١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٦٦ از ٨ تا ٢٢ ارديبهشت


سايت ابوالحسن بنى صدر
كتاب خيانت به اميد به
قلم ابوالحسن بنى صدر

به خوانندگان گرامى يادآور مى شوم‏. كتابى كه در دسترس مطالعه مى يابيد و بنابر وضعيتى كه ايران و مردم آن در آنند كتابى مى نمايد كه اين ايام نوشته شده است در حقيقت در روزهاى بعد از ٢٥ خرداد ١٣٦۰ و به مثابه دنباله كارنامه يا گزارش روزانه به مردم ايران خطاب به همسرم نوشته ام

خاطرات ابوالحسن بنى صدر
روزها بر رئيس جمهور چگونه مى گذرد از 11 تير تا 25 مهرماه 1359
مژده آن بندگان مرا كه به سخن‏ها گوش فرا ميدهند و از بهترين آنها پيرروى ميكنند
قرآن سوره زمر قسمتى از آيه هاى ١٨, ١۷
صاحب امتياز و مسئول

خشونت زدائى موضوع گفتگوى فرهنگها:

در بحبوبحه جنگى كه بيانگر "نظريه جنگ تمدنها" است، اين پنجمين يا ششمين بار است كه در باره حقوق انسان، گفتگوى فرهنگها، "حقوق و فرهنگ و مردم سالارى و هويت"، بنا بر دعوتهاى مؤسسه‏هاى دانشگاهى و فرهنگى سخن مى‏گويم. نخستين بار كه كه در باره گفتگوى فرهنگها سخن گفتم، در كنگره‏اى بود كه به ابتكار شهردار محترم موليانو ونتو، آقاى ديگو بوتاچين و پدر روحانى، جيورجيو مورلين و آقاى مسعود اسماعيلو، برپا شده بود. اين كنگره، در سطح جامعه مدنى، در سطحى كه مى‏بايد تشكيل شده بود و سه سال پياپى گفتگوى فرهنگها، يا دقيق بخواهى، برداشتن موانع ارتباط فرهنگها، به قصد ممكن كردن رشد همآهنگ جامعه‏ها و قوت گرفتن فرهنگ و وجدان جهانى، موضوع كار آن بود. قصد از پيشنهاد گفتگوى فرهنگها به مجمع عمومى سازمان ملل هرچه بود، از آنجا كه دولتها سازماندهى قدرت و اعمال آن هستند، سطح دولتها، سطح گفتگوى فرهنگها نبود. همانطور كه ديديم، سال 2001، سال گفتگوى فرهنگها معين شد اما در عمل، از آن سال بدين سو، بجاى "گفتگوى فرهنگها"، بنام دين، بنام تمدن و بنام "مأموريت الهى"، جنگ از پى جنگ، روى مى‏دهد. و اگر ابتكار شهر موليانو را شهرهاى ديگر جهان پى مى‏گرفتند، بسا وجدان جهان قوت لازم را براى پيشگيرى از ترورها و جنگها را پيدا مى‏كرد. ...

مقالات و تحليل ها


توحيد و تضاد

انقلاب اسلامى: در باب تسليم بغداد بدون مقاومت، شايعه و اطلاع و نظر و "خبر"ها منتشر مى‏شوند. اما واقعيتى كه جاى بحث ندارد، اينست كه مقاومت را مردم عراق كردند و تسليم را رژيم صدام شد. اگر مردم عراق مى‏دانستند رژيم بعث عراق پوشالى است و اگر به جنبش همگانى برخيزند، فرو مى‏ريزد، نه آن رژيم مرگ آفرين و ويرانگر را مى‏داشتند و نه وطنشان عرصه تاخت و تاز قواى امريكا و انگليس مى‏شد. در فصل اول و جزء دوم ائتلافى را مطالعه مى‏كنيم كه در حكومت بوش شركت دارد: محافظه كاران جديد. در فصل دوم، به زبان خبرها و گزارشها، تجربه‏اى سخت ارزشمند را از نظر خوانندگان مى‏گذرانيم: بر محور زور، به وارونه هدفى مى‏رسى كه اعلان مى‏كند و به ضدى استحاله مى‏كند كه هويت خود را در تضاد با او تعريف مى‏كنى.
در فصل سوم، اثر جنگ عراق و سرنگون شدن رژيم صدام را بر جهت يابى تمايلهاى سياسى در درون ايران مطالعه مى‏كنيم. در فصل چهارم، وضعيت را در عراق، از لحاظ روياروئى مردم عراق با قواى اشغالگر، به زبان اطلاعات و داده‏ها، مطالعه مى‏كنيم. امروز كه مردم ايران ديده‏اند با تسليم بغداد، جنگ در عراق، در عمل، بپايان رسيد، مى‏توانند بفهمند چرا بنى‏صدر مى‏گفت "كودتاى نوژه"، در واقع، تدارك حمله عراق به ايران است. امروز آسان مى‏توان فهميد اگر هسته هائى كه در لشگرها تشكيل شده بودند، كشف و خنثى نمى‏شدند، اگر جنگ افروزى به اشاره صدام حسين، در سنندج، بفوريت مهار نمى‏شد و بهنگام حمله عراق، قواى ايران تسليم مى‏شد، ايران با فاجعه بزرگى رويارو مى‏گشت! با وجود اين، دخالت اطلاعات سپاه و استفاده از فرصت براى از هم گسيختن سازمان ارتش و از بين بردن روحيه نظاميان، سبب شد در آغاز حمله عراق، ارتش نتواند عراق متجاوز را در مرزهاى خود نگهدارد . اما ميهن دوستى ارتشيان بازسازى ارتش را، آنهم در بحبوحه جنگ، ممكن گرداند. ارتش ايران موفق شد قشون مهاجم را زمين گير كند و ابتكار حمله را بدست آورد. بهر رو، در فصل پنجم راست و دروغهائى را ، به نقد، از يكديگر تميز مى‏دهيم كه در كتاب "شنود" اشباح پيرامون "كودتاى نوژه" گرد آورده‏اند. برخواننده است تأمل لازم را بعمل آورد چرا كه رويدادهائى از اين نوع، گذشته تاريخى نيستند، آنچه بر عراق گذشت، آشكار مى‏كند كه آينده نيز هستند. و در فصل ششم، گزارشى سخت تكان دهنده را مى‏خوانيد پيرامون شكنجه زنان در زندانهاى رژيم و ديگر تجاوزها به حقوق بشر:



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر