١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦۷ از ٢٢ ارديبهشت تا ٦ خرداد


سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
459479
مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند
قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷
صاحب امتياز و مسئول

سخنرانى در دانشگاه پادوا - 2
خشونت زدائى موضوع گفتگوى فرهنگها - 2

در آغاز قسمت دوم، با توجه به اثر تجاوز امريكا و انگليس به خاك عراق، بر آن كشور و ايران و ديگر كشورهاى منطقه و بلكه دنيا، اين تأكيد را بموقع مى‏يابم كه خشونت زدائى در قلمرو گفتگو در هر فرهنگ و در قلمرو گفتگوى فرهنگها با يكديگر، بى ترديد موضوع اول گشته است. چرا كه جامعه‏هاى ملى و جامعه جهانى از راه خشونت زدائى است كه مى‏توانند فضاى آزاد، اعتماد بنفس و امنيت رشد را بجويند. امروز، در ايران و در بسيارى ديگر از كشورهاى خاور و آسياى ميانه، مردم در برابر حال و آينده نزديك خود علامت سئوال مى‏يابند. هرچند اين علامت بيانگر غفلت آنها از توانائيهاى خويش است، اما وجود دارد. اين علامت از وجود ديو زنجير گسسته خشونتى است كه به جان مردم ما و مردمان ديگر منطقه و جهان افتاده‏است. از اين رو، تأمل بيشتر در پيشنهادهائى را طلب مى‏كنم كه در قسمت اول و دوم در باره "خشونت زدائى" مى‏خوانيد: 8 - دينها هنوز موضع شفافى در باب طبيعت انسان ندارند. مى‏دانيم كه در باره طبيعت انسان، سه نظر عمومى وجود دارند: الف - انسان طبعى شرور و خشونت گرا دارد و ب - انسان بر فطرت خدائى خلق شده‏است و ج - طبيعت انسان آميخته‏اى از عدم خشونت و خشونت است. اين پرسش كه كداميك از اين سه نظر صحيح هستند، يك پرسش است و اين امر كه طبيعت انسان در سطح نظر نمانده و تنها موضوع فلسفه نيست و در زندگى روزانه، راهنماى عمل انسانها گشته، موضوع پرسش و پاسخ ديگرى است كه جاى پرداختن به آن، اينجا، قلمرو خشونت زدائى است. ...

مقالات و تحليل ها


همان آدمها در خدمت يك سياست؟

انقلاب اسلامى: از زمانى كه طارق عزيز خود را معرفى كرده‏است، مسموعاتى انتشار پيدا مى‏كنند حاكى از آنكه او آدم امريكائيها و انگليسها بوده‏است. او گفته‏است امريكا اصرار داشته‏است عراق را به جنگ بگيرد. پيش از جنگ نيز چند نوبت، خبرى انتشار پيدا كرد كه عربستان و روسيه واسطه شده‏اند كه كار رفتن صدام بدون جنگ انجام بگيرد. اما امريكا جز به جنگ رضا نمى‏داده‏است. در حقيقت، بوش و حكومت او نياز دارد خود را به خصوص به مردم امريكا و مردم كشورهاى اسلامى فاتح جلوه دهد. آيا همين نياز را در مورد ايران نيز دارد؟ ملاتاريا براينست كه مسئله ايران مى‏ماند براى دوره دوم رياست جمهورى بوش، در صورتى كه انتخاب شود. بنا بر اين، از چهار تمايل، تمايلى كه مى‏گويد مى‏بايد فرصت را براى ايجاد "امة واحد" و رفتن به مقابله امريكا مغتنم شمرد، دست به تعرض عمومى زده‏است. از اين رو، بموقع است كه مجموعه را با مطالعه "ماجراى" طبس شروع كنيم. زيرا اين مطالعه به ما امكان مى‏دهد كسانى را شناسائى كنيم كه از گروگانگيرى تا امروز، در ايران و امريكا، مجرى يك سياست، همانا سياستى بوده‏اند كه بنيادگراها مى‏توانند اجرا كنند. اين شناسائى، بخصوص از لحاظ حال و آينده نزديك ايران داراى اهميت تعيين كننده‏اى است. به ايرانيان مى‏فهماند كه آنها نيز فرصت دارند كشور خويش را الف - از مهلكه بيرون كشند و ب - موقعيت كم مانندى را براى رشد و بناى يك ايران توانا مغتنم شمرند. در دو فصل دوم و سوم، رابطه امريكا با رژيم ايران و دو رژيم در عراق را مطالعه مى‏كنيم. در فصل چهارم به وضعيت عراق و موقعيتى امريكا در عراق و در جهان مى‏پردازيم. در فصل پنجم سه گزارش پيرامون "قتلهاى زنجيره‏اى " مى‏آوريم كه جاى ترديد نمى‏گذارند كه اين قتلها ادامه دارند. و در فصل ششم، خبرهاى تجاوزها به حقوق بشر را مى‏خوانيد:

در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر