١٣٨٢- آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٨٤ از ١ تا ١٥ آذر
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
راه حل دیپلماتیک یا راه حل نظامی در سوریه و ایران و... ؟:

 

  ● نیویورک تایمز (23 دسامبر ) زیر عنوان "پاول از نقش دیپلماسی دفاع میکند"، مینویسد : کلین پاول ، پس از گذراندن سالی سخت، با این وضعیت روبرو است که پرزیدنت بوش بیکر را به مأموریت به اروپا فرستاده است. وقتی صدام دستگیر شد، نه بوش که کندولزا رایس به او خبر داد. توافق با لیبی را نیز نه او که بوش خود اعلان کرد. پاول در خانه خود دوران نقاهت را میگذراند ( بعد از عمل جراحی سرطان پروستات) . حال که وارد سال آخر ریاست جمهوری بوش میشود، او حاضر نیست بگوید در صورت انتخاب شدن دوباره بوش، آیا او وزیر خارجه او خواهد ماند یا نه ؟ اما او میگوید: در حکومتی که گرفتار وسوسه جنگ و تروریسم بوده است، دیپلماسی قاق شده و نقش حاشیه ای یافته و نقش او نیز ناچیز گشته است. او مصمم است .
از اولی که او وزیر خارجه شد، احساس حرمان می کرد. با وجود این، او میگوید: در همان حال توجه عمومی به دکترین "جنگ پیشگیرانه " و تنها عمل کردن امریکا جلب بود ، او اتحادهای محکمی با کشورهای دیگر، در آنچه به تسلیحات اتمی کره شمالی و ایران مربوط میشد، بوجود آورد و حتی در مورد عراق با سازمان ملل از نزدیک کار کرد. بسیار کم هستند مردمی که بازمی شناسند که روابط امریکا با روسیه و چین بسیار بهتر از آن شده است که طی چندین سال بود. و یا در افغانستان و نزاع هند و پاکستان ، ما با اروپا همکاری نزدیک کرده ایم. دیگر از دست آوردهای او تأمین بودجه برای مبارزه بین المللی با ایدز و کمک به کشورهای فقیر است. حل مشکل جنگ داخلی سودان و لیبریا و فشار به اسرائیل و فلسطین برای صلح از دیگر دست آوردهای او است.
اما از حرمانهای او، یکی چگونه شروع شدن جنگ با عراق و اداره عراق بعد از جنگ است. وزارت دفاع نظر مشورتی وزارت خارجه را در بارۀ اداره عراق ، نیز، نپذیرفت. بر اینها افزوده می شود اظهارات او در سازمان ملل متحد پیرامون خطر عاجل اسلحه کشتار جمعی عراق. او میگوید امیدوار بوده است که انبار این اسلحه در عراق یافت شود.
به نظر پاول، تقدم را باید به دیپلماسی داد و او مصمم است از این دیدگاه دفاع کند .

*در 30 دسامبر، پاول مقاله ای در مجله وزارت خارجه در بارۀ سیاست خارجی نوشته و در آن، از نظر رامسفلد انتقاد و دیپلماسی را روشی دانسته است که امریکا در حل مسائل جهان ، باید در پیش بگیرد. او مینویسد : "سیاست حکومت بوش بر استراتژی جنگ پیشگیرانه مبتنی نیست. " بدینسان، به رامسفلد پاسخ می دهد . استراتژی جنگ پیشگیرانه تنها در مورد تهدیدهای قابل بکار بردن است که عامل آنها دولتها نیستند. مثل گروههای تروریست. پیشگیری بمعنای آن نیست که استراتژی بازدارندگی رها شده است. بلکه بمعنای آنست که بازدارندگی قوت گرفته است. همچنان اصل بر بازداشتن و منصرف کردن دشمن از حمله است. استراتژی ما جنگ پیشگیرانه نیست و بر مشارکت و همکاری با متحدان خویش و نقش حیاتی قائل شدن برای ناتو و دیگر موافقت نامه های اتتفاقی است - از جمله سازمان ملل متحد - که امریکا امضاء کرده است. او خاطر نشان میکند که سخنی دور از خرد است اگر بگوئیم سیاست خارجی حکومت بوش خالی از اشتباه ها بوده است. اما اشتباهها را نام نمی برد.
●اینتلیجنت آن لاین (12 دسامبر 2003 تا 1 ژانویه 2004 ) خبر میدهد که عبدالله ، پادشاه اردن، که در هفته اول ماه دسامبر از امریکا دیدن کرد، واسطه ایران با امریکا بود برای گفتگوهای سیاسی بر سر آینده روابط سیاسی دو کشور. او بر اینست که حل اختلافات ایران و امریکا یک عنصر اساسی است در حل بحران عراق. مبادله مجاهدین خلق در ازای اعضای القاعده را نیز او به بوش پیشنهاد کرده است.
● در 30 دسامبر، واشنگتن پست قول کلین پاول، وزیر خارجه امریکا ، را موضوع مقاله ای کرد. روز پیش از آن، پاول گفته بود : با توجه به تحرکهای تشویق کننده ایران در ماههای اخیر، امریکا آماده گفتگو با ایران است.
علائم تشویق کننده عبارتند از امضای پروتکل الحاقی و بهبود روابط با کشورهای عرب میانه رو و قبول کمک امریکا به زلزله زدگان و انجام مستقیم این کمک. پاول میگوید : اموری واقع شده اند و ما باید باب گفتگو را باز بگذاریم. همه اموری که با هم انجام گرفته اند نشان می دهند که ایران رفتار جدیدی در پیش گرفته است. ایرانیها متوجه شده اند که دنیا ناظر و مراقب و آماده اقدام است.
همان روز، بوش به "غیر انتخابیهای رژیم " حمله کرد. واشنگتن پست از قول مقامات حکومت بوش می نویسد : اظهارات پاول همزمان است با سومین تجدید نظر در سیاست امریکا ، در دوران ریاست جمهوری بوش، در قبال رژیم ایران. سیاست اولی که اتخاذ شد، به بن بست انجامید. از این رو، دو نوبت تجدید نظر پذیرفت. با توجه به این امر که دیپلماسی در لیبی کار برد داشت و در ایران ، موفق بود، اینک امریکا میخواهد با ایران نیز از راه دیپلماسی عمل کند.
(خط کشی از ما است ) پاول میگوید : البته ما هنوز نگران فعالیتهای تروریستی ایران هستیم و نیز مسئله القاعده و نیز امور دیگر فکر ما را به خود مشغول میکنند.
واشنگتن پست مینویسد مقامات امریکائی بر اثر دیدار ها و گفتگوهای پرزیدنت محمد خاتمی با ملک عبدالله و پرزیدنت حسنی مبارک تشویق شده اند. این دیدارها و گفتگوها نخستین دیدارها و گفتگوها از 1979 بدین سو، با دو کشور عرب دارای نقش کلیدی که با اسرائیل صلح کرده اند، بوده اند.
دیگر کشورهای عرب نیز به امریکا فشار وارد میکنند با ایران وارد گفتگو شود. مقامات رسمی میگویند مقامات اولی که در تعیین و اجرای سیاست خارجی امریکا نقش دارند نیز بر این نظر هستند.
یک مقام بلند مرتبه میگوید : اهمیت تمام دارد که ما دید دوباره ای بر چگونه انجام دادن گفتگوئی بیفکنیم که میخواهیم انجام دهیم و قدمی که میخواهیم به پیش برداریم. من سابقه کار را می دانم و نیز دیده ام چگونه ایرانیها در کار گره میاندازند.
● هاشمی رفسنجانی ، در مصاحبه با الریاض، (اطلاعات بین المللی 2 دیماه 82) گفته است: اگر آمريكا به علائم حسن نيت خواسته شده ايرانيان جواب مثبت دهد، قطعا فضا براي مذاكره مناسب مي شود.
او بااشاره به وضعيت آمريكا در عراق گفته است : آمريكا در عراق در بن بستي قرار گرفته است كه ماندن و رفتن برايش مشكل شده است و راه حل واقعي آمريكا در عراق دستگيري صدام نيست، بلكه تضاد اصلي آمريكا با مردم عراق است كه سربازانش را اشغالگران نامشروع سرزمين خود مي دانند.
انقلاب اسلامی : بنا بر این ، گفتگوئی انجام گرفته است و در آن، از امریکا خواسته شده است علائمی نشان بدهد.
در 31 دسامبر، بوش مجازاتهای اقتصادی مقرر در بارۀ ایران را بمدت 90 روز و بطور محدود معلق گرداند. در این مدت، شهروندان امریکائی و سازمانهای عام المنفعه میتوانند پول و کالا برای مردم زلزله زده بم بفرستند و در بازسازی بم شرکت کنند. برای تسهیل کار این سازمانها و گروههای امداد، اجازه بردن تلفنهای دستی و کامپیوتر نیز به آنها داده شده است.
● اطلاعات استراتژیک (19 دسامبر 2003) خبر می دهد که بعد از قتل پسران صدام و اثری که بر توسعه فعالتیهای تروریستی گذاشت ، پرزیدنت بوش رئیس سیا ، تنت، را مأمور کرد عملیات دستگیری صدام حسین را تحت نظر مستقیم خود قرار دهد. او اوائل سپتامبر، بطور محرمانه، به بغداد آمد تا سازماندهی عملیات را تجدید کند. اول کاری که شد تشکیل "نیروی مأموریت ویژه21" که تحت نظر ژنرال سانچز قرار گرفت. این نیرو مرکب از 600 تن بود که متلعق به سه سازمان اطلاعاتی امریکا هستند . سازمانهای NSA و DIA و CIA در عراق فعالیت دارند و با سازمانهای متحد امریکا، بخصوص کنگره آشتی ملی ، همکاری میکنند. بنت شخص دوم اتحاد میهنی کردستان ، حیدر علی رسول ، را مأمور همآهنگ کردن فعالیتهای عراقیها و امریکائیها میکند. اولین تدبیر فرماندهی امریکا استقرار 20 هزار نفر در طول مرزهای عراق با ترکیه و سوریه می باشد تا که از فرار صدام و همکاران او جلوگیری شود. زیرا میدانستند که مرزهای عربستان و کویت و اردن به روی آنها بسته اند. بعد عملیات گسترده ای در سه گوش سنی نشین عراق بعمل آمدند. شبکه های عراقی با تلفن ارتباط بر قرار نمیکنند بلکه شبکه گسترده ای خبر رسانی و خبر گیری ایجاد کرده اند. بابت هر اطلاعی که راست از آب در می آمد، 100 دلار می دادند (حقوق ماهانه افسر ارتش عراق 75 دلار است ) . این سه گوش به چهارخانه ها تقسیم شد و تحقیق و بازرسی از فلوچه و رومادی در غرب بغداد شروع و بطرف سامره و مردابهای اطراف تکریت ، در دو سوی دجله ادامه یافت. در این دوره، مردم محلی دیدند که تعداد کاسبهای کرد زیاد شد. آنها مواد غذائی را از دهقانان گران می خریدند و ارزان می فروختند. این حضور و روش کار ، سئوالهائی را بر انگیخت. در پایان ماه نوامبر، امریکائیها عملیات "مار آهنی " به اجرا گذاشتند. نتیجه این شد که صدام در محیطهای شهری پنهان نیست. این شد که " نیروی مأموریت ویژه " تفتیش روستاهای اطراف شهرها را در دستور کار خود قرار داد. امریکائیها از سازمان اطلاعات اردن استمداد کردند. مأموران آنها در برخی از ایلها مستقر هستند. در نتیجه، محل اختفای او را در مزرعه ای واقع در الدور یافتند. این محل را به یمن توجه به تردد زیاد تاکسی به یک منطقه کم رفت و آمد ، یافتند. سه روز، از 6 تا 9 اکتبر، این تاکسی را تعقیب کردند و به این نتیجه رسیدند که یک شخصیت مهم در این منطقه مخفی شده است. در شب 10 دسامبر، امریکائیها یکی از دستیاران را دستگیر کردند. چند ساعت بعد او را رها کردند. اما همین دستگیری، اطرافیان صدام را متوحش کرد . آنها صدام را به سرنوشت خود رها کردند و پراکنده شدند.
ایرنا نخستین خبرگزاری بود که خبر دستگیری صدام را منتشر کرد. چند دقیقه بعد، تلویزیون کویت خبر را پخش کرد. خبر را جلال طالبانی به ایرنا داده بود. افراد سازمان او نیز در عملیات دستگیری صدام شرکت داشته اند. طالبانی با دادن خبر به ایرنا، به امریکا پیام داد که بیهوده حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی را به او و اتحادیه میهنی کرد ترجیح می دهد.
امریکائیها به این نتیجه رسیده اند که انتخابات آزاد در عراق همان و افتادن عراق به دست اسلام گرایان رادیکال همان. از این رو، میخواهند بر الگوی افغانستان، مجلسی را تشکیل دهند و قانون اساسی موقتی را به تصویب برساند و دولتی بر سر کار آید و امور عراق را تصدی کند. اما
* برمر با فشار شیعه ها روبرو است که میخواهند بر دولت عراق کنترل داشته باشند. او در دیدار با شخصیتهای شیعه، اطمینان داده است که امریکا نخواهد گذاشت در عراق دولتی بر الگوی رژیم ایران برقرار شود. سیاست او اینست که میان شیعه ها تفرقه بیاندازد و عناصر رادیکال ، نظیر مقتدی صدر ، را منزوی کند. سعی او بر این است که با روحانیانی چون آیات الله سیستانی و نجفی که با ایران فاصله خود را حفظ میکنند، کنار آید.

* کردها که متحد اصلی امریکائیها هستند تهدید میکنند اگر قانون اساسی خودمختاری آنها را برسمیت نشناسد، جدائی خواهند جست.
* سنیها که رهبران آنها رؤسای ایلها هستند و دولتهای سنی ناراضی هستند. از این رو به ایران و دولتهای سنی نیاز دارد.
* اطلاعات استراتژیک (12 دسامبر) خبر می دهد که امریکائیها دارند حد خود را می شناسند. توضیح اینکه در مییابند که جنگ با " تروریسم اسلامی " به نتیجه نمی رسد اگر با جنگ با اسلام گرائی مشتبه شود. بنا بر سازمانهای اطلاعاتی کشورهای عرب، معاون وزارت دفاع امریکا، دوگلاس فیث ، بر آن شده است که در محیطهای اسلامی روش جلب قلوب در پیش گیرد تا مگر آنها را از عناصر رادیکال جدا کند. در کشورهای مختلف، در قطر و در اردن و در انگلستان با سازمانهای اسلام گرا تماسهائی بر قرار شده اند. امریکائیها به این سازمانها اطمینان میدهند که اگر حساب خود را از حساب گروههای تروریست جدا کنند، الگوی ترکیه در کشورهای اسلامی برقرار خواهد شد و در دموکراسی کثرت گرا، آنها میتوانند به حکومت برسند.
● پس از دستیگری صدام، عملیات مسلحانه به آن اندازه کاهش یافت که امریکائیها پنداشتند کمر سازمانهای کماندوئی عراق را شکسته اند. اما در روزهای پایان سال 2003، عملیات مسلحانه عراقیها وسعت چشمگیری پیدا کرد. هنوز معلوم نیست که آیا این عملیات گویای تجدید سازمان و بدست آوردن توانائیهای بیشتر است و یا با توجه به اهمیت روزهای پایان سال، سازماندهان اینگونه عملیات، دست به کوششی زده اند که نمی توانند ادامه پیدا کنند. عملیات مسلحانه متمرکز تر شده اند. در شمال سامره کاهش یافته اند. در بغداد به شعاع6 کیلومتر متمرکز شده اند.
اما عملیات کربلا ، قابل مطالعه تر ند. اهمیتش از لحاظ پیچیدگی آن است. 4 خود رو با سرنشینان آماده عمل انتحاری بعلاوه افرادی که با اسلحه سبک حمله کردند. همانند عملیات القاعده در عربستان.
دو امکان وجود دارند : جهاد گران از بیرون عراق وارد شده و جای خالی بعثیها را پر کرده اند و یا بعثیها و جهادگران اتحاد تاکتیکی کرده اند. بر هر یک از دو فرض، دو نتیجه گیری میتوان کرد: شمار حمله ها کم شده است گرچه اثر بخشی آنها کم نشده است. و تجدید نظری در فکر راهنمای سازمانهای عمل کننده انجام گرفته است.
● بلر، نخست وزیر انگلستان، گفته است گروههای تحقیق و تفحص امریکائی ، انبوهی از مدارک حاکی از وجود ، آزمایشگاههای تولید اسلحۀ کشتار جمعی در عراق را پیدا کرده اند. در 28 دسامبر، تلویزون ITV1 ، بدون آنکه گوینده اطلاع را معرفی کند، در بارۀ صحت آن، از برمر، حاکم امریکائی عراق میپرسد. برمر پاسخ میدهد: من نمیدانم این حرف را چه کسی زده است. اما میدانم حرفی نیست که داوید کی (رئیس گروه تحقیق و تفحص ) زده است. این حرف را کسی باید زده باشد که هنوز به سیاست آشنا نشده !
● امریکا به روسیه سفید سخت گرفته است که نباید اسلحه پیشرفته در اختیار سوریه قرار دهد. رئیس جمهوری روسیه سفید، آلکساندر لوکاچنکو ، در آغاز دسامبر، از دمشق بازدید کرد. سوریه میخواهد از روسیه سفید رادار و موشکهای ضد هوائی S - 300 بخرد. و نیز میخواهد تانکهای ت - 72 و زره پوشهای BMP - 1 نوسازی شوند و روسیه سفید در تعمیر و نگاهداری میگ 29 ها و هلی کوپترهای Mi -24 کمک فنی کند.



صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر