على رضا شير خدائى
ترازنامه ولايت مطلقه خمينى و خامنهاى:
قصد يادآور كردن ترازنامه ولايت مطلقه خمينى
و خامنهاى در سطح منطقه و در رابطه با امريكاست كه خمينى «شيطان بزرگ»ش خواند. اين
ترازنامه توضيح مىدهد چرا ترس تغيير نشانى دادهاست:
1 - رژيم خمينى، با گروگانگيرى و معامله مخفيانه،
موجب رونق كار تمايلى در امريكا شد كه، امروز، تحت نام محافظه كارى جديد و بنياد گرائى
و جنگ پيشگيرانه را روش اين دولت در جهان كرده و در منطقه دو جنگ را انجام دادهاست.
2 - در خود ايران، بيشتر از سلطنت طلبها، در ميان
عناصر رژيم خمينى است كه امريكا بت شدهاست: خدمتگزاران اين رژيم كه فرار مىكنند،
در سر، جز رفتن به امريكا را ندارند. اما آنها كه در خدمت رژيم مىمانند، دزديهاى خود
را به امريكا و كانادا منتقل مىكنند و كس و كارشان را نيز.
3 - در اول كار، بنىصدر هشدار مىداد: نكنيم كارى
كه پاى امريكا و روسيه را به خليج فارس باز كند. حالا، امريكا نه تنها در خليج فارس
كه در آسياى ميانه و افغانستان و عراق هم قوا مستقر كردهاست.
4 - روحانيتى كه مىبايد مردم كشورها را از افتادن
به جهنم خشونت باز دارد، اقليتى از آن، سر دسته سازمانهاى مسلح و اغلب تروريست هستند
و اكثريتى قربانى خشونت. مىگفتند هيچ دورهاى به اندازه دوره صفويه، كه شيعه را دين
رسمى ايران كرد، روحانى كشته نشده بود. اگر روحانيانى كه در دوره خمينى و خامنهاى
اعدام يا ترور شدهاند، را با دوره صفويه مقايسه كنيم، با تعجب، متوجه مىشويم كه در
دوره خمينى و خامنهاى، روحانيان بيشترى قربانى شدهاند.
5 - نماينده ايران در سازمان ملل، در مجلس رژيم،
گفته است: اجماع جهانى برضد ايران بوجود آمدهاست. علت پيدا شدن اجماع جهانى، بظاهر،
قصد رژيم در توليد سلاح اتمى است. اما تروريسم پرورى هم هست. اما تجاوزهاى روزمره به
حقوق انسانى ايرانيان نيز هست. اما بى قدر و منزلت كردن ملتهاى مسلمان نيز هست. اما
مظهر شر شدن نيز هست. اما بى محل كردن نسل جوان كشور در وطن خود نيز هست، اما...
6 - در انقلاب، اسلام حقوق بشر و ارزشهائى مثل آزادى
و استقلال و صلح و ترقى در استقلال و آزادى و عدالت، بشمار بود. حالا اسلام ايدئولوژى
خشونت كور و قدرت پرستى ناب شدهاست.
7 - اعتراف مىكنند كه انقلاب ايران رژيمهاى استبدادى
دست نشانده را بى پايه كردهبود. آفتى كه رژيم خمينى شد و به جان ايران افتاد، نه تنها
آن رژيمها را تثبيت كرد، بلكه امروز، بايد به مردم ايران هشدار داده شود كه مبادا رضا
دهند قواى امريكا بيايند و، بجاى آنها، رژيم را براندازند!
8 - از خاورميانه، هيچ صدائى جز صداى انفجار و فريادهاى
كينه و خشم و ضجهها شنيده نمىشود. سرزمين پيامبران پيام آزادى و صلح كه انسانها را
از گذشته و سنت ويرانگرى رها مىكردند و به آينده صلح و آزادى و عمران مىخواندند،
امروز، شوره زار پيامبرى شدهاست. صداى عقل و نداى معنويت، در ميان صداهاى انفجارها
و فريادهاى خشم و كينه و ضجههاى درد گم مىشوند
و به گوشى نمىرسند.
9 - از آندونزى تا اقيانوس اطلس و از خليج فارس تا مرز روسيه، به قاعده ظروف مرتبطه،
رژيمهاى استبدادى يكديگر را ايجاد مىكنند و نگهميدارند. و در همه جا، خوراك روزانه
مردم خشونت است. ترور كه در همه حوزه اسلامى بساط خود را گستردهاست، تنها يكى از اشكال
خشونت است:
10 - در افغانستان، از سال گذشته تا امسال، توليد
ترياك 20 درصد افزايش يافتهاست. در ايران، اعتياد با چنان سرعتى توسعه پيدا مىكند
كه تصور ايران فردا، انسان را دچار وحشت مىكند. خود مىگويند: رشد اعتياد 4 برابر
رشد جمعيت است.
حوزه تمدن اسلامى، حوزه تجارت مواد مخور، فروش
دختران و فحشاء، آلودگى محيط زيست و... شدهاست. ايران كه مىبايد مبشر آزادى و منزلت
انسان مىگشت، خود مركز گسترش اين آسيبهاى اجتماعى شدهاست.
11 - در جريان انقلاب، وعده داده مىشد بين الملل
اسلامى، منادى آزادى و استقلال و «ز يك گوهر» بودن انسانها، تشكيل شود. رژيم خمينى
و خامنهاى بين الملل بوجود آوردند اما بين الملل ترور و اختاپوس فساد و جنايت. تنها
بر كشور ما نيست كه مافياها با هرمى كه بوجود آوردهاند، شيره جان مردم را مىمكند،
اين هرم در كشورهاى منطقه نيز توليد مثل مىكند.
12 - در اول انقلاب، به دنبال ضربه نفتى، كشورهاى
نفت خيز داراى مازاد ارزى شدند. امروز، ايران به قول سردمداران رژيم، 80 ميليارد قرضه
دارد و كشورهاى ديگر نفت خيز و غير نفت خيز، وضعيت بهترى ندارند. و اختيار بازار نفت
هم از دست اين كشورها بدر رفته و بدست امريكا افتادهاست.
13 - قرار بود هزينه هاى نظامى دوره شاه جاى خود
را به هزينههاى توليدى بدهند. و امروز، در ايران و در منطقه، بودجههاى دولتها را
هزينههاى نظامى مىبلعند.
14 - در كشورهاى اسلامى تغيير و تحول را تابو كردهاند.
نيازى نيست كه كسى دم از لزوم تغيير بزند تا درجا او را انتگريست و بنياد گرا و تروريست
بخوانند بلكه خودسانسورى مانع از آن مىشود كه حتى آنها كه از محيط پرخفقان زندگى خود
به تنگ آمدهاند، فكر تغيير را به ذهن خود راه دهند.
با اينهمه، در ايران است كه فكر تغيير قوت روز افزون دارد. اكثريت بزرگ جامعه ايرن جوان
است و اين جامعه جوان نه از تغيير كه از ماندن تحت اين رژيم و نفله شدن مىترسد. تا
خاتمى و اصلاح طلبان امتحان خود را نداده بودند، مردم بودند كه مىترسيدند. مسابقهاى
بود در ايجاد اين و آن ترس در مردم. اما جوانان دارند از جامه ترس بدر مىآيند. ترس
دارد نشانى خود را تغيير مىدهد: امروز، ايرانى از تغيير نمىترسد و رژيم از قيام ايرانى
مىترسد.
آنها كه به جوانان ايران كمك كردند تا به
وهم بودن ترسها پى ببرند، تا بدانند در ترازنامه رژيم خمينى و خامنهاى، جز جنايت و
فساد و مسلط كردن ماوراء مليها بر منابع كشور ما نيست، تا بدانند از تغيير نيست كه
بايد بترسند از ديرپائيدن اين رژيم است كه بايد بترسند، خدمتگزارن صديق ايران و ايرانى
هستند.