١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٥ از ٢٤ فروردين تا ٨ ارديبهشت
سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
459479
خبرها كه در مجموعه نخوانده‏ايد:

انقلاب اسلامى: رژيم مستبد و خون ريز عراق سرنگون شد. از سقوط رژيم صدام، ملت ايران نمى‏تواند شادمان نباشد. در عين حال، اين امر كه او سرنگون شدن توسط قشونهاى متجاوز امريكا و انگليس را بر روى آوردن به آزادى و تن دادن به حق حاكميت مردم عراق، رجحان داد و سرانجامى كه يافت، مى‏بايد براى همه مستبدها درس باشد و نيز براى ملتهائى فعل‏پذير مى‏مانند و اجازه مى‏دهند سلطه گران برايشان رژيم بياورند و رژيم ببرند، نيز مى‏بايد درس باشد. در صورتى كه خبر معامله كردن شرف و غرور مردم عراق را با جان خود و همدستانش صحت داشته و بغداد را بدون مقاومت تسليم كرده باشد، صدام عمر خويش را تا پايان، دقيقه به دقيقه، در شكنجه خفت و در بند كابوسهائى خواهد گذراند كه، در آنها، او خود را رها در دست دادخواهى قربانيان جنايتهايش خواهد يافت. منظره شهر بغداد، روزهاى 9 و 10 آوريل، منظره شهرى بود كه غم اشغال شدن توسط قواى مهاجم شادى سقوط رژيم صدام را از چهره‏ها زدوده بود. از شهر 5 ميليونى، گروههاى غارتگرى كه تلويزيونها نشان مى‏دادند، از دويست تا سيصد نفر بيشتر نمى‏شدند. آنها هم وقتى ديدند سرباز امريكائى سر صدام را با پرچم امريكا مى‏پوشاند، برآشفند و ناگزيرش كردند پرچم امريكا را بر گيرد و با پرچم عراق سر مجسمه مستبد را بپوشاند. با وجود اين واقعيت كه مردم عراق اشغال قواى امريكا و انگليس را تلخ‏تر يافته‏اند اگر، تسليم عراق از ناتوانى باشد و صدام بغداد را با جان خود و همدستانش معامله نكرده باشد، بزعم برخى، ديكتاتورى است كه بوش او را قهرمان دنياى عرب گردانده‏است. گرچه برخى مى‏پندارند بوش بنيادگرا او را قهرمان و اسطوره دنياى عرب كرده‏است، اما هيجانهاى زود فرو مى‏نشينند و مردم عراق و بقيت دنياى عرب در مى‏يابند: براى زيست انسانى و با منزلت و حقوق، كارآمدتر از آزادى و استقلال، هيچ در جهان نيست. خبرهائى كه در اين شماره درج هستند و مى‏خوانيد مى‏بايد بيشترين توجه شما ايرانيان نگران سرنوشت ايران را به خود جلب كنند:
عبدالمجيد خوئى كه از لندن به نجف برده شد تا حوزه نجف را با هدفهاى قواى اشاغلگر همآهنگ كند، در 10 آوريل، در نجف كشته شد. بنا بر قول ناظران سياسى، در كنفرانس بلفاست، بوش و بلر توافق كرده‏اند كه هدف بعدى آنها سوريه باشد.
در 7 آوريل، روزى پيش از كنفرانس مطبوعاتى بوش و بلر، وزير خارجه سوريه چنانكه گوئى بوئى برده‏است، حكومت بوش را مورد انتقاد قرار داد كه وسيله دست "لوبى اسرائيل" شده‏است. او هشدار داد:
سياست بوش منطقه را غرق آشوب مى‏كند.
در همان تاريخ، القدس العربى نوشت:
عقابهاى حكومت بوش فشار مى‏آورند كه سوريه و ايران هدفهاى بعدى باشند. در حقيقت، روزى پيش از آن، يكى از اين "عقابها"، ولفوويتز، معاون وزير دفاع امريكا، گفته‏بود:
رژيم سوريه بسيار سخت سر است و بعد از تغيير رژيم عراق، رژيم اين كشور نيز مى‏بايد تغيير كند. اما رويداد (21 فروردين) خبر مى‏دهد: محمد خاتمى‏در جلسه غيرعلنى و مشترك هيأت دولت با نمايندگان مجلس پيش‏بينى كرده كه در صورت تداوم اقدامات نظامى آمريكا در منطقه، ايستگاه بعدى تهاجمات ايران خواهد بود. وى گفته‏است: بعضى‏ها تحليل مى‏كنند كه بعد از عراق، نوبت سوريه است. در حالى كه من مى‏گويم ايران در نوبت بعدى است. و لذا نبايد هيچ گونه بهانه‏اى به آمريكا بدهيم. خاتمى در عين حال با برشمردن دلايل مختلفى حمله نظامى آمريكا به كشورى ديگر پس از عراق را بعيد دانسته است. سيد محمد خاتمى روز چهارشنبه (20 فروردين)، در نشست مشترك و غيرعلنى دولت و مجلس، ارزيابى خود را از اوضاع منطقه ارائه داد. به گزارش خبرنگار پارلمانى رويداد، خاتمى در اين جلسه، مذاكره با آمريكا را در شرايط فعلى به نفع كشور دانسته و گفته است: ما همه كار كرديم ولى در محور شرارت قرار گرفتيم و در حال حاضر هم ايران در محور حمله قرار دارد. خاتمى با اشاره به تبليغات آمريكا عليه ايران در مورد سلاحهاى كشتار جمعى و حمايت از تروريسم گفته است: يك ماه پيش از جنگ، اين تبليغات را عليه ايران آغاز كردند و قصدشان اين بود كه بعد از عراق بلافاصله به سراغ ما بيايند ولى الان شرايط فرق كرده است. وى با تأكيد بر اينكه در ايران هيچ كس به فكر جنگ با آمريكا نيست گفته است: مخالفت اروپا، عدم پيروزى سريع در جنگ، خطر حمله آمريكا به هر كشور ديگرى را كاهش داده هر چند كه حضور آنها در منطقه خودبخود خطرساز است. خاتمى اظهار داشته است كه در حال حاضر كشورهاى منطقه بيش از ايران نسبت به آينده خود بيمناكند و لذا مى‏توان از اين مسأله براى جلوگيرى از افزايش حضور آمريكا در منطقه استفاده كرد. رئيس جمهورى حمايت از شوراى رهبرى معارضين عراق را به نفع مردم اين كشور دانسته و گفته است: در خاورميانه ارتشى منظم‏تر از عراق نبود ولى در كمتر از يك ماه درو شد لذا وحدت، انسجام داخلى و تقويت مردمسالارى از شرايط ضرورى براى كشور است. خاتمى همچنين در مورد دو لايحه دولت گفته است: بايد كارى كنيم كه در انتخابات بعدى بيش از 30 ميليون رأى داشته باشيم كه لازمه آن دورى از افراطگرايى و رفتارهاى جناحى است. رئيس جمهورى گفته است: "در حال حاضر، يك جناح هر چه مى‏خواهد مى‏گويد و افراد جناح ديگر را هم زندانى مى‏كند." وى ضن تأييد اختيارات شوراى نگهبان در بررسى مصوبات مجلس گفته است: "سخت‏گيرى و خرج كردن بيش از حد از قانون اساسى و شرع، باعث مى‏شود عده‏اى راه حل بيرون رفت از مشكلات را عبور از اين دو اصل بدانند."
حمايت رفسنجانى از مذاكره با آمريكا:

خبرنگار رويداد روز چهارشنبه (20 فروردين) مطلع شد: هاشمى رفسنجانى مصاحبه مفصلى با مجله راهبرد (در 21 فروردين منتشر مى‏شود) گفته‏است: "مذاكره با آمريكا به مصلحت است. اگر طرح آن توسط مجلس تهيه و بعنوان مصلحت به مجمع ارجاع شود آن را بررسى مى‏كنيم."
وى پيشنهاد كرد طرح مذاكره با آمريكا به همه‏پرسى مردم گذاشته شود. انقلاب اسلامى: اين دو خبر از جهت روشى كه بايد با قدرت امريكا در پيش گرفت، تصديق گزارش از ايران در باره مواضع تمايلهاى موجود در رژيم است. از لحاظ اينكه بعد از عراق نوبت ايران است و اين تصديق كه قواى مسلح ايران، منهاى رضايت مردم، توانائى مقاومت را ندارند، ديرهنگام است. دير هنگام است اما روش كار ملاتاريا اينست كه در زورمدارى تا آخر مى‏رود و در افتضاح و رسوائى، جام زهرآلود تسليم را سر مى‏كشد.
ماموريت براى بررسى راه‏هاى تعويض رژيم در ايران:

روزنامه اقتصادى معتبر آلمان به نام "هاندلزبلات" كه خبرنگارش در واشنگتن گفته‏است خبر را از منابع موثق نزديك به دولت بوش دريافت كرده‏است، در شماره روز دوشنبه 7 آپريل خود نوشت:" موسسه پژوهشى و نظريه پردازى مستقلى به نام "شوراى آتلانتيك"( Atalantic Concil) از سوى كاخ سفيد مأموريت يافته است كه شانس‏ها و امكانات "بازپرورى و تعويض" نخبگان سياسى ايران تحت حاكميت ملاها را مورد تحقيق قرار دهد و در اين رابطه همه راه‏ها و ابزارها، از جمله جنگ را ملحوظ كند. علاوه بر اين، دولت آمريكا مى‏خواهد بداند كه "كدام چهره‏ها و شخصيت‏ها مى‏توانند در رأس جنبش دمكراسى ايران قرار گيرند."
افزون بر ماموريت‏هاى يادشده، "شوراى آتلانتيك" بايد ارزيابى معين و دقيقى به دست دهد كه جمهورى اسلامى در توليد سلاح هسته‏اى در چه مرحله قرار دارد. ريچارد نلسون از اعضاى "شوراى آتلانتيك" به روزنامه مزبور گفته است:" رژيم تهران به خاطر تلاش‏هاى احتمالى‏اش براى توليد سلاح‏هاى كشتار جمعى و نيز به دليل ارتباطاتش با گروه‏هاى تروريستى بشدت مورد حساسيت و سوءظن واشنگتن است... ما بايد بنا را بر اين بگذاريم كه احتمالاً دولت بوش به سوى تنش و نزاع با تهران پيش خواهد رفت."
انقلاب اسلامى: سقوط بغداد و صحنه هائى كه تلويزيونهاى امريكائى و انگليسى اغلب آنها را سانسور كردند، يادآور كودتاهاى امريكا در ايران و شيلى و... بود: اجامر و اوباش به غارت شهر پرداختند. نظير اين صحنه‏ها، در بصره روى داده بودند. از روز 9 آوريل ببعد، زخمى‏هاى نوع جديدى به بيمارستانهاى بغداد آورده مى‏شدند: تسويه حسابها شروع شده‏اند. نخستين ارزيابيها در باره عراق، بعد از سقوط بغداد را از قول 4 روزنامه معتبر مى‏آوريم:

توماس فريدمن، فرستاده نيويورك تايمز به عراق (9 آوريل) مى‏نويسد: مشكل است لبخند بزنى وقتى آب ندارى. مشكل مى‏توانى كف بزنى وقتى وحشت زده‏اى. مشكل مى‏توان گفت: "متشكرم كه مرا آزاد كرديد" وقتى آزاد كردن ناچيز مى‏شود در براه افتادن غارتگرهائى كه هرچه را مى‏يابند، غارت مى‏كنند. (...) اين واقعيتها را من در ام القصر ديدم. ام القصر نخستين شهرى بود كه توسط قواى ائتلاف آزاد شد. اما در بيستمين روز جنگ، شهر همچنان بدون آب است. برق ندارد. مواد خوراكى نايابند. (...) من عراقيهائى را ديدم كه پس مانده غذائى را ميان خود تقسيم مى‏كردند كه يك گروه امداد برجا گذاشته بود. (...) اين واقعيتها خفت و خوارى دادن معنى مى‏دهند و نه آزاد كردن. ما بايد بهتر از اين عمل كنيم. اينك بر امريكاست كه وضع عراق را عادى كند. از اين پس، اگر آب جريان نيابد، اگر مواد غذائى نرسند، اگر خورشيد ندرخشد، اگر باران دير ببارد، تقصير امريكاست...
گاردين (9 آوريل) مى‏نويسد:

در خاور ميانه، از نظر بسيارى، اشغال عراق، خفت و خوارى دادن ديگرى تلقى شده‏است. آن را با شكست كشورهاى عرب در 1967 از اسرائيل مقايسه مى‏كنند. اما اين احساس خوارى را باور به مقاومت نيروهاى عراقى، تخفيف مى‏دهد. امرى كه غرب آن را نمى‏پذيرد. اكنون، رنج و درد غير نظاميان عراق است كه از موضوعهاى اصلى شده‏است كه رسانه‏هاى گروهى عرب به آن مى‏پردازند. بنوشته هانى شكرالله، سردبير روزنامه مصرى الاهرام ويكلى، مقايسه اين شكست با شكت 1967 نادرست است. در 1967، انتظارها عظيم بودند. خيال شكست نيز از خاطر ما خطور نمى‏كرد. شكست در 6 روز بدون مقاومت، به تصور نيز نمى‏آمد. (...) عامل تعيين كننده ديگر، عامل مؤثر در روانشناسى عرب، توانائى جنبش ضد جنگ در كشورهاى غرب است. (...) اشخاص خود را كمتر منزوى مى‏بينند. كمتر بعنوان عرب و مسلمان آماج كج رفتاريهاى زورمداران احساس مى‏كنند.
طاهر بن جلون در لوموند (10 آوريل) نوشته است: بيمن بوش، بوش بنيادگرا، به يمن نخوت مشاورانش و بخصوص جهل آنها بر فرهنگ و روانشناسى جامعه‏اى چون جامعه عراق، صدام حسين دارد مقام قهرمان عرب را مى‏جويد. اگر ما در بند اين تراژدى جديد گرفتار آمده‏ايم، تراژدى كه در آن، قربانى دموكراسى در دنياى عرب است، بخاطر آنست كه دنياى عرب چنان بى رمق، پاره، تجزيه گشته است كه بمثابه يك هويت جمعى در حال زوال است. دنياى عرب روح لگد كوب شده‏است روحى كه با انبوهى از دروغ و وهم، با فراوان خيانت و خفت و خوارى، با يأس عميق دلدارى‏ناپذير لگد كوب شده‏است. اين دنيا به باور مذهبى پناه مى‏برد. به شارلاتانهائى اعتماد مى‏كند كه مى‏دانند چگونه با او سخن بگويند. اين شارلاتانها در او، يقين‏ها و پيش داوريها القاء مى‏كنند. اين دنيا، در بيان دينى، حتى دين بد فهميده شده، آرامش خاطرى را پيدا مى‏كند كه سياستمداران نتوانسته‏اند به او بدهند. به همه اينها، ناعقلانيت و شكلى از گرايش به انتظار تباه گر آميخته است. مردمى كه در خيابانها تظاهرات مى‏كنند ديگر در تصديق دردآور اين واقعيت ترديد نمى‏كنند: دنياى عرب ديگر وجود ندارد...
انقلاب اسلامى: دنياى عرب، اگر دولتهاى مستبد و مرامهاى توجيه گر زورمدارى بود، زودتر از حمله امريكا و انگليس به عراق، مرده بود. اما اگر اراده مقاومت و تكيه به خويش است، زندگى از سر گرفت. اين دنيا مى‏تواند نشاط زندگى از سر گيرد اگر روشنفكران عرب بيان آزادى را پيشنهاد و مقاومت مردم عراق در برابر دو قدرت متجاوز و همدست محليشان، اسرائيل، را سرمايه كنند و به مردم دنياى عرب، روشهاى زيست آزاد و مستقل را پيشنهاد كنند.
القدس العربى (10 آوريل) مى‏نويسد: روزنامه نگاران اردنى مى‏گويند: امريكا آماده كشتارهاى جديد مى‏شود، از اين رو، مى‏خواهد روزنامه نگاران مستقل نباشند و گزارش نكنند. اين روزنامه نگاران كه همكار آنها، اردنى فلسطينى تبار، در بغداد كشته شده بود، بطور خودجوش در برابر سنديكاى روزنامه نگاران اردن اجتماع و به رفتار "هيستريك" امريكائيان، بشدت اعتراض كردند... آنها گفتند امريكائيان مى‏خواهند روزنامه نگاران را خنثى كنند تا وقتى دست به كشتارهاى جديد مى‏زنند، روزنامه نگار مستقلى نباشد و جنايتهاشان را گزارش نكند. روزنامه نگاران به دولت اردن اعتراض كردند كه چرا موضع قاطعى در قبال تجاوز امريكا و انگليس به عراق اتخاذ نكرده‏است. آنها از حكومت اردن خواستند سفارت خانه‏هاى كشورهاى متجاوز به عراق و نيز سفارت كويت را در اردن تعطيل كند.
در حقيقت، علاوه بركشتن خبرنگاران، چند خبرنگار را هم كه خواستند حقايق را گزارش كنند، بركنار كردند: پتر آنت، فرستاده NBC و هرالدو ريويرا، از خبرنگاران معروف تلويزيونى، بعد از گزارش واقعيت، توبيخ و اخراج شدند. برنامه‏هاى جديد اوپرا وينفرى از شبكه تلويزيونى ABC كه در برنامه تلويزيونيش بوش و حكومت او را زير سئوال برد، را قطع كردند. و... سازمانهاى ايرانى مدافع حقوق بشر: انجمن دفاع از حقوق بشر در ايران - مونترآل - كانادا و كانون انديشه، گفتگو و حقوق بشر در ايران - تورنتو - كانادا و كميسيون حقوق بشر انجمن گفتگو و دموكراسى - پاريس و كميته دفاع از حقوق بشر در ايران - سوئد، بيانيه‏اى در "محكوميت لشگر كشى امريكا به خاورميانه و در دفاع از حقوق قربانيان جنگ و مردم عراق" صادر كرده‏اند. در اين بيانيه آمده‏است: "هيچ وجدان انسانى و آزاده‏اى نمى‏تواند در برابر چنين جنگ افروزى و كشورگشائيهاى نامشروع، بمباران غير نظاميان، كودكان، قطع آب و برق، جلوگيرى از رساندن مواد غذائى و داروئى و... ولو به نام "آزادى و امنيت و خلع سلاح و..." سكوت پيشه كند و بر ضايعات هولناك انسانى چنين شيوه‏هاى اقتدارگرايانه‏اى چشم بپوشد."
وال استريت جورنال (7 آوريل) مى‏نويسد: روسيه و فرانسه اصرار دارند "برنامه نفت در ازاى غذا" ادامه پيدا كند. علت نيز آنست كه بسيارى از مؤسسات فرانسوى و روسى از ممر آن سود به جيب مى‏زنند. اگر قرار بر ادامه اين برنامه باشد، اين دو كشور امكان پيدا مى‏كنند، با استفاده از حق وتوى خود، امريكائيان و حكومت جديد بغداد را بر آن دارند كه طلبهاى آنها را از عراق، برسميت بشناسند و ترتيب پرداخت آنها را بدهند.
روزنامه مى‏نويسد: در آنچه به قرضه‏هاى صدام حسين مربوط مى‏شود، چرا مردم عراق طلبهاى كشورهائى را بپردازند كه به يك ديكتاتور نامشروع و سركوبگر كمك كرده‏اند؟ اگر روسيه و فرانسه براستى مى‏خواهند به عراق كمك كنند، مى‏بايد از طلبهاى خود از عراق چشم بپوشند. انقلاب اسلامى: امريكا كه اين درس را به فرانسه و روسيه مى‏دهد، خود در ايران كودتا و رژيم غير مشروع و سركوبگر شاه سابق را به ايران تحميل كرد. وقتى آن رژيم سرنگون شد، نه تنها طلبهاى خود از شاه سابق را از ايران گرفت، بلكه بخشى از پولهاى ايران را بالا كشيد و بخشى ديگر را همچنان توقيف كرده‏است و بالاخره ثروتى كه از ايران به امريكا برده شده‏است را 400 تا 600 ميليارد دلار برآورد مى‏كنند. و البته، حق اينست كه مردم عراق نبايد قرضه افزون بر 120 ميليارد دلار صدام و رژيم او را بپردازند.
روزنامه النهار (7 آوريل) خبر مى‏دهد امريكا كتابهاى درسى كه مى‏بايد در مدارس عراق تدريس شوند را چاپ نيز كرده‏است. برنامه سال آينده مدارس عراق را اپوزيسيون عراقى با همكارى وزارت خارجه امريكا تهيه كرده‏است! چاپ كتابها به "Creative Associated International" به مبلغ 65 ميليون دلار، واگذار شده‏است. در اين كتابها، هيچگونه بدگوئى از اسرائيل وجود ندارد. برغم آنكه بوش تحريم اقتصادى ايران را بمدت يك سال تمديد كرد، شركتهاى امريكائى زير در ايران "سرمايه گذارى" كرده‏اند:
* شركت Cooper Cameron (طرف قرارداد نيروى هوائى امريكا)، از طريق شعبه‏هاى خود در فرانسه و سنگاپور؛ * ABB Vecto Gray از طريق كانادا و سنگاپور؛
* FMC (Smith Metering System) از طريق سنگاپور، فرانسه و نروژ؛
* Loading System for the iranian Navy
*Flow ServicePumps از راه ايتاليا و با همكارى سپاه پاسداران؛
* Haliburton
شركتهاى امريكائى زير نيز در طرحهاى مختلف ايران شركت دارند:
* Armstrong Engineerig از طريق Chemtec B.V در اسكاتلند. * CRC Evans از راه فرانسه و شركت SOMICO در هلند؛ * Kellog از راه M.W. Kellog در انگلستان و
* )Tulsa( Darby از راه شركت MAATS در هلند.
مقامات امريكائى از كار كردن اين شركتها در ايران اطلاع دارند.
شركت CRC Evans كه كارش ساختن خطوط لوله نفت است، در اوكلاهما و هوستن به ثبت رسيده‏است. اين شركت به ايران تجهيزات لوله كشى مى‏دهد. به اين ترتيب كه شعبه شركت در هلند ماشين‏ها را به شركتى آلمانى بنام Salzgitter International مى‏فروشد. هدف نهائى روسيه قيد مى‏شود اما كالاها بجاى روسيه به ايران مى‏روند!
شعبه CRC در هلند به مشتريهاى ايرانى و عراقى (دوره صدام) مى‏آموزد چگونه تحريم را نقض كنند. با واسطه كردن شركت آلمانى Salzgitter ويا شركت MAATS در هلند و يا Galedari در دوبى، اين شركت، با ايران معامله مى‏كند.
طرفه اينكه امامپور مى‏گويد:
وزارت نفت از كالاهائى استفاده مى‏كند كه از اتسانداردهاى بين المللى برخوردار هستند. بهمين منظور، از سازندگان خارجى براى ساخت تجهيزات در ايران، با مشاركت شركتهاى غير ايرانى، دعوت بعمل آورده‏است. و او از 6 شركت نام مى‏برد كه در بالا فهرست شدند و امريكائى هستند.

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر