محاسبههاى امريكا در عراق و آيا ملاتاريا به تشديد
بحران در عراق اميد بستهاست و يا از آن نگران است؟
اطلاعات استراتژيك (12 سپتامبر)، زير عنوان «عراق:
محاسبات امريكا»، اطلاع مىدهد:
پيشاروى مشكلاتى كه امريكا در عراق با آنها
روبرو شدهاست، ناگزير شده است چرخش سياسى بزرگى بكند و، بنا بر اصل، آمريت سازمان
ملل متحد را بپذيرد. زيرا نيروى چند مليتى آينده پاسخگوى شوراى امنيت خواهد شد. دلايل
اين چرخش روشن هستند:
* امريكا نمىتواند براى مدتى طولانى، نيروى
140 هزار نفرى خود را در عراق نگاه دارد. بخاطر اشغال عراق، هم اكنون 660000 قواى زمينى
و دريائى امريكا زمين گير است. در نتيجه از توان مانور استراتژيك امريكا در جهان كاسته
شدهاست. بنا بر اين، در صورتى كه يك نيروى چند مليتى بيشتر از 20 هزار نفر روانه عراق
شود، كار سپردن امنيت داخلى به شوراى حكومتى عراق مىتواند شتاب بگيرد. از نظر انتخاباتى،
راه حلهاى ديگر، قابل پذيرش نيستند. زيرا الف - افزودن بر شمار قواى امريكا (1 ميليون
و 400 هزار نفر) هزينه سنگين بر مىدارد و مردم امريكا را نيز بد مىآيد. و ب - بيرون
بردن قوا از عراق نيز، از نظر سياسى، فاجعهآميز است.
* با وجود اين، اثرات چرخش امريكا بستگى دارد به
مذاكرهها (يكى از آنها مذاكره سران سه كشور انگليس و آلمان و فرانسه در برلن بود.
آنها در باب ايران و افغانستان نيز گفتگو
كردهاند ا.ا) كه پيش از اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل متحد، در 23 سپتامبر بعمل آمدهاند. در صورتى كه واشنگتن بر موضع كنونى
خود (اختيار كامل بر اداره عراق و در دست داشتن فرماندهى نظامى بتمامه)، احتمال آنكه
كشورهاى ديگر حاضر شوند نيرو به عراق بفرستند، كم خواهد بود. قطعنامه امريكا ممكن است
وتو نشود اما به آن آرأى ممتنع داده خواهند شد.
* فرض ديگر اينست كه هم اكنون در حال نظر سنجى نسبت
به آن نزد كشورهاى اصلى است، فرض سازش است: امريكا بپذيرد كه نماينده سازمان ملل و
نيز قواى چند مليتى، در همان حال كه تحت فرماندهى امريكا هستند، اختيارات در حال افزايشى
پيدا كنند و تحت نظارت كشورهائى باشند كه بيشترين نيرو را مىفرستند. چنين قطعنامهاى
هم قانع كنندهتر است و هم كشورهاى بيشترى را به فرستادن نيرو به عراق بر مىانگيزد.
در صورتى كه امريكا و روسيه و اروپا با اين فرض موافقت كنند، بسا از بار مشكلش كاسته
مىشود. در صورت صدور قطعنامه از سوى شوراى امنيت، هند مىتوانست يك نيروى 20 هزار
نفرى گسيل كند. اما وضعيت داخلى هند چنان شدهاست كه بر فرض صادر شدن قطعنامه، هند
نخواهد توانست به عراق نيرو بفرستد.
* قرار مدار گذاشتن با اروپا، از نظر استراتژيك،
بازگشت به مشاركت امريكا - اروپا نه تنها در مورد عراق كه در همه موارد معنى مىدهد.
و اگر توافقى روى ندهد، جدائى اروپا و امريكا از يكديگر معنى مىدهد و موجب تقويت مخالفان
سازمان ملل در واشنگتن مىشود.
* از لحاظ سياسى، تن دادن به سازش و توافق با اروپا،
كار كاستن از قواى امريكا در عراق را آسان مىكند بخصوص كه از آن پس، قواى چند مليتى
در عراق مستقر مىشوند و از نظر انتخاباتى نيز، به حساب است.
اما آيا امريكائيها به سازش تن مىدهند؟ تا
اين هنگام، امريكا مصر است كه حاكميت بر عراق در دست پل برمر بماند. فرانسه، همچون
كشورهاى ديگرى كه با جنگ مخالف بودهاند، طرح امريكا را از موضع خود بسيار دور ارزيابى
مىكنند.
در 20 سپتامبر، رئيس جمهورى فرانسه و نخست وزير
انگلستان و صدر اعظم آلمان ، در برلين، گفتگو كردند. در كنفرانس مطبوعاتى مشترك، شيراك
و شرويدر گفتند بر سر عراق، اختلاف نظر برجاست و بايد اداره عراق به عراقيها سپرده
شود و كار به سازمان ملل متحد واگذار شود.
ناظران سياسى اينطور ارزيابى كردند كه تونى
بلر ناكامياب از برلين بازگشته است.
ريچارد آرميتاژ، معاون وزارت امورخارجه امريكا،
از حكومت ژاپن خواست از گسيل نيرو به عراق منصرف نشود. در حقيقت، كوزومى ژونيشيرو
Koizumi Junichiro، نخست وزير ژاپن، گزارشى از دواير اطلاعاتى خود دريافت كردهاست
مبنى بر اينكه در صورت گسيل نيرو به عراق، افراد ژاپنى، آماج گروههاى مسلح عراق مىشوند
و كشته شدن افراد ژاپنى، بحران سياسى در ژاپن ببار مىآورد.
رامسفلد، وزير دفاع امريكا مىگويد: در عراق، تهديد
اصلى، براى نيروهاى امريكا، انصار الاسلام است. افراد اين سازمان، در كردستان عراق،
در مرز ايران و عراق متمركزند و بعد از سقوط رژيم صدام، با رفتن «افغانيها» (عربهائى
كه در افغانستان جنگيدهاند)، از طريق ايران، بسيار تقويت شدهاند. افراد بسيارى نيز
از اردن آمدهاند. افراد اين سازمان در مناطق سنى نشين عراق پخش شدهاند و باتفاق عناصرى
كه از سوريه و عربستان و ايران آمدهاند، دست به عمليات مىزنند. فرماندهى نظامى آنها
با عبدالله الشافئى، اهل يمن است.
انقلاب اسلامى: اگر از مرزهاى ايران و سوريه و اردن
و عربستان، افراد مسلح مىتوانند وارد عراق شوند و عمليات كنند، پس اين كشورها سود
خود را در تشديد بحران عراق مىبينند. افزون بر اينكه،
لوموند (22 سپتامبر، زير عنوان مقابله شيراك با
بوش در سازمان ملل متحد)، گزارشى را انتشار دادهاست. شيراك در مصاحبهاى كه با نيويورك
تايمز بعمل آورد و در 22 سپتامبر منتشر شد، خواستار انتقال هرچه سريعتر حاكميت به
عراقيها و سپردن نقشى كليدى به سازمان ملل در عراق شد.
بنا بر سنجش افكارى كه نزد نمايندگان كشورهاى
جهان در سازمان ملل متحد، پيش از آمدن سران كشورها به نيويورك، بعمل آمدهاست، اكثريت
مخالف موضع امريكا و موافق موضع فرانسه است.
لوموند از قول يك ديپلمات مىنويسد: شيراك افكار عمومى را در جهت خافش نوازش مىدهد همانطور
كه بوش چنين مىكند و حالا ديگر، اونيفورم خلبانى را ترك نيز نمىكند. فرانسه، عوام
فريبانه، بر گروه كشورهاى درحال رشد تكيه مىكند براى اينكه موقعيت خويش را حفظ كند.
يك سفير مىگويد: اما يك نگرانى وجود دارد و آن اينكه حكومت بوش، يك سال پيش از انتخابات،
برآن شود قواى خود را از عراق بيرون ببرد. با وجود اين نگرانى، فرانسه چه سودى از كمك
به امريكا عايد مىكند؟
نيويورك تايمز (22 سپتامبر) خبر مىدهد كه با افتتاح
پنجاه و هشتمين اجلاس سازمان ملل متحد، بوش اشغال عراق را، حتى بدون اجازه صريح سازمان
ملل، كارى صحيح خواهد شمرد و خواهد گفت: براى پرهيز از تكرار اينگونه جنگها، مىبايد
بجد جلو انتشار اسلحه اتمى گرفته شود.
آنها كه سخنرانى بوش را تهيه كردهاند، مىگويند
او خواهد گفت امنيت عراق بعد از اشغال و نيز باز سازيش، پيشاپيش، برنامه گذارى شده
بود. حال آنكه بسيارند مقامات حكومت او كه مىدانند وزارت دفاع هيچگونه پيش بينى حملههاى
چريكى را نكرده بود. بهمين خاطر، بوش در اول ماه مه گذشته، پايان جنگ در عراق را اعلان
كرد و امريكا ناگزير شد شوراى حكومت بر عراق را تشكيل دهد.
او دعوت خويش را از ملتها براى شركت در بازسازى
عراق تكرار خواهد كرد اما ابراز موافقتى با نظر فرانسه نخواهد كرد. او تصويب قانون اساسى و انجام انتخابات در عراق
را زمان بندى نيز نخواهد كرد.
بوش در مصاحبهاى كه با فوكس (22 سپتامبر)
انجام داد، گفت قصد ندارد قطعنامه جديدى كه آمريت بيشترى را به سازمان ملل متحد تفويض
كند، ارائه كند. او گفت: سازمان ملل مىتواند در انشاى قانون اساسى كمك كند و وقتى
نوبت به انتخابات رسيد، بر آن نظارت كند!
سخنان بوش در سازمان ملل (23 سپتامبر) همانها
شدند كه واشنگتن پست، پيشاپيش، انتشار داده بود.
و شيراك در مصاحبه با نيويورك تايمز همين روز
مىگويد: او قطعنامه امريكا را، وتو نخواهد كرد مگر در صورت دركار آمدن تحريكى. او
همچنين گفت كه با برخودارى ايران از تكنولوژى غير نظامى، موافق است.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، دو موضع، يكى موضع امريكا
و ديگرى موضع مخالفان جنگ، مخالف با يكديگر باقى مىمانند.
در متن سخنرانى كه تهيه شدهاست، بوش اسمى
از ايران و كره شمالى نخواهد برد. در عوض خواهد گفت: بزرگترين مسئلهاى كه سازمان
ملل مىبايد آن را حل كند، جلوگيرى از انتشار اسلحه اتمى است.
امريكا در حال تهيه پيشنهادهائى براى تغيير
قرارداد منع گسترش اسلحه اتمى به ترتيبى است كه كشورهاى چون كره شمالى و ايران نتوانند
برنامه توليد سلاح اتمى خود را به انجام رسانند. موادى كه مىبايد پيشنهاد شوند، هنوز
آماده و تسليم وزير خارجه، كلين پاول، نشدهاست.
تركيه و كره جنوبى و هند بى ميلى خود را به
گسيل نيرو به عراق ابراز كردهاند. بدانخاطر كه بوش نتوانسته است موافقت بين المللى
با اشغال عراق جلب كند و بدون آن، عراق را تصرف كردهاست.
انقلاب اسلامى: بدين قرار، بوش شرط پرهيز از جنگ
را جلوگيرى از مجهز شدن كشورى چون ايران به سلاح اتمى خوانده است. معنى سخن او اينست
كه او نيز به بحران نياز دارد. اما نه در عراق. حال آنكه نياز ملاتاريا به بحران در
عراق است:
اگر سخن ملك عبدالله (مصاحبه با واشنگتن پست) را
راست بدانيم، بيانگر موضع «اصلاح طلبان» است. زيرا بر اين نظرند كه اقتدارگراها از
بحران عراق سود مىبرند و خبرهاى گوياى دست داشتن اقتدارگراها در بحران عراق را منتشر
نيز مىكنند. با اين حال، آيا ملاتاريا تشديد بحران در عراق را بسود خود ارزيابى مىكند؟
پاسخ برمر، حاكم امريكائى عراق، آرى است: او در مصاحبه با ديلى تلگراف (19 سپتامبر)
گفته است: ايران مشغول بى ثبات كردن عراق است و از راههاى مختلف در كارهاى داخلى عراق
مداخله مىكند.
افراد اطلاعات ايران مشغول اخلال در كار بازسازى
عراق هستند. و اين كار را از راههاى مختلف انجام مىدهند: حمايت از گروههاى مختلف كه
برخى از آنها عمليات خشونتآميز بر ضد قواى ائتلاف و عراقيها انجام دادهاند و مىدهند.
روزنامه از او مىپرسد: آيا ايران مظنون است
به كمك كردن به گروههائى كه به قواى امريكا مسلحانه حمله مىكنند؟ برمر پاسخ مىدهد:
نشانه هائى حاكى از اين امر وجود دارند.