١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥۷٩ از ٢۰ شهريور تا ٣ آبان
سايت ابوالحسن بنى صدر
گزارش از ايران: بر سر دو راهى حذف يا سازش؟:

 

  كروبى مى‏گفت نامزد رياست جمهورى نيست. على لاريجانى نيز مى‏گفت قصد ندارد نامزد رياست جمهورى بگردد. اما در تهران، نه تنها نامزدى اين  دو ، نقل مجالس است، بلكه هريك مشغول تدارك اسباب بردن «انتخابات» هستند:

 * كروبى موضع خويش را در رابطه با «رهبر» تصحيح مى‏كند. در اداره مجلس و نيز در موضعگيريها و اجتماعها كه شركت مى‏كند، از «اصلاح طلبهاى افراطى» بيشتر فاصله مى‏گيرد. اطلاع يافته‏ايم كه، در پشت پرده، با اشخاص مؤثر جناح راست گفتگوهائى را انجام داده‏است.

 * از دو نقشى زوج ولايتى - لاريجانى، روايت جديدى، در تهران، انتشار پيدا كرده‏است: لاريجانى از رياست صدا و سيما كنار خواهد رفت تا نامزد رياست جمهورى بشود. خامنه‏اى به صدا و سيما خواهد رفت تا خدمات او را بستايد و بدين ترتيب او را، در مقام نامزد رياست جمهورى، تأييد كند. قرار است على اكبر ولايتى را جانشين او كند.

 انقلاب اسلامى: سايت امروز كه اتفاقا به خود حجاريان متعلق است، از قول حجاريان نقل كرد كه از حالا تا اسفند ماه ممكن است حوادثى روى دهند كه انتخاباتى انجام نگيرد. او خود اين قول را تكذيب كرد. اما ارگانهاى جناح راست اين قول را با قول محمد رضا خاتمى، دليل وجود طرح بحران سازى خواندند. اما بنا بر گزارش،

   در تهران، در اجتماعاتى كه مطلعان اصلاح طلب تشكيل مى‏دادند، مى‏گفتند: نظام در چنان بن بستى است و در آن فعل و انفعالاتى در حال انجام است كه هيچ نه معلوم «انتخابات» مجلس هفتم انجام بگيرد و كمتر از آن معلوم است كه اگر «انتخابات» قابل انجام باشد، به چه ترتيب انجام خواهد گرفت. نگرانيشان بخاطر طرحهاى بحران است كه دسته‏هاى مختلف جناح راست طراحى كرده‏اند. از علتهاى اين نگرانى و ارزيابى، يكچند را يافته‏ايم:

 * هجوم سياسى - تبليغاتى هاشمى رفسنجانى، بر اثر مخالفت خامنه‏اى، عقب رانده شد. بنا بر اين، جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى بدون محور گشت. اما آيا مافياى هاشمى رفسنجانى دست از بحران سازى بر مى‏دارد؟

 * عدم مشاركت مردم در «انتخابات»، هر دو جبهه را در ترديد عميق، فرو برده‏است:

 - اگر رفسنجانى محور «انتخابات» مجلس و رياست جمهورى مى‏شد، حمله متوجه او مى‏شدند و او سپرى براى «رهبر» مى‏گشت. اما اگر او محور نشود، «رهبر» مى‏بايد خود اين نقش را بر عهده بگيرد. اما خامنه‏اى، هم اكنون، منفورترين چهره نظام است. نقش محور را در «انتخابات» بر عهده گرفتن، او را نه تنها منفورتر مى‏كند، بلكه بيشتر از آنچه هم اكنون هست، آماج حمله‏ها مى‏سازد و نزد افكار عمومى جهانى شخصى مى‏گرداند كه با حذفش، ايرانيان آزادى و مردم سالارى پيدا مى‏كنند.

 - از نامه 135 «نماينده» به اين طرف، ملاحظه‏ها كمتر شده و در هر مسئله‏اى، خامنه‏اى را بعنوان مسئول اصلى، انگشت نشان مى‏كنند. با آنكه او پيشاپيش، «دولت و مجلس» را مقصر شركت نكردن مردم در «انتخابات كرد»، اما خوب مى‏داند كه تحريم «انتخابات» را مردم ايران و افكار عمومى دنيا، رأى مخالف به او مى‏شمارند.

      اطلاع يافته‏ايم كه از افراد مؤثر جناح راست كه تا حدودى مستقل هستند، به خامنه‏اى گفته‏اند: مجلسى از نوع شوراى شهر تهران، «نهاد رهبرى» را بيش از حد تصور ضعيف و آسيب‏پذير مى‏كند. كارى كه مجلس ششم در تضعيف «رهبرى» نتوانست بكند، مجلسى  ميكند كه در انتخابات آن 10 تا 15 و حتى 20 درصد شركت كنند، خواهد كرد: بر جهانيان مسلم خواهد كرد كه مردم ايران رهبر و ولايت فقيه را نمى‏خواهند.

      علت اين هشدار، امر مهمى است كه قرار است روى بدهد و سران تشكلهاى جناح راست را از هم اكنون ناراضى كرده‏است: خامنه‏اى مى‏خواهد مجلس را از «چهره‏هاى تازه» پر كند. حتى از ديدگاه قديمى‏هاى جناح راست چهره‏هاى جديد و داراى خون تازه، كسانى نظير سعيد مرتضوى و نژاد احمدى (شهردار تهران با سابقه شركت در ترورها) هستند.

 - در جبهه دوم خرداديها هم دو گرايش دارند مشخص مى‏شوند: گرايش معتقد به تحريم و گرايشى كه مى‏خواهد از راه مذاكره و معامله با جبهه خامنه‏اى - هاشمى رفسنجانى، در «انتخابات» شركت كند. اين گرايش مى‏گويد: اولاً نبايد مجلس را تحويل اقتدارگريان داد. بايد در «انتخابات» شركت كرد و اگر هم اكثريت بدست نيايد، يك اقليت قوى مى‏توان تشكيل داد. و چون، مردم در انتخابات شركت نمى‏كنند، آن اقليت قوى، عامل فشارى بسيار بزرگ مى‏شود. زيرا نقش تنها مجراى اتصال به مردم را بازى خواهد كرد.

  خامنه‏اى و هاشمى رفسنجانى از راه امريكا و انگليس مى‏خواهند بن بستى را بگشايند كه نظام گرفتارش شده‏است. بنا بر مشهور - كه اندازه صحتش معلوم نيست - خامنه‏اى رنگ انگليسيش و رفسنجانى رنگ امريكائيش بيشتر است:

 * هيأت 5 نفرى كه خامنه‏اى معين كرده بود، با امضاى پروتكل الحاقى موافقت كرد. موافقت با امضاى پروتكل، شكست آشكار سياست بحران تراشى  گشت. صحبت از مذاكره و معامله با امريكا و اروپاست.

 اما «اصلاح طلبها» مى‏گويند: بر فرض كه پروتكل امضاء شود، مشكل رژيم با غرب، بخصوص امريكا و انگلستان حل نمى‏شود. زيرا هيچيك از بوش و بلر، نمى‏توانند بطور علنى با رژيمى معامله كنند كه اصلاح طلبان را هم تحمل نمى‏كند و مى‏خواهد مجلسى از نوع شوراى شهر تهران و يك رئيس جمهورى دست نشانده را به مردم ايران تحميل كند. حتى ناگزير هستند قيافه خود را تهديدآميزتر نيز بكنند. مگر اينكه خامنه‏اى و جناح راست، در سياست داخلى، عقب نشينيهاى قابل ملاحظه‏اى بكنند.

 * «اصلاح طلبان» طرفدار تحريم مى‏گويند: معامله با اقتدارگرايان كه به تثبيت موقعيت جناح راست بيانجامد، حكومتهاى بوش و بلر را در افكار عمومى امريكا و انگلستان و در عراق و افغانستان و تمامى منطقه خاورميانه، بيش از آنچه شده‏اند، بى اعتبار و دست آنها را از ادعاهائى كه بخاطرشان جنگ براه انداختند، خالى مى‏كند. بنا بر اين، اگر اصلاح طلبان دست از ضعف نشان دادنها بردارند و بطور قاطع با نظارت استصوابى و... مخالفت كنند، همانطور كه «ايجاد بحران» براى عبور از آن، در آغازش شكست خورد، خروج از بن بست با حذف جريان اصلاح‏طلبى نيز شكست مى‏خورد.

  اما در محطيهاى دانشگاهى و تمايلهاى سياسى كه موافق تشكيل جبهه مردم سالارى هستند، مى‏گويند: اگر بنا شود راه حل در داخل كشور جانشين راه در خارج كشور بشود، مردم هستند كه بايد وارد عمل شوند. اعطاى جايزه نوبل صلح به شيرين عبادى، طرز فكر و روحيه عمومى را تغيير داده‏است: اين طرز فكر كه از مردم كارى ساخته نيست. تصميم را تنها ابر قدرت مى‏گيرد و بنا بر اين آن آلترناتيو شانس دارد كه حمايت امريكا را دارد، جاى خود را به اين فكر داده‏است كه راه حل هر كشور را در خود آن كشور و در دست مردم است. بنا بر اين، حرف آخر را مردم ايران مى‏زنند.

  اطلاع يافتيم  - نوشته‏ها و گفته‏هاى ارگانهاى تبليغاتى جناح راست نيز صحت آن را تأييد مى‏كنند - كه خامنه‏اى اعطاى جايزه به شيرين عبادى را، سيلى سختى ارزيابى كرده‏است كه اروپا بر بناگوش او نواخته است. پيش از سفر نمايشى به زنجان، او خاتمى را احضار و او را مجبور كرده‏است اعطاى جايزه صلح  شيرين عبادى را تقبيح كند. تا سفر به زنجان، او كادرهاى سپاه و نيروهاى مسلح را به اين و آن مناسبت گرد مى‏آورد و برايشان سخنرانى مى‏كرد. سران سپاه بسيار فعال شده بودند. صحبت از نظامى كردن مجلس هفتم بود.

     اما سفر خاتمى به مالزى و شركتش در اجتماع سران كنفرانس كشورهاى اسلامى، بى‏رنگ شد. با او رفتارى شد كه با آدمى مى‏كنند كه نقشى تشريفاتى بيشتر ندارد. نقش بى رنگ او در اين اجلاس، از ديد هيچ ناظر داخلى پنهان نماند. دوم خرداديها مقصر را خامنه‏اى مى‏دانند و مى‏گويند در واقع خامنه‏اى است كه مورد بى اعتنائى كامل قرار گرفته‏است. بى اعتنائى خواه به خامنه‏اى و خواه به خاتمى شده باشد و خواه بهردو، مسلم اينست كه دنياى اسلامى و غير اسلامى ديگر خاتمى را كسى نمى‏دانند كه بتواند تحولى در رژيم ايجاد كند. با آنكه در خود ايران زودتر از هر جاى ديگر، نظر عمومى بر ناتوانى خاتمى شده بود، اما وقتى مردم ايران مى‏بينند كه دنياى خارج نيز بهمان نتيجه رسيده‏اند، حالت اطمينان خاطرى پيدا مى‏كنند به اينكه دنياى خارج نيز رژيم را همانطور مى‏بيند كه مردم ايران مى‏بينند.

 انقلاب اسلامى: اجلاس سران كشورهاى اسلامى، خود نيز، بى رنگ شد. از آن، تنها اظهارات ماهاتير محمد، نخست وزير مالزى، (يهوديان مع الواسطه دنيا را اداره مى‏كنند)، در رسانه‏ها انعكاس پيدا كرد و آنهم براى محكوم كردنش.

      و رژيمى در اين وضعيت، با حكومتهاى بوش و بلر كه بخاطر اعتبار باختن در موقعيت خوبى نيستند، بر سر اتم و عراق و... در مذاكرات پنهانى است:

 


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر