انقلاب اسلامى: موشك شهاب 3 را به نمايش گذاشتند
و در آن نمايش ، خامنهاى شركت و نطق كرد. او اسرائيل را تهديد كرد و اين سخنان تهديد
واكنشهاى امريكا و اسرائيل و اروپا را به دنبال آورد. ناگزير سخنان «رهبر» سانسور شد.
اما آيا او تحريك شده و ناسنجيده سخن گفت؟ يا بقصد ايجاد بحران در روابط خارجى و استفاده
از آن در داخل، سخن گفت؟ و يا نگرانى سخت او از بى اعتباريش در سپاه پاسداران و بسيج و قواى انتظامى، موشك را علامت قدرت گمان برد و
قدرت نمائى را سبب اعاده اعتبار گمان برد؟ در فصل اول به اين پرسشها پاسخ مىگوئيم.
در عراق، امريكا مدعى است دو پسر صدام را
كشتهاست. لوموند (24 ژوئيه) توضيح مىدهد كه راه فرار بر ساكنان خانهاى كه امريكا
به موشك بست، بسته بود. قواى امريكا مىتوانستند بجاى كشتن، ساكنان آن را دستگير كنند.
اما ترجيح دادند آنها را بكشند. چرا؟ زيرا حاكم امريكائى عراق بر اين گمان بودهاست
كه كشتن دو فرزند صدام بيانگر اقتدار امريكا است و بر اثر آن، عمليات مسلحانه بر ضد
قواى امريكا روى به توقف مىگذارد. آقاى بوش نيز لازم ديد در حالى كه وزير دفاع و رئيس
ستاد ارتش و حاكم منصوب او بر عراق در راست و چپ او بودند، سينه جلو دهد كه دو فرزند
صدام را قواى امريكا كشتهاند. گرچه دو فرزند صدام جنايت كاران بنامى بودند، اما كشتن
آنها، وقتى دستگيرشان ممكن بودهاست، جنايت است و حكومتى كه به چنين جنايتى فخر مىكند،
كجا حق دارد دم از استقرار مردم سالارى در عراق و حقوق انسان بزند؟ بهررو، عراق همچنان
حكومت امريكا را با رژيم ملاتاريا در رابطه مىگذارد. فصل دوم را به تحولى اختصاص مىدهيم
كه در اين رابطه بوجود آمدهاست.
در فصل سوم، وضعيت اقتصادى كشور و مدار بسته
صدور نفت - گسترش فقر و در فصل چهارم سه سخنرانى بيانگر وضعيت فلجى كه رژيم بدان گرفتار
است و واقعيتهائى كه مجال افشا شدن مىيابند و در فصل پنجم مصاحبه محسن رضائى در باره
جنگ و حقايقى را كه مجال ابراز يافتهاند و در فصل ششم، قتل زهر كاظمى زير شكنجه و
خبرهاى تجاوزهاى ديگر به حقوق بشر را مىآوريم: