١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٨ از ٦ تا ٢٢ خرداد

If you kan not read
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
سخنان دكتر محسن حمزه‏ئيان
در دانشگاه پادوا


ملاحظاتى جند در مورد حمله نظامى نيروهاى ائتلاف به رهبرى آمريكا و بازتاب آن در سطح بين المللى و ايران
قبل از بحثم، از پروفسورپاپيكاد و پروفسور "پاچه" تشكر كرده، كه اين فرصت را به اينجانب داده و بخصوص به آقاى ابوالحسن بنى صدر خوش آمد گفته و اميداوارم كه دنباله برنامه ايشان در ايتاليا نيز موفق باشد.
بحث من در دو بخش انجام مى‏گيرد:

1 - جنگ در عراق 2 - بازتاب آن در سياست رژيم جمهورى اسلامى ايران (در اين لحظه به من از طرف پروفسور پاچه گفته مى‏شود كه وقت كم است و سعى كنيد كه خلاصه صحبت كنيد).


مقدمه:
خيلى مسائل و سئوالها در عمق وقايع حمله به عراق وجود دارد: حقانيت آن در سطح بين المللى، نقش سازمان ملل متحد، ماهيت رژيم صدام حسين، حقوق طبيعى خلقهاى عراق در بهبودى وضعيت زندگى خويش و روابط مابين قدرتهاى غرب. ولى اينها فقط يكسرى معلومهائى هستند از مبهاتى پايه‏اى كه مى‏بايد در جهت درك آن سعى و كوشش كرد. در آخر چگونگى توازن قوا و وزنه هر كدام از آنها را در وقايع اخير، بايد شناخت.

ملاحظات:

1 - اولين سئوال پايه‏اى: آيا بعد از سرنگونى "اتحاد جماهير شوروى"، روابط قوا در سطح بين المللى تغيير كرده است؟ طبيعتاً بله. اين تغييرات نه فقط از آن جهت است كه وزنه مهمى در مقابل دولت و ارتش قدرتمند آمريكا ديگر وجود ندارد، بلكه نقش آمريكانيز در سطح جهان تغيير اساسى كرده است: مركز ثقل اقتصاد به طرف آسيا (قسمت شرقى آن)، در حركت است و كشورهائى كه قبلاً تحت كنترل روسيه بودند و اكنون نيز به نحوى از انحاء تحت نفوذ سياست زمامداران روسيه هستند، اشتهاى آمريكا را بسيار تحريك مى‏كنند. در اين موقعيت، پرقدرترين كشورجهان براى از دست ندادن هژمونى، چه رفتارى مى‏تواند داشته باشد؟ مى‏تواند صبر كند تا كه، كشورهاى رقيب در تحكيم اقتصادى - سياسى خود موفق شوند؟
2 - ابدا، خير! آمريكا اين قدرت را دارد و به نفعش است كه پيش پيش حركت كند تا (الف) - پروسه سياسى اروپا را تضعيف كند و (ب) - درست بدين جهت مى‏باشد پياده كردن ارتش قواى ائتلاف در قلب قاره آسيا( افغانستان و جمهوريهاى ساحل درياى خزر)، در جهت كنترل ذخيره‏هاى انرژى زاى چين بعنوان بزرگترين كشور در حال توسعه جهان.

3 - آمريكا مى‏تواند يك چنين پروژه‏اى را اعلام كند؟ مى‏تواند صريح و صادقانه به شهروندها خود و تمام جهان اين مسأله را بگويد؟ غير ممكن است. آمريكا مى‏تواند، همانطور كه در تمام تاريخش عمل كرده، بگويد: كه آنها (حملات) را در رابطه با خطر و تهديد دشمنانم كرده‏ام. كمونيسم در سالهاى 1950، موشكهاى اتمى روسى در سالهاى 70 و اكنون، تروريسم جهانى. آمريكا هميشه در خطر است: كره در سالهاى 50 عامل خطر بود، ويتنام در سالهاى 60، سعى و كوشش در برقرارى دمكراسى در آمريكا لاتين در سالهاى 70، خطرگرانادا و پاناما در سالهاى 80 و اسلاميسم در سالهاى 90.

4 - خطر جنگ جهانى بيش از هر موقعى به گوش مى‏رسد. افق آمريكا ديگر يك قاره و يا بيشتر نيست، بلكه تمام جهان است. نظم نوينى كه آمريكا خود را در مركز آن مى‏بيند، يك اتحاد بعد از يك جنگ (جنگ جهانى دوم) نيست، بلكه يك اتحاد پيش گير وابسته به خواستهاى استراتژى، اقتصادى و سياسى خود مى‏باشد. يعنى نظم نوين امپراطورى آمريكا.

5 - در نتيجه، هدف اول - صدام و يا دمكراسى در خاورميانه و يا تضعيف سازمان ملل نمى‏باشد بلكه كنترل يك منطقه و ذخايرش و بوجود آوردن يك دولت و يا دولتهاى دشمن‏تر از گذشته و بوجود آوردن يك تغييرات دمكراتيك از بالا و... تمام اينها در رابطه با يك پروژه پيش پيش كنترل شده مى‏باشد.

6 - فرض مى‏كنيم كه بتوان دمكراسى را با اسلحه وارد كرد، بدون توجه داشتن به سطح اقتصيادى يك كشور، بدون توجه داشتن به تاريخ واقعى يك منطقه، تمام اينها يعنى كه آمريكا مى‏خواهد به رژيمهاى مانند مبارك در مصر و مشرف در پاكستان و متحدين خود پايان دهد؟ و اگر همانطور كه مى‏شود پيش بينى كرد: انتخابات آزاد در مصر "اخوان المسلمين" و در پاكستان انتگريست‏ها را به قدرت برساند، آيا آمريكا بر ضد انتخابات آزاد دخالت خواهد كرد (براى مثال الجزيره)
7 - نقطه اصلى‏اين است كه: بايد با پروژه انحصارگرى آمريكا در قالب يك اپوزيسيون جهانى مبارزه كرد. اين پديده (انحصارگرى آمريكا) همچنان تفاوتى با سعى و كوشش هيتلر در جهت اتحاد اروپا بااسلحه، نمى‏دارد.
صلح جهانى، يك پديده ثانويه، از رهگذر يكمشت تسليحات كشتار دست جمعى به خطر نمى‏افتد، بلكه خطر تهديد كننده صلح جهانى در دستگاههاى اقتصادى نظامى نهفته است كه بنا دارد نظم جامعه بين المللى را به خطر بياندازد.
در اينجا، پرفسور پاچه از من مى‏خواهد كه بعلت كمبود وقت بحثم را تمام كنم- (متأسفانه بخش دوم بحث باقى مى‏ماند).

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر