|
خبرها كه در مجموعه نخواندهايد:
انقلاب اسلامى: رژيم مستبد و خون ريز عراق سرنگون شد. از سقوط رژيم صدام، ملت ايران نمىتواند شادمان نباشد. در عين حال، اين امر كه او سرنگون شدن توسط قشونهاى متجاوز امريكا و انگليس را بر روى آوردن به آزادى و تن دادن به حق حاكميت مردم عراق، رجحان داد و سرانجامى كه يافت، مىبايد براى همه مستبدها درس باشد و نيز براى ملتهائى فعلپذير مىمانند و اجازه مىدهند سلطه گران برايشان رژيم بياورند و رژيم ببرند، نيز مىبايد درس باشد. در صورتى كه خبر معامله كردن شرف و غرور مردم عراق را با جان خود و همدستانش صحت داشته و بغداد را بدون مقاومت تسليم كرده باشد، صدام عمر خويش را تا پايان، دقيقه به دقيقه، در شكنجه خفت و در بند كابوسهائى خواهد گذراند كه، در آنها، او خود را رها در دست دادخواهى قربانيان جنايتهايش خواهد يافت.
منظره شهر بغداد، روزهاى 9 و 10 آوريل، منظره شهرى بود كه غم اشغال شدن توسط قواى مهاجم شادى سقوط رژيم صدام را از چهرهها زدوده بود. از شهر 5 ميليونى، گروههاى غارتگرى كه تلويزيونها نشان مىدادند، از دويست تا سيصد نفر بيشتر نمىشدند. آنها هم وقتى ديدند سرباز امريكائى سر صدام را با پرچم امريكا مىپوشاند، برآشفند و ناگزيرش كردند پرچم امريكا را بر گيرد و با پرچم عراق سر مجسمه مستبد را بپوشاند. با وجود اين واقعيت كه مردم عراق اشغال قواى امريكا و انگليس را تلختر يافتهاند اگر، تسليم عراق از ناتوانى باشد و صدام بغداد را با جان خود و همدستانش معامله نكرده باشد، بزعم برخى، ديكتاتورى است كه بوش او را قهرمان دنياى عرب گرداندهاست. گرچه برخى مىپندارند بوش بنيادگرا او را قهرمان و اسطوره دنياى عرب كردهاست، اما هيجانهاى زود فرو مىنشينند و مردم عراق و بقيت دنياى عرب در مىيابند: براى زيست انسانى و با منزلت و حقوق، كارآمدتر از آزادى و استقلال، هيچ در جهان نيست. خبرهائى كه در اين شماره درج هستند و مىخوانيد مىبايد بيشترين توجه شما ايرانيان نگران سرنوشت ايران را به خود جلب كنند:
عبدالمجيد خوئى كه از لندن به نجف برده شد تا حوزه نجف را با هدفهاى قواى اشاغلگر همآهنگ كند، در 10 آوريل، در نجف كشته شد.
بنا بر قول ناظران سياسى، در كنفرانس بلفاست، بوش و بلر توافق كردهاند كه هدف بعدى آنها سوريه باشد.
در 7 آوريل، روزى پيش از كنفرانس مطبوعاتى بوش و بلر، وزير خارجه سوريه چنانكه گوئى بوئى بردهاست، حكومت بوش را مورد انتقاد قرار داد كه وسيله دست "لوبى اسرائيل" شدهاست. او هشدار داد: سياست بوش منطقه را غرق آشوب مىكند.
در همان تاريخ، القدس العربى نوشت: عقابهاى حكومت بوش فشار مىآورند كه سوريه و ايران هدفهاى بعدى باشند.
در حقيقت، روزى پيش از آن، يكى از اين "عقابها"، ولفوويتز، معاون وزير دفاع امريكا، گفتهبود: رژيم سوريه بسيار سخت سر است و بعد از تغيير رژيم عراق، رژيم اين كشور نيز مىبايد تغيير كند. اما
رويداد (21 فروردين) خبر مىدهد: محمد خاتمىدر جلسه غيرعلنى و مشترك هيأت دولت با نمايندگان مجلس پيشبينى كرده كه در صورت تداوم اقدامات نظامى آمريكا در منطقه، ايستگاه بعدى تهاجمات ايران خواهد بود. وى گفتهاست: بعضىها تحليل مىكنند كه بعد از عراق، نوبت سوريه است. در حالى كه من مىگويم ايران در نوبت بعدى است. و لذا نبايد هيچ گونه بهانهاى به آمريكا بدهيم. خاتمى در عين حال با برشمردن دلايل مختلفى حمله نظامى آمريكا به كشورى ديگر پس از عراق را بعيد دانسته است. سيد محمد خاتمى روز چهارشنبه (20 فروردين)، در نشست مشترك و غيرعلنى دولت و مجلس، ارزيابى خود را از اوضاع منطقه ارائه داد. به گزارش خبرنگار پارلمانى رويداد، خاتمى در اين جلسه، مذاكره با آمريكا را در شرايط فعلى به نفع كشور دانسته و گفته است: ما همه كار كرديم ولى در محور شرارت قرار گرفتيم و در حال حاضر هم ايران در محور حمله قرار دارد. خاتمى با اشاره به تبليغات آمريكا عليه ايران در مورد سلاحهاى كشتار جمعى و حمايت از تروريسم گفته است: يك ماه پيش از جنگ، اين تبليغات را عليه ايران آغاز كردند و قصدشان اين بود كه بعد از عراق بلافاصله به سراغ ما بيايند ولى الان شرايط فرق كرده است. وى با تأكيد بر اينكه در ايران هيچ كس به فكر جنگ با آمريكا نيست گفته است: مخالفت اروپا، عدم پيروزى سريع در جنگ، خطر حمله آمريكا به هر كشور ديگرى را كاهش داده هر چند كه حضور آنها در منطقه خودبخود خطرساز است. خاتمى اظهار داشته است كه در حال حاضر كشورهاى منطقه بيش از ايران نسبت به آينده خود بيمناكند و لذا مىتوان از اين مسأله براى جلوگيرى از افزايش حضور آمريكا در منطقه استفاده كرد. رئيس جمهورى حمايت از شوراى رهبرى معارضين عراق را به نفع مردم اين كشور دانسته و گفته است: در خاورميانه ارتشى منظمتر از عراق نبود ولى در كمتر از يك ماه درو شد لذا وحدت، انسجام داخلى و تقويت مردمسالارى از شرايط ضرورى براى كشور است. خاتمى همچنين در مورد دو لايحه دولت گفته است: بايد كارى كنيم كه در انتخابات بعدى بيش از 30 ميليون رأى داشته باشيم كه لازمه آن دورى از افراطگرايى و رفتارهاى جناحى است. رئيس جمهورى گفته است: "در حال حاضر، يك جناح هر چه مىخواهد مىگويد و افراد جناح ديگر را هم زندانى مىكند." وى ضن تأييد اختيارات شوراى نگهبان در بررسى مصوبات مجلس گفته است: "سختگيرى و خرج كردن بيش از حد از قانون اساسى و شرع، باعث مىشود عدهاى راه حل بيرون رفت از مشكلات را عبور از اين دو اصل بدانند."
حمايت رفسنجانى از مذاكره با آمريكا:
خبرنگار رويداد روز چهارشنبه (20 فروردين) مطلع شد: هاشمى رفسنجانى مصاحبه مفصلى با مجله راهبرد (در 21 فروردين منتشر مىشود) گفتهاست: "مذاكره با آمريكا به مصلحت است. اگر طرح آن توسط مجلس تهيه و بعنوان مصلحت به مجمع ارجاع شود آن را بررسى مىكنيم."
وى پيشنهاد كرد طرح مذاكره با آمريكا به همهپرسى مردم گذاشته شود.
انقلاب اسلامى: اين دو خبر از جهت روشى كه بايد با قدرت امريكا در پيش گرفت، تصديق گزارش از ايران در باره مواضع تمايلهاى موجود در رژيم است. از لحاظ اينكه بعد از عراق نوبت ايران است و اين تصديق كه قواى مسلح ايران، منهاى رضايت مردم، توانائى مقاومت را ندارند، ديرهنگام است. دير هنگام است اما روش كار ملاتاريا اينست كه در زورمدارى تا آخر مىرود و در افتضاح و رسوائى، جام زهرآلود تسليم را سر مىكشد.
ماموريت براى بررسى راههاى تعويض رژيم در ايران:
روزنامه اقتصادى معتبر آلمان به نام "هاندلزبلات" كه خبرنگارش در واشنگتن گفتهاست خبر را از منابع موثق نزديك به دولت بوش دريافت كردهاست، در شماره روز دوشنبه 7 آپريل خود نوشت:" موسسه پژوهشى و نظريه پردازى مستقلى به نام "شوراى آتلانتيك"( Atalantic Concil) از سوى كاخ سفيد مأموريت يافته است كه شانسها و امكانات "بازپرورى و تعويض" نخبگان سياسى ايران تحت حاكميت ملاها را مورد تحقيق قرار دهد و در اين رابطه همه راهها و ابزارها، از جمله جنگ را ملحوظ كند. علاوه بر اين، دولت آمريكا مىخواهد بداند كه "كدام چهرهها و شخصيتها مىتوانند در رأس جنبش دمكراسى ايران قرار گيرند."
افزون بر ماموريتهاى يادشده، "شوراى آتلانتيك" بايد ارزيابى معين و دقيقى به دست دهد كه جمهورى اسلامى در توليد سلاح هستهاى در چه مرحله قرار دارد.
ريچارد نلسون از اعضاى "شوراى آتلانتيك" به روزنامه مزبور گفته است:" رژيم تهران به خاطر تلاشهاى احتمالىاش براى توليد سلاحهاى كشتار جمعى و نيز به دليل ارتباطاتش با گروههاى تروريستى بشدت مورد حساسيت و سوءظن واشنگتن است... ما بايد بنا را بر اين بگذاريم كه احتمالاً دولت بوش به سوى تنش و نزاع با تهران پيش خواهد رفت."
انقلاب اسلامى: سقوط بغداد و صحنه هائى كه تلويزيونهاى امريكائى و انگليسى اغلب آنها را سانسور كردند، يادآور كودتاهاى امريكا در ايران و شيلى و... بود: اجامر و اوباش به غارت شهر پرداختند. نظير اين صحنهها، در بصره روى داده بودند. از روز 9 آوريل ببعد، زخمىهاى نوع جديدى به بيمارستانهاى بغداد آورده مىشدند: تسويه حسابها شروع شدهاند. نخستين ارزيابيها در باره عراق، بعد از سقوط بغداد را از قول 4 روزنامه معتبر مىآوريم:
توماس فريدمن، فرستاده نيويورك تايمز به عراق (9 آوريل) مىنويسد:
مشكل است لبخند بزنى وقتى آب ندارى. مشكل مىتوانى كف بزنى وقتى وحشت زدهاى. مشكل مىتوان گفت: "متشكرم كه مرا آزاد كرديد" وقتى آزاد كردن ناچيز مىشود در براه افتادن غارتگرهائى كه هرچه را مىيابند، غارت مىكنند. (...) اين واقعيتها را من در ام القصر ديدم. ام القصر نخستين شهرى بود كه توسط قواى ائتلاف آزاد شد. اما در بيستمين روز جنگ، شهر همچنان بدون آب است. برق ندارد. مواد خوراكى نايابند. (...) من عراقيهائى را ديدم كه پس مانده غذائى را ميان خود تقسيم مىكردند كه يك گروه امداد برجا گذاشته بود. (...) اين واقعيتها خفت و خوارى دادن معنى مىدهند و نه آزاد كردن. ما بايد بهتر از اين عمل كنيم. اينك بر امريكاست كه وضع عراق را عادى كند. از اين پس، اگر آب جريان نيابد، اگر مواد غذائى نرسند، اگر خورشيد ندرخشد، اگر باران دير ببارد، تقصير امريكاست...
گاردين (9 آوريل) مىنويسد:
در خاور ميانه، از نظر بسيارى، اشغال عراق، خفت و خوارى دادن ديگرى تلقى شدهاست. آن را با شكست كشورهاى عرب در 1967 از اسرائيل مقايسه مىكنند. اما اين احساس خوارى را باور به مقاومت نيروهاى عراقى، تخفيف مىدهد. امرى كه غرب آن را نمىپذيرد. اكنون، رنج و درد غير نظاميان عراق است كه از موضوعهاى اصلى شدهاست كه رسانههاى گروهى عرب به آن مىپردازند.
بنوشته هانى شكرالله، سردبير روزنامه مصرى الاهرام ويكلى، مقايسه اين شكست با شكت 1967 نادرست است. در 1967، انتظارها عظيم بودند. خيال شكست نيز از خاطر ما خطور نمىكرد. شكست در 6 روز بدون مقاومت، به تصور نيز نمىآمد. (...) عامل تعيين كننده ديگر، عامل مؤثر در روانشناسى عرب، توانائى جنبش ضد جنگ در كشورهاى غرب است. (...) اشخاص خود را كمتر منزوى مىبينند. كمتر بعنوان عرب و مسلمان آماج كج رفتاريهاى زورمداران احساس مىكنند.
طاهر بن جلون در لوموند (10 آوريل) نوشته است: بيمن بوش، بوش بنيادگرا، به يمن نخوت مشاورانش و بخصوص جهل آنها بر فرهنگ و روانشناسى جامعهاى چون جامعه عراق، صدام حسين دارد مقام قهرمان عرب را مىجويد. اگر ما در بند اين تراژدى جديد گرفتار آمدهايم، تراژدى كه در آن، قربانى دموكراسى در دنياى عرب است، بخاطر آنست كه دنياى عرب چنان بى رمق، پاره، تجزيه گشته است كه بمثابه يك هويت جمعى در حال زوال است. دنياى عرب روح لگد كوب شدهاست روحى كه با انبوهى از دروغ و وهم، با فراوان خيانت و خفت و خوارى، با يأس عميق دلدارىناپذير لگد كوب شدهاست. اين دنيا به باور مذهبى پناه مىبرد. به شارلاتانهائى اعتماد مىكند كه مىدانند چگونه با او سخن بگويند. اين شارلاتانها در او، يقينها و پيش داوريها القاء مىكنند. اين دنيا، در بيان دينى، حتى دين بد فهميده شده، آرامش خاطرى را پيدا مىكند كه سياستمداران نتوانستهاند به او بدهند. به همه اينها، ناعقلانيت و شكلى از گرايش به انتظار تباه گر آميخته است. مردمى كه در خيابانها تظاهرات مىكنند ديگر در تصديق دردآور اين واقعيت ترديد نمىكنند: دنياى عرب ديگر وجود ندارد...
انقلاب اسلامى: دنياى عرب، اگر دولتهاى مستبد و مرامهاى توجيه گر زورمدارى بود، زودتر از حمله امريكا و انگليس به عراق، مرده بود. اما اگر اراده مقاومت و تكيه به خويش است، زندگى از سر گرفت. اين دنيا مىتواند نشاط زندگى از سر گيرد اگر روشنفكران عرب بيان آزادى را پيشنهاد و مقاومت مردم عراق در برابر دو قدرت متجاوز و همدست محليشان، اسرائيل، را سرمايه كنند و به مردم دنياى عرب، روشهاى زيست آزاد و مستقل را پيشنهاد كنند.
القدس العربى (10 آوريل) مىنويسد: روزنامه نگاران اردنى مىگويند: امريكا آماده كشتارهاى جديد مىشود، از اين رو، مىخواهد روزنامه نگاران مستقل نباشند و گزارش نكنند. اين روزنامه نگاران كه همكار آنها، اردنى فلسطينى تبار، در بغداد كشته شده بود، بطور خودجوش در برابر سنديكاى روزنامه نگاران اردن اجتماع و به رفتار "هيستريك" امريكائيان، بشدت اعتراض كردند... آنها گفتند امريكائيان مىخواهند روزنامه نگاران را خنثى كنند تا وقتى دست به كشتارهاى جديد مىزنند، روزنامه نگار مستقلى نباشد و جنايتهاشان را گزارش نكند. روزنامه نگاران به دولت اردن اعتراض كردند كه چرا موضع قاطعى در قبال تجاوز امريكا و انگليس به عراق اتخاذ نكردهاست. آنها از حكومت اردن خواستند سفارت خانههاى كشورهاى متجاوز به عراق و نيز سفارت كويت را در اردن تعطيل كند.
در حقيقت، علاوه بركشتن خبرنگاران، چند خبرنگار را هم كه خواستند حقايق را گزارش كنند، بركنار كردند: پتر آنت، فرستاده NBC و هرالدو ريويرا، از خبرنگاران معروف تلويزيونى، بعد از گزارش واقعيت، توبيخ و اخراج شدند. برنامههاى جديد اوپرا وينفرى از شبكه تلويزيونى ABC كه در برنامه تلويزيونيش بوش و حكومت او را زير سئوال برد، را قطع كردند. و...
سازمانهاى ايرانى مدافع حقوق بشر: انجمن دفاع از حقوق بشر در ايران - مونترآل - كانادا و كانون انديشه، گفتگو و حقوق بشر در ايران - تورنتو - كانادا و كميسيون حقوق بشر انجمن گفتگو و دموكراسى - پاريس و كميته دفاع از حقوق بشر در ايران - سوئد، بيانيهاى در "محكوميت لشگر كشى امريكا به خاورميانه و در دفاع از حقوق قربانيان جنگ و مردم عراق" صادر كردهاند. در اين بيانيه آمدهاست: "هيچ وجدان انسانى و آزادهاى نمىتواند در برابر چنين جنگ افروزى و كشورگشائيهاى نامشروع، بمباران غير نظاميان، كودكان، قطع آب و برق، جلوگيرى از رساندن مواد غذائى و داروئى و... ولو به نام "آزادى و امنيت و خلع سلاح و..." سكوت پيشه كند و بر ضايعات هولناك انسانى چنين شيوههاى اقتدارگرايانهاى چشم بپوشد."
وال استريت جورنال (7 آوريل) مىنويسد: روسيه و فرانسه اصرار دارند "برنامه نفت در ازاى غذا" ادامه پيدا كند. علت نيز آنست كه بسيارى از مؤسسات فرانسوى و روسى از ممر آن سود به جيب مىزنند. اگر قرار بر ادامه اين برنامه باشد، اين دو كشور امكان پيدا مىكنند، با استفاده از حق وتوى خود، امريكائيان و حكومت جديد بغداد را بر آن دارند كه طلبهاى آنها را از عراق، برسميت بشناسند و ترتيب پرداخت آنها را بدهند.
روزنامه مىنويسد: در آنچه به قرضههاى صدام حسين مربوط مىشود، چرا مردم عراق طلبهاى كشورهائى را بپردازند كه به يك ديكتاتور نامشروع و سركوبگر كمك كردهاند؟ اگر روسيه و فرانسه براستى مىخواهند به عراق كمك كنند، مىبايد از طلبهاى خود از عراق چشم بپوشند.
انقلاب اسلامى: امريكا كه اين درس را به فرانسه و روسيه مىدهد، خود در ايران كودتا و رژيم غير مشروع و سركوبگر شاه سابق را به ايران تحميل كرد. وقتى آن رژيم سرنگون شد، نه تنها طلبهاى خود از شاه سابق را از ايران گرفت، بلكه بخشى از پولهاى ايران را بالا كشيد و بخشى ديگر را همچنان توقيف كردهاست و بالاخره ثروتى كه از ايران به امريكا برده شدهاست را 400 تا 600 ميليارد دلار برآورد مىكنند. و البته، حق اينست كه مردم عراق نبايد قرضه افزون بر 120 ميليارد دلار صدام و رژيم او را بپردازند.
روزنامه النهار (7 آوريل) خبر مىدهد امريكا كتابهاى درسى كه مىبايد در مدارس عراق تدريس شوند را چاپ نيز كردهاست. برنامه سال آينده مدارس عراق را اپوزيسيون عراقى با همكارى وزارت خارجه امريكا تهيه كردهاست! چاپ كتابها به "Creative Associated International" به مبلغ 65 ميليون دلار، واگذار شدهاست. در اين كتابها، هيچگونه بدگوئى از اسرائيل وجود ندارد.
برغم آنكه بوش تحريم اقتصادى ايران را بمدت يك سال تمديد كرد، شركتهاى امريكائى زير در ايران "سرمايه گذارى" كردهاند:
* شركت Cooper Cameron (طرف قرارداد نيروى هوائى امريكا)، از طريق شعبههاى خود در فرانسه و سنگاپور؛
* ABB Vecto Gray از طريق كانادا و سنگاپور؛
* FMC (Smith Metering System) از طريق سنگاپور، فرانسه و نروژ؛
* Loading System for the iranian Navy
*Flow ServicePumps از راه ايتاليا و با همكارى سپاه پاسداران؛
* Haliburton
شركتهاى امريكائى زير نيز در طرحهاى مختلف ايران شركت دارند:
* Armstrong Engineerig از طريق Chemtec B.V در اسكاتلند.
* CRC Evans از راه فرانسه و شركت SOMICO در هلند؛
* Kellog از راه M.W. Kellog در انگلستان و
* )Tulsa( Darby از راه شركت MAATS در هلند.
مقامات امريكائى از كار كردن اين شركتها در ايران اطلاع دارند.
شركت CRC Evans كه كارش ساختن خطوط لوله نفت است، در اوكلاهما و هوستن به ثبت رسيدهاست. اين شركت به ايران تجهيزات لوله كشى مىدهد. به اين ترتيب كه شعبه شركت در هلند ماشينها را به شركتى آلمانى بنام Salzgitter International مىفروشد. هدف نهائى روسيه قيد مىشود اما كالاها بجاى روسيه به ايران مىروند!
شعبه CRC در هلند به مشتريهاى ايرانى و عراقى (دوره صدام) مىآموزد چگونه تحريم را نقض كنند. با واسطه كردن شركت آلمانى Salzgitter ويا شركت MAATS در هلند و يا Galedari در دوبى، اين شركت، با ايران معامله مىكند.
طرفه اينكه امامپور مىگويد: وزارت نفت از كالاهائى استفاده مىكند كه از اتسانداردهاى بين المللى برخوردار هستند. بهمين منظور، از سازندگان خارجى براى ساخت تجهيزات در ايران، با مشاركت شركتهاى غير ايرانى، دعوت بعمل آوردهاست. و او از 6 شركت نام مىبرد كه در بالا فهرست شدند و امريكائى هستند.
|
|