آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٢ از ٢٢ دی تا ٦ بهمن
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

برگذاری نشست یاد بود رحمت خسروی در فرانکفورت( آلمان)

در روز سی ام ژانویه 2005 بمناسبت بزرگداشت رحمت خسروی نشستی در فرانکفورت آلمان در محل خانه جوانان( محل برگذاری نشست ها و کنگره های کنفدراسیون که رحمت بارها در آنجا حضور داشته است) برگذار گردید. در این نشست که جمعی از یاران و دوستان رحمت، اعضاء سابق کنفدراسیون و فعالان سیاسی و خانم روحی خسروی همسر زنده یاد رحمت حضور داشتند. ابتدا آقای مجید زربخش در باره ی تلاش طولانی و مبارز ی خستگی ناپذیر رحمت در راه آزادی و استقلال ایران سخن گفت و یاد آور شد که:
" بسیاری از حاضران در این نشست، سالهائی از حیات و زندگی سیاسی خود را در کنار رحمت و همراه با او در مبارزه ای پیگیر برای آزادی و استقلال ایران گذرانده اند. برای ما رحمت یادگار تجربه ها و خاطره های مشترک است. رحمت یادگار نسلی آزاده و آرمان خواه است که برغم اختلاف و دیده گاه های متفاوت سالهایی دراز، مبارزه ای متحد و مشترک را علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه و قدرت های سلطه گر جهانی ، در دفاع از آزادی و استقلال ایران، در حمایت از مبارزه خلق های تحت ستم جهان و در آرزوی دنیایی بهتر به پیش برده بود. رحمت در مبارزه این نسل آرمان خواه که سودا و رویای آن ، ازادی ایران، استقرار عدالت اجتماعی و رفاه و بهروزی مردم بود حضور و نقشی فراموش نشدنی داشت. رحمت در دوران طولانی فعالیت در کنفدراسیون و بویژه در سالهای داشتن مسئولیت دبیر خانه فرهنگی کنفدراسیون همه ی انرژی و استعداد سرشار خود را در مبارزه علیه دیکتاتوری شاه و حامیان خارجی ْآن بکار گرفت . فعالیت های شبانه روزی رحمت و نقش او درپیش برد وهدایت مبارزات دانشجویان ایرانی در خارج از کشور و اعتلای جنبش سیاسی خارج یادگار فراموش نشدنی او در جنبش ما و در ذهن همه ی آنهائی است که ا ز دور و نزدیک شاهد فعالیت های خستگی ناپذیر او بودند."
وی در ادامه ی سخنان خود افزود:" با استقرار نظام و جمهوری اسلامی و آغاز دوران جدیدی از حاکمیت استبداد و واپس گرایی در کشور ما رحمت مبارزه علیه این استبداد و واپس گرایی را بی وقفه پی گرفت و با یاری نیروهای ترقیخواه ایتالیا تا واپسین لحظه های حیات و تا زمانی که بیماری او را از پای در آورد ، بطور خستگی ناپذیر به این مبارزه ادامه داد."
او در پایان خاطر نشان کرد که:" خاطره رحمت بمثابه نمونه ای از مقاومت در برابر استبداد و سلطه بیگانه بی تردید در میان ما و در دلهای ما همواره زنده خواهد بود."
پس از سخنان آقای زربخش زندگی نامه رحمت توسط آقای مهران میر فخرایی قرائت شد و سپس چند تن از دوستان زنده یاد خسروی از جمله آقای دکتر علی راسخ افشار و آقای پرویز شوکت که برای شرکت در این بزرگداشت از امریکا آمده بود در باره ی مبارزات و فعالیت های او سخن گفتند . پس از آن دو قطعه شعر از سروده های شادروان رحمت خسروی توسط یکی از دوستان او قرائت شد. آنگاه پیام آقای بنی صدر در رثای رحمت خسروی توسط آقای جمال آل صفر به شرح زیر خوانده شد.

در رثای یک مبارز انسان و ایران دوست میان بیان ﺁزادی و بیان قدرت ، اصل مشترکی وجود ندارد تا کس یا کسانی که بیان ﺁزادی را اندیشه راهنمای خود می کنند ، بتوانند با کسانی اتحاد نظر و عمل پیدا کنند که قدرت را اندیشه راهنمای خویش می سازند. بنا براین ، اگر اتحادها سرانجام نمی گیرند، از جمله، یکی از دو علت را دارند :


* بیان های قدرت با یکدیگر فصل مشترک دارند اما از ﺁنجا که تا تضاد نباشد قدرت در وجود نمی ﺁید، زود یا دیر، تضاد بر اشتراک تقدم می جوید و اتحاد به جدائی می انجامد.
* بیان قدرت در اصلی از اصول با بیان ﺁزادی اشتراک پیدا نمی کند . لذا، کسی که اندیشه راهنمایش بیان قدرت است اما وانمود می کند که جانبدار ﺁزادی است، زود یا دیر، دست خود را رو می کند. چرا که اگر ﺁزادی هدف شود، روش نیز ﺁزادی می شود و کسی که قدرت را هدف فعالیت سیاسی می شناسد، نمی تواند ﺁزادی را روش کار خود کند. بناچار، در پی اختلاف و جدائی می شود.
بدین قرار، اگر همکاری دو مبارز ، با طرز فکرهای نا یکسان ، دیر پائید ، می باید ﺁن دو طرز فکر، در اصول راهنما اشتراک داشته باشند . اگر این دو مبارز ایرانی باشند، اصلهای مشترک نمی توانند استقلال و ﺁزادی نباشند. می باید این دو اصل هدف و روش باشند تا همکاری دیرپاید. شادروان رحمت خسروی عمری را در غربت گذراند. در غربت، بعد عاطفه و علائق انسانی در زندگی کسانی نقشی مهمتر پیدا می کند که ﺁزادی را هدف و روش می کنند. چنین انسانهائی در همان حال که حق اختلاف را می پذیرند و حق هرکس می دانند که با نظر ﺁنها مخالف باشد، درپی ﺁن می شوند که میان طرزفکرها، فصل مشترک بیابند و ﺁن را مایه اتحاد کنند. او از جمله کسانی بود که هم از حق اختلاف استفاده می کرد و هم در پی یافتن اشتراک ها برای توحید مساعی بود.
زنده یاد رحمت خسروی با این جانب همفکر نبود . اما از سالهای پیش از انقلاب تا آخرین لحظات زندگی اش ، همکاری داشت . سی سال در اختلاف نظر و اشتراک نظر و عمل ، بدون ﺁنکه اصول مشترکی وجود داشته باشند، کجا میسر است ؟ ایران دوستی و استقلال ایران وﺁزادی مردم ایران را هدف و روش شناختن و زندگی را در دفاع از حقوق انسان بکار بردن ، اندیشه و عمل کسی شد که بخش بزرگ زندگی خویش را در ایتالیا گذارند. در زندگی که او کرد، هیچ لکه ای از وابستگی مشاهده نشد. در همه عمر، استقلال خویش را در قبال انیران و ﺁزادی عمل خود را پیشاروی سازمانهای سیاسی ایرانی و انیرانی ، حتی سندیکائی ، حفظ کرد. هر زمان رفتار ﺁنها را با استقلال وطن خویش و ﺁزادی مردم خود سازگار نیافت و یا ﺁنها را در دفاع از حقوق ایرانیان قربانی استبداد ، کاهل دید، صدا به اعتراض بلند کرد.
مهری که می ورزید و دوستی که می جست و عواطفی که نسبت به انسان ابراز می کرد ترجمان ﺁزاد اندیشی او بودند. اگر ﺁزادی را هدف و روش نمی کرد، امید می باخت، استعداد مهرورزی و انس جوئی و انسان دوستی را گم می کرد. خود محور می شد و در کزکردگی می مرد. نه تنها برای زندگی مبارزه نمی کرد که خود به پیشواز مرگ می رفت.
در ﺁخرین بار ، در دانشگاه پادوا، همراه بودیم. می گفت تن به ﺁزمایش جدیدی داده است و امیدوار است زندگی بجوید و از به هدف رساندن مبارزه با استبداد، باز نماند. در اجتماعی که استادان و دانشجویان و دیگران بودند، از جا برخاست و با حرارت برخاست. با چنان امید و هیجانی از ﺁزاد شدن ایران و باز یافتن ﺁزادی و استقلال سخن گفت که پنداری ساعتی بیش به دمیدن سپیده ﺁزادی در ایران نمانده است. در واپسین ساعات زندگی ، در بستر مرگ، دیگر توانا به سخن گفتن نبود. با وجود این ، حالی می کرد که صدا را می شنود و پاسخ می داد که بر عهد خویش با استقلال و ایران ، وفادار است. وفا با چنین عهدی، مرگ را از میان بر می دارد و ﺁدمی را فراخوانی می گرداند، به زندگی در ﺁزادی ، به زندگی در استقلال، به اتحاد بر اصول ﺁزادی و استقلال، او را فریادی می گرداند ، هم با صلابت و هم سخت مهر انگیز:

انسانها! ایرانیها! غیر ایرانیها !
اختلاف نظر حق است ، دوستی هم حق است . این دو حق مزاحم یکدیگر نیستند. یکی بر دیگری تقدم نیز ندارند. حق اختلاف را ، بهانه گریز از دوستی نیز نکنید. و نیز ، حق دوستی را دلیل چشم پوشیدن از حق اختلاف نسازید. با عمل بدین دو حقوق و حقوق دیگر است که انسان انسانیت خویش را ، در جامعیتش، باز می یابد. امید که ایرانیان این صدای دل انگیز بیدار باش را بشوند .
9 بهمن 1383 برابر 28 ﮋانویه 2005
ابوالحسن بنی صدر
در اين شماره

صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر