است. بنا بر اين، تنها وسعت جنبش اعتراضى در داخل و خارج از كشور مى‏تواند دستگيرشدگان را از چنگال خونين دژخيمان رها كند. و 2 - زورمدارى عقل ملاتاريا را كور و كر كرده‏است وگرنه مى‏ديد و مى‏شنيد كه 18 تير در سكوت، يعنى مخالفت ملتى با رژيم.

  در برابر، دانشجويان  در تدارك مقاومتند. برآنند كه شيوه هائى از جنبش اعتراضى را ابداع كنند كه 18 تير را نماد مخالفت ايرانيان با استبداد ملاتاريا و موافقتشان با آزادى و استقلال و مردم سالارى بگردانند.

 ++++++++++++++++++++++

 رهبرى سازمان ترور براى مخالفان استبدادش پرونده "محارب" مى‏سازد:

 

 انقلاب اسلامى: خبرهايى كه انتشار پيدا كرده‏اند، بسيارند. گوياترين آنها را برگزيده‏ايم:

  خبرنامه اميركبير (10 تير): كه در شبهاى درگيرى  در دانشگاه بوعلى يكى از اعضاى بسيج دانشجوئى در حالى كه صورت خود را پوشانده بود اقدام به دادن شعارهاى تند و ركيكى عليه مسئولين جمهورى اسلامى و تهييج دانشجويان مى‏كرد. محسن شكوهمند يكى از اعضاى انجمن اسلامى با وى درگير و او را از اين كار منع كرد. با وجود اين، هم اكنون محسن شكوهمند و تنى چند از اعضاى انجمن اسلامى به اتهام اغتشاش و اقدام برضد امنيت ملى، در زندان به سر مى‏برند؟! نام اين بسيجى نفوذى  پروينى، دانشجوى ورودى 79 زمين‏شناسى است.

     يكى از مقامات حفاظت اطلاعات همدان به صراحت گفته‏است: سپاه در داخل دانشگاه نيروى نفوذى دارد.

  سايت امروز (9 تير) خبر مى‏دهد:

 تاجرنيا نقشه هجوم مسلحانه به كوى دانشگاه‏على را افشا كرد: قرار بود سه اتوبوس نيرو از قرارگاه ثارالله تهران به سوى‏كوى دانشگاه حركت كنند تا سه لباس شخصى گروگان‏گرفته شده توسط دانشجويان را آزاد كنند.

    تاجرنيا كه در جريان حوادث اخير به همراه فاطمه حقيقت‏جو در كوى دانشگاه تهران حاضر شده و موجبات تبادل سه گروگان لباس شخصى در دست دانشجويان با پنج دانشجوى دستگير شده را فراهم آوردند، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد اظهارات اخير فرمانده كل نيروى انتظامى در خصوص دخالت نمايندگان در تحريك دانشجويان طى حوادث اخير گفت: ما كه سه نفر انصار حزب‏الله را از دست دانشجويان نجات داديم اكنون متهم به تحريك دانشجويان شده‏ايم!

     ...

    تاجرنيا گفت: دادستانى تهران رسماً اعلام كرده‏است كه 2 هزار نفر در حوادث اخير دستگير شده‏اند كه 800 نفر آنها دانشجو بوده‏اند در حالى كه حداد عادل نماينده تهران گفته است كه 450 دانشجو در حوادث اخير بوده‏اند كه تنها 50 نفر آنها از كوى خارج شده و قانون شكنى كرده‏اند. على تاجرنيا كه اخيراً از سفر آلمان به تهران بازگشته است همچنين بر ابراز نگرانى آلمان نسبت به شيوه بازداشت‏ها و جريانات دانشجويى اخير در ايران تاكيد كرد.

  سياست روز (9 تير)، به نقل از يك نماينده مجلس نوشت: تندروهاى مشاركتى نگرانند ردپايشان در رويدادهاى اخير تهران كشف شود. طبق روال موارد مشابه، آنها از هم‏اكنون هرگونه اعتراف عوامل آشوب‏هاى اخير را تحت فشار و مغشوش معرفى مى‏كنند. دستگاه‏هاى قضايى و امنيتى براى آخرين بار بايد به جستجوى گسترده براى دست‏يابى سرنخ‏هاى تحريك آشوب‏گران اقدام كنند.

  سياست روز (9 تير): يك منبع خبرى گزارش مى‏دهد: چهار نماينده متحصن خود به شدت در مظان اتهام تحريك اغتشاشات اخير مى‏باشند. آنها براى پناهنده شدن به داخل پارلمان با ممانعت حراست مجلس مواجه شده بودند.

  عبدالحيم بهاروند عضو جناح راست مجلس گفت: ممكن است نمايندگان متهم در آشوب‏هاى اخير به اين چهار نفر منحصر نباشد، بايد صبر كنيم تا دستگاه قضايى گزارشش را تكميل كند.

 سايت امروز (9 تير 82) خبر مى‏دهد: شنيده شد قرار است صدور حكم محارب براى  حدود 50 نفر از بازداشت شدگان درخواست شود. يك فرد مطلع به سايت امروز گفت: نمايندگان مجلس و مطبوعات كشور و فعالان سياسى روز گذشته به اين دليل تهديد مى‏شدند كه نسبت به صدور حكم اعدام تعدادى سكوت كنند. زيرا در صورت مخالفت، متهم محسوب شده و ممكن است خود احضار و محكوم شوند.

  باز سايت امروز خبر مى‏دهد:

   يك فرد بسيار نزديك به يك مقام عالى رتبه نظام گفت: تلاش مى‏شود كه با تعدادى از بازداشت شدگانى كه صدا و سيما آنان را اراذل و اوباش مى‏خواند با اشد وجه برخورد شود، تا بقيه حساب كار خود را بدانند.

  نشريه روزانه سپاه در شماره 62 خود نوشت: مماشات با آشوبگران بس است. با اينگونه برخوردها، آنها جرى‏تر مى‏شوند حكم قانونى بسيارى از آنها اعدام است. چرا اين همه گذشت؟

 شما براى يك بار از قانون كوتاه نياييد، ببينيد آيا اين اتفاقات مردم آزار به وقوع خواهد پيوست؟

  رضا يوسفيان، عضو فراكسيون دانشجويى مجلس، دوشنبه شب، 9 تير، در گفت‏وگويى، اعلام كرد: برخلاف توافقاتى كه دادستانى با كميته پيگيرى تحصن نمايندگان جنبش دانشجويى داشت، دانشجويان به وزارت اطلاعات تحويل داده نشدند. على‏رغم اين كه اعلام شد دانشجويان تحويل وزارت اطلاعات داده مى‏شوند اما چنين عملى رخ نداد. حتى من شنيده‏ام كه آقاى مرتضوى تشكيك نيز كرده و گفته است كه اين‏گونه نيست كه ما زندانى را تحويل بدهيم، بلكه "پرونده" آنها را تحويل اطلاعات مى‏دهيم. به عبارت ديگر، نظر آنها اين است كه دانشجويان را تحت اختيار نمايندگان جنبش دانشجويى قرار نخواهند داد.

     اين نماينده مجلس تأكيد كرد: هنگامى كه كميته پيگيرى خواسته‏هاى نمايندگان متحصن تشكيل شد، قرار بر اين شد كه اگر دادستانى تعهدات خود را نقض كرد، تك‏تك اعضاى كميته كه از دو جناح هستند بيايند و اعلام بكنند كه چرا اين تعهدات نقض شد و از سوى چه شخصى اين اتفاق افتاد. حتى من شنيده‏ام كه عده‏اى اين شبهه را وارد كردند كه شوراى عالى امنيت ملى اصلا مصوبه‏اى در خصوص اين كه فقط وزارت اطلاعات به اين پرونده رسيدگى كند، نداشته است.

 انقلاب اسلامى: يعنى بنا بر پرونده سازى براى دانشجويان است. خفقان آورى فضاى سياسى را ببين، كه براى رهائى از دست دژخيمى چون مرتضوى و محمد يزدى و... دانشجويان بدان راضى شده‏اند كه تحويل واواك داده شوند!

  محمد يزدى در نماز جمعه 6 تير مدعى شد تظاهر كنندگان محارب هستند. اينك روشن مى‏شود كه سخنان او، حاصل نظر "شاخه روحانى" سازمان ترور است كه پس از تصويب خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى - كه دانشجويان را اراذل و اوباش خواند -، به مرتضوى ابلاغ مى‏شود. مرتضوى، جلاد مطبوعات كه اينك مقام "دادستان انقلاب" و دادستان تهران يافته و جلاد دانشجويان شده‏است، پيش از نماز جمعه، به زندان مى‏رود و براى دانشجويان سخنرانى مى‏كند و مى‏گويد محارب بودنشان را مقامات روحانى اعلام خواهند كرد. و محمد يزدى در نماز جمعه اعلان مى‏كند. غير از اين،

  سازمان ترور آن بخش از اصلاح طلبان را كه به استقامت ايستاده‏اند و چاره را ترك محدوده رژيم مى‏بينند، تهديد به ترور كرده‏است. هرندى، عضو چند وظيفه‏اى سازمان ترور و همدست شريعتمدارى در اداره كيهان، ارگان سازمان ترور، در اين ارگان، "پيش بينى" كرده‏است كه برخى از اصلاح طلبان بعضى ديگر از اصلاح طلبان را ترور كنند. همچون آندسته از اعضاى سازمان مجاهدين خلق كه در سالهاى اول به ماركسيسم گرويدند و اعضاى مخالف خود را ترور كردند. سايت امروز (9 و 10 تير) برآنست كه هرندى زمينه سازى مى‏كند تا ترورها را كه سازمان ترور قصد دارد انجام دهد، بپاى تسويه حسابهاى درون گروهى بنويسند.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر