١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨٤ از ١ تا ١٥ آذر
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
یافته های جدید
روبرت پاری در بارۀ اکتبر سورپرایز:

 

  یافته های کمیته تحقیق مجلس سنا و پنهان کردن نوارها و سند ها و شهادت جمشید هاشمی:

پاک کردن نوارها و نادیده گرفتن مدرکها و دلیل تراشی با تقلب :
● کلینتون و دموکراتها گمان بردند با چشم پوشی کردن از عمل جمهوریخواهها ، اکتبر سورپرایز، صلح سیاسی بدست میآورند و میتوانند برنامه های خود را با خاطری آسوده ، اجرا کنند. اما اشتباه می کردند. زیرا این بار جمهوریخواه ها آن را دست آویز کردند. بوب دول و دیگر سناتورهای جمهوریخواه خواستار آن شدند که در بارۀ کلینتون تحقیق شود !
● هاید Hyde ، نماینده مجلس از حزب جمهوریخواه، ناگزیر ، میگفت : حقایقی مکتوم مانده اند . گذرنامه سال 1980 کیسی ناپدید شده است و صفحات کلیدی تقویم او ، حاوی یادداشتهای او، گم شده اند. رئیس سازمان ضد جاسوسی فرانسه، کنت آلکساندر دومارانژ به شرح حال نویس خود گفته است : کیسی ، مدیر تبلیغات انتخاباتی ریگان و بوش ، در انتخابات 1980، برای گفتگو با ایرانیها، در بارۀ گروگانهای امریکائی در تهران ، در اکتبر 1980، در پاریس بوده است. چندین تن از مقامات اطلاعاتی فرانسه نیز همین را میگویند.
با وجود این، هاید اصرار می ورزد که دلایل محکم وجود دارند بر دروغ بودن ماجرای اکتبر سورپرایز. یکی از دو دلیل اصلی او اینست که میتوانیم ثابت کنیم در آن تاریخها، که میگویند او برای گفتگو با ایرانیها ، در اروپا بوده ، در اروپا نبوده است. می توانیم بگوئیم در کجا بوده است : برای مثال، در اواخر ژوئیه که گفته میشود کیسی در مادرید با ایرانیها گفتگو می کرده است، او در کالیفرنیا بوده است. سیروس هاشمی که ادعا میشود در مادرید بوده، نه در آنجا که درکونکتیکت Connnecticut بوده است.
دلیل اصلی دوم هاید اینست که در نوارهائی که اف بی آی از مکالمات تلفنی سیروس هاشمی، طی 5 ماه، در اواخر 1980 و اوائل 1981، ضبط کرده است ، کمتر اشاره ای حاکی تماس کیسی با سیروس یا جمشید هاشمی نیست. هیچ اشاره ای گویای تماس کیسی یا یکی دیگر از کسانی که مبارزات انتخاباتی ریگان و بوش را سازمان می دادند با سیروس و جمشید هاشمی یا کسانی که از دولت ایران نمایندگی داشته باشد ، وجود ندارد.
● اما ، این دو سنگ پایه شکسته اند :
* همانطور که دیدیم ، کمیته تحقیق تاریخ حضور کیسی را در کالیفرنیا تغییر داده است. مدارک مضبوط مسلم می کنند که کیسی نه در تعطیلات آخر هفته ای که کمیته تحقیق میگوید که در تعطیلات آخر هفته بعد دیگری در کالیفرنیا بوده است.
و دلیل حضور سیروس هاشمی در کونتکتیکت که ثبت تلفنها نشان می دهد که دو تلفن ، هریک بمدت یک دقیقه، به سیروس هاشمی شده است. یکی از وکیل سیروس هاشمی به خانه او و دیگری از خانه هاشمی به وکیل او. بدون اینکه هیچ دلیل و مدرکی بر حضور هاشمی در خانه اش بوده است. بسا تلفن اول به یکی از اعضای خانواده او و تلفن دوم پاسخ آن بوده است.
و بالاخره جمهوریخواه ها راست نمیگویند که در مکالمات ضبط شده سیروس هاشمی اشاره به رابطه با کیسی نیست. اگر در 1993 این نوارها سری بودند و نمی شد دانست آیا در آنها از روابط سیروس هاشمی با کسیسی و نزدیکان او ، سخنی رفته است یا نه، از آن پس ، دسترسی به نوارها میسر گشته و این اسناد تردیدی بر جا نمی گذارد که برادران هاشمی با ویلیام کیسی و نزدیکان او در ارتباط بوده اند : ماهها بعد ، در دستشوئی زنانه متروکه مجلس نمایندگان، خلاصه گزارشی از اف بی آی را یافتم، بنا بر این مدرک، سیروس هاشمی نه تنها در اواخر سال 1980، با جمهوریخواهها، در معامله اسلحه با ایران بوده است ، بلکه با دوست نزدیک کیسی، جون شاهین، شریک معامله بوده است . بخلاف ادعای کمیته تحقیق بر اینکه "کمترین نشانه ای " از تماس میان کیسی و سیروس هاشمی یافت نشد، بنا بر ضبط های اف بی آی، بانکدار ایرانی، سیروس هاشمی، سالها با یکدیگر "دوست نزدیک" بوده اند. این امر را سند دیگری نیز تصدیق می کند: بنا بر گزارش سیا، کیسی سیروس هاشمی را ، در کار حساسی ، در 1979، استخدام کرده است.
همان گزارش سری اف بی آی ، که جزئیات را نیز در بر نگرفته است ، حاکی است هاشمی 3 میلیون دلار از خارج از امریکا دریافت کرده است. وکیل دادگستری اهل هوستن این پول را حواله کرده است که میگوید مدتهای دراز شریک جورج بوش، نامزد معاونت ریاست جمهوری ، بوده است. و نیز، هارل تیلمن ، وکیل هوستنی ، در مصاحبه ای، به من گفت : در 1980، او مشاور دولت جمهوری اسلامی ایران نیز بوده است!
بعد از شکست کارتر و پیروزی ریگان ، تیلمن از قول "افراد بوش " به هاشمی ، بخاطر یکی از معاملات در گل نشسته او، وعده کمک داد. و همانطور که دیدیم ، بنا بر نوارهای ضبط شده اف بی آی، مدرک پرداخت وجه ، توسط کنکورد ، از سوی بانک فاسد اعتبار و بازرگانی بین المللی BCCI برای سیروس هاشمی فرستاده می شود. کمیته تحقیق نه تنها این مدارک را سانسور کرده است ، بلکه بنا بر یافته های جدید، برخی از نوارهای ضبط مکالمات ارائه نشده اند :
● باب دول، رهبر جمهوریخواهان در سنای امریکا، با هرگونه تحقیق در بارۀ اکتبر سورپرایز مخالفت کرد. و چون وزیر کمیته روابط خارجی سنا شورای تحقیق کوچکی تشکیل داد، دستیاران دول، سناتورها میچ مک کونل و جس هلمس رئیس شورا، رید وینگارتن Reid Weingarten ، را به اتاق در بسته ای بردند و در آن، مک کونل به وینگارتن ناسزا گفت. هلمس تحقیق گران شواری تحقیق را از تحقیق کردن از شهود مقیم خارج از واشنگتن ممنوع کرد.
شورا هم کمبود بودجه داشت و هم تحت آزار جمهوریخواه ها بود. با وجود این ، به کشف های گویائی دست یافت :

* به تصدیق رساند که کیسی سیروس هاشمی را پیش از 1980 می شناخته است.
* تحقیق گرانش کشف کردند که برخی از نوارهای ضبط مکالمات تلفنی سیروس هاشمی ، بسا بعمد ، پاک شده اند.
* فاش کرد که مدارک کلیدی کیسی - گذرنامه سال 1980 او و چندین صفحه از تقویم حاوی یادداشتهای او - را از قلم انداخته اند و خانوادۀ کیسی از دادن مدارک خودداری کرده است.

* با توجه به موقعیتی که در آن بود، بیشترین کاری که وینگارتن توانست و کرد این بود :" در امر گروگانگیری ، کیسی از آب گل آلود ماهی گرفته است . دست به کاری غیر رسمی و پنهانی و بالقوه خطرناک زده است . هدفش جمع آوری اطلاع پیرامون گفتگوهای تلون پذیر و غیر قابل پیش بینی حکومت کارتر بر سر گروگانها بوده است ".
● بخاطر مخالفت دول، بیشترین کار تحقیق پیرامون اکتبر سورپرایز بر عهده کمیته تحقیق مجلس نمایندگان افتاد. و به ترتیبی که دیدیم ، با وجود مدارک مسلم ، آن کمیته به این نتیجه رسید که انتخاب ریگان به ریاست جمهوری، بدون توسل به اقدامی کثیف ، انجام گرفته است. قصد آن بود که مشروعیت ریاستهای جمهوری ریگان و بوش ، حفظ شود.
جورج بوش در سال 1992 ، مقام ریاست جمهوری را ترک گفت و، با خود، مدارکی بسیاری را برد که کنگره امریکا مطالبه شان میکرد و از جمله مربوط می شدند به مسلح کردن رژیم عراق، رژیمی که بوش پدر و بوش پسر با آن جنگیدند و سرنگونش کردند. بوش پدر 6 ایران گیتی را نیز بخشید و بوش پسر یکچند از آنها را بکار گرفت.


یافته های جدید در بارۀ نقش سیروس و جمشید هاشمی:
● جمشید هاشمی، در مصاحبه جدیدیش ، کار کمیته تحقیق را سفید کردن دستگاه ریگان و بوش میخواند. او بخصوص استراتژی حمله جمهوریخواه ها را سرزنش میکند. بخصوص به روش کار ریچارد لئون اعتراض میکند. لئون که گرداننده گروه تحقیق گران کمیته تحقیق بود، این لئون - که او را به صفت "مرد چاق و گنده " میشناسم - ، هر بار که تنفسی می شد و یا وکیل من به دستشوئی می رفت، به اطاق من میآمد و اصرار میکرد "شهادت خود را تغییر بده "! من می گفتم : هرگز شهادت خود را تغییر نمیدهم. آخرین بار ، که در اتاق را باز کرد، به او گفتم : از دفتر من بیرون برو. اگر حرفی برای گفتن داری، پیش روی وکیل من بگو.
برغم شهادت اوالحسن بنی صدر (که از دید خود در تهران ، تماسهای گروه ریگان - بوش را با ایرانیها جزء به جزء باز گفت ) و برغم مقامات سازمان مقاومت فلسطین ، از جمله خود یاسر عرقات و برغم قول دومارانژ ، رئیس سازمان ضد جاسوسی فرانسه، و برغم شهادت آری بن مناش (افسر اطلاعاتی سابق اسرانیل) و برغم شهادت جمشید هاشمی و وجود مدارک، لئون و جمهوریخواه ها موفق شدند گزارشی را تهیه کنند که بنا بر آن، مدرک قطعی برو قوع سازش پنهانی اکتبر سورپرایز پیدا نشد! ● همانطور که ما در دسامبر 1995 گزارش کردیم، کمیته تحقیق گزارش سازمان اطلاعات روسیه را از سازش پنهانی اکتبر سورپرایز در پاریس - که بنا بر آن، کیسی و بوش و جمهوریخواههای دیگر ، در اکتبر 1980 ، دیدار و بر سر گروگانها معامله کرده اند - نادیده گرفت. گزارش در 11 ژانویه 1993 ، دو روز پیش از آنکه گزارش نویسان عکس این اطلاع را بنگارند، به کمیته رسید.
کمیته بجای آنکه این گزارش را انتشار دهد، همراه مدارک دیگر ، در جعبه های مقوائی نهاد و در دستشوئی زنانه سابق مجلس نمایندگان، انبار کرد.
در ژانویه 1993 ، کمیته تحقیق علت شهادتهای جمشید هاشمی و بن مناش را تحت تعقیب قرار داشتن و توجیه تراشی برای اتهامهائی دانست که بدانها متهم بودند. اما چهارسال از آن تاریخ گذشت و هیچیک از این دو به اتهامی متهم نشدند. با وجود این "عقل قرار و مدار گذار" اهل سیاست واشنگتن حاضر نیست بپذیرد بسا ریگان و بوش جلو کار کارتر را در حل و فصل مشکل گروگانها را گرفته اند و اکنبر سورپرایز معامله پنهانی آنها است.
در مصاحبه جدید که نزدیک هرث رو Hearthrow به عمل آمد، جمشید هاشمی، برای اولین بار، در برابر دور بین به پرسشها پاسخ گفت و پرسشها و پاسخ ها بطور مصور ضبط شدند. مهمترین قسمت این مصاحبه ، آن قسمت است که سوابق آشنائی و همکاری سیروس هاشمی را با کیسی و دوست او شاهین باز میگوی: سابقه آشنائی و همکاری به سالهای 1970 باز میگردد :
● در اواخر 1979، سیروس به من تلفن کرد و مرا از تهران به لندن فراخواند. قصد تهیه پول برای هزینه های انتخاباتی دریادار مدنی بود . او می خواست به ریاست جمهوری ایران برسد. من برنامه ای برای آمدن به امریکا نداشتم. وقتی به لندن آمدم، سیروس به من گفت : حکومت امریکا سخت مایل است شما را ببیند و پیش از بازگشت شما به ایران، با شما گفتگو کند. در اقامت لندن بود که من شاهین را دیدم. آقای شاهین مردی 62 - 60 ساله بود. من او را در دفتر کار برادرم در بانک First Gulf and Trust ، دیدم. موهای سفید داشت و احتمالاً یک اینچ از من بلند تر بود. او گذرنامه مرا گرفت. پرسیدم : آیا او میتواند ویزای امریکا برای من بگیرد. ویزائی که در گذرنامه ام قید نشود. او پاسخ داد : از همه چیز آگاه است و می داند چه نوع ویزائی مرا بایسته است. ویزائی بر صفحه کاغذی جداگانه. فردای آن روز من این ویزا را داشتم. بنا بر این ویزا، من چندین بار میتوانستم به وارد امریکا بشوم و از آن خارج بگردم. در آن روزها، برای یک ایرانی، بدست آوردن چنین ویزائی ظرف چند ساعت، معجزه بود.
اما وقتی در 1 ژانویه 1980 وارد امریکا شدم و از رابطه شاهین با سیا آگاه شدم، علت وقوع این معجزه را دانستم. در دیدار اولم با ]هارولد[ سوندرس ، ]دیپلماتی از دستگاه کارتر [ مردی حضور داشت که گفتند از کاخ سفید است . بعدها دانستم او از کاخ سفید نبوده و عضو سیا بوده است. گمان میبرم او حالا یک آدم دانشکاهی باشد.
من (روبرت پاری) پرسیدم : دانشگاه هاروارد؟ منظور شما شارل کوگان است؟ در سیا، او رئیس قسمت عملیات در خاورمیانه بود. جمشید هاشمی پاسخ داد: بله ، شارل کوگان. او تحت نام دیگری ، بعنوان عضو کاخ سفید، به من معرفی شد. او از من پرسید : آیا همه چیز رو براه است، ویزا و... و من به او ماوقع را گفتم. او گفت : بله ، ماآقای شاهین را میشناسیم. او برای شاهین سنگ تمام گذاشت.
سیا 500 هزار دلار در اختیار برادران هاشمی گذاشت برای مخارج مبارزات انتخاباتی مدنی. اما تنها حدود 100 هزار دلار از آن خرج شد. مدنی انتخابات ریاست جمهوری را به بنی صدر باخت . هاشمی ها 290 هزار دلار از پولها را به سیا باز گرداندند.
کار سیروس هاشمی تنها گرفتن پول از سیا و رساندنش به مدنی برای تأمین هزینۀ مبارزات انتخاباتی نبود. او پول حکومت امریکا را به جمهوری دومینیکن و لبنان نیز می رساند. برادر من، به دستور مقامی در سیا، یک میلیون دلار به سیاستمداری در جمهوری دومینکن رساند. شاهین و سیروس به لبنان نیز پول رساندند. واشنگتن نگران بالا گرفتن آشوب در لبنان بود . این دو در لبنان یکچند منافع سیاسی داشتند... که در آن روزها بسیار مهم بودند...
من (پاری ) پرسیدم: فعالیت آنها اطلاعاتی و جاسوسی بود؟ جمشید هاشمی پاسخ داد: بله، کاملاً فعالیت اطلاعاتی و جاسوسی بود.
...
● بعد از انتخابات مقدماتی 1980، ویلیام کیسی ادارۀ فعالیتهای انتخاباتی آشفته ریگان را بر عهده گرفت. کیسی هوش جاسوسی و تجربه خویش در وکالت را بکار گرفت و استراتژئی برگزید که پیروزی در انتخابات را میسر میساخت. امکانی که کیسی را نگران میساخت، موفقیت کارتر در به نتیجه رساندن گفتگوها، در هفته های پیش از انتخابات ریاست جمهوری، و آزاد کردن گروگانهائی بود که ، در ایران، در دست دانشجویان رادیکال بودند.
وسوسه ای که کیسی بدان گرفتار شده بود، او را به دفتر کار جمشید هاشمی کشاند . جمشید هاشمی میگفت: در باز شد و کیسی وارد شد. میخواست با من گفتگو کند. نمیدانستم او کیست و چیست. به برادرم تلفن کردم. به او گفتم : آقائی به نام کیسی آمده است و می خواهد با من صحبت کند. اینطور که بیادم مانده، برادرم خواست گوشی را به کیسی بدهم تا با او صحبت کند... بار دومی که کیسی را دیدم، در مادرید بود.
کیسی میخواست با کسی از ایران ، گفتگو کند. این شد که من از هر دو برادر، مهدی و حسن کروبی خواستم به مادرید بیایند. من، از لندن ، با تلفن، با آنها تماس گرفتم. حسن کروبی در آلمان بود. همه چیز را برای حسن کروبی توضیح دادم. وقتی به مادرید رفتیم، در هتل پلاز اقامت کردیم. تحت نامهای دیگر اتاق گرفتیم. مهدی کروبی در مادرید و در سفارت ایران بود.
کیسی، باتفاق یک امریکائی به مادرید آمدند. دو دیدار در دو زمان انجام گرفت. موضوع گفتگو چه بود؟ موضوع آن این بود که کیسی علاقمند است گروگانها آزاد بشوند اما بعد از مراسم تحلیف ریگان، بعنوان رئیس جمهوری. .
من (پاری ) پرسیدم : ما به ازاء؟ و جمشید هاشمی پاسخ داد : اسلحه .
ملاقات دومی هم در اواسط ماه فوریه انجام گرفت و، در آن، مهدی کروبی خبر موافقت خمینی را، با معامله پیشنهادی با جمهوریخواه ها ، داد. بقیه کارها در پاریس انجام گرفتند.
تا این زمان، جمشید هاشمی در باره دیدارهای پاریس سخنی نگفته بود. اما در این مصاحبه، او گفت : در پاریس امری واقع شد. چند ملاقات در پاریس انجام گرفتند. من باید احمق باشم تا از معامله ای که انجام گرفته و کسانی سخن بگویم که معامله را انجام داده اند. زیرا آنها که اینک قدرت را در دست دارند ، نمیگویند چه معامله ای کرده اند و آیا خود در معامله حاضر بوده اند یا خیر. من هم آدم کوچکی هستم که بقدر کافی مسئله دارم. معتقدم برخی از این مسائل را کسانی برای من بودجود آورده اند که میخواهند من هرگز وجود نمی داشتم. انقلاب اسلامی: وقت آنست که به سراغ گزارش کمیسیون اصل 90 در بارۀ چگونگی محاکمه آقاجری و خبرهای تجاوزها به حقوق بشر برویم :



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر