آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١٣ از ٦ تا ٢۰ بهمن
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

عباس معیری

شعله ای که به خاموشی گرائید

در سحرگاه جمعه 23 بهمن 1383، برابر 11 فوریه 2005، داود امدادیان ، نقاش ایرانی ، در پی یک بیماری طولانی، چشم از جهان فرو بست.
داود امدادیان در 1323 ( 1944 میلادی) ، در تبریز زاده شد. از دوران کودکی، عشق به نقاشی در وجودش می جوشید. به موازات تحصیل ، هنر نقاشی را نیز نزد اساتید نقاشی تبریز ، می ﺁموخت. بگونه ای که در 13 ، 14 سالگی ، تبریزیان او را نقاش می شناختند. در ﺁن دوران ، بیشتر به نقاشی چهره های شاعران و نام ﺁوران ایران می پرداخت و در نمایشگاههای نقاشی که برپا می شدند، شرکت می کرد.
علاقه به هنر او را به هنرستان میرک تبریز کشاند . در ﺁن هنرستان ، از تعلیم استادانی چون نخجوانی و حسین کاظمی برخوردار شد. در سال 1342 ، تحصیل در هنرستان را به پایان برد و راهی تهران گشت . در تهران، به دانشکده هنرهای تزیینی رفت و پس از گذراندن دوره عمومی ، رشته های تخصصی معماری و نقاشی را در سال 1349 ، به پایان رساند.
در سال 1354، با استفاده از بورسی که وزارت فرهنگ و هنر ایران در اختیارش گذاشت، به پاریس ﺁمد. ضمن فعالیتهای هنری خود در تهران و پاریس، در سال 1360 (1981 ) ، از مدرسه هنرهای زیبای پاریس ، دیپلم گرفت.
داود امدادیان، در این مدت، بیش از 23 نمایشگاه ، از ﺁثار خود، ترتیب داد. نخستین ﺁنها در سال 1343 در تبریز و واپسین ﺁنها در اول دسامبر 2004 (11 ﺁذر 1383 ) در گالری لوگراند ، در کوچه سن شهر پاریس بود. و نیز، در 96 نمایشگاه گروهی ، در اقصی نقاط جهان ، شرکت جست و جایزه های مهمی نیز دریافت کرد.
از مهترین کارهای او، نقاشی دیواره پینیون Pignon ، واقع در شماره 171 کوچه برسی Bercy، در منطقه 12 پاریس است. این نقاشی از سوی شهرداری پاریس، در 1988 ، به او سفارش داده شد . به خاطر این نقاشی، در 1977 ، جایزه بنیاد تایلور به او داده شد. و در 2003 ، جایزه شارل اولمون Charles Oulmon را گرفت .
داود امدادیان ، در نقاشی خود، طبیعت را مایه اصلی کارهایش قرار می داد و بدین مایه و بر این زمینه بود که هنر خویش را خلق می کرد. در طراحی اشیاء و اجسام ، دستی قوی داشت. ﺁثارش ﺁمیخته ای هستند از ترکیبهای جا افتاده و همآهنگ . طرحهای متین و رنگهای موزون او تقلید از طبیعت نیستند بلکه از طبیعت الهام گرفته اند. ﺁثارش ترجمان احساس و برداشت های شخص او از طبیعت هستند و هر یک ، تفسیر جدیدی از ﺁن را به بیننده خود، القاء می کنند.
سالهای سال، موضوع اصلی ﺁثارش درخت بود که بخش اعظم سطوح تابلوهای او را می پوشاند. این درختان سربفلک کشیده که ریشه در زمین و سر درﺁسمان دارند، یا بنوعی زمین را به ﺁسمان متصل می کنند ، همه اجزای دیگر تابلو را تحت الشعاع قرار می دهند . درختها به رنگهای مختلف ترسیم شده اند و گاه، چون صخره ای عظیم ، با رقص سایه روشن ها و نورهای دلپذیر ، حالت پناهگاهی را به خود می گیرند که بیننده را به جهانی صلح ﺁمیز و ناشناخته راه می برند و زمانی ، بصورت توده های عظیم مشتعل و فروزان ، ما را به دنیائی نورانی می برند.
در گوشه و کنار، انسانهای ظریف و شکننده ای را می بینیم که، در کمال دقت و ظرافت ، نقاشی شده اند و به قطره ای در دریا می مانند. شاید نقاش می خواسته است تحیرش از خلقت را بدین سان بیان کند. خواسته است ناچیز بودن انسان را، که خود جهانی کوچک است ، در برابر عظمت طبیعت و کائنات نشان دهد و یا بسا برﺁن بوده است سخن از غریب بودن انسان در این جهان لایتناهی بمیان ﺁورد و، به قول مولانا، از جدائیها شکایت کند.
در زندگی خصوصیش ، نیز ، انسانی قانع و علاقمند به خانواده و، مهمتر از همه، به شرف هنریش ، سخت پیابند بود. او غربت را انتخاب کرد و، در سالهای زندگی در غربت، هرگز به دریوزگی تن نداد و در برابر حاکمان زر و زور مدار ، سر خم نکرد . به وعده و وعیدهاشان نیز بی اعتنا ماند و روح خویش را نیالود.
مراسم به خاک سپاری این هنرمند وارسته ، در روز 21 فوریه 2005 ، به ساعت 3 بعد از ظهر ، در گورستان پرلاشز ، قطعه 69 ، انجام می گیرد.
روانش شاد و یادش گرامی باد.

در اين شماره

صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر