|
بهزاد شيوا
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد
"بزرگترين اقتصادجهان" بر چه اساس و پايهاى استوار است؟ و در درونش واقعا" چه مىگذرد؟ سياستمداران و اقتصاد دانان و تئوريسين هاى امريكا سالها و با افتخار سياستهاىاقتصادى سرمايه دارىرا در مقابل سوسياليسم و كمونيسم قرار داده اند و حالا با سقوط بلوك شرق ، امپراطورى غرب يكه تاز كارزار جهانى است. ظاهراً تبليغات سياسى و اقتصادى و ايدئولوژيكىرا كه سالها به خورد مردم دنيا دادهاند ، كم كم خودشان نيز باور كرده اند كه كاپيتاليزم در مصاف با كمونيسم پيروز درآمد و اين را به حساب صحت ايدئولژى امپرياليستى و كاپيتاليستى ك مى گذارند. ولى خوب كه بنگرى اين عمارت عظيم بيشتر به كلبه كوچك بزك كردهاى مى ماند كه ستون پايه هايش را هم موريانه از درون خورده و پوك كردهاست.
وقتى كاپيتاليسم را بطور عينى و عملى تحليل كنيم و در زندگى روزمره آحاد مردم كشور آمريكا دقيق شويم، تجربه سادهاى كه از آن بر مىگيريم اولويت مطلق دادن به پول و اصالت علنى و رسمى دادن به" سرمايه" مىباشد. هر چيزى به محك پول مىخورد و هر پروژهاى حتى پروژههاى " غير انتفاعى" را با احتساب خرج و برج دلارىاش بررسى مىكنند. اين همه بدان معنى است كه الباقى، همه در درجات پائين ترى از پول و سرمايه قرار مىگيرند. ذكر چند مثال بسيار ساده و عينى و باز گويى چندى مشاهدات روزانه اين ادعا را ملموس تر مىكند. در اين نوشته اصلاً منظورم بزرگنمايى نقاط ضعف نمىباشد كه هر سيستم انسانىو زمينى ، خواه نا خواه داراى نارسايى و كمبود هاست . به قلم آوردن اين سلسله مقالات صرفاً به دليل مشاهده توهمى است كه بعضى از هموطنان ، چه مقيم ايران و چه ساكن خارج از وطن از امريكا دارند و چه بسا كه حسرت آن را مى خورند. سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد.
در هر زمينه كارى و در همه كارها اساس بر توليد بيشتر و پيدا كردن راههاى متفاوت و جديد براى مصرف بيشتر مىباشد. ايجاد حس احتياج در ذهن مردم براى خريد و مصرف از تخصصهاى مهم و پردرآمد مى باشد. به قسمى كه مثلا" براى تبليغ تلويزيونى نيم تا يك دقيقه رقم هاى باورنكردى ميليون دلارى پرداخت مىشود. مصرف بيشتر و بيشتر در زمينهاى شيرازه نظام سرمايه دارى است. استاندار ايالت نيويورك و شهردار نيويورك بعد از يازدهم سپتامبر مردم را تشويق مىكردند كه بيشتر خريد كنند و بيشتر مصرف كنند و بدين وسيله " وظيفه وطن پرستانه" خود را انجام دهند.
اصالت سرمايه و پول و مصرف از قديم تمام جوانب زندگى مردم امريكا را تحت الشعاع قرار داده است. چند دهه پيش، در ايالت كاليفرنيا شركتها و كارخانه هاى بزرگ ماشين سازى در پيدايش و پيشرفت زير بناهاى وسايل نقليه عمومى كار شكنى مؤثرى ايجاد كردند. به اين دليل واضح كه اگر قرار باشد كه شهرهاى اروپا، قطار و مترو و اتوبوس به راحتى در اختيار عموم باشد ، مردم كمتر اتومبيل مىخرند. اين شركتها به طرق مختلف موفق شدند وسائل ترابرى عمومى را به حداقل برسانند و آنها را در حدى غير عملى و كم رادمان نگهدارند. البته مؤسسات و مردم دلسوز اين كمپانيهايى ماشين سازى را تحت پيگرد قانونى قرار دادند وليكن دادگاه با اينكه آنها را در اين امر مقصر تشخيص داد، در نهايت ايشان را فقط به پرداخت جريمه بسيار ناچيزى محكوم كرد. جريمه پولى كه در مقايسه با منفعت مالى كه اين شركتها در اثر اين كار شكنى ها بهره مند شدند، بسيار مسخره بود.
ايالت كاليفرنيا يكى از پرماشين ترين ايالتهاى امريكاست و گرچه در حال حاضر يكى از سخت ترين قوانين را براى جلوگيرى از آلودگى هوا دارد، هنوز شهرهايى مثل لوسآنجلس كثيف ترين هواها را دارد. براى مردم اين مناطق روزى 2 تا 3 ساعت اتلاف وقت براى رانندگى به محل كار و برگشت امرى عادى و روزمرهاست. پل سازى و جاده كشى و از بين بردن فضاى سبز و صنعت اتومبيل سازى آنهم اتومبيلهاى بزرگ و پر مصرف امريكايى هرروزه تخريب و آلودگى محيط زيست را افزونتر مىكند. ماشينهاى كوچك دو سرنشينه متداول دراروپا، در امريكا اصلاً وجود ندارند. بااينكه امريكا كشورى است كه سخت ترين قوانين را بر عليه رانندگى با سرعت زياد را دارد و حد اكثر سرعت مجاز از بقيه كشورها پائين تراست ولى حرص و ولع براى خريدن ماشينهاى بزرگ و 8 سيلندرو پر قدرت و تندرو از همه جاى دنيا بيشتر است. سيستم كار و زندگى به قسمى است كه اكثر خانواده ها به تعداد هر نفر يك اتومبيل دارند و اغلب قريب به اتفاق ماشينها كه در جاده ها مشاهده مى شوند تنها سرنشين آن فقط يك راننده است.
در صنعت دارو سازى امريكا، اساس نه براى توليد دارو جهت درمان و كمك به بيماران بلكه بر پايه توليد ومصرف بيشتر مىباشد. اصالت پول وسرمايه دستكارى در تحقيقات پزشكى و داروئى و جعل نتايج بررسىهاى و مطالعات آزمايشگاهى را هم حلال وكارى حقوق متخصص در پوشاندن جامه قانونى و بزك پسند يد طولانى دارند.
تحقيق در رشتههاى درمانى و ريشهاى و پيشگيرى كننده كم خواستارتر است. مثلاً براى يك شركت داروئى سرمايه گذارى و تحقيق براى تهيه واكسن براى پيشگيرى بيمارىها كمتر مطلوب است. چرا كه معمولاً باتلقيح يك ياچند بار از هرواكسن براى مدت طولانى و باتمام عمر نسبت به آن بيمارى در بدن ايمنى ايجاد مىشود. حال آنكه با سرمايه گذارى به روى مثلاً "آنتى بيوتيكها" بازدهى پولى بيشترى نسيب شركت داروئى مىشود. چراكه شخص در طول عمر ممكن است چندين بار به عفونت مبتلا شود و احتياج به مصرف چندين دوره" آنتى بيوتيك" داشته باشد. و يا اگر داروئى يا واكسنى تهيه شود كه بروى بيمارى قند يا كلسترول پيشگيرى كند و يا در صورت ابتلا، آنرا درمان و ريشه كن كند، كمتر پولساز خواهدبود تا سرمايه گذارى و تحقيق به روى داروئى كه فقط كلسترول و يا قند خون را كنترل مىكنند و بيمار هر روز و تا آخرعمر مجبوربه مصرف آنها مىباشد.
بسيارى از تحقيقات داروئى بطور سرى هستند. مثلاً چند سال پيش دانشگاه كرتل و دانشگاه راكفلر كه هر دو در نيويورك و به فاصله يك خيابان از هم قرار دارند بطور سرى و مخفى روى مادهاى بنام NFT در يك دانشگاه و كالكتين در دانشگاه ديگر تحقيق مىكردند. هر كدام از اين دو دانشگاه سالها و با رقابتى كور نتيجه تحقيقات خود را از ديگران مخفى نگه مىداشتند و فقط بعد از انتشار نتايج كاشان كه معلوم گرديد كه اين دو ماده در واقع يكى هستند.حال اگر منظور اصلى از اين تحقيقات به ثبت رساندن زودتر اكتشافات به نام خود و استفاده مالى مربوط نبود، چه بسا كه همكارى اين دو گروه و يا لااقل رقابت سالم آنها بر اساس موازنه منفى، با هدف اصلى اكتشافات جهت كمك به بيماران و نه به جهت در آمد بيشتر، به چه نتايج والائى مىرسيد.
مثال ديگر را از مريضخانه MSKCC در نيويورك كه از تمام نقاط دنيا بيماران سرطانى را جلب مىكند مىآورم. رئيس بخش بيمارىهاى پوستى ادعا نمود كه موفق به كشف داروئى شده است كه در پيوند اعضاء مؤثر است و نتايج حيرتانگيز كارش را در زمينه پيوند پوست موشهاى سياه به موشهاى سفيد ارائه دادد. ولى بعداً كاشف بعمل آمد كه اين دكتر خوشنام و معروف در واقع پوست موشها را رنگ مىكرده و پيوندى انجام نمىگرفته!!
بدين ترتيب بر ساختار تحقيقات پزشكى و داروئى، مثل بقيه رشتههاى ايدئولوژى سرمايه دارى و اصالت پول و سرمايه حكم مىراند و هدف اوليه پول و در آمد بيشتر و هدف ثانويه و جانبى درمان بيماران مىباشد.
|
|