|
محمد حسيبى
جبهه جمهوريخواهان ايران
جمهورى عرفى، دمكراتيك و مردمسالار
نكته ها و ضرورت هاى پيشنهاد 12 اسفندماه 1381:
سى روز از انتشار پيشنهاد "جبهه جمهوريخواهان ايران" گذشت. در اين زمان كوتاه گرچه آغاز جنگ آمريكا و انگليس بر عليه ملت محروم عراق اين موضوع مهم و بسيارى ديگر از مسائل را در رابطه با پريشان روزگار مردم ايران تحت الشعاع قرار داد، اما نتوانست آن را از نظر تيز بين تنى چند از فرزانگان و نخبگان جامعه دور نگاه دارد. آقاى كورش عرفانى ، سازمانهاى جبهه ملى ايران در خارج كشور، سازمان آشتى ملى ، آقاى دكتر على اصغر حاج سيد جوادى و جمعى از ايرانيان فرزانه در شهر فرانكفورت هر يك مطالب بسيار ارزشمند و پر اهميت را در باره جمهوريخواهى و فراخوان جمهوريخواهان منتشر كردند كه در پايگاه WWW.chebayadkard.comجمع آورى شد و در اختيار بازديدكنندگان قرار گرفت. برنامه ويژه راديو چكاوك در استكهلم و بحث و تبادل نظر در اطراف "جبهه جمهوريخواهان ايران"نيز در روز هفتم مارچ داراى اهميت فراوان بود. همچنين آقايان ستار دلدار و مهدى ذوالفقارى برنامه سازان تلويزيون آپادانا اينترنشنال در شمال كاليفرنيا نسبت به تنظيم و پخش چند مصاحبه و برنامه تلويزيوين در اين مقوله همت گماردند كه باعث شد جمعى از ايرانيان آزاده در منطقه سن هوزه را براى تشكيل اولين مركز در شمال كاليفرنيا علاقمند سازد.
نكته ها و ضرورت هاى پيشنهاد: در نوشته اى كه روز سوم ماه مارچ (12 اسفندماه 1381 ) بر روى WWW.chebayadkard.comو بى شمارى از پايگاه ها ى اينترنتى ديگر منتشر شد نكته ها و ضرورت هايى وجود داشت كه بارديگر بخصوص اكنون كه با حمله آمريكا و انگليس به عراق اوضاع ايران را نيز وارد مرحلهاى به مراتب حساس تر از پيش مىكند در زير تكرار مىگردد.
1- استيصال زائد الوصف مردم در درون ايراندر ميان جامعه هفتاد ميليون نفرى ايران قطعاً بسيارند مردم مبارزى كه در برابر استيصال و حتا در برابر زندان و شكنجه و ديگر عوامل مشابه نيز دست از باورهاى انسانى و صحيح خود بر نمىدارند. از اينگونه مردم استثنايى كه بار اصلى مبارزه بر عليه ظلم و ستم هميشه به دوش آن ها بوده و خواهد بود و بر اساس گفته معروف نقش "سنگ زيرين آسياب" را به عهده دارند اگر بگذريم بقيه مردم كه اكثريت جامعه را تشكيل مىدهند در برابر استيصال بى حدّ و حسابى كه در درون ايران با آن دست و پنجه نرم يم كنند طبعتاً مقاومت خارق العادهاى نشان نخواهند داد. از سوى ديگر به اين دليل كه ما ايرانيان در كشورهاى آمريكا، كانادا و كشورهاى اروپايى يك جمعيت چند ميليونى و بالقوّه نيرومند و توانا هستيم غير ممكن است كه در رابطه با ايران و مسائل و معضلاتى كه گريبانگير مردم شريف و نجيب اين سرزمين شده بى تأثير باشيم. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم در اين رابطه داراى نقشى هستيم. بنابراين قبل از هر مسئلهاى لازم است نسبت به تنظيم كردن و به راه درست كشاندن اين نقشى كه خواه ناخواه ايفا خواهيم كرد خردمندانه به فعاليت بپردازيم.
استيصالى چنين بازدارنده و مخرب كه دامنگير هم ميهنان ما در درون ايران شده زمانى رفع خواهد شد كه اولا نظام مستبد مذهبى در ايران ريشه كن شود و دوما استبداد ديگرى جايش را نگيرد. با اين وجود تقليل دادن يا تعديل كردن اضطرارى و فورى اين عامل خطرناك كه قادر است ايران و ايرانى را به روزهاى سياه تر از امروز نيز بنشاند نه تنها در توان ماست، بلكه وظيفه انسانى و ميهنى يكايك ما به حساب مىآيد. به اين لحاظ در متن پيشهاد دوازدهم اسفندماه بر روى استيصال مردم پافشارى شده بود. در اين نوشتار نيز بار ديگر از عموم مردم شريف ايران در برونمرز تقاضا مىشود بيش از هميشه در اين باره به انديشه پرداخته و جدا از آنچه كه به نظر اين نگارنده و ياران ديگر در اين پايگاه اينترنتى رسيده نسبت به ارائه راه حل هاى بهترى اقدام فورى به عمل آورند. بديهى است چنانچه صفحه دوّمنظرها و راه حل هاى ارائه شده از سوى همگان به دست ما برسد نسبت به انتشار سريع آن كوتاهى نخواهيم كرد.
2 - اكثريت ايرانيان خاموش و نيمه خاموش ساكن آمريكا، كانادا و اروپا مخاطب اصلى در پيشنهاد تشكيل "جبهه جمهوريخواهان ايران" بوده و هم اكنون نيز هستند. تكرار تجربه تلخ 24 سال گذشته كه هيچ حزب سياسى از راست تا چپ نتوانستند باهم توافقى بكنند و هركدام به تنهايى نيز نتوانستند توجه ميليونها مردم ايران را در درون و بيرون مرزهاى ايران به خود و منشورها، ميثاق ها و بيانيههاى خود جلب كنند كارى است غير ضرورى. زيرا به نظر مى رسد اشكال و ايراد در اساسنامه ها و منشورها و فراخوان هاى آنان نيست. مشگل و معما گويا در جاى ديگرى است كه زحمت يافتن آن به حاصل و دست آورد آن ميارزد. بى گمان كليد حل اين معما فقط در دست توده هاى عظيم مردمى است كه گويا به هيچ سياست پيشه اى چندان اميد و دلبستگى ندارند. به اين دليل، پيشنهاد تشكيل چنين جبهه اى در هر محل و شهر و ديارى كه مردم شريف و توانا، اما نا اميد و دلسرد از سياست و سياستباز سكنا گزيده اند تنها متكى به حضور فعال آن ها است.
3 - سه صفت اصلى "عرفى "، دمكراتيك و مردمسالار از بدنه و بنياد جمهورى در طرح ارائه شده جدا ناشدنى است و رعايت همه جانبه اين سه صفت همواره براى رفع هرگونه شك و شبهه و سوء استفاده از سوى بدخواهان ضرورى است. هر ايرانى عاقل و بالغ و آزاده و پاك سرشت معنى و مفهوم اين صفت ها را خوب مى داند، به اين دليل نيازى به توضيح و تفسير و تفصيل بيشتر در اينباره احساس نمى شود.
4 - سالار بودن مردم و خدمتگزار بودن سياستمداران در اين طرح پيشنهادى از اصولى است كه اگر از هم اكنون بر آن تكيه نگردد و مورد تمرين و ممارست دائم نباشد نهادينه نخواهد شد. بدون اين كه منظور در اين نوشتار اشاره و طعنه اى به شخصيت و يا حزب سياسى ويژه اى باشد، چنانچه به نحوه عمل و كردار شخصيت هايى كه منشورها و بيانيه هايى را به منزله كلام آخر و نصّ صريح و تغيير ناپذير در راه رسيدن به اتحاد صادر و منتشر مىكنند توجه كنيم مى بينيم كه آن ها از ميليونها مردم خاموش و دل زده از سياست و سياستمدار فقط طلب امضاء و تأييديه در زير منشور و ميثاق خود را دارند، اين شخصيت ها و يا احزاب گرچه به احتمال قوى قصد و نيّتى بسيار پاك و پسنديده دارند، اما آيا فكر نمىكنند كه همين عمل و اينگونه امريه صادر كردن ريشه در فرهنگ استبداد دارد؟. آيا نمىدانند كه اينگونه نحوه عمل فقط برازنده و مختص رهبر و يا رهبران انتخاب شده يك حزب و يا يك ملتى است كه اعضاى آن حزب و يا افراد آن جامعه به آن ها مأموريتى و يا مسئوليتى اعطا كرده باشند؟ . . . . در نوشتارى اينچنين، رُكّ و بى پرده نوشتن به اين معنى و قصد نيست كه بگوئيم و يا بنويسيم كه منشورها و بيانيه هايى از اين قبيل سراسر غلط و با ارزش است، زيرا چنينن نيست، بلكه اين تلاشى است براى يافتن دليل هاى احتمالى كه دريابيم چرا با توجه به اين همه منشور و بيانيه و قطعنامه و غيره "همچنان در خم يك كوچه مانده ايم؟". چرا تعداد امضا ها و تأييد ها از چندين صد امضا فراتر نرفته و نخواهد رفت؟ و چرا دست از ادامه روش هايى كه تاكنون كوچك ترين كمكى به بهبود احوال پريشانمان نكرده است بر نمى داريم؟ و چرا به جاى تكرار كارى را كه ديروز همرديف و همقطارى انجام داده و بى نتيجه مانده و در واقع سرش به سنگ خورده دست به ابتكار تازه اى نمى زنيم؟.
"طرح پيشنهادى تشكيل جبهه جمهوريخواهان ايران" متكى بر " سالار " بودن مردم و " خدمتگزار " بودن سياستمداران است. به نظر مى رسد ما دائم به واژه " مردمسالارى" در گفتار و نوشتار اشاره مى كنيم، اما در اعمال و كردارمان "مردم" خاموش را بدون اين كه بدانيم چرا خاموش و دلسرد شده اند به حساب نمى آوريم ! !.
5 - نكته مهم ديگر كه در طرح پيشنهادى بر آن پافشارى شده بود پيروى از اخلاق سياسى و انسانى شادروان دكتر محمد مصدق بود. در اخلاق سياسى و باورهاى آن زنده ياد "سالار" مردم بودند، او بارها خود را "نوكر مردم معرفى كرده بود. مصدق راه و رسمى را به هر فرد مبارز و حامى مردم محروم ايران و جهان آموخت كه چنانچه در طول تشكيل "جبهه جمهوريخواهان ايران" از آن راه و روش هاى امتحان شده پيروى شود هيچ دشمن بزرگ و كوچكى را تاب مقاومت در برابر ما و نيروى عظيم ما نخواهد ماند.
14 فروردين 1382 = 3 آوريل 2003
توضيح:
لازم است به اطلاع هم ميهنان شريف و آزاده برسد كه ايكاش هريك از ما مى توانستيم چنين جبهه اى را يك تنه بر پا سازيم و تا دروازه پيروزى مردم بر هيولاى استبداد و استعمار يك تنه بتازيم، اما چنين نيست زيرا بدون حضور فعال يكايك ما (مردم) تشكيل چنين جبهه اى ممكن نيست و چنين نيروى عظيمى از قوّه به فعل مبدل نخواهد شد. پيشزى را كه نگارنده اين سطور مى تواند در اين راه انجام دهد گذشتن از مال، عدم توجه به جاه و تقديم جان در راه رسيدن به مقصود است. (اين توضيح از اين نظر داده شد كه در بعضى از رسانه هاى انگشت شمار ملى و مردمى گفته شده است چنين جبهه اى از جانب صاحب اين نوشتار در شرف تشكيل است. ايكاش چنين كار بزرگى از دست كم توان اينجانب به تنهايى بر مى آمد.)
تماس:
* از طريق www.chebayadkard.comو آدرس الكترونيك در اين پايگاه اينترنت.
* فكس (نمابر) 7899 - 342 -512
* تلفن 5754 - 346 - 512
|
|