آيا كشورهاى عرب نگران "همكارى ايران و امريكا" در عراق هستند؟- قطعنامه وزيران خارجه 6 كشور - و امريكا قصد تغيير رژيم ايران را ندارد و اعتراض لودين؟:
استراتفور (30 اكتبر) گزارش - تحليل مفصلى را در باره "همكارى ايران و امريكا" در عراق و نگرانى كشورهاى عرب، انتشار دادهاست. نكات عمده آن عبارتند از:
* در 30 اكتبر، مبارك، رئيس جمهورى مصر با ملك فهد و وليعهد عربستان، عبدالله، ديدار كرد تا در باره وضعيت عراق و فلسطين با او آنها گفتگو كند. مهار كردن نفوذ امريكا در منطقه، مسئله مقدم هر دو طرف است. اين پنجمين ديدار دو طرف در سال 2003 است و تماسها ميانشان بسيار زياد شدهاست. علت نگرانى دولتهاى عرب از نفوذ امريكا در منطقه است. آنچه نگرانى آنها را افزونتر كردهاست، اتحاد بالقوه تهران و واشنگتن است. چنين اتحادى هنوز بسيار زود است كه بوجود آيد اما دولتهاى عرب نمىتوانند احتمال آن را ناديده بگيرند. بنا بر اين، مبارك و عبدالله مىبايد راهى براى جلوگيرى از تحقق آن و نيز ايجاد ارتباط با بخشهاى مختلف عراق، از جمله اكثريت شيعه، پيدا كنند.
* تصرف عراق از سوى امريكا، وضعيت جديدى در منطقه خاورميانه بوجود آوردهاست: براى نخستين بار از انقلاب اسلامى ايران تا امروز، ايران و امريكا، در عراق، منافع مشترك پيدا كردهاند. اين منافع امكان عادى شدن و همكارى را بوجود آوردهاست. آنچه در حال حاضر ناممكن بنظر مىرسد، بزودى مىتواند واقعيت پيدا كند. اگر چنين امرى روى دهد، موقعيت دولتهاى عرب را در واشنگتن پائين مىآورد و از تأثيرشان بر رويدادهاى منطقه و در نتيجه مهار نفوذ امريكا در خاورميانه مىكاهد.
* كشورهاى عرب در قلمرو مبارزه با سازمان القاعده، با امريكا همكارى مىكنند اما اين همكارى نمىتواند آنها را از فشارى بياسايد كه درصورت همكارى امريكا با ايران، امريكا خواهد توانست به آنها وارد كند. ايران هم نفت دارد و هم مردمى تربيت جسته و صاحب مهارتهاى گوناگون دارد و هم نيروى نظامى قابل. بنا بر اين، مىتواند رهبرى منطقه را از آن خود كند.
اينست كه مبارك و عبدالله استراتژى را اتخاذ كردهاند كه هم مهار امريكا را در سطح منطقه ميسر كند و هم مانع از رو آمدن ايران بگردد.
دمشق يا رياض ممكن است انتخابشان اين شود كه با حمايت از جنگجويان خارجى، عراق را بى ثبات كنند و امريكا را از نظر نظامى و سياسى، در عراق، در تنگنا قرار دهند. هيچيك خطر روياروئى مستقيم با امريكا را نخواهند پذيرفت. اما مىتوانند از گروههاى "جهادى" حمايت كنند. اما حمايت از جنگ چريكى مىتواند عامل نزديكى امريكا به ايران شود.
* دولتهاى مصر و سوريه و عربستان اميدوارند بتوانند از رقابتهاى موجود ميان روحانيان عراق و ميان آنها و رژيم ايران استفاده كنند. روحانيان نجف در همانحال مايل به كاركردن با ايران هستند، نفوذ تهران را نمىخواهند و به قم بچشم رقيب مىنگرند.
شيعه عراق بسا خود را بيشتر عراقى بدانند تا عرب. رقابتشان با روحانيان ايران فرصت استفاده را در اختيار دولتهاى عرب مىگذارد. مانورشان اينست كه پيوندهاى دنياى عرب را با عراق تحكيم كنند.
واشنگتن پست (2 نوامبر) بازجوئيهائى هائى را كه امريكائيها از طارق عزيز بعمل آوردهاند، انتشار دادهاست. او گفتهاست روسيه و فرانسه به صدام اطمينان داده بودند كه مانع از بروز جنگ مىشوند. وقتى هم قواى امريكا و انگليس به حركت درآمدند، او دستور حمله متقابل نداد، زيرا اميدوار بود قوا به پيشروى ادامه نخواهند داد. و از او پرسيدهاند آيا امكان مجهز شدن ايران به اسلحه كشتار جمعى صدام را نمىترساند؟ طارق عزيز پاسخ گفتهاست: نه. هربار من اين موضوع را به صدام در ميان گذاشتم، او گفت: نگران ايرانيها نباشيد. اگر هم آنها بخواهند اسلحه كشتار جمعى بسازند، امريكا و اسرائيل تأسيساتشان را ويران خواهند كرد.
در 3 نوامبر، احتمال آزادى داريوش زاهدى در روزهاى آينده، داده شد. در عوض، دو مستند ساز ايرانى، سعيد ابوطالب و سهيل كريمى كه از زندان بغداد آزاد شده بودند، وارد تهران شدند.
در همين روز، 3 نوامبر، استراتفور گزارش - تحليل ديگرى را منتشر كرد:
بنظر مىرسد كه مقتدى صدر موضع ضد امريكائى خود را تعديل كردهاست و اين بخاطر همكارى امريكا و ايران و نيز علامت آنست كه شوراى حكومتى موقت قصد دارد بر آشوبگر جوان پوزبند بزند.
در روزهاى 1 و 2 نوامبر، اظهاريه مقتدى صدر در نجف انتشار يافت. در اين اظهاريه، او لحن خود را نسبت به "اشغالگران امريكائى" تغيير دادهاست. امريكائيان را "مردمى صلح دوست" خوانده و قواى امريكا را "ميهمان" عراق توصيف كردهاست. اظهاريه در تناقض آشكار با اظهارات پيشين او است پيش از اين، او امريكا را اشغالگر مىخواند و خواستار تخليه عراق از قواى امريكا بود.
شايع شد كه شوراى حكومتى موقت قصد توقيف او را دارد. اما شورا مصلحت نديد در بخش شيعه نشين بغداد، آشوب پديد آيد. در نتيجه، از راه همكارى با ايران، خلع سلاح افراد مسلح كم شماراو ميسر شد و ضريحهاى نجف و كربلا و كاظمين از دست طرفداران صدر بيرون آورده شدند.
گزارشهايى در باره امكان توقيف صدر همزمان با خبر رسيدن امريكا و ايران به توافقى بر سر همكارى در عراق و برنامه اتمى ايران، انتشار پيدا كردند.
تهران قادر به مهار روحانى جوان و بلند پروازى كه مقتدى صدر است، نيست. اما مىتواند در ازاى حمايت از او، بخواهد كه رفتار خود را در قبال امريكا تعديل كند. بدون حمايت ايران، صدر در برابر فشار امريكا، ناتوانتر است.
شوراى وزيران خارجه كشورهاى مجاور عراق، در 1 و 2 نوامبر، در دمشق تشكيل شد و قطعنامهاى در 9 بند صادر كرد:
1 - مخالفت با تجزيه عراق،
2 - تأكيد بر حق مردم عراق بر تعيين سرنوشت كشور خويش،
3 - در عراق، نقش محورى بايد از آن سازمان ملل باشد،
4 - از شوراى حكومت انتقالى، تا تشكيل يك دولت مشروع در اين كشور حمايت مىشود،
5 - نيروهاى اشغالگر در عراق بايد از عهده مسئوليت خويش در تأمين امنيت برآيند،
6 - تمامى فعاليت هاى تروريستى انجام شده در عراق را كه سازمان هاى بين المللى را هدف قرار مىدهند، محكوم مىكند،
7 - دعوت از شوراى حكومت انتقالى عراق، براى همكارى در ممانعت از ورود تروريست ها به خاك عراق دعوت،
8 - حمايت از سوريه در برابر تهديدهاى اسرائيل. و
9 - تأكيد بر نقش محورى سازمان ملل متحد.
لودين: چرا در مجازات مجرم درنگ مىكنيم؟:
* چه كسانى پلفوويتز را، در بغداد، در شرائط جنگى، در هتل، منزل دادهاند؟ آيا قصدشان اين بودهاست كه تروريستهاى تحت حمايت ايران او را بكشند؟
* پرزيدنت بوش، رئيس جمهورى مىگويد: مبارزه با تروريسم شامل دولتهاى تروريست پرور نيز مىشود اما آرميتاژ، معاون وزارت خارجه مىگويد شامل اين دولتها نمىشود. او در سخنانش در كميته روابط خارجى سنا، نخست مىگويد: "سياست امريكا بر حمايت از خواست مردم ايران است. اين خواست استقرار مردم سالارى و يافتن كشورى در رشد است". اگر در قول خود صادق باشد، پس ما مىبايد از تغيير رژيم ايران حمايت كنيم.
اما او در قولش صاق نيست. زيرا در آخرين قسمت اظهارات خود در آن كميته، مىگويد: "بر امريكا نيست كه آينده ايران را انتخاب كند". و وقتى سناتور چاك هاگل Chug Hagel از او مىپرسد: آيا سياست ما تغيير رژيم در ايران است؟ آرميتاژ پاسخ مىدهد: نه.
بدين سان، وزارت خارجه امريكا قول و فعلش يكى نيست. سخنى را مىگويد كه فكر مىكند شنونده مىخواهد بشنود و به عملى مشغول مىشود كه قصد انجامش را دارد: در همان حال كه دم از حمايت از مردم سالارى در ايران مىزند، باب دور جديد مذاكرات را مىگشايد.
* پاول و آرميتاژ كه در بهبود رابطه با رژيم ايران مىكوشند، خوب مىدانند تروريستهائى كه امريكائيان را در عراق مىكشند، زير حمايت ايران هستند. حال آنكه اندكى عقل سليم و حداقل دلنگرانى بخاطر جان امريكائيان، ايجاب مىكند ما فعالانه از مبارزه مأيوسانه مردم ايران براى آزادى، حمايت كنيم. در عوض، وزارت خارجه امريكا دور ديگر گفتگوهاى صميمانه را، در دو هفته آينده، در ژنو، تدارك مىبيند.
پاول و آرميتاژ بايد به اين پرسش پاسخ بدهند؟ چرا نتوانستيد همكارى ايران را در مبارزه با تروريستهاى القاعده بدست آوريد؟ پاسخ راست اينست كه ايران هرگز حاضر نمىشود به رهبران القاعده جفا كند. زيرا حامى القاعده ايران است.
* در همان وقت كه ايرانيها، با خوددارى از همكارى با وزارتخارجه ايها، آنها را تحقير كردند، آرميتاژ كارشناسان وزارت دفاع را بخاطر ديدار با ايرانيهاى مخالف رژيم ايران، سرزنش كرد.
پاول و آرميتاژ و سيا مخالف مذاكره با ايرانيان مخالف رژيم ايران هستند چرا كه ايران را نمىشناسند. وقتى هم به آنها مىگوئى شما ايران را نمىشناسيد، غضبناك مىشوند. آنها مىخواهند سانسور كامل برقرار كنند. از رامسفلد خواستند كارشناسان وزارت دفاع را از ورود به حوزه مسئوليت وزارت خارجه و سيا باز دارد. هيچ گفتگوئى با ايرانيها نكنند. اين كار، كار وزارت خارجه و سيا است.
رامسفلد اين تقاضا را پذيرفت. در حالى كه نبايد مىپذيرفت... حدس من اينست كه بعضى از مقامات بلند پايه وزارت خارجه حاضرند بدست تروريستهاى تحت حمايت ايران كشته شوند اما به وزارت دفاع اجازه كار كردن بر روى رژيم ايران را ندهند.
بى اطلاعى اين جماعت از اوضاع ايران، امر تازهاى نيست. اگر ما كميته اطلاعات واقعى مىداشتيم، مىبايد از پاول، وزير خارجه و تنت، رئيس سيا مىپرسيد: چرا شما، پاول، دوبار و شما تنت، يكبار، دستور داديد برنامه مربوط به فعاليتهاى تروريستى ايران اجرا نشود؟ برنامه توسط شوراى امنيت ملى تصويب شده بود و كارشناسان وزارت دفاع آن را در دست اجرا داشتند. جان هيچ امريكائى را به خطر نيانداخت. مبلغى خرج برداشت و نتايجى را عايد كرد كه هيچيك از امريكائيانى كه در طرح و اجراى نقشه شركت داشتند، انتظارش را نداشت.
انقلاب اسلامى: غير از اختلاف وزارت دفاع و وزارت خارجه بر سر نوع رفتار با رژيم ملاتاريا، غير از بى اطلاعى وزارت خارجه و سيا از اوضاع ايران، لودين چند اطلاع مهم را بروز مىدهد: مهمترينشان وجود برنامه ايست كه كه به فعاليتهاى تروريستى رژيم مربوط مىشدهاست و اينكه دور بعدى گفتگوها، دو اواسط نوامبر، در ژنو، انجام خواهند گرفت.
و كنگره امريكا دو كميته مأمور سيا كردهاست. يكى به امر تجديد سازمان سيا مشغول است و ديگرى به گزارش دروغى رسيدگى مىكند كه مجوز حمله به عراق شد. رسانههاى غرب نيز، اين روزها، برنامههاى مستند متعددى در باره سيا و روش كار و ناتوانيها و جنايتهايش منتشر مىكنند. سالروز گروگانگيرى نيز هست. بنا بر اين، بموقع است يافتههاى جديد روبرت پارى را در باره نقش كيسى در "اكتبر سورپرايز"، از نظر خوانندگان بگذرانيم: