آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨٥ از ١٦ تا ٣۰ آبان
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
عمر شیشه عمر بوش در دست شیعه عراق تا نوامبر است. آیا عمر معامله با ملاتاریا نیز تا آن وقت است :

 

  انقلاب اسلامی : این فصل را در دو قسمت میخوانید. در قسمت اول نقش شیعه عراق را در موقعیت بوش و کشماکش سیستانی با حکومت بوش بر سر انتخابات در عراق و در قسمت دوم ایجاد فرماندهی جدید در عراق و هدفهای آن را می خوانید. این قسمت می باید بیشترین توجه ایرانیان را به خود جلب کند :

شیعه عراق چگونه میتواند بوش را برای بار دوم به ریاست جمهوری برساند ؟ :

● در ویکلی استاندارد (22 دسامبر 2003) ، Reuel Marc Gerecht مقاله ای با عنوان " ازدواج مشکل ، شیعه های عراق چگونه میتوانند ریاست جمهوری بوش را نجات دهند ؟ " انتشار داده است. نکات عمده این مقاله عبارتند از
* حکومت بوش و قوای ائتلاف ، بطور اجتناب ناپذیر، در درام بزرگ شیعه عراق سهیم شده اند. شیعه عراق تعیین کننده سرنوشت مردم سالاری در این کشور است. اگر شیعه با مردم سالاری سازگاری بجوید، مردم سالاری در تمامی منطقه بسط خواهد یافت.

* با آنکه در صورت استقرار دیکتاتوری شیعه ها در عراق، پیش بینی وضعیت مشکل است، اما جای تردید نیست که در صورت شکست تجربه مردم سالاری ، این دیکتاتوری بر قرار می شود. بعد از سرکوب خشنی که شیعه ها از سقوط امپراطوری عثمانی بدین سو ، به خود دیده اند، بسیار غیر محتمل است یکبار دیگر تن به دیکتاتوری سنی ها بدهند. شیعه ها خود را مدیون دنیای عرب سنی نیز نمی دانند زیرا می دانند که بهنگام سرکوب خونین آنها توسط رژیم صدام، بعد از جنگ 1991، از این دنیا ، صدائی به حمایت از آنها بر نخواست.
استقرار دیکتاتوری شیعه بسا موجب تجزیه عراق میشود. زیرا میان کردها و شیعه ها سوء نظر و رفتاری نبوده است اما کردها که در میان سه مجموعه شیعه و سنی و کرد، ضعیف ترین هستند، ممکن است تصمیم بگیرند تن به تجربه دیکتاتوری شیعه ندهند. هم اکنون، بعد از 10 سال زندگی در خودمختاری ، ده ساله های کرد زبان عربی را بلد نیستند. بنا بر این ، جدائی غیر رسمی میتواند به جدائی رسمی بدل شود. کردها از هجوم ترکیه به شمال عراق می ترسیدند اما با پیشرفت مردم سالاری در ترکیه ، این ترس نیز دارد از میان می رود.

* در هر حال، شیعه ها میتوانند موفق شوند زیرا سازماندهیشان خوب است و در ارتش تحت فرمان سنیها تعلیم نظامی نیز گرفته اند. از هم اکنون ، دنیای عرب را وحشت فرا گرفته است. هر چند رژیمهای عراب با دیکتاتوری شیعه در عراق بهتر میتوانند کنار بیایند تا مردم سالاری در این کشور. چنانکه انقلاب و رژیم خمینی موجب سرنگونی هیچ رژیمی در منطقه نشد. بدینسان ، وحشت بزرگ از استقرار مردم سالاری در عراق است.

* اما شکست تجربه مردم سالاری در عراق میتواند بدترین عواقب را برای امریکا داشته باشد. جرج دبل یو بوش سرنوشت ریاست جمهوری خود را در گرو موفقیت در عراق گذاشته است. در حقیقت، نه تنها ریاست جمهوری بوش که بقای امریکا در خاورمیانه و در دنیا در گرو دموکراسی در عراق است. امریکا بسیار بیشتر از آن در عراق سرمایه گذاشته است که در ایران پیش از انقلاب. سقوط شاه و پیروزی خمینی در خاور میانه این فکر را القاء کرد که امریکا قادر به حفظ رپیمها در منطقه نفوذ خود نیست. از نظر روانی ، شکست امریکا در ایران، اثر شکست امریکا در ویتنام را تشدید کرد. رفتن امریکا از بیروت (در پی عملیات انتحاری سال 1983) و از سومالی در 1993، بدون تردید، فرآورده شکست امریکا در ایران بود . به تعبیری ، اسامه بن لادن و جهادگران سنی فرآورده خمینی هستند .
شکست در عراق موجب می شود که از نو، نخبه سیاست گذار امریکا ، چه جمهوریخواه و خواه دموکرات ، در سنجش و به اجرا گذاشتن سیاست خارجی امریکا ، کم جرأت بگردد.
بنا بر این، اگر عراق غیر قابل اداره بگردد، آنچه بعد از انقلاب ایران در 1979، در خاورمیانه بوجود آمد، بار دیگر، بوجود خواهد آمد. در خاورمیانه و نزد مسلمانان خشمگینی که در کشورهای غرب زندگی میکنند، القاعده و سازمانهای دیگری از این نوع، امکان وسیعی پیدا میکنند. حزب الله و القاعده اگر نه در عمل، در نظر، از لحاظ دشمنی با امریکا متحد شده اند. شکست در عراق، وحدت این نوع سازمان ها را وحدت در عمل میگرداند و وضعیت تاریکی را در منطقه و غرب بوجود میآورند که از هم اکنون میتوان در نظر مجسم کرد. چه خوب بود آنها که نقشه پیروزی را طرح می کنند، احتمال شکست را نیز میدادند و نقشه خود را با توجه به این احتمال تهیه میکردند.

* رژیمی از نوع رژیم ملایان ایران که خوش و بش دیرین با سازمانهای تروریست دارند ، در کمین آنند که بلائی را که بر سر امریکا در بیروت آوردند، در عراق نیز بیاورند. اگر تهران به باور برسد که امریکا ناگزیر است از عراق بیرون برود و دیگر ترسی از حمله پیشگیرانه نباید داشته باشند، دست بکار اجرای برنامه اتمی خود می شود و در ایران ، امکانات در اختیار القاعده می گذارد و القاعده با استفاده از حصار امنی که پیدا میکند، برای ضربه زدن به امریکا و رژیمهای دوست امریکا، استفاده خواهد کرد.

* و عراق بسرعت غیر قابل اداره می شود اگر تنها بخش کوچکی از شیعه عراق به جنبش مسلحانه بپیوندد. ما نخواهیم توانست تمامی عراق را آرام و مردم سالار بگردانیم . به این دلیل که نه اراده اش را داریم و نه امکان نظامیش را . انگلیسیها بعد از جنگ جهانی اول موفق شدند شیعه عراق را سرکوب و آرام کنند اما آن زمان، سنیها متحد انگلستان بودند و جامعه شیعه متفرق بود. انگلستان نیز قصد استقرار مردم سالاری را در عراق نداشت و تاکتیکهائی را بکار می برد که اما امروز نمیتوانیم بکار ببریم.

* اما برای روحانیان میانه رو شیعه بسیار مشکل است که برای مدتی طولانی ، شیعه ها را آرام نگاه دارند. و اگر شورش بر ضد قوای امریکا قلمرو شیعه نشین را در بر گیرد، دیگر شیعه از مهار آنها هم بیرون خواهد رفت. بوش و ائتلاف بر این نظر هستند که ، در حال حاضر، شیعه عراق از اشغال کشور توانست توسط امریکا حمایت می کنند. میان روحانیان بلند پایه حوزه های نجف و کربلا، ولو غیر مستقیم ، همکاری قابل ملاحظه ای وجود دارد. سه آیة الله از چهار آیة الله عظمی با مقامات امریکائی ملاقات کرده اند. بزرگ ترین آنها، آیة الله سیستانی دیدار نکرده است.
میان شورای حکومتی و پنتاگون و حاکم امریکائی عراق اتفاق نظر وجود دارد که سیستانی و پیروان او با امریکا راه می آیند زیرا آنها هم خواستار ثبات پیدا کردن عراق هستند. همانند امریکائیان آنها نیز از شیعه رادیکال و کسانی نظیر مقتدا صدر ترسانند. بخصوص آنها نمیخواهند به بعثیهای سنی کمک کنند. برخی از اعضای شورای حکومتی و مقامات امریکائی بر این گمانند سیستانی آن نفوذ را که گمان میرود ، ندارد. اما واقعیت اینست که حوزه نفوذ او نزدیک به تمام شیعه عراق است.

* در صورتی که حکومت بوش بر اساس نفوذ کم سیستانی نقشه های خویش را در عراق پیش ببرد، خطر آن وجود دارد که با سیستانی سرشاخ شود. بسیار محتمل است که آیة الله سیستانی خواستار انجام انتخابات برای انتخابی شدن شورای حکومتی بگردد. اما تا این زمان ، تن به صدور فتوی در این باره نداده است.
* از دید بسیاری و بسا بشترین شیعه عراق، آیة الله سیستانی حافظ هویت این شیعه و یکی از آخرین آیة الله هاست که حوزه نفوذشان فرا ملی است.
اگر حکومت بوش عاقل باشد در دم طرح سپردن امور عراق را به حکومت موقت ، رها میکند و انتخابات عمومی را هرچه زودتر که ممکن شود ، بزگرار می کند. اگر چنین نکند و زیر فشار سیستانی و پیروان او ، دیر تر، تن به انجام انتخابات بدهد، ما ضعیف تر از آن می شویم نسبت به زمانی که زودتر انتخابات را انجام دهیم. ما نباید توان خود را بی جهت از دست بدهیم. بدون تردید پیش می آید که ما می باید قدرت نشان بدهیم اما اولاً ما رفتار با روحانیان مسلمان بلند پایه را نمی دانیم و ثانیاً وضعیت در عراق و موقعیت امریکا ایجاب می کند کار دیگری غیر از قدرت نمائی و کم کردن روی روحانیان را روش کند. سیستانی قوی ترین سلاح مردم سالاری امریکا است. اگر بوش بار دیگر به ریاست جمهوری انتخاب شود، آیة الله العظمی سیستانی بدون تردید سهم خود را خواهد داشت.

● نیویورک تایمز (12 ژانویه 2004) خبر داد که با نفوذ ترین روحانی شیعه ، آیة الله سیستانی ، در 11 ژانویه ، خواستار انجام انتخابات حد اکثر در ماه ژوئن شده است. او از امریکا می خواهد نقشه خویش را تغییر دهد. پیش از این، او گفته بود قانون اساسی عراق را مجلس مؤسسان منتخب مردم عراق باید تدوین کنند و حالا او میخواهد مجلس موقت نیز مجلسی منتخب مردم باشد. حکومت بوش ، در پاسخ ، گفته است برای آیة الله احترام قائل است اما برنامه خود را اجرا خواهد کرد. اعضای شورای حکومتی عراق با سیستانی در گفتگو هستند تا او را راضی کنند نظر خویش را تغییر دهد.



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر