دستگیری صدام در یک دخمه و اقبال و بداقبالی بوش؟:
انقلاب اسلامی : اطلاعات پیرامون دستگیری صدام و رفتار امریکائیها با او را در قسمت اول و اثر این دستگیری را بر جهت یابی تحول سیاسی عراق و نیز ایران و امریکا در قسمت دوم می ﺁوریم :
صدام را فروختند و او در دخمه دستگیر شد و امریکائیان تحقیر او را - که در عین حال بیانگر اندازه اعتنایشان به حقوق انسان بود - به نمایش گذاشتند:
● خبر دستگيري صدام ديكتاتور منفور عراق، نخستين بار از سوي ایرنا منتشر شد. خبرگزاری ﺁن را از قول جلال طالباني ، در 23 ﺁذر برابر 14 دسامبر ، منتشر کرد .
اما ، صدام حسین، در 13 دسامبر 2003، بساعت 26 : 8 شب، دستگیر شد. در دخمه ای دستگیر شد که به گور میمانست. هفت تیر و دو کلاشینکف در اختیار داشت اما بدون شلیک حتی یک گلوله، تسلیم شد. بدیهی است که در دخمه که امکان تکان خوردن نیز نمی بود، مقاومت نیز بی فایده بود. محلی که در ﺁن مخفی بود، در 15 کیلومتری تکریت قرار داشت.
علت تأخیر در انتشار خبر از سوی امریکائیها ﺁن بوده است که با ﺁزمون DNA، از هویت او اطمینان پیدا کنند.
در ارزیابی این دستگیری، رسانه ها، بخصوص رسانه های امریکائی گفته اند: مهمترین رویداد از جنگ بدین سو است. زیرا اگر نه معلوم که او در جنبش چریکی دست دارد، اما تا دستگیر نشده بود، مظهر مقاومت و ناتوانی امریکا بود. اما هستند روزنامه نگارانی که به دستگاه تبلیغاتی بوش میگویند: اگر صدام مظهر مقاومت بشمار بود، پس از دید مردم عراق او کسی نیست که شما امریکائیان وانمود میکنید.
انقلاب اسلامی: برای اهمیت تمام دادن به این دستگیری و بهره برداری از ﺁن، ناگزیر می باید صدام را غول گرداند و با تحقیر او و نمایش این تحقیر، دستگیری او را کاری بزرگ و قدرت امریکا شکست ناپذیر جلوه داد. غافل از اینکه با تحقیر دیکتاتوری چون صدام نیز، دستگاه بوش تهی بودن خویش را از انسانیت و بی اعتنائیش را به حقوق انسان به نمایش گذاشت و با دیکتاتور خون ریزی که صدام بود، در هویت همسان گشت. انزجاری که این رفتار در دنیای عرب بر انگیخت ، غربیان را ناگزیر کرد به یاد بیاورند که گویا مدعی دفاع از حقوق بشر بودند و این رفتار را سرزنش کنند.
● پس از دستگیری ، بقرار گزارشها ، اعضای شورای حکومتی عراق و امریکائیان با او پرسش و پاسخ کرده اند :
* بنا بر واشنکتن پست (15 دسامبر)، موفق الرباعی ، عضو شورای حکومتی که با صدام گفتگو کرده ، گفته است : او بهیچرو از کرده خویش نادم نیست . عادل عبدالمهدی ، عضو شیعه همان شورا گفته است : او نه پوزش میخواهد و نه توجیه می کند. تنها بابت جنایتهایش پوزش خواست.
با وجود این، سرتیپ ریکاردو سانچز، فرمانده قوای امریکا در عراق، گفته است : او همکاری کرد و پر حرف بود. سرتیپ سانچز او را مردی خسته و تسلیم سرنوشت خویش توصیف کرد.
* نیویورک تایمز (15 دسامبر) گزارش می کند که 4 تن از اعضای شورای حکومتی که صدام را دیده اند، او را ﺁدمی ستیزه جو و ناپشیمان یافته اند .
موفق الربیعی میگوید: دنیای شگفتی داریم !
در 1979، من در شکنجه گاه صدام بودم. و حالا، او در برابرم، بدون قدرت، نشسته بود. هیچکس نیز نبود که مانع هر عملی بشود که می توانستم با او بکنم. من استدلال میکردم ، او ، با بد زبانی ، دلیل میﺁورد.
احمد چلبی نیز که در اطاق بوده است، میگوید : او حواسش خوب سرجایش بود. استعدادهایش را در اختیار داشت و بکار میبرد. از مردم عراق پوزش نمیخواست. هیچیک از جنایتهایش را انکار نمی کرد اما ﺁنها را توجیه میکرد.
یک شنبه بعد از ظهر، چهار عضو شورای حکومتی ، الربیعی و عبد المهدی و چلبی و عدنان پاچه چی را به هلی کوپتر به پایگاه نظامی ، که نمی گویند کدام و در کجا واقع بود، برای دیدار با صدام بردند. صدام از میان ﺁنها ، چلبی را شناخت و از او خواست دیگران را معرفی کند. صدام رو کرد به پاچه چی و گفت : شما وزیر خارجه عراق بودید چکار دارید با این مردم، مردم عراق میکنید؟ الربیعی میگوید : از او پرسیدم چرا ﺁیات الله سید محمد باقر صدر را در 1980 و محمد صادق صدر را در 1999 کشتید؟ او پاسخ داد : صدر یا ذیل؟
دیدار کنندگان میگویند از او پرسیدیم : چرا به حلبچه بمب شیمیائی زدید و 5000 تن را کشتید؟ صدام پاسخ داد : ﺁن کار ، کار ایران بود. و از گورهای دستجمعی و علت کشتار ﺁنها پرسیدیم و او پاسخ داد : از بستگانشان بپرسید . ﺁنها از جنگ گریخته بودند. از جنگ با ایران و از جنگ با کویت گریخته بودند. از او پرسیدیم : چرا به کویت حمله کردید و امریکا را به حمله به عراق برانگیختید؟ صدام پاسخ داد : کویت بخشی از عراق بود .
الربیعی می گوید : شما میگفتید مردی شجاع و عربی مغرور هستید. وقتی شمار را توقیف می کردند چرا حتی یک گلوله شلیک نکردید؟ شما مردی بی غیرت و بزدل هستید. و صدام براشفته و به بفرانسه ، خطاب به او کلمه های زننده ای بر زبان ﺁورده است.
* مجله تايم ، به نقل از يك مقام اطلاعاتي ناشناس نوشته است: صدام به سلولي در فرودگاه بغداد منتقل شده و مورد بازجويي قرار گرفته است.
براساس نوار بازجويي، از وي پرسيده شده چه طور هستي؟ و او پاسخ داده: غمگينم چون مردم من در اسارت و بندگي هستند.
به گفته اين مقام، صدام از دادن پاسخ مستقيم به سئوالها اجتناب ميكند . اغلب اين پاسخها هيچ ارتباطي با يكديگر ندارند. زماني كه او پرسيده شد كه آيا عراق سلاح كشتار جمعي دارد يا خير؟ صدام پاسخ داد: نه البته كه نه، آمريكاييها خودشان اين را ساختهاند تا دليلي براي آغاز جنگ با ما باشد.
يكي از بازجويان از وي پرسيده است: اگر سلاح كشتار جمعي نداشتيد، چرا اجازه نداديد بازرسان تاسيسات شما را بازرسي كنند، صدام در پاسخ گفته است: ما نميخواستيم كه آنها به عرصهها وكاخهاي رياست جمهوري وارد شوند و به حريم خصوصي ما تجاوز كنند.
يك مقام اطلاعاتي گفته است كه در مخفيگاه صدام نامهاي از جانب يكي از رهبران مقاومت در بغداد كشف شده كه در آن جزييات ديدار در بغداد و نام ديگر رهبران نيروهاي حامي صدام وجود دارد كه از اين جهت حاوي اطلاعات ارزشمند و قابل توجهي ميباشد.
* الوطن العربی (15 دسامبر) قولی را می ﺁورد که بنا بر ﺁن ، از صدام پرسیده اند : ﺁب میل دارید؟ گفته است خیر زیرا اگر ﺁب بنوشم می باید به دستشوئی بروم و چگونه میتوانم به دستشوئی بروم وقتی مردم من اسیر هستند.
● اما مزرعه اي كه صدام در آن به دام افتاد ، همان مزرعه است که بر آن ، بعد از به قدرت رسيدن صدام، نام " عبور " گذاشته شد. چرا که در سال 1959 ، صدام حسين، در 22 سالگي، داوطلب شد رئيس جمهوری آن زمان، عبدالكريم قاسم، را ترور كند. بعد از انجام ترور، در حاليكه يك تير در پاي خود داشت، به اين مزرعه گریخت و به مدت سه روز در آن مخفي شد. در كتاب سرگذشت صدام حسين ، او به نويسنده كتاب گفته است با چاقوي خود ، تير را از پاي خود بيرون كشيده و سپس شنا كنان از رودخانه دجله عبور كرده و به سوريه گريخته است. بدین مناسبت، اين مزرعه را "عبور" نام نهاده اند. جز اینکه اين بار ، در بن باست ماند و دستگیر شد.
● برخی رسانه ها خبر از همکاری رژیم ایران در یافتن صدام داده اند :
* در 15 دسامبر، الحیات ، چاپ لندن، به نقل از "منابع آگاه"، نوشته است: جلال طالباني، رييس حزب اتحاديه ميهني كردستان عراق، همكاري اطلاعاتي ايران را در دستگيري صدام بدست ﺁورده و به یمن این همکاری ، محل اختفای صدام یافته و او دستگیر شده است. این همکاری شوراي حكومت انتقالي عراق بر ﺁن داشته است تصميم به اخراج اعضای سازمان مجاهدين خلق از عـراق بگیرد.
بسا طالبانـي، با استفاده از فرصتي مناسب، موفقيتهايي را در سه مورد، پرونده اخراج اعضاي سازمان مجاهدين خلق از عراق و تحویل شدن اعضاي القاعده از سوی ایران و پدید ﺁوردن همكاريهاي اطلاعاتي غيرمستقيم ايران با آمريكا ، براي دستگيري صدام، به دست آورده باشد.
* تلویزون ایتالیائی متعلق به برلوس کنی و ...
نیز این "اطلاع" را باز گفته اند. اما
* جلال طالبانی در همان روز (15 دسامبر) این "اطلاع " را دروغ خواند و
* دونالد رامسفلد كه پس از دستگيري صدام با شبكهي خبري CBS گفتوگو ميكرد، نسبت به ادعاي خبرنگاري كه در خصوص صحت اخبار مبني بر همكاري ايران در دستگيري صدام سوال كرد، اظهار بياطلاعي نمود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري هند، دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا ضمن اظهار بياطلاعي از ادعاهاي خبرنگار ياد شده، تصريح كرد: مطمئنا هيچ چيزي راجع به اين موضوع نشنيدهام كه بتوانم در رابطه با آن نظري بدهم.
رامسفلد همچنين در خصوص چگونگي رفتار با صدام گفته است: ما با مردي روبرو هستيم كه هزاران نفر را تا حد مرگ شكنجه كرده و مرتكب خشونت و بيرحمي شده است. مشكل است بتوانيم ديكتاتوري شرورتر و بيرحم تر از وي در زندگيمان بيابيم؛ اما با اين وجود با وي براساس معاهدهي ژنو و قانون حمايت از زندانيان جنگي رفتار خواهد شد. با وجود این،
* در 15 دسامبر، سایت رویداد خبر داد : روز جمعه جلال طالباني نخستين نشانههاي ضمني ناشي از دستگيري صدام را در پيام محرمانهاي به يكي از مسؤولان جمهوري اسلامي اعلام كرده است.
طالباني در اين پيام محرمانه كه از سوي يك عضو دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت انتقال يافته است، اعلام كرد كه به زودي خبر بسيار خوشي براي ايران خواهيم داشت.
اين پيام محرمانه در حالي منتقل شده بود كه نيروهاي طالباني دو ماه پيش، مخفيگاه صدام را كشف كرده و به ارتش آمريكا اعلام كرده بودند، اما با تعلل نيروهاي آمريكايي در هجوم به محل مذكور، صدام موفق به فرار شده بود.
گفته ميشود، آمريكاييها در تلاشند با كمرنگ كردن نقش سرويس امنيتي طالباني در دستگيري صدام از پرداخت 25 ميليون دلار جايزه ارايه اطلاعات منجر به دستگيري صدام خودداري كنند.
● اما نیویورک تایمز و لوموند (15 دسامبر ) خبر داده اند که عامل دستگیری را شخصی از طابفه صدام و از نزدیکان او بوده است :
صدام 20 تا 30 مخفی گاه داشته و هر سه یا چهار ساعت ، مخفی گاه خود را تغییر میداده است. چند نوبت افراد نیروهای عملیات ویژه که مأمور بود او را دستگیر کند یا بکشد، با اختلاف یک ساعت، خود را به مخفی گاه او رسانده اما او ساعتی پیش از سر رسیدن این گروه، رفته بود.
اما این بار، در ساعت 26 : 8 شنبه شب، پس از دریافت اطلاع دقیق، 600 سرباز و نیروهای عملیات ویژه ، برخوردار از حمایت تانکها و توپها و هلی کوپتر های ﺁپاش، عملیات "شفق سرخ" را ﺁغاز کردند : دو محل را در میان گرفتند و صدام در یکی از ﺁن دو بود.
سرتیپ ریموند ت. ادیرنو، فرمانده لشگر 4 زرهی گفت : او مثل یک موش به تله افتاد .
در هفته اخیر، مقامات امریکائی در عراق فهرستی از کسانی که میتوانستند از محل اختفای او اطلاع داشته باشند تهیه کرد. دهها محل مورد تفتیش قرار گرفت تا اینکه روز جمعه ، خانه ای در بغداد مورد تفتیش قرار گرفت و یک عراقی دستگیر شد. او، تحت بازجوئی، در ساعات بعد از دستگیری، نشانی محلی را داد که صدام در ﺁن یافت شد .
ژنرال دویرنو به ما گفت : همانطور که به تفتیش خانه ها و دستگیر کردن افرادا ادامه میدادیم، در 10 روز پیش از دستگیری صدام، 5 یا 10 خانواده را در اختیار گرفتیم که میتوانستند اطلاع دقیق را به ما بدهند. و سرانجام ، از یکی از ﺁنها، اطلاع دقیق را بدست ﺁوردیم. او یکی از افراد طابفه صدام است .
مقامات نظامی گفتند: اطلاع دقیق ساعت 50: 10 صبح شنبه بدست ﺁمد و مأموریت دستگیری و اگر ممکن نشد ، کشتن او به تیپ اول لشگر چهار زرهی ، به فرماندهی سرهنگ جیمس هیکی داده شد. هیچ نیروی عراق در دستگیری صدام شرکت نداشت.
ساعت 6 بعد از ظهر، قوای مأمور دستگیری بسوی دو محل در الدور Ad Dwar ، روستائی در 15 کیلومتری تکریت، به حرکت در ﺁمدند و او را دستگیر کردند.
مخفی گاه زیر زمینی او ، دو اطاقک و یک دستشوئی و بساط ﺁشپزی کوچکی داشت. زیر این مخفی گاه دخمه ای بود به اسم " لانه عنکبوت " برای ﺁنکه اگر خطر پیش ﺁمد، صدام در ﺁن پنهان شود. او همانجا دستگیر شد. ژنرال ادیرنو میگوید صدام حدود یک ساعت بود که به این محفی گاه ﺁمده بود. بهنگام دستگیری ، او 750 هزار دلار با خود داشته است. ژنرال میگوید اگر صدام مقاومت نکرد و نجنگید برای این بود که در ﺁن دخمه ، امکان جنگیدن نداشت. او بهنگام دستگیری، گفته است : من صدام ، رئیس جمهوری عراق هستم . من ﺁماده ام مذاکره کنم. افسر امریکائی نیز از راه تمسخر به او پاسخ داده است : پرزیدنت بوش سلامهای خود را تقدیم میدارد!
اما اگر امریکائیها گاز بی حس کننده بکار برده باشند، او نمی توانسته است این جمله را گفته باشد.