١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨۰ از ١٨ مهر تا ٢ آبان
سايت ابوالحسن بنى صدر


آيا كشورهاى عرب نگران "همكارى ايران و امريكا" در عراق هستند؟- قطعنامه وزيران خارجه 6 كشور - و امريكا قصد تغيير رژيم ايران را ندارد و اعتراض لودين؟:

 

  استراتفور (30 اكتبر) گزارش - تحليل مفصلى را در باره "همكارى ايران و امريكا" در عراق و نگرانى كشورهاى عرب، انتشار داده‏است. نكات عمده آن عبارتند از:


* در 30 اكتبر، مبارك، رئيس جمهورى مصر با ملك فهد و وليعهد عربستان، عبدالله، ديدار كرد تا در باره وضعيت عراق و فلسطين با او آنها گفتگو كند. مهار كردن نفوذ امريكا در منطقه، مسئله مقدم هر دو طرف است. اين پنجمين ديدار دو طرف در سال 2003 است و تماسها ميانشان بسيار زياد شده‏است. علت نگرانى دولتهاى عرب از نفوذ امريكا در منطقه است. آنچه نگرانى آنها را افزون‏تر كرده‏است، اتحاد بالقوه تهران و واشنگتن است. چنين اتحادى هنوز بسيار زود است كه بوجود آيد اما دولتهاى عرب نمى‏توانند احتمال آن را ناديده بگيرند. بنا بر اين، مبارك و عبدالله مى‏بايد راهى براى جلوگيرى از تحقق آن و نيز ايجاد ارتباط با بخشهاى مختلف عراق، از جمله اكثريت شيعه، پيدا كنند.


* تصرف عراق از سوى امريكا، وضعيت جديدى در منطقه خاورميانه بوجود آورده‏است: براى نخستين بار از انقلاب اسلامى ايران تا امروز، ايران و امريكا، در عراق، منافع مشترك پيدا كرده‏اند. اين منافع امكان عادى شدن و همكارى را بوجود آورده‏است. آنچه در حال حاضر ناممكن بنظر مى‏رسد، بزودى مى‏تواند واقعيت پيدا كند. اگر چنين امرى روى دهد، موقعيت دولتهاى عرب را در واشنگتن پائين مى‏آورد و از تأثيرشان بر رويدادهاى منطقه و در نتيجه مهار نفوذ امريكا در خاورميانه مى‏كاهد.


* كشورهاى عرب در قلمرو مبارزه با سازمان القاعده، با امريكا همكارى مى‏كنند اما اين همكارى نمى‏تواند آنها را از فشارى بياسايد كه درصورت همكارى امريكا با ايران، امريكا خواهد توانست به آنها وارد كند. ايران هم نفت دارد و هم مردمى تربيت جسته و صاحب مهارتهاى گوناگون دارد و هم نيروى نظامى قابل. بنا بر اين، مى‏تواند رهبرى منطقه را از آن خود كند.
اينست كه مبارك و عبدالله استراتژى را اتخاذ كرده‏اند كه هم مهار امريكا را در سطح منطقه ميسر كند و هم مانع از رو آمدن ايران بگردد. دمشق يا رياض ممكن است انتخابشان اين شود كه با حمايت از جنگجويان خارجى، عراق را بى ثبات كنند و امريكا را از نظر نظامى و سياسى، در عراق، در تنگنا قرار دهند. هيچيك خطر روياروئى مستقيم با امريكا را نخواهند پذيرفت. اما مى‏توانند از گروههاى "جهادى" حمايت كنند. اما حمايت از جنگ چريكى مى‏تواند عامل نزديكى امريكا به ايران شود.

* دولتهاى مصر و سوريه و عربستان اميدوارند بتوانند از رقابتهاى موجود ميان روحانيان عراق و ميان آنها و رژيم ايران استفاده كنند. روحانيان نجف در همانحال مايل به كاركردن با ايران هستند، نفوذ تهران را نمى‏خواهند و به قم بچشم رقيب مى‏نگرند. شيعه عراق بسا خود را بيشتر عراقى بدانند تا عرب. رقابتشان با روحانيان ايران فرصت استفاده را در اختيار دولتهاى عرب مى‏گذارد. مانورشان اينست كه پيوندهاى دنياى عرب را با عراق تحكيم كنند.
واشنگتن پست (2 نوامبر) بازجوئيهائى هائى را كه امريكائيها از طارق عزيز بعمل آورده‏اند، انتشار داده‏است. او گفته‏است روسيه و فرانسه به صدام اطمينان داده بودند كه مانع از بروز جنگ مى‏شوند. وقتى هم قواى امريكا و انگليس به حركت درآمدند، او دستور حمله متقابل نداد، زيرا اميدوار بود قوا به پيشروى ادامه نخواهند داد. و از او پرسيده‏اند آيا امكان مجهز شدن ايران به اسلحه كشتار جمعى صدام را نمى‏ترساند؟ طارق عزيز پاسخ گفته‏است: نه. هربار من اين موضوع را به صدام در ميان گذاشتم، او گفت: نگران ايرانيها نباشيد. اگر هم آنها بخواهند اسلحه كشتار جمعى بسازند، امريكا و اسرائيل تأسيساتشان را ويران خواهند كرد. در 3 نوامبر، احتمال آزادى داريوش زاهدى در روزهاى آينده، داده شد. در عوض، دو مستند ساز ايرانى، سعيد ابوطالب و سهيل كريمى كه از زندان بغداد آزاد شده بودند، وارد تهران شدند. در همين روز، 3 نوامبر، استراتفور گزارش - تحليل ديگرى را منتشر كرد: بنظر مى‏رسد كه مقتدى صدر موضع ضد امريكائى خود را تعديل كرده‏است و اين بخاطر همكارى امريكا و ايران و نيز علامت آنست كه شوراى حكومتى موقت قصد دارد بر آشوبگر جوان پوزبند بزند.
در روزهاى 1 و 2 نوامبر، اظهاريه مقتدى صدر در نجف انتشار يافت. در اين اظهاريه، او لحن خود را نسبت به "اشغالگران امريكائى" تغيير داده‏است. امريكائيان را "مردمى صلح دوست" خوانده و قواى امريكا را "ميهمان" عراق توصيف كرده‏است. اظهاريه در تناقض آشكار با اظهارات پيشين او است پيش از اين، او امريكا را اشغالگر مى‏خواند و خواستار تخليه عراق از قواى امريكا بود.
شايع شد كه شوراى حكومتى موقت قصد توقيف او را دارد. اما شورا مصلحت نديد در بخش شيعه نشين بغداد، آشوب پديد آيد. در نتيجه، از راه همكارى با ايران، خلع سلاح افراد مسلح كم شماراو ميسر شد و ضريحهاى نجف و كربلا و كاظمين از دست طرفداران صدر بيرون آورده شدند. گزارشهايى در باره امكان توقيف صدر همزمان با خبر رسيدن امريكا و ايران به توافقى بر سر همكارى در عراق و برنامه اتمى ايران، انتشار پيدا كردند.
تهران قادر به مهار روحانى جوان و بلند پروازى كه مقتدى صدر است، نيست. اما مى‏تواند در ازاى حمايت از او، بخواهد كه رفتار خود را در قبال امريكا تعديل كند. بدون حمايت ايران، صدر در برابر فشار امريكا، ناتوان‏تر است.
شوراى وزيران خارجه كشورهاى مجاور عراق، در 1 و 2 نوامبر، در دمشق تشكيل شد و قطعنامه‏اى در 9 بند صادر كرد:
1 - مخالفت با تجزيه عراق،
2 - تأكيد بر حق مردم عراق بر تعيين سرنوشت كشور خويش،
3 - در عراق، نقش محورى بايد از آن سازمان ملل باشد،
4 - از شوراى حكومت انتقالى، تا تشكيل يك دولت مشروع در اين كشور حمايت مى‏شود،
5 - نيروهاى اشغالگر در عراق بايد از عهده مسئوليت خويش در تأمين امنيت برآيند،
6 - تمامى فعاليت هاى تروريستى انجام شده در عراق را كه سازمان هاى بين المللى را هدف قرار مى‏دهند، محكوم مى‏كند،
7 - دعوت از شوراى حكومت انتقالى عراق، براى همكارى در ممانعت از ورود تروريست ها به خاك عراق دعوت،
8 - حمايت از سوريه در برابر تهديدهاى اسرائيل. و
9 - تأكيد بر نقش محورى سازمان ملل متحد.

لودين: چرا در مجازات مجرم درنگ مى‏كنيم؟:

* چه كسانى پلفوويتز را، در بغداد، در شرائط جنگى، در هتل، منزل داده‏اند؟ آيا قصدشان اين بوده‏است كه تروريستهاى تحت حمايت ايران او را بكشند؟

* پرزيدنت بوش، رئيس جمهورى مى‏گويد: مبارزه با تروريسم شامل دولتهاى تروريست پرور نيز مى‏شود اما آرميتاژ، معاون وزارت خارجه مى‏گويد شامل اين دولتها نمى‏شود. او در سخنانش در كميته روابط خارجى سنا، نخست مى‏گويد: "سياست امريكا بر حمايت از خواست مردم ايران است. اين خواست استقرار مردم سالارى و يافتن كشورى در رشد است". اگر در قول خود صادق باشد، پس ما مى‏بايد از تغيير رژيم ايران حمايت كنيم.
اما او در قولش صاق نيست. زيرا در آخرين قسمت اظهارات خود در آن كميته، مى‏گويد: "بر امريكا نيست كه آينده ايران را انتخاب كند". و وقتى سناتور چاك هاگل Chug Hagel از او مى‏پرسد: آيا سياست ما تغيير رژيم در ايران است؟ آرميتاژ پاسخ مى‏دهد: نه.
بدين سان، وزارت خارجه امريكا قول و فعلش يكى نيست. سخنى را مى‏گويد كه فكر مى‏كند شنونده مى‏خواهد بشنود و به عملى مشغول مى‏شود كه قصد انجامش را دارد: در همان حال كه دم از حمايت از مردم سالارى در ايران مى‏زند، باب دور جديد مذاكرات را مى‏گشايد.


* پاول و آرميتاژ كه در بهبود رابطه با رژيم ايران مى‏كوشند، خوب مى‏دانند تروريستهائى كه امريكائيان را در عراق مى‏كشند، زير حمايت ايران هستند. حال آنكه اندكى عقل سليم و حداقل دلنگرانى بخاطر جان امريكائيان، ايجاب مى‏كند ما فعالانه از مبارزه مأيوسانه مردم ايران براى آزادى، حمايت كنيم. در عوض، وزارت خارجه امريكا دور ديگر گفتگوهاى صميمانه را، در دو هفته آينده، در ژنو، تدارك مى‏بيند.
پاول و آرميتاژ بايد به اين پرسش پاسخ بدهند؟ چرا نتوانستيد همكارى ايران را در مبارزه با تروريستهاى القاعده بدست آوريد؟ پاسخ راست اينست كه ايران هرگز حاضر نمى‏شود به رهبران القاعده جفا كند. زيرا حامى القاعده ايران است.


* در همان وقت كه ايرانيها، با خوددارى از همكارى با وزارتخارجه ايها، آنها را تحقير كردند، آرميتاژ كارشناسان وزارت دفاع را بخاطر ديدار با ايرانيهاى مخالف رژيم ايران، سرزنش كرد.
پاول و آرميتاژ و سيا مخالف مذاكره با ايرانيان مخالف رژيم ايران هستند چرا كه ايران را نمى‏شناسند. وقتى هم به آنها مى‏گوئى شما ايران را نمى‏شناسيد، غضبناك مى‏شوند. آنها مى‏خواهند سانسور كامل برقرار كنند. از رامسفلد خواستند كارشناسان وزارت دفاع را از ورود به حوزه مسئوليت وزارت خارجه و سيا باز دارد. هيچ گفتگوئى با ايرانيها نكنند. اين كار، كار وزارت خارجه و سيا است.
رامسفلد اين تقاضا را پذيرفت. در حالى كه نبايد مى‏پذيرفت... حدس من اينست كه بعضى از مقامات بلند پايه وزارت خارجه حاضرند بدست تروريستهاى تحت حمايت ايران كشته شوند اما به وزارت دفاع اجازه كار كردن بر روى رژيم ايران را ندهند.
بى اطلاعى اين جماعت از اوضاع ايران، امر تازه‏اى نيست. اگر ما كميته اطلاعات واقعى مى‏داشتيم، مى‏بايد از پاول، وزير خارجه و تنت، رئيس سيا مى‏پرسيد: چرا شما، پاول، دوبار و شما تنت، يكبار، دستور داديد برنامه مربوط به فعاليتهاى تروريستى ايران اجرا نشود؟ برنامه توسط شوراى امنيت ملى تصويب شده بود و كارشناسان وزارت دفاع آن را در دست اجرا داشتند. جان هيچ امريكائى را به خطر نيانداخت. مبلغى خرج برداشت و نتايجى را عايد كرد كه هيچيك از امريكائيانى كه در طرح و اجراى نقشه شركت داشتند، انتظارش را نداشت.
انقلاب اسلامى: غير از اختلاف وزارت دفاع و وزارت خارجه بر سر نوع رفتار با رژيم ملاتاريا، غير از بى اطلاعى وزارت خارجه و سيا از اوضاع ايران، لودين چند اطلاع مهم را بروز مى‏دهد: مهمترينشان وجود برنامه ايست كه كه به فعاليتهاى تروريستى رژيم مربوط مى‏شده‏است و اينكه دور بعدى گفتگوها، دو اواسط نوامبر، در ژنو، انجام خواهند گرفت.
و كنگره امريكا دو كميته مأمور سيا كرده‏است. يكى به امر تجديد سازمان سيا مشغول است و ديگرى به گزارش دروغى رسيدگى مى‏كند كه مجوز حمله به عراق شد. رسانه‏هاى غرب نيز، اين روزها، برنامه‏هاى مستند متعددى در باره سيا و روش كار و ناتوانيها و جنايتهايش منتشر مى‏كنند. سالروز گروگانگيرى نيز هست. بنا بر اين، بموقع است يافته‏هاى جديد روبرت پارى را در باره نقش كيسى در "اكتبر سورپرايز"، از نظر خوانندگان بگذرانيم:




صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر