آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨٨ از ١١ تا ٢٥ اسفند
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر


ملتی که در استبداد مطلق ، با 95 درصد ، مخالفت خویش را با ﺁن ابراز میکند، برای غرب انتخابی باقی نمی گذارد :

  انقلاب اسلامی : این فصل را در چهار قسمت مطالعه می کنید. در قسمت اول و دوم وعده های دو دسته از جبهه خامنه ای - هاشمی رفسنجانی به امریکا و در قسمت سوم گزارشهای روزنامه نگاران غرب را از وسعت تحریم و در قسمت چهارم واکنشهای رسمی و غیر رسمی غرب را میخوانید :
برغم وعده ها و رنگ و بوم انگلیسی - امریکائی دادن به منصوبان خامنه ای به نمایندگی مجلس هفتم، مردم ایران مرعوب نشدند و نه بزرگ را به مستبد گفتند :


● اگر افراد لیست خامنه ای با خواستهای اساسی مردم ایران بیگانه اند ، در عوض، از لحاظ قدرت مسلط - امریکا و انگلیس - که بنگری ، بوم زور پرست و رنگ ﺁشنا برای این دو قدرت را دارند. نه تنها کسانی که از تهران به نمایندگی منصوب شده اند ، انگلیسی و امریکائی پسند می نمایند ، بلکه منصوبان از نقاط دیگر نیز بوم زور پرست و رنگ امریکائی و انگلیسی پسند را دارند. بنا بر اطلاع موثق، از هدفهای تنظیم چنین لیستی ، متقاعد کردن حکومتهای امریکا و انگلیس به "مفید ترین " راه کار بودن "یکدست شدن" سه قوه بوده است. در ماههای پیش از کودتای خرداد 60، کودتاچیان خمینی و گرایشهائی را که امروز قربانیان کودتای خامنه ای هستند، با لزوم یکدست کردن دولت متقاعد می کردند و امروز امریکا و انگلیس را . با وجود این، تحریم قوی و شفاف انتخابات فرمایشی از سوی مردم ایران، حکومت انگلیس را که چارلز ، ولیعهد این کشور را به ایران فرستاده بود، ناگزیر کرد انتخابات فرمایشی مفتضح را محکوم کند.

● در 25 بهمن، جام جم ارگان صدا و سیمای تحت اداره مافیا ، در زمین سازی برای شرکت مردم در دادن رأی، در سرمقاله خود، سرمقاله ای نوشته و به امریکا پیشنهاد مذاکره داده است. تقلاهای واسطه های خامنه ای (حسن روحانی و لاریجانی ) و امثال محسن رضائی این هدف را تعقیب می کرد که به جامعه ایرانی تفهیم شود با رفتن "لیست رهبری " به مجلس ، بن بست روابط ایران با امریکا گشوده میشود. در همان حال، همین فکر را در غرب القاء می کردند. سایت امروز این سرمقاله را اینسان تشریح کرده است:
سرمقاله ديروز جام جم كه يك روز پس از قطعنامه اتحاديه اروپا در باره غيرعادلانه بودن انتخابات اول اسفند به دستور آقاي علي لاريجاني و در ادامه مذاكرات آقاي جواد لاريجاني با نمايندگان اعزامي منتشر شد. يك فرد آگاه با بيان مطلب فوق به سايت امروز گفت: محافظه كاران، به خصوص برادران لاريجاني، اصرار دارند آمريكا را به گفت و گو با خود راضي كنند با اين استدلال كه محور ثابت قدرت در ايران محافظه كارانند و حل مشكلات آمريكا در عراق و افغانستان با كمك ما امكان پذير است. وي افزود: مشكل آمريكايي ها اين است كه با نزديكي به محافظه كاران مجدداً همان نفرت عمومي كه دولت ايالات متحده پس از كودتاي 28 مرداد عليه دولت قانوني و ملي دكتر مصدق در ايران دچار آن شد، به سراغ آنها بيايد و در برابر افكار عمومي آمريكايي ها و نيز كشورهاي ديگر پاسخ توجيه كننده نداشته باشند. به خصوص آنكه آنان تاكنون دائماً اين بخش از حكومت را انتصابي و غيرمردمي خوانده اند. به گفته اين فرد مطلع درج اين سرمقاله در ارگان صدا و سيماي جمهوري اسلامي به معناي آن است كه پيشنهاد مذاكره مستقيم آمريكايي ها با محافظه كاران مورد تأييد مقام رهبري نيز هست.

● در 29 بهمن ماه، در مقام رقابت با رقبائی که در کار تصرف قدرت هستند - حالا دیگر در طرفداری از رابطه بر قرار کردن با امریکا ، با یکدیگر رقابت می کنند - ، محسن رضائی گفته است:
مجلس هفتم با زورآزمايي جديد ايران و آمريكا هم زمان است. این زور ﺁزمائی مدتي است شروع شده است . در ماههاي آينده ابعاد ديگري از اين زورآزمايي شكل مي‌گيرد. به نحوي كه طي ماههاي آينده با چالش‌هايي مواجه مي‌شويم كه در امتداد يك استراتژي است.
در حال حاضر استراتژي آمريكا در مقايسه با برنامه 11 سپتامبر بعد از ماجراي عراق تغيير يافته و زورآزمايي ما با آمريكا شروع شده است. لذا مجلس هفتم نقش مهمي در اين زورآزمايي و موفقيت ايران ايفا مي‌كند.

● در 4 اسفند ، فئواد صادقی ، مدیر مسئول سایت بازتاب زیر عنوان " ﺁغاز فینال ایران و امریکا " نوشته است : انتخابات مجلس هفتم به انجام رسيد و با وجود تمامي پيش‌بيني‌ها و گمانه‌زني‌هاي نخبگان، پديده جديدي در عرصه جامعه ايران به ثبت رسيد. در كنار ابعاد مختلف و ويژگي‌هاي حادثه اول اسفند كه در آينده به آن خواهيم پرداخت، يكي از مهم‌ترين پيامدهاي انتخابات مجلس هفتم، آغاز دور پاياني رويارويي 25 ساله ايران و آمريكاست.
شرايط داخلي جمهوري اسلامي و ايالات متحده در كنار وضعيت خاص منطقه و فضاي موجود در خاورميانه، باعث شده است، تا زمينه لازم براي ورود اين دو كشور به فينال روابط و تعاملات پر كش و قوس با يكديگر در ربع قرن اخير فراهم شود.
اما اينكه اين رويارويي چگونه انجام و به چه نتيجه‌اي منجر خواهد شد، پروژه‌اي است كه هم‌اكنون پيش روي سياستمداران مستقر در كاخ سفيد قرار دارد. انتخاب استراتژيك واشنگتن در برابر تهران، امري فراتر از حوزه نئومحافظه‌كاران است، چرا كه اين انتخاب، علاوه بر آنكه رويكرد ايالات متحده به حوادث نيم قرن گذشته ايران را روشن مي‌سازد، تعيين‌كننده نوع حضور آمريكا در خاورميانه نيز ـ دست‌كم براي ربع قرن آينده ـ خواهد بود.
...
اما به نظر مي‌رسد، وقايع سال‌هاي اخير، سياستمداران آمريكايي را به مرز تجديدنظر در استراتژي 15 ساله خود نزديك كرده باشد. چرخش‌هاي پياپي قدرت در نظام سياسي ايران و حضور قابل قبول مردم در ميدان دموكراسي، حتي با استانداردهاي غربي، نيز جمهوري اسلامي را در جايگاه دموكرات‌ترين كشور خاورميانه، به ويژه در مقايسه با متحدين جدي آمريكا (پاكستان، عربستان سعودي و تركيه) قرار داده است. بنابراين در "سياست تخاصم"، يا مي‌بايست كه آمريكا، تضعيف و تغيير رژيم كليه نظام‌هاي سياسي موجود را در دستور كار خود قرار دهد و يا اينكه مشروعيت نظام‌هاي سياسي را با معيار واحدي ارزيابي كرده و طبيعتا، جمهوري اسلامي را به عنوان ساختاري نزديك‌تر به مدل نظام دموكراتيك بپذيرد.
از سوي ديگر، فرضيه تضاد منافع ايران با آمريكا و قرار گرفتن جمهوري اسلامي به عنوان بزرگ‌ترين تهديد براي ايالات متحده در خاورميانه، با چالش‌هاي جدي مواجه شده است. حادثه 11 سپتامبر و پيامد آن بيش از 20 عمليات تروريستي بزرگ عليه آمريكا و غرب ظرف كمتر از 30 ماه، در حالي كه هيچ ادعاي مستندي درباره نقش و حتي تأثير جمهوري اسلامي در انجام آن وجود ندارد، مردان كاخ سفيد را به تأمل واداشته است.
عقلانيت شيعي، پديده‌اي است كه اسراييل اصلي‌ترين متحد آمريكا در جهان، بيش از يك دهه است كه با آن روبروست. حزب‌الله لبنان كه مينياتوري از جمهوري اسلامي است، با وجود دارا بودن شبكه انساني، تجهيزات و ارتباطات به مراتب گسترده‌تر از "القاعده" با به كارگيري راهبردهاي عقلاني، نه تنها بيشترين منافع را براي خود و جهان عرب در تقابل با اسراييل به دست آورده، بلكه از دست زدن به اقدامات شتابزده و غيرقابل كنترل، كه "القاعده" و شبكه‌هاي سايه آن، به طور متوسط هر ماه يك نمونه از آن را تجربه مي‌كنند، خودداري كرده است.
ايالات متحده امروز در عراق و افغانستان نيز در زميني استقرار يافته است كه با اراده تهران مي‌تواند چون گهواره‌اي، ارتش آمريكا را متزلزل كند و بردباري عقلانيت شيعي در عراق، امري نيست كه از مقابل چشمان برمر ـ كه نگران همراهي و ياري سرويس‌هاي امنيتي و اطلاعاتي عربي با شبكه تروريستي در عراق است ـ پوشيده بماند.
موارد متعدد ديگري را نيز مي‌توان نام برد كه جمهوري اسلامي بر مبناي راهبرد اصلي خود در سياست خارجي، نه تنها از توانايي‌هايش در آسيب رساندن به منافع ايالات متحده استفاده نكرده، بلكه در مواردي كه عملكرد آمريكا در منطقه با بخشي از منافع ملي ايران هم‌پوشاني داشته، نفوذ معنوي خويش را نيز براي اخلال در عملكرد ايالات متحده به كار نگرفته است. براندازي حكومت صدام و طالبان در عراق و افغانستان، در شرايطي صورت گرفت كه مخالفت جدي جمهوري اسلامي با اين دو اقدام، مي‌توانست،پيامدهاي جبران‌ناپذيري را براي كاخ سفيد به همراه داشته باشد.
بنا بر آنچه گفته شد، سياست‌مداران كاخ سفيد، در حالي قدم به ميدان فينال رويارويي با ايران گذاشته‌اند كه پرونده‌هاي قطور واشنگتن از برگ‌هاي برنده در مقابل تهران تهي شده است. ناكامي و ناآرامي‌هاي خرداد ماه گذشته، سناريوي براندازي را به بايگاني فرستاد و انتخابات اخير پارلماني و شرايط يك سال اخير عراق نيز مباني "سياست تخاصم" را لرزان كرده است و به نظر مي‌رسد، پاول و جانشينان احتمالي‌اش براي مشاهده تحقق سناريوي "معامله با بازنده" درباره ايران، نياز به "صبر ايوب" داشته باشند.
اما در اين سو، شرايط كاملا متفاوت است؛ تهران با وجود ناكامي‌هاي مكرر در عرصه ديپلماسي طي 15 سال اخير و انبان خالي از امتياز در سياست تنش‌زدايي، كوله‌باري از تجربه را به دست آورده است كه به نظر مي‌رسد، شرايط پس از انتخابات مجلس، زمينه را براي تبديل اين تجربيات به مدلي هوشمند در ديپلماسي جمهوري اسلامي فراهم آورده است؛ مدلي كه تحقق آن توازن منافع را جايگزين سياست تنش‌زدايي يك‌طرفه خواهد كرد و شايد فينال رويارويي ايران و آمريكا، نخستين آزمون عملي اين مدل باشد. در اين‌باره،‌ بيشتر سخن خواهيم گفت.
انقلاب اسلامی : می توان تصور کرد اگر تحریم وسیع انتخابات فرمایشی نبود، در رقابت با یکدیگر در جلب نظر امریکا به خود، تا کجا پیش می رفتند. تحریم سبب شده است که دست به دامن امریکا بشوند و ابتکار را به ﺁن قدرت بسپارند. جز اینکه تحریم مانع از ﺁن می شود که امریکا بتواند ملتی را به سید علی شاه بفروشد.

● اما سخنان کیسینجر (16 فوریه ) گویای این واقعیت است که تقلاهای شاخه تبلیغاتی سازمان ترور به رهبری خامنه ای اقبال موفقیت چندانی ندارد. در توضیح اظهارات کیسینجر سایت امرور نوشته است :
قول کیسینجر مبنی بر اینکه امريكا سياست اروپا (به خصوص انگلستان) را دنبال نمي كند و با رقباي خاتمي به مذاكره نمي نشيند، قضاوت افكار عمومي را تأييد كرد كه سفر پرنس چارلز براي دادن دلگرمي به محافظه كاران و تأييد غيرمستقيم كودتاي پارلماني اول اسفند 82 بود. كودتايي كه در آن برادران لاريجاني نقش مهمي ايفا مي كنند. يك صاحب نظر سياسي با طرح موضوع فوق به سايت امروز گفت: مقاله امروز آقاي محبيان در روزنامه رسالت نيز خبر از "تحولات جديد در روابط بين الملل" پس از پيروزي محافظه كاران در انتخابات اول اسفند مي دهد. وي افزود: سردبير رسالت به طور غيرمستقيم اعلام كرده است در صورت پيروزي ما رابطه ايران با آمريكا برقرار خواهد شد. به گفته وي شواهد امر گوياي آن است كه دولت آمريكا هنوز مذاكره با محافظه كاران با هدف تثبيت آنان را نپذيرفته است
● در 30 بهمن ، روزی پیش از "انتخابات" ، محمد رضا باهنر - عضو چند وظیفه ای سازمان ترور که از کرمان به نمایندگی منصوب شده است - گفته است : ایران علاقمند است با نمایندگان کنگره امریکا دیدار کند.
در تفسیر سخنان او، استراتفور می نویسد : این امر که در روز انتخاباتی که محافظه کاران برنده ﺁنند و بعد از مجلس در پی تصرف قوه اجرائی میشوند، از دیدار و گفتگو با نمایندگان کنگره سخن میگوید، گویای ﺁنست که روحانیان محافظه کار و سنت گرا علاقمندند با امریکا رابطه برقرار کنند البته بشرط ﺁنکه این امر بدست خود ﺁنها انجام بگیرد.
محمد رضا باهنر گفته است : رابطه ایران و امریکا همه سیاه و یا همه سفید نیست. مجلس ایران میخواهد وارد گفتگو شود و تا وقتی یکی از دو طرف نخواهد نظر خویش را به دیگری تحمیل کند، به این گفتگو ادامه دهد.
استراتفور (20 فوریه 2004 برابر 1 اسفند 82) بر اینست که این سخنان که همزمان با انتخاباتی ابراز شده اند که قرار است در ﺁن محافظه کاران پیروز شوند و همزمان است با افشای فعالیتهای اتمی که ایران از ﺁژانس انرژی اتمی پنهان کرده و همزمان است با انتشار خبر حضور رهبران القاعده در شرق ایران و همزمان است با انعقاد قرار داد گاز با ژاپن ، هدف سیاسی مشخصی را تعقیب می کنند وگویای ﺁنند که : اصلاح طلبان نه قدرت دارند و نه پایدار هستند. محافظه کاران هم قدرت را در اختیار دارند و هم پایدار هستند. بنا بر این، طرفهای مطمئنی هستند برای امریکا.
استفراتفور که یک سالی است روابط پنهانی و معامله های پشت پرده امریکا و ایران را در مورد عراق ، تعقیب می کند ، به این نتیجه رسیده است که دیپلماسی پنهان شکل تعهدهای شخصی و محدود به خود گرفته است. بدیهی است در طول زمان ، شکل علنی به خود خواهد گرفت. روحانیان حاکم خود را ناگزیر می بینند این معامله پنهانی را در سطح دیگری انجام بدهند . توضیح اینکه با حذف 2300 نامزد اصلاح طلب روحانیان محافظه کار قصد خویش را بر تصرف دو قوه مقننه و مجریه ﺁشکار کرده اند . بدین کار، این روحانیان میتوانند روابط با امریکا را بطور کامل خود تصدی کنند.
اما در طرف دیگر معادله، رفتار حکومت بوش غیر معمول بنظر می رسد. از قرار ، امریکا منتظر بهبود قریب الوقوع در روابط دو کشور بوده است. نخست ، امریکا لحن خود را نسبت به برنامه اتمی ایران تغییر داد . این برنامه بزرگ ترین مانع نزدیکی دو دولت بود.
واکنش حکومت بوش به یافته شدن دستگاههای سانتریفوژ قادر به غنی کردن اورانیوم ، در 18 و 19 فوریه، گویای حساسیت و نگرانی این حکومت نسبت به برنامه اتمی ایران است. سخنگوی کاخ سفید، اسکوت مککلان ، به روزنامه نگاران گفت : " ما مدتها است که میگوئیم که به باور ما ایران به اجرای برنامه ساخت بمب اتمی خویش ، در پوشش استفاده صلح ﺁمیز از انرژی اتمی ادامه می دهد . " در 19 فوریه ، ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی گفت قطعات متشکله تکنولوژی بالا G-2 سانتریفوژهای غنی سازی اورانیوم را ، در یک پایگاه هوائی در بیرون از تهران ، یافته است .
رفتار حکومت بوش یاد ﺁور همان محور شر خواندن ایران است. ﺁیا معنای این رفتار اینست که بر فرض وجود مدارک قطعی ، ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی می باید ایران را محکوم کند و پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل متحد بسپارد؟ بنظر نمی رسد. حکومت بوش ایران را بطور غیر مستقیم تهدید می کند (به رخ کشیدن قدرت اتمی ایران و در اختیار اسرائیل قرار دادن تازه ترین هواپیماهای جنگی و... ) . حکومت بوش بجای رویاروئی ، خواستار همکاری با ایران است. چنانکه بعد از سالها جلوگیری ، موافقت کرد ژاپن معامله 2 میلیارد دلاری را با ایران بر سر بهره برداری از حوزه نفتی ﺁذرﺁبادگان ، انجام دهد. موضع رسمی امریکا اعتراض است به این موافقتنامه اما روزنامه های ژاپنی می نویسند ژاپن بعد از کسب موافقت امریکا، قرارداد را امضاء کرده است.

● در 4 اسفند ، غلامعلي حداد عادل درمصاحبه‌‏اي با خبرگزاري رويترز گفته است : برای ﺁنکه ایران روابط خود را با امریکا خوب کند، آمريكا باید با رژیم اسلامی بمثابۀ دولت قانونی مذاکره کند . امریکا جمهوری اسلامی ایران را بمثابۀ واقعیت نپذیرفته است. تا امریکا چنین نکند، هرگونه تغییر در روابط دو کشور، مشکل است. مشکل اصلی اینست که امریکا به انقلاب اسلامی ، بمثابۀ یک جنبش ملی ، باور ندارد. قبول این واقعیت قدم اولی است که قدمهای بعدی تابع ﺁنند.

● و هاشمی رفسنجانی در مصاحبه طولانی خود با کیهان گفته است او با مذاکره با امریکا موافق و خامنه ای مخالف است. رابطه با امریکا زیر نظر رهبر است و او نیز مطیع رهبر است!



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر