"رهبری " که استبداد مطلقه او 5 درصد رأی دارد، هرچه زود تر برود، زیانی که می بیند و میرساند کمتر میشود :
● سین ابراهیمی ( به نقل از گویا نیوز ) در 1 اسفند ، از جمله نوشته است :
آقای خامنه ای با پذیرش حذف اراده مردمی از مجلس هفتم ، و پیوستن صریح و واضح به اردوی مخالفان سیاسی دیروز آقای خمینی به نقش سیاسی خود به عنوان رهبر واقعی جمهوری اسلامی در تاریخ ایران پایان داد. زیرا در این مبارزات از خوف جنبش مردم به جناحی پناه برد که او رهبری آن را دارا نیست. مجمع روحانیون مبارز با فاصله گرفتن از یاران دیروز و آوردن شانه های خود می خواستند ،که رهبر جمهوری اسلامی بر آنان تکیه کند و با زیر پاگذاشتن دموکراسی درون نظام ، پل ارتباط خود با مردم را قطع نکند ، ولی او که در مقابل خود ، فردا ها ،هفتاد میلیون " گردن کلفت " مشاهده می کرد و توان درک واقعیت های جامعه امروز ایران را نداشت ، به آن ها وقعی نگذاشت. هر چند مجمع دوستان گذشته خود را تبدیل به چوب دو سر طلا کرد. ولی روز های پس از انتخابات متوجه خواهد شد که در ایران امروز ، حتی در جمهوری اسلامی فقط با اراده ولی فقیه چرخهای ماشین حکومت و جامعه به گردش در نمی آید. و با پشت کردن به مردم ، جز تکیه بر سرنیزه و سرکوب نمی توان حکومت کرد.
سایت خبری بازتاب که به وسیله اطرافیان سردار رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام اداره می شود، بیست و شش بهمن مقاله ای با عنوان "چوب حراج جناح ها بر اعتبار رهبری " چاپ کرده و گناه رهبری را به گردن دیگران می اندازد. دراین مقاله آمده است :
" آیا اگر رهنمود رهبری در قضیه محاکمه آغاجری مورد توجه قرار می گرفت و از منظری که ایشان نشان دادند-یعنی احترام دم و جان انسان ها در اسلام - تجدید نظری در حکم وی صورت می گرفت ،امروز بهتر از دستگاه قضایی دفاع نمی شد؟
اگر شورای نگهبان در جریان تایید صلاحیت ها ، به راهگشایی اولیه رهبری توجه نشان می داد و به اندازه ای که آقایان مصلحت می دانستند!از نظریات ایشان تبعیت نمی کردند، بلکه کاملا مطیع نظر رهبری در عرفی دانستن احراز صلاحیت می شدند ، دستاورد بیشتری نصیب جامعه نمی شد؟ " نویسنده سپس ادامه می دهد " موارد فراوانی از این دست وجود دارد که متاسفانه از عدم توجه کامل به مصلحت اندیشی ها و گره کشایی ها ی رهبری از سوی این طیف از مدعیان دفاع از ولایت حکایت می کند."
دو هفته قبل از این مقاله بازتاب ، آقای رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گرماگرم تحصن و سفارشات علنی آقای خامنه ای به شورای نگهبان ، در گفتکو با خبر گزاری دانشجویان گفته بود:
"اگر رهبری مرجع تقلید نباشد ، مردم طبق نظر خودشان مسایل را تحلیل می کنند." و ادامه داده بود : یک مرجع تقلید باید شجاع ، پیگیر و آشنا با درد ها باشد که تاکنون این ویژگی ها در کسی جز امام (ره) جلوه نکرده است ."
مشخص است پیکان سخنان یار غار رهبر به چه سویی پرتاب شده است.
روز دوم اسفند ، رهبر جمهوری اسلامی کارنامه مردودی خود را به دست می گیرد ، متوجه می شود . که بیش ازنیمی از مردم کشور به خواست وی برای رای دادن به لیست آبادگران اسلامی پاسخ منفی داده اند.
