|
|
|
امريكا و بن بست عراق: اسلحه كشتارجمعى يافت نمىشود و مخالفتهااوج مىگيرند؟!:
انقلاب اسلامى: اين فصل را در چهار قسمت مطالعه مىكنيم. در قسمت اول، رابطه امريكا و انگليس با ايران بر سر عراق و در قسمت دوم، اظهارات شگرف وزير دفاع و معاون او در باره اسلحه كشتار جمعى عراق و پى آمدشان و چرائى ادامه اشغال عراق توسط امريكا و در قسمت سوم خبرها و نظرها كه به اين پرسش پاسخ مىدهند: آيا امريكا بنا بر ماندن در بن بست عراق دارد؟ و در قسمت چهارم، اين سئوال را بررسى مىكنيم: آيا شيعه عراق مسئله است و يا مسئله ساز است و يا مسئله حل مىكند؟:
آيا امريكا و انگليس مىخواهند رژيم ملاتاريا در عراق دخالت نكند و يا بنفع سياست آنها دخالت كند؟:
انقلاب اسلامى: بيشترين اطلاعات اين فصل را از ايران و عراق و لبنان بدست آوردهايم:
در 29 مه 2003، تونى بلر به بصره رفت. در بصره، پل برنر، حاكم امريكائى عراق اشغال شده و جون ساورس Sawers، نماينده انگليس در عراق، از او استقبال كردند. ساورس گفت: نخست وزير را از وجود مداركى حاكى از كوشش ايران براى بسط نفوذ خود در جنوب عراق، آگاه كردهاست. "مدارك روشنى وجود دارند كه ثابت مىكنند ايران در حال استقرار مكانيسمى است كه به آن كشور امكان اعمال نفوذ در جنوب عراق را مىدهد. روحانيان شيعه مىخواهند محدوديتهائى را به مردم بصره تحميل كنند. از جمله فروش مشروبات الكلى را ممنوع مىكنند و از زنان مىخواهند حجاب بر سر كنند.
در بصره، بلر هشدارى به ايران داد: رژيمى از نوع رژيم ايران در عراق بر قرار نخواهد شد. و ما آمادهايم با ايران گفتگو كنيم.
اما ايران چه كردهاست كه تونى بلر، به دنبال امريكائيها به او هشدار مىدهند؟ خبرهاى زير كه از ايران دريافت كردهايم، پاسخ اين پرسش هستند:
اقتدارگرايان رژيم ملاتاريا يك شبكه راديوئى در خوزستان بكار انداخته است كه براى جنوب عراق برنامه پخش مىكند. نام اين راديو، "صوت المجاهدين" است. مسئول آن شخصى به نام حاج عباس حزباوى است و برنامه هايش به قصد بر انگيختن احساسات تنظيم مىشوند. احساسات مذهبى و احساسات بر ضد حضور امريكا. و
بهنگام مراجعت سيد محمد باقر حكيم به عراق، سپاه مأمور سازمان دادن استقبال "عراقيها" از او، در بصره و نجف شد. حدود 6 هزار تن از اعراب خوزستان، به وعده زيارت كربلا و نجف، در اين برنامه شركت دادهشدند.
فرستادن افراد سپاه به داخل عراق كارى روزانه شدهاست. افراد سپاه بدر مسلحند و ديگر سازمانهاى شيعه نيز مسلح شدهاند. امريكا تصميم به خلع سلاح در عراق گرفتهاست. در مرزهاى عراق و ايران قوا مستقر كردهاست. باوجود اين، به قول عفو بين المللى، در عراق، روزانه، 40 تا 50 تن به ضرب گلوله كشته مىشوند. روزى نيست كه بسوى امريكائيان تيراندازى نشود و كشته و زخمى ببار نياورد.
در اين موقعيت، برمر، حاكمى كه امريكا بر عراق اشغال شده، گمارده، مىگويد: همان سازمانهاى سياسى كه در دوران صدام،وى آنها را نماينده مردم عراق مىخواند و به آنها پول مىداد و افرادشان را تعليم مىداد، نماينده مردم عراق نيستند. تهران نيز مىداند كه معنى سخن برمر، اينست كه: الف - حضور امريكا در عراق طولانى خواهد شد و ب - امريكا در بن بست است: دولت دست نشاندهاى با شركت همان سازمانها، در عراق بعد از صدام، استقرار پيدا نمىكند و اگر انتخابات آزاد انجام دهد، اكثريتى دولت را در دست مىگيرد كه به احتمال قوى از نوع بنيادگراى اسلامى و ضد امريكاست. از اين رو، صحبت از تشكيل دولتى كه لزوماً مردم سالار نيست، بميان آمدهاست.
اما آيا، در اين بن بست، امريكا نياز نه به عدم مداخله ايران كه به كمك ملاتاريا دارد؟ رهبرى سازمان ترور در تهران، اينطور مىپندارد. بنا بر اين، روش ستيز (راديو و ديگر انواع مداخله) و سازش را در پيش گرفتهاست و توقعاتى كه از امريكا دارد، عبارتند:
* دستش در داخل ايران باز باشد. به سخن ديگر، سر اصلاح طلبان را به معامله گذاشته است! نگرانى شديد و جنب و جوشى كه اصلاح طلبان يافتهاند، ناشى از اينست كه بن بستى كه امريكا در عراق بدان گرفتار آمده، ناگزيرش كند معامله با ملاتاريا را بپذيرد. در پرتو اين واقعيت، هم رد شدن دو لايحه از سوى "شوراى نگهبان" و اعلام حكم محكوميت ملى - مذهبىها و... و هم نامه 135 "نماينده" به خامنهاى، نوعى گفتگو با امريكا هستند:
- اقتدارگرايان به امريكا مىگويند بشرط اقتدار در داخل، حاضريم توقعات امريكا را در عراق و افغانستان و مبارزه با القاعده، برآوريم. اگر امريكائيها حاضر به معامله بشوند و رجوى و چند دستيار نزديك او را تحويل رژيم بدهند، برد تبليغاتى بزرگى براى ملاتاريا خواهد بود.
- اصلاح طلبان، با ارسال نامه، به امريكائيها هشدار مىدهند ملاتاريا، در درون جامعه ايرانى منزوى است و در صورت معامله با ملاتاريا، اين مردم احساسات ضد امريكائى بمراتب شديدتر آن پيدا مىكنند كه مردم جنوب عراق، بعد از جنگ اول خليج فارس و به حال خود رهاكردن قيام مردم جنوب عراق پيدا كردند.
انقلاب اسلامى: حكومت بوش، در رابطه با ايران نيز، در بن بست است: معامله با "غير انتخابيها" ئى كه محور شر مىخواند. با قربانى كردن "اصلاح طلبان" و سلطه خفقان آور ملاتاريا بر ايران، شكست اخلاقى و سياسى حكومت بوش را كامل مىكند و تازه هيچ نه معلوم كه انجام اين معامله، از لحاظ عراق، نيز، سودى در بر داشته باشد.
ايران از چند نظر (برنامه اتمى و تروريسم و عراق و افغانستان)، از موضوعهاى مورد بحث سران 8 كشور است:
* در اول ژوئن، در اويان، واقع در فرانسه، اجلاس سران كشورهاى 7 + 1 تشكيل شد. از موضوعهاى مورد گفتگو، يكى موضوع ايران بود (برنامه اتمى و القاعده و تروريسم). آنچه در مطبوعات فرانسه و انگليس و امريكا، در روزهاى پيش از تشكيل اجلاس سران 8 كشور (امريكا و انگلستان و ژاپن و كانادا و فرانسه و آلمان و روسيه)، بسيار گويائى دارند:
- فيگارو (29 مه) سنجش و تحقيقى را در ايران بعمل آورده و به اين نتيجه رسيدهاست كه رضا پهلوى آيندهاى در ايران ندارد،
- همان روزنامه، در 24 مه، گفتگوهاى وزيران خارجه امريكا و فرانسه را گزارش مىكند. وزيران خارجه 8 كشور موافقند كه دو مسئله انتشار اسلحه كشتار جمعى، مىبايد موضوعهاى اول گفتگوهاى سران 8 كشور باشند. اين وزيران از كره شمالى خواستهاند برنامه اتمى خويش را رها كند و تأسيسات توليد سلاح اتمى را برچيند. برنامه اتمى ايران "مايه نگرانى" آنهاست و از ايران خواستهاند "به سئوالها در اين باره پاسخهاى روشن دهد و نگرانى 8 كشور را رفع كند."
- لوموند (29 مه 2003) خبر مىدهد كه ايران مىگويد نمىداند مرد شماره 3 القاعده در ميان دستگير شدگان هست يانه و تكذيب مىكند كه بر فرض كه سيف العدل در ميان دستگير شدگان باشد، حاضر است او را با مسعود رجوى مبادله كند. عاصفى مىگويد: اما با وجود ادعاى امريكا (مبارزه با تروريسم) وظيفه دارد رجوى و همدستان او را تحويل ايران بدهد. و لوموند (30 مه) قول خرازى را نقل مىكند حاكى از اينكه، اعضاى القاعده پيش از ترورهاى رياض در ايران دستگير شدهاند.
امريكا گفتگوهاى تلفنى را ضبط كردهاند كه ظن هدايت شدن ترور رياض از ايران را قوت مىبخشند. تا آنجا كه وزارت دفاع امريكا متقاعد است كه مىبايد رژيم ايران را به سرنوشت رژيم صدام گرفتار كرد و اين از راه برانگيختن جنبشى توسط ايرانيان.
- گاردين(29 مه) خبر از مخفى شدن سران القاعده در شكارگاه شاه سابق مىدهد و در همان روز، خبر هشدار بلر به ايران، در مطبوعات انگليس انتشار پيدا مىكنند.
- واشنگتن پست (25 مه) خبر داده بود كه اگر تا سه شنبه ايران، در مورد اعضاى القاعده، اقدامى جدى نكند، در جلسه 5 شنبه (29 مه) وزير خارجه نيز به موضع وزير دفاع مىپيوندد. كلين پاول و كوندولزا رايس، هر دو، گفتند: هدف جلسه 29 مه، رسيدن به موضع واحد در قبال ايران است. سرانجام، بوش گفت: متقاعد شدهاست ايران اعضاى القاعده را دستگير كرده و تحويل خواهد داد و مشاور امنيتى او نيز گفت: روش امريكا در قبال ايران نظامى نيست.
انقلاب اسلامى: خبرهاى مطبوعات و قولهاى مقامها را در جاى خود با تفصيل مىآوريم. در اينجا، خبرها و قولها را از آن رو، به كوتاهى آورديم كه گزارش مىكنند "ايران" از مسائل موضوع بحث سران 8 كشور است. بنا بر اين، دو خبر زير كه از ايران دريافت كردهايم، گويائى خود را دارند:
بنا بر اطلاع واصل از ايران، در تهران، صحبت از مسابقه در پيام فرستادنها و در پيامها اطمينان دادنها است:
بوش، پس از سفر به استراسبورگ، در اجلاس سران 8 كشور در اويان، و از آنجا به بندر شارم الشيخ، براى شركت در كنفرانسى با شركت شارون و ابومؤذن مبارك و سران سه كشور عربى ديگر و از آنجا براى شركت اجلاس عقبه به اردن مىرود:
* در 2 ژوئن، بوش به مصر رفت تا در اجلاس شارم الشيخ، با شركت سران مصر اردن و عربستان سعودى و مراكش و نخست وزير فلسطين و شيخ بحرين و شركت كند. پيشاپيش، خامنهاى جنتى را - كه اينك بيمار و بسترى است - به مصر فرستاد بود تا پيام مخصوص او را، از طريق مبارك، به اين اجلاس تسليم كند. قرار است مبارك موضع "ايران" را براى امريكائيها تشريح كند.
* در بندر عقبه، در 4 ژوئن 2003، اجلاسى، به ميزبانى ملك عبدالله و با شركت شارون و ابومؤذن و بوش تشكيل شد. اسحق جهانگيرى، "وزير" صنايع و معادن پيام خاتمى را به اين اجلاس برده و به مقامات اردن تسليم كردهاست. در اين پيام، تأكيد شدهاست كه "دولت ايران خواهان برقرارى صلحى پايدار در منطقه است كه مرضى همگان باشد و قول دادهاست كه تمامى كوشش خود را براى رسيدن به اين صلح بعمل آورد. بديهى است كه دولت انتظار دارد امريكا حسن نيت "ايران" را درك كند و سياست تهاجمى خود را بر ضد ايران رها كند.
دانستنى است كه در روزهاى 28 و 29 مه، اجلاس وزيران خارجه عضو كنفرانس اسلامى، در تهران تشكيل شد و رژيم به عمر موسى، دبير كل اتحاديه عرب و هيأت مصرى، ميدان عمل وسيعى در اين اجلاس دادند. در حقيقت، مىبايد امتيازهاى كافى به مصر داده باشند تا مبارك تشريح كننده موضع ايران براى بوش بگردد.
|
|
|