مقلدهاى صدام 18 تيرى در سكوت را تدارك مىكنند
انقلاب اسلامى: در قسمت اول اين فصل، گزارشى را
مىخوانيد كه جمع بندى گزارشهاى مختلفى است كه از ايران دريافت كردهايم. در قسمت دوم
خبرهاى جنبش و سركوبها را مىخوانيد. دستگيريها و ديگر تجاوزها به حقوق دانشجويان و
ديگران را در فصلى مىآوريم كه شامل خبرهاى تجاوزها به حقوق بشر است.
18 تير در سكوت يا 18 تير در فرياد گوياى يك واقعيت
است: ايران رژيم ملاتاريا را نمىخواهد:
از اينجا شروع مىكنيم كه جنبش مقاومت وسعت گرفته
و اشكال گوناگون يافته است:
* تحرك: جنبش اعتراضى در شهرها به يك محل محدود
نمىشود. بمحض اينكه محلى مورد هجوم قرار مىگيرد، شب بعد، مردم در محل ديگرى گرد مىآيند
و دست به تظاهرات مىزنند.
* شعارها دقيق و شفاف مىشوند: "نه شاه مىخوايم،
نه رهبر، نه جنتى (يا نه خاتمى)، نه رهبر" بيانگر دو اصل آزادى و استقلال است.
جامه جوان ايران نه استبداد وابسته پهلويها را مىخواهد و نه استبداد وابسته ملاتاريا
را. دانشجويان و مردمى كه در تظاهرات شركت مىكنند، عناصر نفوذى را از شعارها كه مىدهند
شناسائى و طرد مىكنند. جالب اينكه شناسائى كنندگان عناصر نفوذى دستگير و زندانى مىشوند!
* همزمان، اشكال ديگر جنبش اعتراضى بعمل مىآيند.
كم كارى و اعتصاب، دو شكل از اين اشكال هستند. دو خبر گوياى اين دو شكل از مبارزه هستند:
- دفتر اروپائى حزب ملت ايران خبر مىدهد كه ميزان
توليد نفت پائين آمدهاست. علت "اعتراض خاموش و نافرمانى مدنى" كاركنان نفت
است. گزارش كه به تاريخ 2 تير است توضيح مىدهد كه چند روز پيش از آن تاريخ، كاهش توليد
بيشتر بودهاست.
- در كارخانههاى اطراف تهران، اعتصابهاى كارگرى
بوقوع مىپينوندند.
* تحصن و اعتصاب غذا شكل ديگرى از مبارزه است: اعتصاب
غذاى دانشجويان دانشگاه اصفهان، كرج و يزد و فردوسى مشهد و نيز دانشگاههاى علامه و
رجايى تهران و زندانيان اوين و كرج و تحصن 4 نماينده مجلس، تحصن دانشجويان در مجلس
و...
* انتشار اعتراضيهها با امضاى دانشگاهيان و روحانيان
در داخل و شخصيتها و سازمانهاى سياسى در خارج و اجتماعات ايرانيان و غير ايرانيان براى
حمايت از جنبش در داخل، شكلهاى ديگرى از جنبش
اعتراضى در ايران امروز است.
* اجتماع خانوادههاى دستگير شدگان در برابر زندان
اوين بطور خاص و فعال شدن خانوادهها در اعتراض به سركوب و در حمايت از فزندان خود،
شكلهائى از مبارزهاند كه پيش از اين وجود نداشتند و يا به اين وسعت نبودند.
انقلاب اسلامى: در قلمرو انديشه راهنما، جنبش قوىتر
و فراگيرتر و نويد بخش جنبش همگانى در زمان نزديكترى است:
از گزارش فرستاده لوموند (28 ژوئيه) از تهران و
قم و اصفهان، مخالفتهاى گوناگون با رژيم را نقل مىكنيم:
* از قول صحنه گردان سينما: "غدغن مشروبات
الكلى و اجبار حجاب بر زنان، تنها دو چيزى است كه از اسلام سياسى برجاست. منهاى اين
دو، از آن هيچ بر جا نمىماند."
* مخالفت با رژيم محدود به بورژواها و دانشجويان
نمىشود. قشرهاى محروم را نيز فرا گرفته است. جوانان محلههاى فقير جنوب تهران و نزديك
بازار، با جمعيتى كه 70 درصدشان زير 30 سال سن دارند و دوره شاه را نيز نديدهاند مخالفند.
گزارشگر، از قول اكبر 32 ساله، مىنويسد: "بعيد نيست كه اشخاصى چون من به كارهاى
غيرقانونى مشغول شوند. مثل فروش مشروب و يا مواد مخدر..." از ديد او و كسانى جز
او، عامل مشغول شدن قشرهائى از جوانان به اينگونه كارها، رژيم است.
* پس از آن، گزارشگر قول جوان ديگرى از قشرهاى محروم
را مىآورد: من به خاتمى رأى دادم. اصلاح طلبان اميد بزرگ جوانان بودند. اما نتوانستند
آنچه را وعده مىدادند، انجام بدهند. رئيس جمهورى حرف زياد مىزند. اما آنچه او مىگويد،
باد هواست. من نتوانستم وارد دانشگاه بشوم... من مسلمانم و به دين خود احترام مىگذارم
اما نمىتوانم بپذيريم زنان را به زور وادار به پوشيدن حجاب كنند. زيرا حجاب يك انتخاب
شخصى است. بنظر من دين را از سياست بايد جدا كرد.
* روشنفكران "پست اسلام گرائى" بطور روز
افزون "ملاتاريا" را انتقاد مىكنند. جونان دهه 70، امروز سخنگويان جامعه
در افشاى اجتماع اسلام و سياست شدهاند.
* در تهران، يك استاد دانشگاه زن كه بخاطر امتناعش
از پوشيدن چادر، با اولياى دانشگاه در كشماكش است، توضيح مىدهد: اشتباه نكنيد! ايرانيها
دين خود را رها نكردهاند. تنها مىخواهند دينشان قلمرو دولت را رها كند و قلمروش،
قلمرو خصوصى باشد. خاتمى شكست خورد اما كار به جائى نيز رساند كه ديگر، در آنچه به
رفتارها و عرف و عادت مربوط مىشود، بازگشت به گذشته ممكن نيست. برخى از ايرانيان زهرخند
زنان مىگويند: "شايد روزى به دوره پيش از انقلاب باز مىگرديم. در دوره شاه،
در بيرون مشروبات الكلى مىنوشيديم و در خانه نماز مىخوانديم. ملاها كارى كردهاند
كه در خانه مشروب مىنوشيم و در بيرون نماز مىخوانيم".
* گزارشگر لوموند قول جلائى پور را در باره هرمى
نقل مىكند كه سخت سران رژيم تشكيل دادهاند: فرقه سخت سران هرمى است كه قاعده آن را
چند صد هزار نفر آدم و رأس آن از چند ده نفر
تشكيل مىدهند. اما تمامى ابزار قدرت، قوه قضائيه، قواى نظامى و انتظامى و تمامى شبكههاى
قدرت را در دست دارند.
* گزارشگر به قم مىرود و تحولى عظيم را مشاهده
مىكند و چند نمونه را مىآورد:
- صانعى كه از سخت خطان بود و مدافعات سر سخت اجراى
حكم اعدام سلمان رشدى بود، امروز جانبدار برابر حقوق زن و مرد گشته و در باره حجاب
گفته است:
"تعريف حجاب براى زنان روشن است. يك قرارداد
دقيق است. حالا، امر حجاب گذاشتن يا نگذاشتن، هيچ ربطى به اسلام ندارد."
- گزارشگر از مدرسان نوانديش حوزه قم سخن مىراند.
آيةالله محمد فاضل ميبدى، 50 سالهرا ، نماد تحولى مىشمارد كه در حوزه قم روى دادهاست.
ميبدى اين پرسش را بميان مىآورد: آيا قلمرو دين شخص است يا دولت؟ خود او به اين پرسش
پاسخ مىدهد: "با توجه به وضعيت ايران، دين در دولت يك شكست است. دين امرى شخصى
است. اين قابل قبول نيست كه دستگاه روحانى در سطح دانشگاه، در سطح مجلس، در سطح امور
روز مره كشور حضور داشته باشد و دخالت كند. هركس آزادى شهروندان را بنام دين محدود
كند، ديگر نمىتواند بگويد روحانى و دين دار است."
* گزارشگر از قول يك روشنفكر مىآورد: شيعه را تاريخى
دراز است... ملايان حاكم سرمايه 1400 ساله شيعه را يكجا به قمار گذاشتهاند، همه را
بر يك شماره، شماره سياست، و امروز، همه را باختهاند.
رهبرى سازمان ترور كه از وسعت و دوام جنبش اعتراضى
و گوناگونى اشكال آن به وحشت افتادهاست، با همان طرز فكر كه صدام را بود،
"18 تير در سكوت" را تدارك مىكند. صدام در برابر خطر عاجل، بجاى آنكه فضاى
سياسى را باز كند، آن را خفقان آورتر كرد. "انتخاباتى" را ترتيب داد و در
آن، صد در صد مردم به او رأى دادند!! اينك ملاتاريا" ايران در سكوت "را تدارك
مىبيند تا بگويد مخالفانش همان "2000 نفر اراذل و اوباش" بودهاند كه گرفتار
و زندانى كردهاست. تدارك رهبرى سازمان ترور عبارتند از
* دستگيريها در تهران و شهرهاى دانشگاهى همه روزه
ادامه دارند. "دادستان كل" گفتهاست 4000 تن توقيف شدهاند اما 2000 نفرشان
آزاد شدهاند. اما بنا بر گزارشى كه در 11 تير دريافت شد، تا آن زمان، شمار توقيف شدگان
در تهران و شهرهاى ديگر از 6000 هزار تن بيشتر شدهاند. و دستگيريها همچنان ادامه دارند.
* محارب خواندن تظاهر كنندگان و آدم ربائى و تهديد
به ترور و حتى اقدام به قتل (بر قلتها در يورشها به كوىهاى دانشجو، قتل به عذر بدحجابى
و... نيز افزوده شدهاست)، بخاطر هرچه سنگينتر كردن جو خشونت و ترس است تا مگر، در
18 تير، تهران و شهرهاى دانشگاهى در سكوت فرو روند. الهام سخنگوى قوه قضائيه گفتهاست:
دستگير شدگان جرمشان محرز است و نياز به محاكمه ندارند!!
* تعطيل ناگهانى دانشگاه و كوىهاى دانشجوئى تدبير
ديگرى است كه رهبرى سازمان ترور به اجرا گذاشته است.
* در تهران و شهرهاى دانشگاهى، قواى سركوب مناطق
دانشگاهى را قرق كردهاند. لباس رسمىها و لباس شخصىها و نفوذيها به حال آماده باش
درآمدهاند و در سطح شهر، به شكار جوانان مشغول هستند.
* به سراغ "مراجع" دولتى نيز رفتهاند
تا آنها جنبش اعتراضى را تحريم كنند. از قول ناصر مكارم شيرازى شايع كردهاند كه او
كاسه داغتر از آش شده و خواستار اعدام عدهاى از دستگير شدگان شدهاست.
انقلاب اسلامى: 1 - رژيم ملاتاريا جنايت را روش
حكومت كردهاست. بنا بر اين، تنها وسعت جنبش اعتراضى در داخل و خارج از كشور مىتواند
دستگيرشدگان را از چنگال خونين دژخيمان رها كند. و 2 - زورمدارى عقل ملاتاريا را كور
و كر كردهاست وگرنه مىديد و مىشنيد كه 18 تير در سكوت، يعنى مخالفت ملتى با رژيم.
در برابر، دانشجويان در تدارك مقاومتند. برآنند كه شيوه هائى از جنبش
اعتراضى را ابداع كنند كه 18 تير را نماد مخالفت ايرانيان با استبداد ملاتاريا و موافقتشان
با آزادى و استقلال و مردم سالارى بگردانند.
++++++++++++++++++++++
رهبرى سازمان ترور براى مخالفان استبدادش پرونده
"محارب" مىسازد:
انقلاب اسلامى: خبرهايى كه انتشار پيدا كردهاند،
بسيارند. گوياترين آنها را برگزيدهايم:
خبرنامه اميركبير (10 تير): كه در شبهاى درگيرى در دانشگاه بوعلى يكى از اعضاى بسيج دانشجوئى در
حالى كه صورت خود را پوشانده بود اقدام به دادن شعارهاى تند و ركيكى عليه مسئولين جمهورى
اسلامى و تهييج دانشجويان مىكرد. محسن شكوهمند يكى از اعضاى انجمن اسلامى با وى درگير
و او را از اين كار منع كرد. با وجود اين، هم اكنون محسن شكوهمند و تنى چند از اعضاى
انجمن اسلامى به اتهام اغتشاش و اقدام برضد امنيت ملى، در زندان به سر مىبرند؟! نام
اين بسيجى نفوذى پروينى، دانشجوى ورودى
79 زمينشناسى است.
يكى از مقامات حفاظت اطلاعات همدان به صراحت
گفتهاست: سپاه در داخل دانشگاه نيروى نفوذى دارد.
سايت امروز (9 تير) خبر مىدهد:
تاجرنيا نقشه هجوم مسلحانه به كوى دانشگاهعلى را
افشا كرد: قرار بود سه اتوبوس نيرو از قرارگاه ثارالله تهران به سوىكوى دانشگاه حركت
كنند تا سه لباس شخصى گروگانگرفته شده توسط دانشجويان را آزاد كنند.
تاجرنيا كه در جريان حوادث اخير به همراه فاطمه
حقيقتجو در كوى دانشگاه تهران حاضر شده و موجبات تبادل سه گروگان لباس شخصى در دست
دانشجويان با پنج دانشجوى دستگير شده را فراهم آوردند، در پاسخ به پرسش خبرنگاران در
مورد اظهارات اخير فرمانده كل نيروى انتظامى در خصوص دخالت نمايندگان در تحريك دانشجويان
طى حوادث اخير گفت: ما كه سه نفر انصار حزبالله را از دست دانشجويان نجات داديم اكنون
متهم به تحريك دانشجويان شدهايم!
...
تاجرنيا گفت: دادستانى تهران رسماً اعلام كردهاست
كه 2 هزار نفر در حوادث اخير دستگير شدهاند كه 800 نفر آنها دانشجو بودهاند در حالى
كه حداد عادل نماينده تهران گفته است كه 450 دانشجو در حوادث اخير بودهاند كه تنها
50 نفر آنها از كوى خارج شده و قانون شكنى كردهاند. على تاجرنيا كه اخيراً از سفر
آلمان به تهران بازگشته است همچنين بر ابراز نگرانى آلمان نسبت به شيوه بازداشتها
و جريانات دانشجويى اخير در ايران تاكيد كرد.
سياست روز (9 تير)، به نقل از يك نماينده مجلس
نوشت: تندروهاى مشاركتى نگرانند ردپايشان در رويدادهاى اخير تهران كشف شود. طبق روال
موارد مشابه، آنها از هماكنون هرگونه اعتراف عوامل آشوبهاى اخير را تحت فشار و مغشوش
معرفى مىكنند. دستگاههاى قضايى و امنيتى براى آخرين بار بايد به جستجوى گسترده براى
دستيابى سرنخهاى تحريك آشوبگران اقدام كنند.
سياست روز (9 تير): يك منبع خبرى گزارش مىدهد:
چهار نماينده متحصن خود به شدت در مظان اتهام تحريك اغتشاشات اخير مىباشند. آنها براى
پناهنده شدن به داخل پارلمان با ممانعت حراست مجلس مواجه شده بودند.
عبدالحيم بهاروند عضو جناح راست مجلس گفت: ممكن
است نمايندگان متهم در آشوبهاى اخير به اين چهار نفر منحصر نباشد، بايد صبر كنيم تا
دستگاه قضايى گزارشش را تكميل كند.
سايت امروز (9 تير 82) خبر مىدهد: شنيده شد قرار
است صدور حكم محارب براى حدود 50 نفر از بازداشت
شدگان درخواست شود. يك فرد مطلع به سايت امروز گفت: نمايندگان مجلس و مطبوعات كشور
و فعالان سياسى روز گذشته به اين دليل تهديد مىشدند كه نسبت به صدور حكم اعدام تعدادى
سكوت كنند. زيرا در صورت مخالفت، متهم محسوب شده و ممكن است خود احضار و محكوم شوند.
باز سايت امروز خبر مىدهد:
يك فرد بسيار نزديك به يك مقام عالى رتبه نظام
گفت: تلاش مىشود كه با تعدادى از بازداشت شدگانى كه صدا و سيما آنان را اراذل و اوباش
مىخواند با اشد وجه برخورد شود، تا بقيه حساب كار خود را بدانند.
نشريه روزانه سپاه در شماره 62 خود نوشت: مماشات
با آشوبگران بس است. با اينگونه برخوردها، آنها جرىتر مىشوند حكم قانونى بسيارى از
آنها اعدام است. چرا اين همه گذشت؟
شما براى يك بار از قانون كوتاه نياييد، ببينيد
آيا اين اتفاقات مردم آزار به وقوع خواهد پيوست؟
رضا يوسفيان، عضو فراكسيون دانشجويى مجلس، دوشنبه
شب، 9 تير، در گفتوگويى، اعلام كرد: برخلاف توافقاتى كه دادستانى با كميته پيگيرى
تحصن نمايندگان جنبش دانشجويى داشت، دانشجويان به وزارت اطلاعات تحويل داده نشدند.
علىرغم اين كه اعلام شد دانشجويان تحويل وزارت اطلاعات داده مىشوند اما چنين عملى
رخ نداد. حتى من شنيدهام كه آقاى مرتضوى تشكيك نيز كرده و گفته است كه اينگونه نيست
كه ما زندانى را تحويل بدهيم، بلكه "پرونده" آنها را تحويل اطلاعات مىدهيم.
به عبارت ديگر، نظر آنها اين است كه دانشجويان را تحت اختيار نمايندگان جنبش دانشجويى
قرار نخواهند داد.
اين نماينده مجلس تأكيد كرد: هنگامى كه كميته
پيگيرى خواستههاى نمايندگان متحصن تشكيل شد، قرار بر اين شد كه اگر دادستانى تعهدات
خود را نقض كرد، تكتك اعضاى كميته كه از دو جناح هستند بيايند و اعلام بكنند كه چرا
اين تعهدات نقض شد و از سوى چه شخصى اين اتفاق افتاد. حتى من شنيدهام كه عدهاى اين
شبهه را وارد كردند كه شوراى عالى امنيت ملى اصلا مصوبهاى در خصوص اين كه فقط وزارت
اطلاعات به اين پرونده رسيدگى كند، نداشته است.
انقلاب اسلامى: يعنى بنا بر پرونده سازى براى دانشجويان
است. خفقان آورى فضاى سياسى را ببين، كه براى رهائى از دست دژخيمى چون مرتضوى و محمد
يزدى و... دانشجويان بدان راضى شدهاند كه تحويل واواك داده شوند!
محمد يزدى در نماز جمعه 6 تير مدعى شد تظاهر كنندگان
محارب هستند. اينك روشن مىشود كه سخنان او، حاصل نظر "شاخه روحانى" سازمان
ترور است كه پس از تصويب خامنهاى و هاشمى رفسنجانى - كه دانشجويان را اراذل و اوباش
خواند -، به مرتضوى ابلاغ مىشود. مرتضوى، جلاد مطبوعات كه اينك مقام "دادستان
انقلاب" و دادستان تهران يافته و جلاد دانشجويان شدهاست، پيش از نماز جمعه، به
زندان مىرود و براى دانشجويان سخنرانى مىكند و مىگويد محارب بودنشان را مقامات روحانى
اعلام خواهند كرد. و محمد يزدى در نماز جمعه اعلان مىكند. غير از اين،
سازمان ترور آن بخش از اصلاح طلبان را كه به استقامت
ايستادهاند و چاره را ترك محدوده رژيم مىبينند، تهديد به ترور كردهاست. هرندى، عضو
چند وظيفهاى سازمان ترور و همدست شريعتمدارى در اداره كيهان، ارگان سازمان ترور، در
اين ارگان، "پيش بينى" كردهاست كه برخى از اصلاح طلبان بعضى ديگر از اصلاح
طلبان را ترور كنند. همچون آندسته از اعضاى سازمان مجاهدين خلق كه در سالهاى اول به
ماركسيسم گرويدند و اعضاى مخالف خود را ترور كردند. سايت امروز (9 و 10 تير) برآنست
كه هرندى زمينه سازى مىكند تا ترورها را كه سازمان ترور قصد دارد انجام دهد، بپاى
تسويه حسابهاى درون گروهى بنويسند.