اکنون می توان به خوبی ، علت ترس ، خوف ویا رعب رهبری را از انتخابات آزاد درک کرد ، وی که آزادیخواهان جامعه ، جوانان ، دولتمردان و به ویژه نمایندگان پیگیر اصلاح طلب را گاهی "گردن کلفت" و زمانی دیگر " مرعوب" می خواند ، با زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات تصویب شده جمهوری اسلامی ، با بهره گیری غیر قانونی از زیر مجموعه های زیر رهبری خود ، از قدرت نظام ، بسیج و سپاهی که در اساس برای حفظ و صیانت میهن درمقابل تهاجم بیگانه به وجود آمده اند ، علیه اراده مردمی استفاده می کند.
ایشان چنان از نتایج برآمده از حماسه جنبش انتخاباتی دوم خرداد به هراس افتاد ، که از آغاز کار مجلس ششم ، چماق حکم حکومتی را بر فرق اراده مردمی اصلاحات کوبید. ، مردم ایران و جهان شاهد بوده اند ، که این دو صفت ، رعب و ترس از اراده مردمی ، و تعرض ، گردن کلفتی با زیر پا گذاشتن حتی قوانین موجود جمهوری اسلامی ، با اظهارات و اقدامات ،چه نهان و چه آشکار ، خود شخص ایشان مطابقت دارد و زیبندگی دارد. ما هر چند منتقد رهبر هستیم ، ولی آن چه را ایشان دارد از آن خود او می دانیم.
از فردای روز اول اسفند از یک سو ، مبارزه برای آزادی همه ، تولدی دیگر بر اصلاح طلبی مردم ما خواهد داد . و از سوی دیگر رهبری که نتوانست ، نقش تاریخی خود را برای پاسخگویی به نیاز های انباشته شده مردم ایفا کند و دستور حذف اراده مردمی در حکومت را داد . با مبارزه زود رس برای جایگزینی خود مواجه خواهد شد. و در صورت تشدید سرکوب ، بخشی از نیرو های جامعه را به دامن تروریسم نوع فرقانی سوق خواهد داد.
● امیر حسین رسولی (سایت امروز 2 اسفند) در اول اسفند 1382 جهانيان شاهد چالش "اراده معطوف به قدرت" با "اراده معطوف به آزادي" ملت ايران خواهند بود. در اين رقابت حساس علاوه بر اينكه داور و كمك داوران به سود اراده معطوف به قدرت قضاوت مي كنند، نمايندگان اين اراده با آمادگي قبلي و آرايش كامل و با بهره مندي از رانت هاي نهادهاي عمومي همه بازيگران و هواداران خود را به صحنه آورده اند و در عين حال طرف مقابل يعني اراده معطوف به آزادي را تحت شديدترين فشارها قرار داده و از با تجربه ترين و قويترين بازيكنان قوي خود محروم كرده اند، به گونه اي كه بخشي از آنان مجبور شده اند با تركيب ناقص و بدون آرايش و حتي بدون حضور بسياري از بازيكنان اصلي خود و در حالي كه فضاي تبليغات رسمي عليه آنان است، در ميدان حاضر شوند. اين درحالي است كه درصد عظيمي از نيروها و طرفداران اراده معطوف به آزادي از پيش اعلام كرده اند كه در اين رقابت نابرابر و غيرآزاد شركت نخواهند كرد تا يكبار و براي هميشه به قواعد چنين مسابقه ناعادلانه اي خاتمه دهند.
با وجود اين معتقدم كه باز هم اعجاب جهانيان از چگونگي مشاركت مردم و تركيب آراي مردم در دوم اسفند برانگيخته خواهد شد و هوشياري و وفاداري ملت ايران را خواهند ستود. دوم خرداد 76 چالش تمام عيار اراده معطوف به "قدرت" و "آزادي" و نامزدهاي آنان بود و اول اسفند 82 رقابت غيرآزاد و ناعادلانه اين دو اراده انجام خواهد شد. در اول اسفند يكبار ديگر معلوم مي شود كه بيش از نود درصد شهروندان ايران زمين بزرگترين نه تاريخي را به تمامت خواهي و تنگ نظري ديني خواهند گفت كه از نه دوم خرداد به آنان نيز بلندتر خواهد بود، و به اين ترتيب بار ديگر روشن خواهد شد كه خواست اصلي ملت ايران چيست، گرچه مدت هاست كه مردم حرف خود را زده اند. اول اسفند رفراندوم بزرگ ملي برگزار خواهد شد. پس بگذار تا جمعه "اراده معطوف به قدرت" در باره "مرگ اصلاحات" و شكست "اراده معطوف به آزادي" ملت ايران رجز بخواند. پس از انتخابات در باره شكست تاريخ اقتدارگرايي و سرزنده بودن اصلاحات و دموكراسي خواهي ايرانيان سخن خواهيم گفت. انشاءالله.
● در 4 اسفند ، سایت امروز، زیر عنوان " نتیجه کودتای پارلمانی مجلس 10 درصدی " نوشته است :
همچنانكه اصلاح طلبان پيش بيني مي كردند ميزان آراي محافظه كاران در تهران حدود 10 درصد واجدان شرايط است. يك صاحب نظر سياسي در اين مورد به سايت امروز گفت: كودتاي پارلماني باعث شد كه اقليت 15-10 درصدي جامعه اكثريت كرسي هاي مجلس را به خود اختصاص دهد. وي افزود: جالب اين است كه همچون مجلس پنجم بعد از دوم خرداد 76، اكثريت مجلس، در اختيار جناح اقليت جامعه است كه سعي مي كند كمبود مشروعيت خود را با بازي با ارقام واجدان شرايط جبران كند.
● اما پایگاه اجتماعی استبداد مطلقه خامنه ای را نه تنها 10 درصد نباید دانست بلکه از 5 درصد نیز کمتر است. چرا که غیر از تقلبهائ انجام گرفته که ﺁرای افراد لیست خامنه ای را دست کم دو برابر کرده اند، ترکیب ﺁرای واقعی چنان است که بخشی از 5 درصد را نیز می باید از درصد پایگاه استبداد مطلقه ای ب کاست که خامنه ای میخواهد بر قرار کند. این بخش متعلق به تمایلهای راست سنتی است که با لیست سازی توسط خامنه ای و میمون وار از شاه تقلید کردنش ، مخالف بودند . بر ناچیز شدن پایگاه اجتماعی استبداد مطلقه خامنه ای، ترکیب مجلس گویای این واقعیت است که خامنه ای نه تنها با اکثریت قریب به اتفاق کارکنان دولت در تضاد قرار می گیرد (شاهد مثال تضاد شهردار تروریست تهران با مجموعه کارکنان شهرداری تهران ) بلکه با اکثریت بزرگ نیروهای نظامی (ارتش و سپاه) و انتظامی نیز در تضاد قرار می گیرد.
انقلاب اسلامی : تحریم انتخابات فرمایشی چنان وسیع گشت که مانع از ﺁن شد که سازشهای پیش از "انتخابات" با انگلیس و امریکا (اتم و عراق و کمک به یافتن بن لادن) ، مانع از اعتراض رسمی به انتخابات فرمایشی توسط اروپا و امریکا شوند.
همانطور که در شماره های پیش از زبان اطلاعات زمینه سازی انتخابات فرمایشی از راه زد و بند با قدرت های خارجی ، بر ملاء شد، مجلس هفتم ملاتاریا که اعضای ﺁن اغلب از افراد "گارد ﺁهن " خامنه ای هستند، در رابطه با غرب ساخته و پرداخته شده است. پیش از ﺁنکه اثر جنبش تحریم را در برهم زده محاسبات رهبری سازمان ترور بخوانید، در فصلی ، خبرهای محرمانه ای را بخوانید که در دو فصل پیش نیامده اند :
|
|
|