١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷۷ از ٢۰ شهريور تا ٤ مهر
سايت ابوالحسن بنى صدر
انقلاب اسلامى: در چند ماهى كه به «انتخابات» مجلس ملاتاريا مانده‏است، اصلاح طلبان، ناگزير، «مرگ اصلاحات» را تصديق مى‏كنند. اما آيا توانائى بيرون آمدن از تاريكى را با ديدن نور انديشه راهنماى انقلاب ايران يا «بيان آزادى» دارند؟:

حاكميت بدون مشروعيت - رژيمى كه مى‏داند سقوط مى‏كند - آمر «رهبر» است و چه بايد كرد؟:

 

 انقلاب اسلامى: حجاريان گفت: اصلاحات مرده است و من مى‏گويم زنده باد اصلاحات. قول او دو قسمت دارد: قسمت اول، تصديق امر واقع است و قسمت دوم شعار و خواست. اما مرده را زنده كردن، مسيح و دم مسيحائى مى‏طلبد. آيا او نمى‏داند كه مسيح در محدوده نمى‏ماند بلكه انسانها را به بيرون از محدوده (رژيم زندگى و بيان دينى كه در بيان قدرت از خود بيگانه شده‏است) دعوت مى‏كند و بدينسان، زندگى را نجات مى‏دهد؟ به سخن ديگر، آيا او نمى‏داند كه اصلاح نظام از آن رو مرد كه ممكن نبود و ممكن اصلاح بمعناى تغيير بنيادى نظام استبدادى به نظام مردم سالارى است؟ چرا مى‏داند و ديگران نيز مى‏دانند و صريح‏تر نيز سخن مى‏گويند:

 

 منتظرى: ولايت مطلقه فقيه را قبول ندارم، اصلاحات بجائى نرسيد و اكثر مردم از تشكيلات حاكم ناراضى هستند بايد به آراى مردم مراجعه شود:

 

  منتظرى مصاحبه‏اى با روزنامه ژاپنى يوميورى بعمل آورده‏است كه قسمتى از آن را در فصل اول خوانديد و قسمتى ديگر در اين فصل مى‏خوانيد. و نيز در آغاز درسى كه بعد از 6 سال از سر گرفته‏است، سخنانى ايراد كرده‏است كه قسمتى را در اين فصل مى‏خوانيد:

 * يوميورى: ارزيابى شما از اصلاحات آقاى خاتمى چيست؟ آيا با آن موافق هستيد يا خير؟ آيا بن‏بست سياسى را شما قبول داريد و راه خروج از بن‏بست را چه مى‏دانيد؟

 * منتظرى: شش سال پيش در روز 13 رجب من يك سخنرانى كردم و در آن به آقاى خاتمى خطاب كردم: شما 22 ميليون رأى داريد شما برويد پيش مقام رهبرى و بگوييد رهبرى شما به جاى خودش محفوظ، اما ملت 22 ميليون رأى به من دادند و از من انتظارات دارند و دولت بايد در اختيار من باشد. كارهاى مربوط به حاكميت بايد در اختيار رئيس جمهورى باشد، آن روز از اين سخن ناراحت و عصبانى شدند و حمله كردند و بيش از پنج سال براى اين جهت من در حصر بودم.

    واقعيت اين است كه آقاى خاتمى وعده هايى داده بود و اميدهايى به مردم داد، اما آنگونه نبود كه در مقابل فشارها مقاومت كند و آزادى را براى مردم بياورد. اصلاحات مطلوب هم يك چيز نوظهورى نيست بلكه عمل به همان وعده‏هاى اوليه انقلاب است، متأسفانه آقاى خاتمى نتوانست به وعده‏هاى خود عمل كند و مردم نااميد شدند. در آينده چه كار مى‏خواهند بكنند نمى‏دانم با اين كه طرفداران آقاى خاتمى اكثريت بودند ولى اقليت نظرات خويش را بر ايشان و كشور تحميل كرده و مى‏كنند.

 * يوميورى: راه بيرون رفتن از اين مشكل چيست جناب آيت‏الله! آيا اصلاحات شامل تغييراتى در قانون اساسى و ولايت فقيه مى‏شود؟

 * منتظرى: من ولايت مطلقه فقيه را قبول ندارم و در بازنگرى قانون اساسى هم به آن رأى ندادم. اصل ولايت فقيه براى آن است كه نظارت شود تا كشور بر اساس مقررات اسلامى اداره شود. منظور از ولايت فقيه اين نيست كه فقيه در تمام امور دخالت كند و اصلاً به مناسبت حكم و موضوع فقيه بايد به فقاهتش بپردازد و در اقتصاد، سياست، امور خارجه و... بايد به متخصص آن رشته مراجعه شود و به اين معنى متأسفانه عمل نشده‏است. اميدواريم از اين وضعيت خلاصى يابيم، مسؤولان با مردم تفاهم كنند و تندروى‏ها برطرف شود تا انشاءالله كشور اصلاح شود.

 * يوميورى: به نظر شما اگر در عراق يك حكومت دموكراتيك تشكيل شود چه تأثيرى بر ايران مى‏گذارد؟ و آينده روابط ايران و عراق چگونه بايد باشد؟

 * منتظرى: عراق يك روز جزو ايران بوده است و فرهنگشان با ايران همخوانى دارد. بنابراين نمى‏توانند از هم جدا باشند. صدام ايرانى‏ها را اخراج مى‏كرد و مى‏خواست مردم ايران و عراق را از هم جدا كند. اين عملى نبود و بسيارى از مشاهد شريفه در ايران و عراق است و بالاخره رابطه نزديك با هم دارند و خواهى نخواهى اين رابطه نزديك وجود دارد. به نظر مى‏رسد بين ايران و عراق نبايد ويزا باشد و اين حكومت‏ها هستند كه سختگيرى مى‏كنند. چون وقتى هر دو داراى يك مذهب هستند و يك فرهنگ دارند و به هم نزديك هستند ديگر نيازى به ويزا نيست. مثل بسيارى از كشورهاى اروپايى كه ويزا ندارند و در آن مناطق مردم مى‏توانند به راحتى رفت و آمد داشته باشند و در هر دو كشور بايد به مردم آزادى داده شود تا حاكميت از ناحيه مردم تعيين شود چه ايران و چه عراق و تشكيل حكومتى مردمى در عراق موجب آن خواهد شد كه در داخل ايران هم تأثير داشته باشد و اثر مثبت خواهد گذاشت.

 * يوميورى: در مورد فعاليت‏هاى اخير نوه مرحوم آقاى خمينى در عراق كه انتقاداتى داشته است شما چه نظرى داريد؟

 انقلاب اسلامى: حسين خمينى به امريكا رفته است.

 * منتظرى: اصل انتقاد حق مردم است، البته نبايد هتاكى و خلاف واقع باشد، ولى چون در ايران سخت‏گيرى مى‏كنند ايشان به بيرون از ايران رفته و انتقادات تندى را مطرح كرده است. اگر اجازه مى‏دادند حرف‏هايش را همين‏جا منطقى مطرح مى‏كرد، كار به اينجاها نمى‏كشيد. بسيارى از افراد ديگر نيز مى‏ديدند اگر انتقاد كنند تحت تعقيب قرار مى‏گيرند لذا به خارج فرار كردند و انتقاداتشان تندتر شد.

     حرف‏هاى اينجانب در شش سال پيش از روى دلسوزى بود. ديديد چگونه با آن برخورد كردند. اصل انتقاد يك حق همگانى است. امام على (ع) در خطبه 216 نهج‏البلاغه مى‏فرمايد: «فلا تكفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل فانى لست فى نفسى بفوق ان اخطى‏ء و لاآمن ذلك من فعلى الا ان يكفى الله» شما از گفتن حرف حق و مشورت به عدالت خوددارى نكنيد زيرا من فوق خطا نيستم و از آن ايمن نمى‏باشم مگر اين كه خدا مرا كفايت كند. در اينجا امام على (ع) از انتقاد كردن استقبال مى‏كنند ولى آقايان هنگامى كه 135 نماينده مجلس محترمانه نامه مى‏نويسند، ناراحت شده‏اند كه چرا آنها از ما انتقاد كرده‏اند و ائمه جمعه را عليه آنان بسيج كردند.

  در 26 شهريور، در آغاز تدريس، آيةالله منتظرى، با اشاره به سخن خمينى (مردم بايد حاكمان خود را تعيين كنند)، اگفته‏است: بايد در مورد اين مساله راى‏گيرى شود. اكثريت مردم ايران از حاكمان فعلى خود ناراضى هستند و حكومت با خطر از دست دادن مشروعيت روبروست.

    سركوب روشنفكران آزادانديش و سياستمداران اصلاح طلب از سوى قوه قضاييه غيراسلامى  و مايه شرمسارى است.

     حوزه‏هاى علميه بايد مستقل باشند نه اين كه از منابع مالى دولت ارتزاق كنند.


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر